اگر در کلیت ورزش ایران، دسته بندی متداول در سال های اخیر را رعایت کنیم، ورزش به دو بخش «فوتبال» و «منهای فوتبال» تقسیم می شود. بعد در همین دسته بندی، می بینیم که فوتبالی ها همیشه در سیاست ورزی و گرایش به کرسی های سیاسی، عقب تر از سایر ورزش ها بوده اند. 
مجلس شورای اسلامی تا امروز هیچ فوتبالیستی را در خودش به عنوان نماینده مجلس ندیده است. اما همین «خانه ملت»، ورزشکاران سایر رشته ها را در قامت نماینده مجلس در خود داشته است. پیش از انقلاب، اولین ورزشکاری که راهی مجلس شد، «امامعلی حبیبی» کشتی گیر بود.

حبیبی دارنده مدال طلای المپیک 1956 ملبورن بود. او به عنوان نماینده مردم بابل، یک سال پس از اجرای اصلاحات ارضی محمدرضاشاه و انتخابات بیست و یکمین دوره مجلس شورای ملی، به مجلس راه یافت. همان دوره قرار بود «غلامرضا تختی» هم از تهران برای انتخابات نام نویسی کند که روزهای آخر پشیمان شد.

پیش از انقلاب، گرایش ورزشکاران برای حضور در سیاست، به سمت نمایندگی مجلس نمی رفت. «محمد خاتم» از اولین کاپیتان های تاریخ فوتبال ایران بود. او در دهه 20 خورشیدی، در کنار فوتبال، آموزش خلبانی را آغاز کرد. دوره ای هم به انگلستان رفت و پس از بازگشت، خلبان اختصاصی محمدرضا شاه پهلوی شد. پس از آن، با جدایی از همسر اولش، یعنی «پروین‌دخت خدیوی»، با «فاطمه پهلوی»، خواهر شاه ازدواج می کند. اما 21شهریور 54 تیمسار ارتشبد خلبان محمد خاتم زمانی که در حال پرواز با کایت بود، در سد «دز» سقوط کرد و کشته شد. هنوز هم معلوم نیست که چرا گروهی شاه را مقصر سقوط کایت او معرفی می کنند.

«عباس فرزانگان» ابتدا مدافع میانی تیم ملی بود، بعد ناگهان در کودتای 28 مرداد به عنوان مدافع شاه قد علم کرد و سال ها بعد به سمت هایی از قبیل وزارت پست و تلگراف هم رسید.

«فتح الله مین باشیان» دروازه بان باشگاه «تاج» بود و گاهی هم تیم ملی ایران. بعد از فوتبال، او به یکی از چهره های شاخص ارتش تبدیل شد. روابطش با دربار پهلوی، از نسبت خانوادگی با «مهرداد پهلبد»، وزیر ارشاد شاه سرچشمه می گرفت. نام سابق مهرداد پهلبد، «عزت الله مین باشیان» بود. این دو با هم اخوی بودند.

پس از انقلاب، ورق برگشت. فوتبالی ها از سیاست دور ماندند، سایر رشته ها اما پست های سیاسی را نوبتی دور زدند. شاید فقط ریاست جمهوری و مجلس خبرگان رهبری بوده که از حضور ورزشکاران ایرانی در مصونیت مانده است؛ آن هم ورزشکارانی منهای فوتبالیست ها. قرار بود «ناصر حجازی» هم طعم حضور در انتخابات ریاست جمهوری را بچشد. سال 84 برای انتخابات ریاست جمهوری ایران نام نویسی کرد و به خبرنگاران گفت: «اگر صلاحیت من تایید شود، بیش از 30 میلیون رای خواهم داشت.»

پشتوانه حجازی شاید فقط محدود به هواداران یک باشگاه خاص (استقلال) نمی شد. بی پروایی، تندگویی و حتی گاهی مخالفت های حجازی با سیاست های نظام، از جمله ویژگی هایش بود. سال 1365 او حاضر نشد با تصویر رهبر ایران عکس بیاندازد؛ مساله ای که خودش در گفت و گو با روزنامه «صبح ورزش» در سال 79، از آن به عنوان تاثیرگذارترین عامل در نرسیدن به نیمکت مربی گری تیم ملی یاد کرد.

شورای نگهبان صلاحیت او را برای شرکت در انتخابات رد کرد. در اعتراض به رد صلاحیت خود گفته بود که چه طور سیاسیون و نظامیون وارد مدیریت فوتبال شده اند اما اجازه حضور به اهالی فوتبال در سیاست داده نمی شود؟ در مورد میزان شانس موفقیتش در دنیای سیاست هم از «آرنولد شوارتزنگر»، بازیگر و ورزشکار امریکایی مثال زد که سال 2003  به جای «گری دیویس»، فرماندار کالیفرنیا شده بود.

پیش از ناصر حجازی، «پرویز قلیچ خانی»، سیاسی ترین ورزشکار تاریخ ایران بود. او بهمن ماه ۱۳۵۰ توسط ساواک به جرم فعالیت ضدرژیم پهلوی و عضویت در «سازمان مجاهدین خلق» دستگیر شد. یک ماه بعد، در يک مصاحبه تلويزيونی با حضور سردبيرانِ چند نشريه ورزشی، از فعالیت های سیاسی خود اعلام پشيمانی و در سال 1356، طی يک اطلاعيه اعلام کرد، يکی از دلايل گرايش سياسی وی، «رستاخيز سياهکل» توسط «سازمان مجاهدین خلق» بوده. بهار سال 1358 هم طی بیانیه ای که در روزنامه «کیهان» به چاپ رسید، از سازمان مجاهدین جدا شد. پرویز قلیچ خانی سال ها است که دیگر رنگ ایران را ندیده است؛ بازیکنی که در «کیان»، «تاج»، «دارایی»، «عقاب»، «پرسپولیس»، «پاس» و «سن خوزه» امریکا بازی کرد و بسیاری او را کامل ترین فوتبالیست تاریخ ایران می دانند.

اما سری به شورای شهر تهران بزنیم؛ «رسول خادم» اولین قهرمان ورزشی پس از انقلاب ایران بود که وارد دنیای سیاست شد. او در انتخابات دومین دوره شورای شهر تهران،  با 92هزار و 606 رای به شورای شهر پایتخت رفت.

پیش از او، «امیر عابدینی» با سابقه استانداری در سه استان لرستان، خراسان و آذربایجان شرقی و هم‏چنین مدیرعاملی «شرکت سهامی معادن ایران» در کارنامه اش، توانست در نخستین دوره انتخابات شوراها و کنار مردانی هم چون «عبدالله نوری» و «سعیدحجاریان» به عنوان نماینده مردم تهران راهی شورای شهر شود. عابدینی مدعی است که پیش از انقلاب، بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس تهران بوده است اما هیچ تصویر، مدرک یا نشانه ای برای اثبات چنین ادعایی به چشم نمی خورد.

رسول تنها نبود. یک سال بعد برادرش، «امیر خادم»، دیگر کشتی گیر تاریخ ساز ایران وارد انتخابات مجلس هفتم شد و 40سال پس از امامعلی حبیبی، باردیگر یک کشتی گیر بازنشسته ایرانی به مجلس راه یافت؛ این بار مجلس شورای اسلامی.

امیر خادم در مورد حضورش در دنیای سیاست، استدلال جالبی هم داشت: «یک قهرمان وقتی جایگاه ملی پیدا می کند و به ماندگاری در اذهان می رسد، باید بیش تر تلاش کند. من معتقدم که قهرمان ملی مثل دستمال کاغذی نیست که تاریخ مصرف داشته باشد.»

امیر که در انتخابات مجلس هفتم به عنوان نفر سوم از تهران به مجلس راه یافته بود، در دوره بعد مجلس نیز کاندیدا شد ولی با قرار گرفتن در رده 60، راهی به مجلس هشتم پیدا نکرد. او درباره شکست خود در انتخابات گفت: «زمانی که از سوی وزارت کشور آمار آرای موجود در صندوق‌ها را دریافت کردم، متوجه شدم حتی صندوق‌هایی که اعضای ۱۰ نفری خانواده خودم در آن جا رای داده بودند یا در مسجد محل سکونتم، آرای من صفر ثبت شده بود!» 
بعدها ادعایش در مورد احتمال تقلب در رای شماری را رد کرد.

در انتخابات هشتم مجلس، «محمد مایلی کهن»، مربی سابق تیم ملی ایران و سرمربی کنونی «ملوان» از تهران نامزد شد که رای لازمه را به دست نیاورد. در انتخابات مجلس نهم، «هدایت الله ممبینی»، داور بازنشسته فوتبال ایران در انتخابات شکست خورد.

«محمود احمدی نژاد» سال 1390 «حمید سجادی»، قهرمان سابق دوومیدانی ایران را به عنوان وزیر پیشنهادی وزارت ورزش و جوانان به مجلس معرفی کرد که از سوی نمایندگان رای لازم را به دست نیاورد.

«هادی ساعی»، «حسین رضازاده»، «عباس جدیدی» و «علیرضا دبیر» دیگر ورزشکارانی هستند که به شورای شهر تهران رسیدند. هادی ساعی را باید با دو مدال طلا و یک مدال برنز، پرافتخارترین ورزشکار ایرانی در تاریخ بازی های المپیک دانست. هادی سال ۱۳۸۷ در سومین دوره انتخابات شورای شهر تهران شرکت کرد. او در فهرست ائتلاف اصلاح طلبان قرار داشت و به عنوان پنجمین کاندیدا، به شورای شهر تهران رسید. این در حالی بود که در زمان انتخابات برای شرکت در بازی های آسیایی در دوحه حضور داشت و مسابقات او در بازی های آسیایی دوحه به دلیل ممنوع‌التصویر شدن، از صداوسیما پخش نشد. هادی حالا عضو چهارمین دوره شورای شهر تهران هم هست.

حسین رضازاده متولد اردبیل است اما در چهارمین دوره شورای شهر تهران، به عنوان نماینده مردم پایتخت انتخاب شده است. زندگی او سراسر لبریز است از اظهارنظرهای سیاسی؛ مثلا خودش را حامی محمود احمدی نژاد در انتخابات سال 88 معرفی کرد. 
در همایش مصلای تهران که حامیان احمدی نژاد برپا کرده بودند، حسین رضازاده، رییس جمهوری ایران را قدرتمندترین سیاستمدار جهان دانست و گفت:«نه امریکا، نه اسراییل و نه هیچ کس دیگر حریف احمدی نژاد نخواهد شد. ۲۲ خرداد پای صندوق های رای فریاد خواهیم زد احمدی نژاد، یا ابوالفضل.»

همان روزها، سایت فدراسیون وزنه برداری که ریاست آن برعهده رضازاده بود، از قول اعضای تیم ملی نوجوانان وزنه برداری نوشت: «ما امروز افسوس می خوریم که چرا به سن قانونی برای رای نرسیده ایم تا نام احمدی نژاد را داخل صندوق ها بیاندازیم.»

«عباس جدیدی» نیز با مدال نقره المپیک خود، به عضویت چهارمین دوره شورای شهر تهران (دوره کنونی ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶) رسید. تصاویر او کنار «منصور پورحیدری»، در بستر بیماری، حرف و حدیث هایی درست کرد که برای او تبعاتی سنگین در جامعه داشت.

دیگر کشتی گیر ایرانی که به شورای شهر رسیده، «علیرضا دبیر» است. قهرمان سابق المپیک و جهان که در شورای شهر سوم و چهارم، نماینده مردم تهران شد.

حالا خبر رسیده است که نام «علی کریمی» در سیاهه ۲۱ نفره کاندیداهای اصلاح طلبان برای انتخابات پنجمین دوره شورای شهر تهران در اردیبهشت ۹۶  قرار گرفته است؛ فوتبالیستی که می خواهد سیاستمدار شود. علی کریمی را می توان با دریبل هایش در تیم ملی ایران، «پرسپولیس»، «الاهلی» امارات و «بایرن مونیخ» به یاد آورد. گزارش گران فوتبال امارات به او لقب «ساحر» داده بودند. گروهی هم او را مارادونای آسیا می خواندند. اما آن چه متمایزش می کرد، زبان تند و بی پروایش بود.

آیا علی کریمی برای دنیای سیاست ساخته شده است؟ یکی از فعال ترین فوتبالیست های ایران در امور خیرخواهانه و مردی که هنوز تصاویرش با مچ بند سبز (بعد از انتخابات سال 88 و بازی ایران و کره جنوبی) دست به دست می شود و نامش در فهرست اصلاح طلبان قرار گرفته است، شاید اولین فوتبالیستی باشد که به صورت واقعی وارد دنیای سیاست می شود. با این که تا امروز هرگز خودش را آلوده بازی های انتخاباتی و سیاسی نکرده بود.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}