آرش غفوری، تحلیل گر کارزارهای انتخاباتی

آقای روحانی در مناظره دوم بهتر از مناظره اول ظاهر شد. اما مهم ترین ایراد کمپین روحانی ، این است که این کمپین یک پیام ایجابی ندارد. صرف دفاع از گذشته برای اینکه شما بتوانید گروه های بیشتری از مردم را متمایل به رای دهی کنید، کفایت نمی کند.

وقتی شما می خواهید بگویید به چه دلیل مایلم به آقای روحانی رای بدهم؟ پاسخ روشنی ندارید. این که بگوییم او در جریان برجام موفق بوده، در صورتی کارکرد عملی دارد که در زندگی روزمره مردم یک نتیجه مابه ازاء داشته باشد. اما آقای روحانی هنوز نتوانسته است این را نشان دهد. در جریان مناظره های انتخاباتی از شاخص های کلان اقتصادی حرف می زند، از این که دولتش فلان کرده یا بهمان دستاورد را داشته ، تورم را تا این حد مهار کرده یا رشد اقتصادی دوران ریاست جمهوری اش تا این حد بوده، اما برای مردم عادی که زندگی روزمره شان درگیر یک ریال و دو ریال است، این که شما بگویید رشد اقتصادی هفت درصد است یا هشتاد درصد، تفاوتی نمی کند.

تصور کنید یک فرد عادی از یک سو می شنود که یک کاندیدا مدعی است مملکت را سامان می دهد، از سوی دیگر از کاندیدای دیگری می شنود که من در صورت انتخاب شدن به شما ماهانه ۲۵۰هزار تومان پول می دهم. مسلما او به سمت کسی متمایل می شود که پیام روشنتر و قابل لمس تری دارد. کمپین آقای قالیباف فارغ از اینکه برنامه هایش درست است یا نادرست، پیام مشخص و واضحی دارد. من نوعی به روشنی می دانم چرا باید به او رای بدهم، او بحث چهار درصد و ۹۶درصد را مطرح می کند و در تمامی مناظره ها و گفت و گوهایش روی این پیام مانور می دهد.

آقای روحانی به جای اینکه به طور مستقیم ادعای ۴درصد و ۹۶درصد آقای قالیباف را نقد کرده و به وضوح به آن پاسخ دهد، می گوید از دو قطبی کردن جامعه پرهیز کنیم. بدین معنا که توصیه اخلاقی می کند. به هر حال اینجا یک کمپین انتخاباتی است نه کلاس درس اخلاق یک دانشگاه یا منبر یک امام جمعه در شهری دور.

آقای روحانی ادبیات ساده ای برای ارتباط گیری با مردم عادی ندارد. او در دفاعیاتش از مناسبات هسته ایی و پی.ام.دی حرف می زند و این مباحث تخصصی برای عموم مردم عادی قابل لمس نیست. سخنان او در تبلیغات انتخاباتی سال۹۲ قابل لمس تر از این روزها بود.

پاسخ هایش در مورد بحث هسته ای قابل توجه بود اما آن را ادامه نمی داد و تکرار نمی کرد. جریان چهاردرصد و ۹۶درصد آقای قالیباف در ذهن شنونده باقی مانده، همان طور که ۵۰هزار تومان آقای کروبی در ذهن بقیه باقی مانده است. حالا شما از مردم سوال کنید سال ۸۴برنامه انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی چه بود؟ کسی به خاطرش نمی آید. برنامه آقای لاریجانی چه بود؟ هیچ کس به خاطرش نمی آید اما اگر در مورد برنامه احمدی نژآد سوال کنید همه یادشان به «آوردن پول نفت بر سر سفره مردم» می افتد.

آقای قالیباف در مناظره دوم خوب ظاهر شد و یک پیام مشخص داشت و همان پیام را مدام تکرار می کرد. از او راجع به سوخت های فسیلی هم بپرسید او جریان چهار درصد و ۹۶درصد را تکرار می کند.

آقای قالیباف عملا موضوع مناظره را تعیین می کند. وقتی موضوع چهار درصد و ۹۶درصد را مطرح می کند و کلیه نامزدها در موقعیتی قرار می گیرند که به این موضوع پاسخ می دهند، وقتی می گوید ما قادریم این کار را انجام بدهیم و آقای روحانی را به موضع پاسخگویی می کشاند، در واقع می توان گفت این اوست که در تعریف عمومی موضوع، موفق عمل می کند.

درکمپین های انتخاباتی کسی موفق است که مسئله ای را طرح کرده و بقیه را وادار به پاسخگویی به همان موضوع کند که خودش آن را تعریف و طراحی کرده است. او آقای روحانی را وامی دارد که بگوید امکان ایجاد پنج میلیون شغل یا دو و نیم برابر کردن رشد اقتصادی کشور وجود ندارد، آقای قالیباف اصرار می کند که این برنامه عملی است و در ذهن مردم آنکسی که می گوید چنین برنامه ای شدنی است، یک مزیت رقابتی بالاتری برای خودش دست و پا می کند.

در مورد آقای رئیسی هم باید بگویم به باور من  او در مناظره دوم بهتر ظاهر شد. در مناظره قبل تقریبا به حاشیه رانده شده بود ولی امروز وارد گود شد و باورهایش را هم مطرح می کرد.

جهانگیری اما با طرح مسئله «۲۰۰میلیون و ماجرای دختر وزیر» بد ظاهر شد . طرح چنین صحبتی بسیار بد بود. در جامعه ای که یک ریال و دو ریال برایشان اهمیت دارد طرح این مسئله که یک دختر وزیر، ۲۰۰میلیون جنس وارد کرده ، یک مسئله برانگیزاننده است . اصلا دلیلی برای شرح این مسئله وجود نداشت. می توانست بگوید این دعوا توسط قوه قضاییه طرح شده و هنوز به اثبات نرسیده است.

آقایان میرسلیم و هاشمی طبا هم نقش حاشیه ای دارند و چندان در مناظره ها تعیین کننده نیستند.  

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}