نتایج یک پژوهش تازه که در ایران انجام شده است، نشان می‌دهند گرایش به «هویت‌طلبی قومی» و «احساس تبعیض» در میان اقوام کُرد‌ ساکن غرب و شمال‌ غربی ایران تشدید شده است.
نتایج این پژوهش در تازه‌ترین شماره فصل‌نامه «پژوهش‌های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی»، وابسته به دانشگاه اصفهان و با عنوان «مطالعه پیمایشی هویتطلبی قومی و سیاسیشدن قومیت کُردهای ایران» منتشر شده است.

در این پژوهش بیش از هزار نفر از ساکنان مناطق کُردنشین در ایران مورد مصاحبه قرار گرفته اند. نتایج آن نشان می‌دهند هويت‌ط‌‌لبی قومی در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در این مناطق شدت يافته است.

این پژوهش با هدف شناسايی و تبیین هويت‌طلبی قومی و سیاسی شدن قومیت در مناطق كُردنشین ايران انجام شده است و یکی از نتایج آن نشان می‌دهد این گرایش در نزد اهل سنت بیش‎تر از شیعیان ساکن در این استان‌ها است.

میانگین «هويت‌طلبی قومی» در افراد کرد اهل سنت و اهل تشیع، تفاوت دارد، بیش از ۵۸درصد اهل سنت و ۴۷درصد شیعیان در پی هویت‌طلبی قومی هستند

داده‌های پژوهش فوق حاکی از آن هستند که میانگین هويت‌طلبی قومی در افراد اهل سنت و اهل تشیع به طور معناداری با يک‏ديگر تفاوت دارد به طوری که بیش از ۵۸ درصد اهل سنت چنین گرایشی دارند اما تنها ۴۷ درصد شیعیان در پی هویت‌طلبی قومی هستند.
مجریان این پژوهش با استفاده از این داده‌ها چنین نتیجه گرفته‌اند که كم بودن میزان هويت طلبی قومی در میان كُردهای شیعه، نشان دهنده نقش جداكننده مذهب در شکاف قومی است.

به اعتقاد این پژوهش‌گران، كُردهای شیعه هويت قومی خود را به صورت زير مجموعه هويت ملی ايرانی تعريف می‌كنند. آن ها معتقدند نوع قوم‌گرايی در میان كُردهای سنی آشکارا خصلتی سیاسی دارد و يکی از مهم‏ترين مطالبات جنبش ناسیونالیسم قومی را در كُردستان نشان می‌دهد.

در این پژوهش، مصاحبه‌شوندگان كُرد شیعه بر حقوق فرهنگی قوم كُرد تأكید كرده‌اند. در نتایج این پزوهش آمده است:«اين حقوق بیش‎تر به مطالباتی هم‎چون زبان و فرهنگ كُردی مربوط می‌شود و از نظر آن‎ها، برآورده شدن اين مطالبات بدون وجود حاكمیت سیاسی كُردی نیز امکان‌پذير است.»

بررسی گرایش به هویت‌طلبی از نظر جغرافیایی و میزان توسعه‌یافتگی مناطق، بخش دیگری از این پژوهش را به خود اختصاص داده ‌است. براساس نتایج این پژوهش، هویت‌طلبی قومی در استان آذربایجان غربی با ۷۸.۹ درصد، بیش‏تر از استان‌های کرمانشاه و کردستان است.

این میزان در استان کرمانشاه ۷۵.۴۶ درصد و در استان کردستان ۶۸.۱ درصد اعلام شده است.

قوم‌گرايی در میان كُردهای سنی آشکارا خصلتی سیاسی دارد و يکی از مهم‏ترين مطالبات جنبش ناسیونالیسم قومی را در كُردستان نشان می‌دهد

در میان شهر‌های غربی ایران نیز بر اساس این پژوهش، ساکنان شهرستان سردشت با ۷۹.۱۷ درصد، بیش‏ترین گرایش به هویت‌طلبی قومی را دارند و پس از آن، شهرستان مهاباد است که ۷۸.۶۴ درصد ساکنان آن چنین گرایشی دارند. میزان میانگین هويت طلبی قومی و ابعاد آن در پاوه ۷۶ درصد، در جوانرود ۷۴ درصد، در سنندج ۷۳ درصد و در قروه بیش از ۶۰ درصد برآورد شده است.
متغیر موقعیت جغرافیايی براساس نقاط ثقل قومی در این پژوهش به سه بخش توسعه نیافته، در حال توسعه و توسعه يافته تقسیم بندی شده كه مطابق آن، با افزايش میزان توسعه، هويت طلبی قومی تعديل می‌شود. یافته‌های این پژوهش نشان می دهند بیش‌ترين میانگین شاخص هويت طلبی قومی در مناطق توسعه نیافته است.

در پژوهش دانشگاه اصفهان آمده است که بیش‏تر مناطق كُردنشین جزو مناطق محروم و توسعه‌نیافته هستند. این مناطق هنوز توسعه را به‌طور كامل و با تمام ابعاد آن تجربه نکرده‌اند و عموماً مناطقی كم‏تر توسعه‌يافته به شمار می‌آیند.

این پژوهش هم‌چنین نشان می‌دهد که شدت یافتن احساس تبعیض در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی با میزان توسعه مناطق كردنشین بی‌ارتباط نیست.
باوجود اجرای برنامه‌های توسعه، مسیر و مختصات توسعه در بیش‎تر مناطق كُردنشین در مقايسه با ديگر مناطق ايران از جنبه های متفاوت با مشکل مواجه است؛ به عنوان مثال، در حوزه اقتصادی، مسایلی مانند بی‎کاری، اشتغال كاذب، قاچاق و خروج سرمايه‌های اقتصادی-انسانی بومی از مناطق قومی دیده می شود. در زمینه اجتماعی - فرهنگی نیز مسایلی از قبیل بی‌سوادی، كم‌سوادی، مشکلات بهداشتی، به ویژه در نواحی روستايی و غلبه نگاه امنیتی و سیاسی به مناطق كُردنشین گويای اين واقعیت است كه این مناطق در ايران هنوز از مشکلات توسعه‌ای جدی رنج می‌برند.

همین مشکلات و کمبود‌ها در این پژوهش نیز به نمایش گذاشته اند به طوری که ۶۳ درصد ساکنان مناطق کرد‌نشین گفته‌اند که علیه آن ها تبعیض روا داشته می‌شود.
بخش قابل توجهی از جمعیت مناطق غرب و شمال‌غربی ایران را کرد‌هایی تشکیل می‌دهند که طی سه دهه اخیر به‌خاطر کمبود‌ها و بسیاری دیگر از مشکلات، مجبور به کوچ از خانه و کاشانه خود شده‌اند.

این پژوهش در پایان چنین پیشنهاد کرده «در تمامی سطوح، بايد از طريق به كارگیری نخبگان قومیت‌ها در هرم قدرت سیاسی و اجرايی كشور، به نخبگان و جايگاه آنها در تحقق اتحاد ملی توجه کرد.»

این پژوهش همچنین نوشته که باید «با نخبگان فعال در میان اقوام، مذاهب، احزاب و لایه‌های مختلف جامعه با تعامل برخورد كرد و با ايجاد حس همبستگی و قرابت، جامعه را به طرف همدلی و اتحاد سوق داد.»

در بخش دیگری از پیشنهاد‌های این پژوهش آمده که «با در نظر گرفتن شیوه زندگی چند فرهنگی جامعه ايران ضرورت دارد در اين زمینه، تنوع فرهنگی نیز به رسمیت شناخته شود.»

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}