اعتراضات سراسری دی ماه سال 1396 به گواه اغلب تحلیل‏گران، از جمله رویدادهای بی سابقه در طول عمر جمهوری اسلامی بوده است.

گستره شهرها و مناطقی که در این حرکت اعتراضی شرکت داشتند، از مهم ترین ویژگی هایی است که این رویداد را از حرکات اعتراضی پیشین مانند «جنبش سبز» متفاوت می کند.

جدا از این، محتوای شعارهای داده شده در این اعتراضات نیز توجه بسیاری از تحلیل‏گران را به خود جلب کرد. گذر از جناح های سیاسی داخل حکومت و روی خوش نشان دادن به گذشته «رضا شاهی» تنها بخشی از این شعارها بود که فصل جدیدی را در حرکت منتقدان جمهوری اسلامی، از اصلاح طلبان درون حکومتی تا تحول طلبان و براندازان را رقم زد.

اما تجمعات صنفی کارگران و مال‏باختگان موسسات مالی، آبشخورهای اصلی اعتراضات سراسری دی ماه سال 1396 بودند. شعارهای سر داده شده در تجمعات کارگری پیش و پس از اعتراضات دی ماه نیز از جمله مواردی بود که توجه بسیاری از تحلیل گران را به خود جلب کرد. «مرگ بر کارگر، درود بر ستمگر»، «حقوق به ما نمی دن، مرگ بر امریکا» و بسیاری دیگر از شعارها، پیام هایی بودند که به گواه بسیاری از تحلیل‏گران، از نظر محتوا، ماهیتی منحصر به فرد دارند.

در روزهای اخیر البته اعتراضات کشاورزان معترض به کم‏آبی و انتقال آب برخی رودخانه های استان، از جمله زاینده رود به استان یزد در «ورزنه»، از توابع بخش «بن‌رود» اصفهان را هم شاهد بودیم که ابتکارات آن ها در بیان مطالبات نیز به شدت مورد توجه قرار گرفته است. هفته گذشته، این کشاورزان با حضور در نمازجمعه این شهر، با پشت کردن به خطیب، شعار«پشت به دشمن، رو به میهن» را سر دادند.

رابطه شعارهای داده شده از سوی مردم در اعتراضات سراسری دی ماه و تجمعات کارگری با ایدئولوژی جمهوری اسلامی چه گونه تعریف می شود؟ آیا می توان گفت این معترضان با طعنه به شعار «مرگ بر امریکا» و درود فرستادن بر «ستمگر» در برابر «کارگر»، ایدئولوژی جمهوری اسلامی در حمایت از «مستضعفان» را به چالش کشیده اند؟

در کدام یک از تجمعات، یعنی راهپیمایی های خیابانی دی ماه و اعتراضات کارگری، به چالش کشیدن ایدئولوژی نظام پررنگ تر دیده می شود؟

«کاظم کردوانی»، جامعه شناس معتقد است: «شعارهای کارگران بر خلاف تصور رایج، اساس ایدئولوژیک نظام را هدف قرار نمی دادند. شعارهای داده شده بیش تر برای نمایش تضاد عملکرد واقعی سیستم با گفتمان ایدئولوژیک آن بودند؛ برای نمونه، شعارهایی از قبیل "حقوق به ما نمی دن، مرگ بر امریکا" یا "مرگ بر کارگر، درود بر ستمگر" ادبیاتی است که ادعای نظام را در مورد خدمت به مستضعفان یا به اصطلاح رایج تر، "رنج‎بران" به چالش می کشد. در شعارهای اعتراضات سراسری هم باز ما با چنین رویه ای رو به رو هستیم. تجمعات اعتراضی دی ماه امسال شورش تهی‎دستان بود و جمعیتی فراتر از کارگران صنعتی را در خود جای داده بود.»

این جامعه شناس می گوید:«حاشیه نشینان اقتصادی به طور کلی جمعیتی بودند که اعتراضات سراسری را نمایندگی می کردند. در تجمعات دی ماه نیز شعاری مانند "اسلامو پله کردید، مردمو ذلّه کردید" شنیده شد که به دقت، سوء استفاده نظام را از اعتقادات مذهبی برای دست‎یابی به منافع مادی نشانه گرفته بود.»

کردوانی در مورد پیام مورد اشاره این شعار می گوید: «در این شعار نیز هیچ مخالفتی با ایدئولوژی اسلامی نمی بینیم، تنها چنگ زدن کاسب‎کارانه به این ایدئولوژی از سوی طبقه حاکم مورد انتقاد قرار گرفت. در یک کلام، کارویژه این شعارها، نمایش کاسب‎کارانه بودن گفتمان ایدئولوژیک نظام حاکم به جای زیر سوال بردن اصل آن ایدئولوژی بود. یادآوری این که حکومت با عملکرد به جا گذاشته، آن طور که مدعی است، نماینده مستضعفان نبوده، تصویری است که در بخش غالب شعارهای فعالان کارگری و حاشیه نشینان اقتصادی در تجمعات کارگری و اعتراضات سراسری شاهد بوده ایم.»

 

تفاوت بین عملکرد و شعارهای اعتراضات سراسری و تجمعات کارگری

کاظم کردوانی درباره تفاوت تاکتیک اعتراض کارگران با تظاهرات خیابانی دی ماه معتقد است:«ترکیب جمعیتی این دو حرکت های اعتراضی، نخستین تفاوت آن ها است. در تجمعات کارگری طبیعتاً ما شاهد مشارکت یک صنف خاص با خواسته ای واحد و البته در مکانی مشخص به نام کارخانه هستیم. در مقابل، ترکیب جمعیتی اعتراضات دی ماه اگر چه بیش تر حاشیه نشینان اقتصادی و اجتماعی بودند ولی دایره مطالبات و اولویت های آن ها تنوع بیش تری داشت.»

به عقیده این جامعه شناس، به دلیل همین تفاوت در ترکیب جمعیتی این دو حرکت اعتراضی، تفاوت هایی در شعارهای مطرح شده هم وجود داشته است: «اگر چه بخشی از شعارهای اعتراضات دی ماه و تجمعات کارگری از نظر محتوا هم‎سو با هم بودند اما پیام راهپیمایی های خیابانی دو ماه قبل به روشنی سیاسی تر بود.»

کردوانی می افزاید:«اتفاقی که در اعتراضات سراسری افتاد، این بود که برخی شعارهای سیاسی حذف شده از جریان جنبش سبز دوباره به بدنه معترضان راه پیدا کرد. شعارهایی مانند درخواست "جمهوری ایرانی" در سال 88 مورد انتقاد رهبران جنبش سبز قرار گرفت و به حاشیه رفت اما امسال باز این شعار در کنار "مرگ بر دیکتاتور" به میان مردم راه پیدا کرد.»

از نگاه این استاد جامعه شناسی، نکته مهم در شعار «جمهوری ایرانی»، وجه سکولار و غیر ایدئولوژیک آن است:«معترضان آن را در برابر عنوان نظام حاکم فعلی قرار داده و خواستار تشکیل حکومتی شدند که به جای "دین"، اولویت را بر "ملیت"  قرار دهد. این شعار بر خلاف شعارهای دیگر که دروغ بودن ایدئولوژی ادعایی حکومت را هدف قرار می دادند، خود ایدئولوژی نظام را به انتقاد گرفت.»

اما چه دلیلی باعث می شود کارگری که تا پیش از اعتراضات دی ماه، در حال برگزاری تجمعات صنفی با خواسته های محدود بوده است، به یک باره با ریختن به خیابان، شعارهایی به شدت سیاسی مطرح می کند؟

کاظم کردوانی معتقد است که عامل را باید در تفاوت میان دو مفهوم «مردم» و «توده» دید:«خودآگاهی موجود در حرکات اعتراضیِ بخش های مختلف "مردم"، از قبیل کارگران، از لحظه "توده ای" شدن با افول رو به رو می شود. دراین مورد البته باید ماهیت حرکت اعتراضی دی ماه 96 را هم در نظر گرفت. این حرکت، یک جنبش تمام و کمال، با رهبری واحد و مطالبات مشخص نبود و این خود به توده ای شدن آن کمک کرد.»

 

مطالب مرتبط:

اعتراضات اقتصادی؛ توپ در زمین رهبری است

روایت شاهدان عینی از تجمع اعتراضی مردم مشهد

بازداشت پنجاه و دو نفر در تجمع نه به گرانی در مشهد

امام جمعه موقت اصفهان: یاد کردن از شاه تکان دهنده بود

قاسم شعله سعدی: مردم از مرز اصلاح طلبی عبور کرده اند

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}