خبرگزاری «تابناک» چهارشنبه ۲۶فروردین۱۴۰۵ در گزارشی از صدور نامهای از سوی «وزارت صنعت، معدن و تجارت» (صمت) به «سازمان لیگ برتر فوتبال ایران» خبر داد؛ نامهای که در آن اعلام شده بود بهدلیل حملات نظامی آمریکا و اسراییل به زیرساختهای صنعتی ایران، دو باشگاه سپاهان و فولاد خوزستان تا اطلاع ثانوی اجازه حضور در هیچ مسابقه رسمی را نخواهند داشت.
این خبر، اگرچه ساعاتی بعد با واکنشهایی از سوی مدیران این دو باشگاه و رسانههای نزدیک به حکومت همراه شد، اما پرسشهایی جدی درباره آینده لیگ برتر فوتبال ایران، ساختار مالی باشگاهها و امکان ادامه فعالیت آنها در شرایط پس از جنگ و بحران کنونی در اقتصاد ایران ایجاد کرد.
آیا در روزهایی که کارخانهها تعطیل، تورم در مرز ۷۰ درصد و ناتوانی مردم از تامین مایحتاج اولیه در کشور، برگزاری لیگ با قیمتهای سرسامآور در دستمزد بازیکنان نه فقط «منطقی» که «مقدور» است؟
*****
تعلیق سپاهان و فولاد؛ تصمیمی که تکذیب شد؟
بر اساس گزارش «تابناک»، وزارت صمت در این نامه خود به سازمان لیگ، توقف فعالیت کارخانههای صنعتی بهدلیل آسیبهای ناشی از حملات را دلیل اصلی کنارهگیری دو باشگاه فولاد اهواز و سپاهان اصفهان اعلام کرده است. باشگاههای سپاهان و فولاد بهطور مستقیم زیرمجموعه شرکتها و کارخانهجات فولاد هستند و بخش عمده منابع مالی خود را از این صنایع تامین میکنند.
با این حال، ساعاتی پس از انتشار این خبر، رسانههای وابسته به حکومت مانند «ورزش سه» به نقل از مدیران این دو باشگاه، کنارهگیری باشگاههای خود از لیگ برتر را «شایعه» خواندند.
«منوچهر نیکفر»، مدیرعامل سپاهان، در واکنش به این نامه گفت: «پس از اتفاق تلخی که برای کارخانه افتاد و مورد حمله قرار گرفت، قطعا مشکل تامین منابع مالی خواهیم داشت، اما منبع مالی ما فقط فولاد مبارکه نیست.»
او به امکان «ترانسفر بازیکنان» بهعنوان یکی از راههای جبران هزینهها اشاره کرد و سپس مدعی شد که این باشگاه بخش قابل توجهی از درآمدهایش را از محل «آگهیها» کسب میکند.
آیا درآمدهای جانبی، واقعیت دارند؟
یکی از پرسشهای اولیه، در مورد «امکان جایگزینی منابع مالی از دسترفته» است. باشگاههایی مانند سپاهان و فولاد، برخلاف باشگاههای حرفهای فوتبال جهان، سهم محدودی از درآمدهای مستقل مانند تبلیغات، حق پخش تلویزیونی، بلیت فروشی یا فروش پیراهن دارند.
در ایران، ساختار اقتصادی فوتبال بهشدت وابسته به منابع دولتی، صنعتی یا نظامی (سپاه پاسداران) است. حق پخش تلویزیونی وجود خارجی ندارد، چون صداوسیمای حکومتی، پولی برای پخش بازیها پرداخت نمیکند و درآمدهای تبلیغاتی باشگاهها، حتی در بهترین حالت، بخش کوچکی از هزینههای سالیانه آنها را پوشش نمیدهد.
از سوی دیگر، ادعای مدیرعامل باشگاه سپاهان در مورد ترانسفر بازیکن به خارج از کشور، با توجه به بسته شدن پنجره نقل و انتقالات بینالمللی و همین طور شرایط جنگی و بیثباتی اقتصادی و فوتبالی در ایران، عملا غیرقابل باور به نظر میرسد.
وابستگی مالی؛ سپاهان و فولاد روی چه ایستادهاند؟
بررسی اعداد و ارقام بودجه سالانه دو باشگاه فولاد و سپاهان تصویری روشنتر از میزان وابستگی سپاهان و فولاد به منابع صنعتی ارایه میدهد.
باشگاه سپاهان در سال ۱۴۰۳، بودجهای حدود ۹۳۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان را ثبت کرده که طبق ادعای کارخانه فولاد مبارکه اصفهان، حدود ۹۲ درصد آن به صورت مستقیم از سوی شرکت «فولاد مبارکه» تامین شده است. این رقم در سال ۱۴۰۴، با تصویب مجمع عمومی این شرکت، به حدود ۱۵۰۰ میلیارد تومان افزایش یافته بود.
یعنی باشگاه سپاهان کمتر از ۱۰ درصد از بودجهاش را از به صورت مستقل تامین کرده است.
در مورد فولاد خوزستان، آمار شفاف و دقیقی برای سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ منتشر نشده، اما برآوردها نشان میدهد که بودجه این باشگاه در فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۲ حدود ۳۰۰ میلیارد تومان بوده که این عدد نیز از سوی شرکت فولاد خوزستان تامین شده بود.
این ارقام نشان میدهند که حذف یا حتی کاهش جدی حمایت صنایع مادر، عملا به معنای فروپاشی ساختار مالی این دو باشگاه خواهد بود.
ساختار مالکیت؛ لیگ ایران روی چه پایهای بنا شده است؟
برای درک بهتر بحران فوتبال دولتی و نظامی ایران، باید به ساختار مالکیت باشگاههای لیگ برتر ایران نگاه کرد؛ ساختاری که نشان میدهد فوتبال ایران تا چه اندازه به نهادهای دولتی و شبهدولتی وابسته است.
باشگاههایی مانند استقلال و پرسپولیس، اگرچه در ظاهر خصوصیسازی شدهاند، اما همچنان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از منابع بانکی و پتروشیمیهای دولتی تغذیه میکنند.
تیمهایی مانند فجر سپاسی و ملوان، زیر نظر نهادهای نظامی قرار دارند. فجرسپاسی به صورت مستقیم زیرنظر نیروی زمینی سپاه پاسداران است و مالکیت قطعی ملوان را نیروی دریایی ارتش در اختیار دارد.
بخش عمده لیگ را اما باشگاههایی تشکیل میدهند که به صنایع بزرگتر و به عبارتی وزارت صمت وابستهاند؛ از جمله سپاهان، فولاد، گلگهر، چادرملو، ذوبآهن، آلومینیوم و مس. این باشگاهها مستقیما از سود یا بودجه شرکتهای صنعتی تغذیه میشوند.
پیکان در فصل جاری تنها باشگاهی است که به صنعت خودروسازی وابسته است.
تعداد اندکی از تیمها مانند خیبر، استقلال خوزستان و شمسآذر، بهعنوان باشگاههای خصوصی شناخته میشوند، هرچند آنها نیز با محدودیتهای مالی جدی مواجهاند.
باشگاه تراکتور، در ظاهر خصوصی است، اما در عمل همچنان به سپاه پاسداران وابسته است؛ نهادی که مالکیت این باشگاه را در دهه ۱۳۹۰ خورشیدی در دست گرفت و پس از اعتراض هواداران، آن را در ظاهر به «محمدرضا زنوزی» مامور اسبق خود واگذار کرد.
تناقض در تصمیمگیری؛ لیگ برگزار میشود یا نه؟
در حالی که نهادهای دولتی در ایران، دچار تردیدهای جدی برای هزینه اضافه برای باشگاهها هستند، «سازمان لیگ برتر فوتبال ایران» نیز در چهارشنبه ۲۶اسفند، مواضعی متناقض اتخاذ کرد. این سازمان صبح چهارشنبه در بیانیهای اعلام کرد که مسابقات لیگ تا اطلاع ثانوی برگزار نخواهد شد.
اما تنها چند ساعت بعد، و در پی سفر «عاصم منیر»، فرمانده ارتش پاکستان، به ایران برای مذاکرات آتشبس، موضع خود را تغییر داد. سازمان لیگ عصر همان روز اعلام کرد که تا روز شنبه برای اتخاذ تصمیم نهایی صبر خواهد کرد و از باشگاهها خواست فعلا تمرینات خود را تعطیل نکنند.
این یعنی برگزاری رقابتهای لیگ نه تنها به وضعیت مالی صنایع دولتی که البته به روند آتشبس میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده نیز بستگی دارد.
آینده لیگ؛ آیا ادامه ممکن است؟
با توجه به ساختار لیگ برتر فوتبال ایران، میتوان احساس کرد که «بحران کنونی» تنها دامن باشگاههای سپاهان و فولاد را نگرفته است. هرگونه اختلال در فعالیت صنایع، بانکها یا نهادهای دولتی، بهطور مستقیم بر بودجه باشگاهها تاثیر میگذارد.
در شرایطی که بودجه سازمانها و نهادهای دولتی، نظامی و صنعتی در روزهای پس از جنگ، به شکل قابل توجهی تحت تاثیر قرار گرفته، بسیاری از باشگاهها عملا توان ادامه فعالیت حرفهای را نخواهند داشت.
نبود حق پخش تلویزیونی مستقل، ضعف در جذب اسپانسرهای خصوصی و محدودیتهای مرتبط با تحریمهای بانکی برای کسب درآمدهای بینالمللی از کنفدراسیون فوتبال آسیا یا فیفا، باشگاههایی که به «آمادهخوری» عادت کرده بودند را دچار جدیترین بحران تاریخ حیاتشان خواهد کرد.
حتی اگر تصور کنیم که لیگ برتر فوتبال ایران بهصورت موقت از سر گرفته شود، نمیتوان انتظار داشت که کارخانههای از کار افتاده یا بانکهای ورشکستشده و حتی نهادهای نظامی تخریب شده، مانند گذشته بودجه خود را به بازیکنان و باشگاههای فوتبال تخصیص دهند.
در سالهای گذشته با وجود تلاشهای کنفدراسیون فوتبال آسیا برای جدایی فوتبال از حاکمیت، اما جمهوری اسلامی تمامی تلاش خود را کرد تا این باشگاهها به جای مستقل شدن، به بخشی از ساختار اقتصادی، سیاسی و امنیتی کشور تبدیل شوند.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر