سی و هشت سال از حمله نظامی صدام حسین، رئیس‌جمهور عراق در سی و یکم شهریور 1359 به ایران می گذرد که به طولانی ترین جنگ قرن بیستم منجر شد. دلیلی که عراق برای حمله ایران عنوان کرد، نقض «عهدنامه مرزی و حسن همجواری» مشهور به «پیمان 1975 الجزایر» از سوی ایران بود. 

عراق ادعا می‌کرد ایران از جمله در شط العرب یا اروند رود تعهدات خود را نقض کرده است. شط العرب نام رسمی رودخانه مرزی ایران و عراق است که در سازمان ملل با همین عنوان ثبت شده است. در ایران به آن اروندرود هم می گویند.

این دیدگاه در میان بخشی از نخبگان عراق وجود داشت که صدام حسین پیمان 1975 الجزایر را تحت فشار ایران امضا کرده و امتیازات زیادی به محمدرضا پهلوی، شاه ایران داد. از این دیدگاه، این امتیاز تقسیم این رودخانه میان دو کشور بر اساس عمیق ترین نقطه قابل کشتیرانی رودخانه بود که به دلیل شکل جغرافیایی بستر رودخانه، سهم بیشتری نصیب ایران می کند.

یکی از مهمترین ادعاهایی که صدام با استناد به آن، جنگ با ایران را آغاز کرد، تلاش ایران برای تسلط کامل بر شط العرب بود که رودخانه قابل کشتیرانی در مرز دو طرف محسوب می شود و تنها راه اصلی دستیابی عراق به آب های آزاد است.

ایران برای حفاظت از پیمان 1975 الجزایر و عقب راندن عراق به موقعیت مرزی پیش از حمله، هشت سال تن به جنگ ویرانگر خونینی داد که عوارض و پیامدهای انسانی آن هنوز ادامه دارد. 

با این همه اختلافات حقوقی بر سر شط العرب حتی ۳۰سال پس از پایان جنگ هم هنوز حل نشده باقی مانده است. عراق برای حل اختلافش با ایران بر سر شط العرب،استدلالی را مطرح می کند که در واقع ریشه آن به دیدگاه صدام حسین برای آغاز جنگ با ایران می رسد.

چرا از قرن نوزدهم اختلاف وجود دارد؟

شط العرب یا اروندرود همواره یکی از موضوعات مورد اختلاف مرزی بوده و سابقه آن به اوایل قرن نوزدهم دوره امپراتوری عثمانی می رسد. آب این روخانه حاصل به هم پیوستن دجله و فرات است که از ترکیه سرچشمه می گیرد و پس از گذر از داخل خاک عراق، یک نوار مرزی با ایران را شکل می‌دهد و سرانجام وارد خلیج فارس می‌شود. این تنها راهی است که عراق به خلیج فارس دسترسی آبی دارد و به همین دلیل اهمیتی حیاتی برای این کشور محصور در خشکی دارد.

یکی از مهمترین توافق‌هایی که بین ایران و عثمانی بر سر شط العرب شکل گرفت با حضور «میرزا تقی خان امیرکبیر» صدراعظم ایران در دوره ای از پادشاهی «ناصرالدین شاه قاجار» و آخرین آن میان «محمدرضاشاه پهلوی» و «حسن البکر»، رییس جمهور عراق است.

دراین فاصله، حاکمیت بر شط العرب، یک بار در توافقاتی که روسیه و بریتانیا به میزبانی عثمانی در سال 1255 خورشیدی انجام دادند، به طور کامل به امپراتوری عثمانی داده شد اما ایران هرگز زیر بار این توافق نرفت و مجلس شورای ملی ایران از پذیرش آن خودداری کرد. 

با این همه در سال 1316 دولت ایران، حاکمیت بر شط العرب را طی توافقی در کاخ سعدآباد به طور کامل به کشور تازه تاسیس عراق واگذار کرد.

عراق که به دنبال الحاق کویت به خاک کشورش بود تا دسترسی بهتری به خلیج فارس داشته باشد، نتوانسته بود موافقت بریتانیا را به دست بیاورد که قیم کویت بود. دولت عراق در حالی که حاکمیت کامل بر شط العرب پیدا کرده بود، سرانجام با کویت موافقتنامه مرزی امضا کرد و استقلال این کشور را به رسمیت شناخت، هرچند که پس از پایان جنگ با ایران به این کشور حمله کرد.

با این وجود، به دلیل ماهیت تحمیلی توافق سعدآباد و از دست رفتن حاکمیت ایران بر شط العرب، دولت ایران در عمل این پیمان را به اجرا در نمی آورد. کشتی های ایرانی با پرچم ایران در رودخانه حضور داشتند و نفرات نیروی دریایی ارتش هم در شط العرب تردد می کردند. این وضع به طور دائم مورد اعتراض عراق بود.

در آن سال‌ها، تنش فزاینده ایران و عراق بر سر شط العرب بر روابط دو کشور سایه انداخته بود. عراق با احضار سفیر ایران و ارسال یادداشت اعتراضی به شورای امنیت خواستار حضور کشتی های ایرانی در شط العرب با پرچم نیم افراشته بود و حضور ماموران نیروی دریایی ارتش در کشتی‌های ایرانی حاضر در رودخانه را تعرض به حقوق عراق می دانست و قبول نداشت.

سرانجام در سال 1348، «امیرخسرو افشار» معاون وزارت امور خارجه ایران رسما اعلام کرد که به دلیل اخذ یکجانبه مالیات از کشتی‌ها از سوی عراق و صرف آن برای اهدافی به جز نگهداری رودخانه مرزی که بخشی از مفاد توافق سعدآباد بود، این عهدنامه را دیگر معتبر نمی‌داند.

با ادامه اختلافات سیاسی و طرح شکایت‌های مکرر در سازمان ملل و حتی درگیرهای مرزی بین ایران و عراق، سرانجام دو طرف در همین سال برای حل اختلاف از راه مذاکره توافق کردند.

اختلاف در زمان شاه چطور حل شد؟

پنج سال بعد یعنی در 15اسفند 1353 (مارس 1975) توافقی جامع در مذاکرات «محمدرضا شاه» و «صدام حسین» با میانجی‌گری رییس جمهور الجزایر به دست آمده بود که به سه اختلاف اساسی دو کشور پایان می‌داد: توافق برای همکاری به جای نفوذ به سرزمین یکدیگر، رفع اختلافات مرزی در خشکی و پایان اختلاف آبی در شط العرب. نقض هرکدام از این سه توافق به معنی نقض کل پیمان بود.

با پیمان 1975 الجزایر، اختلاف دیرینه بر سر شط العرب با حاکمیت مشترک دو کشور ایران و عراق به پایان رسید. مبنای مرز آبی دو کشور هم عمیق ترین نقطه کف رودخانه که مسیر اصلی آب بود قرار گرفت. در اصلاح فنی حقوقی، به این شکل از تعیین مرز، استفاده از «خط تالوگ» می گویند. لایروبی رودخانه هم به طور متناوب میان دو کشور تقسیم شد. 

از دیدگاه برخی از سیاستمداران و حقوقدانان عراقی و عرب، پیمان 1975، تحمیل خواسته های ایران به عراق بود. پس از انقلاب بهمن 1357 با تصفیه و اعدام شمار گسترده‌ای از افسران ارتش و بی ثباتی در ایران به نظر می رسید که زمان جبران امتیازات داده شده از دیدگاه عراق، فرا رسیده است.

صدام حسین، ایران را ناقض پیمان 1975 الجزایر خواند و با ملغی اعلام کردن این پیمان حمله ای گسترده به ایران را آغاز کرد. تسلط بر شط العرب یکی از اصلی ترین خواسته های عراق بود که برای انجام آن نیاز به اشغال خرمشهر و آبادان داشت. خرمشهر اشغال شد و آبادان به محاصره درآمد اما اشغال آن تکمیل نشد و عراق تسلط کامل بر شط پیدا نکرد اما موضوع تا آخر جنگ و حتی اکنون با درجات مختلفی، هنوز محل اختلاف است.

شط العرب پس از جنگ چه شد؟

پس از پایان جنگ ایران و عراق و شروع آتش بس میان دو کشور، صدام حسین یک بار دیگر پیمان 1975 الجزایر را معتبر اعلام کرد و پیش از حمله به کویت، در نامه‌ای به اکبر هاشمی رفسنجانی قبول کرد که این پیمان مبنای بازگشت دو کشور به مرزهای بین المللی خاکی و آبی باشد.

کمیته ای میان دو کشور تشکیل شد که هدف اصلی آن تخلیه کامل خاک ایران از سوی نظامیان عراق، نصب مجدد میله های مرزی در خشکی و تعیین مرز آبی در شط العرب بود.

شط العرب در زمان جنگ هشت ساله لایروبی نشده بود و ادوات انفجاری کار گذاشته شده در آن و شناورهای غرق شده دو کشور در آن، امکان کشتیرانی تجاری در آن را ناممکن کرده بود.

عراق با استناد به پیمان 1975 می گوید که نوبت ایران برای لایروبی شط العرب است اما در عمل از پذیرش قواعد این پیمان برای ترسیم خطوط مبدا به روی رودخانه خودداری می کند.

ایران می گوید در صورتی لایروبی را می پذیرد که عراق به اعتبار پیمان 1975 تمام و کمال احترام بگذارد اما مقامات عراقی در موارد متعددی این پیمان را تاریخ گذشته خوانده اند. هرچند که به فاصله کوتاهی مجبور به جبران گفته های خود در اظهارات عمومی شده اند اما در عمل این پیمان را نادیده می گیرند. 

بر اساس پیمان 1975 میان ایران و عراق، دو کشور سه سند امضا کردند که یکی از آنها «تعیین مرز آبی یا رودخانه ای شط العرب یا اروندرود بر اساس خط تالوگ» است.

عراق اما برای حل اختلافات باقی مانده بر سر شط العرب، در مذاکراتی که با ایران دارد، به این پیمان استناد نمی کند و حتی در اسنادی که در سازمان ملل متحد برای ترسیم خطوط مبدا خود رد شط العرب ثبت کرده نامی از پیمان 1975 نبرده و این خطوط را هم بر اساس خط تالوگ ترسیم نکرده است. «کمیته هماهنگی اجرای معاهده در رابطه با شط العرب یا اروندرود» هم که باید بر اساس پیمان 1975 تشکیل شود، از سوی عراق پذیرفته نشده است. نماینده عراق در مذاکره با ایران بر سر شط العرب گفته «این کمیته برای رسیدگی به نحوه کشتیرانی و اداره روخانه است و می‌توان هر اسم دیگری بر آن گذاشت». تفسیر این رفتار، تمایل به کنار گذاشتن پیمان بدون اعلام خروج از آن از سوی عراق است.

فرصت هدر رفته سی ساله 

شط العرب، شهرهایی فقرزده از استان ثروتمند خوزستان را از عمق خاک ایران به آب های آزاد خلیج فارس وصل می کند و امکانی استثنایی برای توسعه و بهبود وضعیت اقتصادی شهروندان است.

دولت ایران،«اروندکنار» در مجاورت دو کشور کویت و عراق را منطقه آزاد تجاری اعلام کرده اما، به دلیل لایروبی نشدن شط العرب امکان تردد کشتی های تجاری و تفریحی و رونق اقتصادی متناسب با قابلیت هایی که دارد، برای مردم منطقه فراهم نیست.

 در سال‌های اخیر آب شور خلیج فارس هم از این طریق به نخلستان های منطقه وارد و باعث خشکی درختان خرما شده و آسیب شدیدی به کسب و کار محلی زده است. حالا که تحریم های اقتصادی آمریکا با خروج از برجام شدیدتر هم شده، عملا چشم انداز بهبود وضعیت منطقه تیره است.

در واقع ایران با هدف مجبورکردن عراق به متعهد ماندن به پیمان 1975 از لایروبی شط العرب به مدت سی سال خودداری کرده و چنین هزینه ای به مردم محلی تحمیل کرده اما در عمل در هدف اصلی اش هم ناکام مانده است. 

حالا عراق بر اساس شیوه دیگری، سواحل خود را در شط العرب ترسیم و آن را به عنوان سند سازمان ملل در دبیرخانه این سازمان ثبت کرده است.

دولت عراق از پذیرش نام «کمیته هماهنگی اجرای معاهده در رابطه با شط العرب یا اروندرود» هم خودداری می کند که معنی هردو اقدام مقاومت در پذیرش مقررات پیمان 1975 است. عراق گام به گام در حال جاانداختن استدلال‌هایی است که ایران هشت سال در برابر آن جنگید. از دید ایران و سازمان ملل متحد پیمان 1975 هنوز معتبر است اما رفتار عراق می تواند به رویه ای منجر شود که در آینده مبنای ادعای احتمالی حقوقی‌اش قرار بگیرد.

 وضعیت مبهم شط العرب نمونه دیگری از سیاست پرسش برانگیز ایران در برابر عراق همچون موضوع غرامت های جنگی است.عراق علیرغم متجاوز شناخته شدن، خسارات‌های تجاوز نظامی به ایران را جبران نکرده و حتی تعهدی برای انجام آن در آینده هم نداده است.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}