مدیر و موسس کافه «دانتیسم» در تهران می گوید: «سازمان بهزیستی که اولش قول همکاری و کمک های مالی داده بود، در نهایت هیچ کمک موثری به ما نکرد.» 
کافه دانتیسم را جوانان مبتلا به سندروم «دان» و اختلال «اوتیسم» می گردانند.

خانم «آیلین آگاهی» امسال این کافه را راه انداخته است. او در مراسم افتتاحیه کافه، به خبرنگارها و افراد سرشناسی که حضور داشته اند، گفته که کافه را با حمایت مالی بهزیستی راه اندازی کرده است. اما مدتی که از افتتاح کافه گذشته، خودش مانده است و خودش. حالا می گوید هیچ کدام از آن وعده های داده شده عملی نشده اند. همه سعی و تلاش او این روزها، سرپا نگه داشتن کافه دانتیسم است؛ کافه ای که در آن 38 جوان مبتلا به اوتیسم، «سی پی» و سندروم دان کار می کنند.

آن روزهای اول، هر ساعتی از روز که به کافه دانتیسم سر می زدی، شلوغ بود. مردم جذب مهربانی و ابتکار عمل کارکنان و گردانندگان کافه شده بودند.

این کافه فضای مناسبی برای اشتغال این جوانان و دیده شدنشان فراهم کرده است. خانم آگاهی می گوید: «اسم  190 نوجوان و جوان مبتلا به سندروم دان، پی سی و اوتیستیک در لیست انتظار قرار دارند.» 

موسس کافه دانتیسم مدت 17 سال معلم موسیقی کودکان مبتلا به سندروم دان، دارای اختلال اوتیسم، نابینا و مبتلایان به اختلالات تکاملی بوده است. او که در این سال‌ها، بارها این کودکان را در کنسرت های مردمی شرکت داده است، تصمیم می‌گیرد برای حمایت از آن ها و جلب توجه افکار عمومی به سوی این کودکان، اقدام به راه اندازی یک کافه و محل گفت و گویشان با مردم کند:«خواستم آن ها را وارد عرصه جامعه و تعامل با مردم کنم. این بچه ها بخشی از دنیای من هستند. آن هم دوست دارند دیده شوند و احساسات شان را جدی بگیرند.»

توضیح می دهد:«سال 1395 بود که مجوز کافه دانتیسم را گرفتم. به این دلیل کافه را انتخاب کردم تا بچه ها نشان بدهند که چه قدر توانمندند. آن ها وقت اجرای موسیقی، در برابر چشم هزاران تماشاچی تمرکز داشتند و کارشان را به درستی انجام می دادند. پس لابد توانایی گرداندن کافه را هم داشتند.»

او عزمش را جزم می‌کند و به سازمان بهزیستی می‌رود: «گفتم من پول آن چنانی ندارم، اگر شما حمایت کنید، این ایده ام را عملی خواهم کرد. سازمان بهزیستی قول داد که برای راه اندازی کافه کمک حال مان باشد. حوالی میدان "ونک" جایی را اجاره کردم. مدتی که گذشت، آن ها گفتند مبلغی که تعیین شده بوده را به بچه های شاغل در کافه می دهند و آن ها اگر دل شان خواست، به من برمی گردانند؛ یعنی عملا زیر قول شان زدند.»

از آن جایی که عامه مردم تصور کرده بودند کافه دانتیسم تحت پوشش و حمایت سازمان بهزیستی است، هیچ خیر و نیکوکاری تمایل به حمایت مضاعف نشان نداده است. حالا آیلین آگاهی مانده است و کافه ای که هزار جور خرج و مخارج دارد:«من نخواستم کار را نیمه کاره رها و امید بچه ها را ناامید کنم. سعی کردم آن جا را حفظ کنم. من حتی بیش از تعرفه وزارت کار به آن ها دستمزد وحقوق پرداخت می کنم. الان حدود شش ماه است که کافه افتتاح شده و من در ماه های اخیر ناچار شده ام جای دیگری کار کنم و درآمد حاصل از کار دومم را صرف کافه کنم.»

شیفت کاری جوانان شاغل در کافه دانتیسم، هر سه ساعت یک بار تغییر می کند:«زیرا نوجوانان مبتلا به این قبیل اختلالات، تحمل فیزیکی کم تری دارند. در ساعت هایی از روز، کافه شلوغ می شود و درخواست ها و تقاضاها بالا است. همه امورات کافه را همین بچه ها می گردانند، از پختن کیک خانگی در خانه هایشان گرفته تا درست کردن قهوه اسپرسو و کاپوچینو و دمنوش های آرام بخش.»

کافه دانتیسم با هر شیفت پنج نفره که سه ساعت کاری به طول می انجامد، اداره می شود. نظافت ، شست وشو و آماده کردن نوشیدنی ها، دسرها، اسپرسو، کافی میت، چای ترش و شیرین وانواع دمنوش ها و شربت ها و هرآن چه مربوط به کافه است را همین بچه ها انجام می دهند.

موسس کافه دانتیسم می گوید از هر گونه گسترش این مدل کافه در شهرهای دور و نزدیک استقبال می کند: «با این که ایده از من بوده است اما هر کسی مایل باشد این کافه را در جاهای مختلف و شهرهای دیگر راه اندازی کند، من وجهی بابت ایده ام نمی گیرم. هدف من این است که کودکان بیش تری مشغول به کار شده و جذب زندگی اجتماعی بشوند.» 

کافه دانتیسم، یک فضای 38 متری با 38 کارمند است؛ جایی که محل دل خوشی نوجوانان مبتلا به سندروم دان و اوتیسم است.

آیلین آگاهی معتقد است توجه به کافه هایی از این دست باعث می شود که کودکان سندروم دان و اوتیستیک که نقش کم رنگ تری در فعالیت های اجتماعی دارند، عرصه ای برای حضور پیدا کنند؛ جایی برای شادی و دل گرمی آن ها و مفری برای گذران اوقات فراغت شهروندان.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}