منصور رضوی، شهروند خبرنگار

به خبرنگاران گفته بودند صبح روز شنبه در دفتر شخصی «هادی ساعی»، در خیابان «علامۀ» منطقه «سعادت آباد» باشند. این یک دعوت شخصی و خصوصی بود. هادی ساعی می خواست از خودش دفاع کند، درد و دل و سخن‎رانی کند و از دید بعضی از خبرنگارانی که به محل کنفرانس رفته بودند، تلاش کند تا فدراسیون تکواندو را از چنگ «محمدرضا پولادگر» درآورد.

ساعی را می توان در یک جمله کوتاه خلاصه کرد؛ پرافتخارترین ورزشکار تاریخ ایران. سیاهه مدال هایش در دوران ورزش حرفه ای فوق العاده است. تنها ورزشکار تاریخ ایران است که سه دوره متوالی روی سکوی المپیک رفته و دو نشان طلا گرفته است. او در المپیک سال 2000 به نشان برنز دست یافته بود و در سال های 2004 و 2008 به مدال طلای المپیک رسید. 
تا قبل از هادی ساعی، ایران هرگز در رشته ای به جز کشتی و وزنه برداری صاحب مدال طلا در المپیک نشده بود. در رقابت های جهانی، دو دوره طلا گرفت، یک بار نقره و یک بار هم برنز. در بازی های آسیایی هم به یک طلا و یک برنز دست یافت. در مسابقات آسیایی تکواندو نیز یک طلا و یک نقره در کارنامه اش هست. همه این افتخارات را طی 9 سال، از مسابقات جهانی «ادمونتون» در سال ۱۹۹۹ تا المپیک 2008 پکن کسب کرد. او آغازی با طلا و پایانی با طلا داشت.

تصور می کنید چند مدال امروز در خانه اش مانده است؟ داستان از دست دادن مدال هایش پیچیده مانده است. سال 1382، پس از زلزله بم، هادی ساعی تمام مدال هایش را مثل دست فروش به خیابان «مفتح» برد. روبه روی در بزرگ ورزشگاه «شیرودی» روی زمین نشست و مدال هایی که با جان کندن به دست آورده بود را برای مردم زلزله زده بم حراج کرد. همان روز مردی ناشناس به سمتش رفت و تمام مدال ها را به بالاترین قیمت خرید. دسته چکی به هادی داد و مدال هایش را با خود برد. 48 ساعت بعد خبر رسید که فردی خیر تمام مدال های هادی ساعی را به «حرم رضوی» اهدا کرده است. 
بعد به طلای المپیک پکن رسید. اما یک ماه بعد مدعی شد که مدالش را ربوده اند. در زمینه امور خیریه، تقریبا پیشتاز بود؛ هرچند که از علنی شدن اخبارش مثل کمک به کودکان بی سرپرست پرهیز می کرد.

خداحافظی هادی از تکواندو دردناک بود. چهاردهم آبان ماه سال 1387 می گوید که دیگر حاضر به ادامه تکواندو به عنوان یک ورزشکار نیست. چهار روز بعد برای او بازی خداحافظی در تکواندو تهران برگزار می شود. «امید غلامزاده» حریف تمرینی او بود. بازی را برد، چهار گوشه «تاتامی» را بوسید و در سکوت خبری برای همیشه از صحنه رفت.

پس از جدایی اش اما درهای تکواندو به رویش باز نماند. باند «محمدرضا پولادگر» به عنوان رییس فدراسیون ایران، اجازه حضور نام های بزرگ در فدراسیون تکواندو را نمی دهد. چهره های سرشناسی که از سوی پولادگر طی سال های اخیر رانده شده اند، کم شمار نیستند؛ «یوسف کرمی»، «رضا مهماندوست» و همین هادی ساعی.

تنها شرح وظیفه ای که برای او پس از دوران قهرمانی تعریف شد، مدیریت تیم های ملی بود. نهم آبان ماه سال 1390 به درخواست وزارت ورزش و جوانان، هادی ساعی به عنوان مدیر تیم های ملی ایران انتخاب می شود. بخشی از دلایل انتخاب او به خاطر خروج رضا مهماندوست از کادر فنی تیم ملی تکواندو ایران بود. مهماندوست وزنه ای سنگین برای تیم ملی ایران محسوب می شد که باید جای خالی او را به گونه ای پر می کردند. اما هادی ساعی نمی خواست سرمربی تیم ملی شود، پس مدیریت بر تیم های ملی را پذیرفت. تا پاییز سال 93 هم به مدیریت خود ادامه داد.

ساعی در کنفرانس خبری خود گفته است: «سه سال مدیرفنی تیم ملی بودم، پا به پای بازیکنان تیم ملی گام برمی‌داشتم و حضور موثری نیز در این سه سال داشتم. تیم ملی نوجوانان را قهرمان جهان کردم.»

اما بعد قید کار با فدراسیون تکواندو ایران را زد. پس از آغاز ناکامی های ایران با رفتن مهماندوست به آذربایجان، محمدرضا پولادگر سراغ هادی می رود تا از او به عنوان مدیر تیم ملی در المپیک ریو استفاده کند. ساعی جواب رد به درخواست رییس فدراسیون ایران داد و قبول نکرد. او در کنفرانس خود در مورد همین رد درخواست هم توضیح داده است: «امروز خوشحالم و خدا را شاکرم که به المپیک نرفتم چرا که در تکواندو همیشه دنبال مقصر هستند. شاید آن روز اگر می‌رفتم، من را مقصر می‌دانستند.»

اما این تمام دلایل نیست. فقط برای این که شکست نخورد، قید مدیریت بر تیم های ملی را نزد. دلیل اولش را باید در ورودش به سیاست دید. هادی هنوز از ورزش حرفه ای خارج نشده بود که ردای سیاست را بر تن کرد. شهریورماه سال 1387 در فهرست اصلاح طلبان برای ورود به شورای اسلامی شهر تهران قرار گرفت. همان زمان ساعی داشت در مسابقات آسیایی دوحه رقابت می کرد؛ مسابقاتی که در آن به نشان برنز رسید. صداوسیما رقابت های هادی را به صورت زنده پخش نکرد چون حتی نمایش دادن او نوعی تبلیغ برایش محسوب می شد. می گفتند دلیل رسیدن به مدال برنز، همین عدم تمرکزش روی مسابقات بوده است. همان سال به عنوان پنجمین نفر وارد شورای شهر شد. پس از بازگشت به تهران، مدال برنز خود و همین طور نشان «شجاعت» که در جشن شب یلدا از نشریه «چلچراغ» دریافت کرده بود را به «سیدمحمد خاتمی» اهدا کرد. یعنی از اصلاح طلبان و نزدیکان به این جریان سیاسی بود. اما عملکرد چهارساله اش در شورای شهر، شباهتی به یک عضو اصلاح طلب نداشت؛ یکی به نعل می زد، یکی به میخ. برای همین، دوره بعد از فهرست اطلاح طلبان بیرون رفت و عضو «ائتلاف فراگیر آبادگران» شد. باز هم به رای رسید و به شورای شهر ورود کرد.

او جزیی از سیاست شده بود. هدفش دیگر در فدراسیون تکواندو خلاصه نمی شد. می خواست از شورای شهر به مدارجی بالاتر برسد. حتی گمانه زنی می شد اگر سال 92 «محمدباقر قالیباف» به عنوان رییس جمهوری انتخاب شد، یکی از گزینه های وزارت ورزش و جوانان خواهد بود. سودای ورود به مجلس شورای اسلامی را هم داشت اما موجی که از سال 95 علیه ورزشکاران حاضر در شورای شهر به راه افتاد، او را از همان شورای شهر هم راند. پس طبیعی بود که قبل از المپیک «ریو» نخواهد به عنوان مدیرفنی کنار تیم ملی تکواندو ایران باشد. او شأنی بالاتر از این برای خود می دید.

دومین بهانه برای دور ماندن از تیم ملی، علم هادی به وضعیت کنونی تیم ملی ایران بود. چندپارگی در تیم ملی، عدم ثبات کادر فنی و همین طور دشمن سازی رییس فدراسیون، اوضاع مناسبی برای تکواندو ایران ترسیم نمی کرد. لزومی نداشت هادی از خود برای پولادگر خرج کند. به این ها، ارتباط دوستانه اش با رضا مهماندوست را هم اضافه کنیم.

حالا هادی ساعی از شورای شهر تهران دور مانده است. باید به زودی جایش را به نمایندگان تازه واردی بدهد که متصل به همان جریان اصلاح طلب هستند. او در مرور زمان، بازی سیاسی را باخت چون بازیگرش نبود. تصور می کرد جریان کلی کشور به سمت اصول گرایان چرخیده و قدرت به صورت کامل در ید قدرت آن ها قرار گرفته است. وقتی چرخید، دیگر راه بازگشت نداشت. شاید اگر می ماند و می جنگید و همان رنگ را داشت، امروز باز هم در لیستی قرار می گرفت که محمد خاتمی از آن ها دفاع کرد؛ همان مردی که امروز یک مدال و یک نشان هادی را در گنجینه اش دارد.

در کنفرانس خبری، یکی از خبرنگاران نزدیک به هادی ساعی از جایش برخاسته و رو به خبرنگاران فریاد زده است: «هر کس موافق ریاست آقای ساعی در فدراسیون تکواندو است، از جایش برخیزد.»

این درخواست با مخالفت بعضی از خبرنگاران روبه رو شده است. مخالفان گفته بودند برای یک مصاحبه خبری آمده اند، نه تشکیل کمپین به نفع هادی ساعی.

نه فقط این درخواست برای قیام کردن خبرنگاران، که حتی جریان سخن‌رانی هادی ساعی هم نشان می دهد او در پی به دست آوردن فدراسیون تکواندو ایران است؛ فدراسیونی که روی یک سرازیری تند قرار گرفته اما مدیرش به بالاترین نهادهای کشور متصل است.

هادی ساعی، شکست خورده از سیاست و شورای شهر، سعی می کند به خانه اصلی خود برگردد؛ خانه ای که درها را به رویش بسته اند. گفته است که از سوی فدراسیون جهانی تکواندو به تمامی رویدادهای بزرگ و جهانی این رشته ورزشی دعوت می شود. اما در ایران، حاضر نشدند نام او را به عنوان نماینده تکواندوکاران برای حضور در انتخابات کمیسیون ورزشکاران معرف کنند. او به از دست رفتن کرسی ایران در مجامع بین المللی اشاره کرده و گفته است باید کاری کرد تا خانواده تکواندو دور هم جمع شوند. به صورت روشن، او آماده مبارزه برای باز پس گرفتن خانه ای است که از آن رانده شده است.

اما هادی ساعی در مبارزه با محمدرضا پولادگر، چه قدر موفق خواهد شد؟ مردی که در سیاست چرخیده و باخته است اما رقیبش (پولادگر) هم‏چنان به نهادهای قدرتمند متصل است.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}