چند روز پیش خبری کوتاه منتشر شد که ماموران امنیتی با یورش به یک مهمانی که در باغی در محله «کفترک» شیراز برگزار می‌شد، حاضران را تحقیر کرده و تلفن‌های همراه ۱۲۰ نفر از حاضران را ضبط کردند و از مهمانان خواستند منتظر تماس اداره اطلاعات شیراز باشند. یکی از حاضران در این مهمانی جزییات بیشتری از آنچه گذشت را برای ایران وایر روایت می‌کند.

***

«صفورا» جوان است و به وضوح از آنچه بر او  و دوستانش گذشته هراسان است. ترجیح می‌دهد ما وقع را با نوشته توضیح دهد.

قرار بوده او و دوستانش ۱۲ آبان به بهانه هالووین در باغی دور هم جمع شوند اما شب مهمانی ده‌ها مامور که از برنامه مطلع شده بودند از پیش از مهمانی در آن اطراف کشیک کشیدند و بعد هم به باغ یورش بردند.

گفت‌وگو را با یک اعتراف به اشتباه آغاز می‌کند: « من و خیلی از بقیه آدم‌هایی که در مهمانی شرکت کردیم می‌دانیم که اصلا برگزاری چنین دورهمی در این شرایط گسترش ویروس کرونا کار درستی نبود اما همه ما از مدت‌ها قبل در قرنطینه بودیم. جمع و بانیان مهمانی را می‌شناختیم و محل برگزاری هم باغ بزرگی بود که می‌شد فاصله اجتماعی را رعایت کرد. چیزی که اذیتمان می‌کند این است که تلفن‌های ما به این خاطر ضبط نشده. دوستان ما به این دلیل بازداشت نشده‌اند و مساله هتک حرمت شهروندان و تعرض به حریم خصوصی مطرح است.»

ورود به حریم خصوصی شهروندان و بر هم زدن مهمانی‌های خصوصی در ایران همواره با انتقاد نهادهای مدنی روبه‌رو بوده است. با این حال، خبرهای یورش ماموران به یک مهمانی و بازداشت حاضران از جمله خبرهایی است که هر از چندی در رسانه‌ها بازتاب می‌یابد.

فروردین ۱۳۹۹ «محسن خانچرلی»، فرمانده وقت انتظامی ویژه غرب تهران، از بازداشت ۱۱۱ نفر از شهروندان در یک پارتی در شهریار خبر داد و گفت که یورش ماموران پس از «رصد اطلاعاتی» انجام شد و پلیس «موفق به انهدام یک گروه برگزارکننده پارتی» شد.

مردادماه ۱۳۹۹ نیز خبرگزاری رکنا از بازداشت ۱۵ نفر در یک مهمانی خصوصی در شهرستان رباط‌ کریم خبر داد و به نقل از «رحیم علیش‌پور»، دادستان این شهرستان، نوشت که این افراد «در حال فراهم کردن مقدمات پارتی بودند که توسط پلیس دستگیر شدند.»

صفورا درباره آنچه در شیراز گذشت می‌گوید: « دو نفر از دوستان که جزو جامعه‌ همجنس‌گرایان شیراز هستند و قبلا هم بانی چند مهمانی و دورهمی بودند پیشنهاد کردند به بهانه هالووین و بعد از این‌همه مدت خانه‌نشینی دور هم جمع بشویم. اغلب کسانی که هم که در مهمانی شرکت کردند از اقلیت‌های جنسی بودند. قرار بود یک روز قبل از برگزاری مهمانی هم مبلغی به حساب یکی از بانیان مهمانی که حالا می‌دانیم  توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بریزیم برای مخارج. و آدرس را هم روزی که مهمانی برگزاری می‌شود برایمان ارسال کنند.»

مهمان‌ها و بانیان توافق کردند ساعت شروع مهمانی هشت و نیم شب ۱۲ آبان باشد اما به گفته صفورا، پیش از حضور اولین مهمانان حدود ۴۰ مامور لباس شخصی و مسلح به داخل باغ یورش بردند و در آنجا و همچنین کوچه‌های اطراف منتظر مهمانان ماندند: «آن‌طور که اطلاع دارم همان ابتدا دی جی و گروه تدارکات را بازداشت کردند و به محل نامعلومی بردند. بعد هم هرکس را به محل مهمانی می‌رسید با خشونت و ضرب و شتم به انتهای باغ منتقل می‌کردند. همان ابتدا تلفن‌ها را می‌گرفتند؛ برای اینکه نتوانیم به دوستان دیگری که نرسیده بودند اطلاع بدهیم. راه ارتباطی به بیرون نداشتیم.»

مهاجمان هیچ حکمی به بازداشت‌شدگان نشان ندادند و لباس‌هایشان هم شخصی بوده است. صفورا می‌گوید: « من و خیلی‌های دیگر را قبل از ورود به باغ دستگیر کردند. اولش فکر کردیم این‌ها زورگیر هستند چون لباس‌ها شخصی بود و حکم هم نداشتند یا نشان ندادند. یک نفر پا به فرار گذاشت اما چند نفر دنبالش کردند و او هم که دچار ترس و اضطراب بود حالش بد شد و مامورها  حسابی کتکش زدند.»

ماموران دست‌های تک‌تک مراجعه‌کنندگان به باغ را با دستبندهای پلاستیکی بسته و ساعت‌های طولانی آن‌ها را روبه دیوار می‌نشانند و اجازه صحبت کردن به کسی نمی‌دهند. بعد افراد را برای بازجویی به اتاقی که در انتهای باغ قرار داشته می‌برند: « اول از همه، وقتی به اتاق می‌رفتیم رمز گوشی را می‌گرفتند. اگر کسی تلفنش با اثر انگشت باز می‌شد با خشونت مجبورش می‌کردند آن‌را به رمز عددی تبدیل کند. اینجا هم باز یکی از بچه‌ها که در برابر دادن پسورد گوشی‌اش مقاومت کرد به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. از همه ما چند سوال مشخص می‌پرسیدند. اینکه پول مهمانی برای چه کسانی واریز شده؟ با برگزار کننده مهمانی نسبتی دارید؟ چرا به این مهمانی آمدید؟ رمز موبایل، تلفن و آدرس.»

ماموران امنیتی از مهمان‌ها به منظور تحقیر افرادی که عضو جامعه رنگین‌کمانی هستند سوالاتی هم در زمینه گرایش جنسی شان پرسیده و آشکارا آن‌ها را مورد توهین و تمسخر قرار داده‌اند.

صفورا می‌گوید: « خیلی توهین‌آمیز می‌پرسیدند زنی یا مرد؟ و جواب هر چه بود فرد پاسخ‌دهنده به خاطر ظاهر، طرز پوشش یا آرایشش مورد تحقیر قرار می‌گرفت.»

ماموران اعضای گروه تدارکات و موسیقی و همین طور یکی از مهمانان را بازداشت می‌کنند و بعد از گرفتن تلفن‌ها و کارت‌های شناسایی بقیه مهمانان به آنها می‌گویند برای گرفتن تلفن‌های همراهشان با ۱۱۳، شماره تلفن وزارت اطلاعات، تماس بگیرند و پس از آن محل را ترک می‌کنند.

دو نفری که پیشنهاددهنده و بانی اصلی مهمانی بودند در شب مهمانی در باغ دیده نشدند.. صفورا می‌گوید: «هر دو آن‌ها از اقلیت‌های جنسی هستند. آن‌دو را از خیلی وقت قبل می‌شناسیم و پیشتر هم مهمانی‌هایی که برگزار کرده بودند بدون هیچ مشکلی شرکت کرده بودیم. اولش که دیدیم هر دو به باغ نیامدند فکر کردیم شاید خودشان نخواسته‌اند. تا چند روز بعد از ماجرا هم با تلفن‌هایشان تماس می‌گرفتیم خاموش بود. همه پست‌هایشان در فضای مجازی پاک شده و صفحه‌شان در اینستاگرام غیر فعال است. الان می‌دانیم یکی از بچه‌ها دستگیر و اینستاگرامش هم از دسترس خارج شده است.»

صفورا می‌گوید خیلی از دوستانش قید تلفن‌هایشن را زدند اما بعضی‌ها هم با شماره ۱۱۳ تماس گرفته‌اند: «زنگ که زدند؛ اول گفتند با یک خط ثابت تماس بگیرید. بعد از تماس با خط تلفن ثابت گفتند برای تعیین تکلیف به ستاد خبری اطلاعات مراجعه کنید. کسانی که مراجعه کرده‌اند می‌گویند بعد از گرفتن مشخصات و کارت شناسایی به اتاقی هدایت شده‌اند که خالی بوده با یک دستگاه تلفن. یک نفر از پشت تلفن پرسیده آمده‌ا‌ند برای چه ؟ گفته‌اند می‌خواهیم بدانیم تکلیف تلفن‌ها چه می‌شود؟ پاسخ این بوده که اینجا فقط ما سوال می‌پرسیم. بروید تا خودمان خبرتان کنیم. از دو روز دیگر تا دوسال دیگر ممکن است طول بکشد. بعد هم مکالمه قطع شده. یکی از دوستانم که تماس گرفته بود به او گفته بودند قید تلفن‌هایتان را بزنید.»

به گفته صفورا، خیلی از افراد حاضر در مهمانی حالا نه به خاطر شرکت در این دورهمی و اتهاماتی مثل «شرب خمر» یا «اختلاط زن و مرد»، بلکه به دلیل محتویات تلفن‌های همراهشان نگرانند: «تقریبا همه افراد حاضر در مهمانی، به خصوص بچه‌های ال‌جی‌بی‌تی تصاویر و فیلم‌هایی در تلفن‌هایشان داشتند که ممکن است به قیمت جانشان تمام شود. خیلی‌ها فعالیت‌های مدنی داشتند. در اعتراضات مختلف سال‌های قبل شرکت کرده بودند. خیلی‌ها اطلاعات خصوصی و تصاویر خانوادگیشان توی تلفن‌ها بوده و الان مدام در اضطراب اتهام‌ها و احکام سنگین هستند.»

صفورا در پایان گفت‌وگو می‌گوید: «همه‌اش می‌ترسم و دلهره دارم که نکند چنین تجربه‌ای دوباره تکرار شود. آدرس‌هایمان را دارند. تلفن خانه‌هایمان را و کلی اطلاعات شخصی دیگر. می‌ترسم این بار به جمع‌های کوچکتر و خانه‌هایمان بیایند و یک بار دیگر به حریم خصوصی‌مان تجاوز کنند.»

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}