گزارش

زنان تاثیرگذار ایران: ایرن زازیانس؛ ستاره‌ای که در سینما درخشید

۳۰ آذر ۱۳۹۹
مریم دهکردی
خواندن در ۷ دقیقه
«ایرن زاریانس» از بازیگران ارمنی‌تبار سینما و تئاتر ایران، ۲۰مرداد۱۳۰۶ در شمال ایران، شهرستان «بابلسر» به دنیا آمد.
«ایرن زاریانس» از بازیگران ارمنی‌تبار سینما و تئاتر ایران، ۲۰مرداد۱۳۰۶ در شمال ایران، شهرستان «بابلسر» به دنیا آمد.
ایرن در نقش مهد علیا در سریال سلطان صاحبقران
ایرن در نقش مهد علیا در سریال سلطان صاحبقران
ایرن در قسمتهای حذف شده هزار دستان ساخته علی حاتمی
ایرن در قسمتهای حذف شده هزار دستان ساخته علی حاتمی
ایرن پس از انقلاب در سال‌های دوری از سینما و تئاتر
ایرن پس از انقلاب در سال‌های دوری از سینما و تئاتر

تاریخ ایران و جهان به زندگی و سرنوشت چهره‌ها گره خورده است. هر یک خشتی گذاشته‌اند تا سقفی پدیدار شود؛ خشت‌هایی که گاه به قیمت زندگی و جان‌شان تمام‌ شده است. در این معماری عظیم، زنان و مردان بسیاری نقش آفریده‌اند.

از سوی دیگر، در تاریخ جهان بسیاری از زنان و مردان نیز به دلیل استعداد شگرف‌شان برای تخریب و نابودی ساخته‌های دیگران، «تأثیرگذار» نام‌گرفته‌اند.زنان ایرانی، نویسنده برگ‌های بسیاری از کتاب تاریخ ۲۰۰ سال اخیر ما بوده‌اند؛ چه به دلیل تأثیر مثبت بسیاری از آن‌ها در افزایش آگاهی عمومی، کاهش تبعیض علیه زنان، ارتقای سواد و موقعیت اجتماعی، مقابله با فشارهای مذهبی، مشارکت در پروژه‌های علمی، سیاست‌ورزی، موسیقی و سینما و چه به دلیل تأثیر بعضی از آن‌ها در تشویق به خشونت، گسترش جهل و جزم‌اندیشی و سوءاستفاده از قدرت مالی و اقتصادی در جهت منافع خود.مجموعه «زنان تأثیرگذار» «ایران‌وایر» یک مقدمه است. افرادی که نام‌شان در این فهرست آمده است، نماینده برخی اقشار جامعه هستند که هر روز در ایران و کشورهای دیگر بر زندگی خانواده و اجتماع خود تأثیر می‌گذارند. بدیهی است که همه فعالیت‌ها و یا تمام افراد حاضر در این مجموعه مورد تأیید «ایران‌وایر» نیستند اما تأثیرگذاری هیچ‌یک از افراد این لیست را نمی‌شود کتمان کرد. این لیست، دومین سری سلسله بیوگرافی‌های زنان تأثیرگذار ایران است که به‌مرور تکمیل می‌شود. از مخاطبان «ایران‌وایر» درخواست داریم تا پیشنهادات خویش را برای غنای این مجموعه با ما در میان بگذارند.

***

زنان ارمنی‌تبار ایران در بسیاری زمینه‌ها ساختارشکن و پیشرو بودند. در حوزه هنر و فرهنگ بخش زیادی از اولین اتفاق‌ها در ایران به دست و با همت زنان ارمنی در ایران ممکن شد. در رقص، آواز، موسیقی، نقاشی، مینیاتور و تئاتر و سینما این زنان ارمنی‌تبار در ایران بودند که راه‌گشای حضور علاقه‌مندان در این هنرها شدند. یکی از این زنان، ستاره درخشانی در هنر تئاتر و سینما بود. وقتی در تبلیغات یا تیتراژ یک فیلم نام «ایرن» نقش می‌بست، سینما در سیطره آن فیلم در می‌آمد.

 

«ایرن زاریانس» از بازیگران ارمنی‌تبار سینما و تئاتر ایران، ۲۰مرداد۱۳۰۶ در شمال ایران، شهرستان «بابلسر» به دنیا آمد. سال ۱۳۲۲ وقتی تنها  ۱۶ ساله بود، خانواده‌اش به تهران مهاجرت و در همان دوران با معلمش  محمد عاصمی، روزنامه‌نگار، شاعر و مدیر مجله کاوه ازدواج کرد. این ازدواج اگرچه به جدایی انجامید اما نقش محمد عاصمی در انتخاب مسیر هنر برای ایران مهم و سازنده بود.

ایرن در طول تحصیل در دوران دبیرستان در نمایش‌هایی که دانش‌آموزان به مناسبت‌های مختلف و در فستیوال‌های دانش‌آموزی اجرا می‌کردند، نقش ایفا می‌کرد و همین زمینه‌ساز حضورش در دنیای حرفه‌ای تئاتر شد.

این زن ارمنی‌تبار ایرانی برای اولین بار در نمایشی به نام «کارمند شریف» روی صحنه تئاتر ظاهر شد. نقشی که به همت «لرتا» همسر «عبدالحسین نوشین» بنیان‌گذار تئاتر نوین در ایران برای ایرن در نظر گرفته شد. عبدالحسین نوشین که عضو حزب توده بود، پس از تیراندازی به «محمدرضا شاه» در بهمن ماه ۱۳۲۷ بازداشت و زندانی شد. لرتا در این زمان همراه ایرن برای ملاقات عبدالحسین نوشین به زندان رفت و نوشین نقش مذکور را برای ایرن مناسب دید.

ایرن از سال ۱۳۲۹ فعالیت هنری خود را با گروه هنری عبدالحسن نوشین در تئاتر سعدی آغاز کرد و در نمایش «بادبزن» نوشته «اسکار وایلد» بازی کرد. 

عبدالحسین نوشین  پس از محاکمه به همراه سایر زندانیان حزب توده از زندان فرار کرد و به «شوروی سابق» رفت. این موضوع منجر به از هم پاشیده شدن گروه تئاتری نوشین شد و ایران برای ادامه حیات هنری خود دو راه داشت: یا به گروه دیگری بپیوندد و یا چشم بر رویای ستاره شدن ببندد.

«محمدعلی جعفری» یکی از پی‌گیرترین و وفادارترین شاگردان عبدالحسین نوشین بود. او پس از آزادی از زندان در اواخر سال ۱۳۳۳ تلاش می‌کرد همه یاران پیشین را دور هم جمع کند. این‌چنین بود که فرصتی فراهم شد تا  ایرن به گروه هنری جعفری بپیوندد و در کنار زنان هنرمندی همچون «توران مهرزاد» و «شهلا ریاحی» فعالیت هنری خود را ادامه دهد.

درخشش ایرن در نقش‌هایی که در تئاتر ایفا می‌کرد، آن‌چنان مشهود و استعدادش آن‌قدر شگرف بود که محمدعلی جعفری و «عطاءالله زاهد» کارگردانان سینما او را برای بازی در فیلم‌های خود دعوت کردند. او ابتدا در فیلم «مردی که رنج می‌برد» ساخته محمدعلی جعفری و سپس در فیلم «چشم به راه» به کارگردانی عطاءالله زاهد نقش‌آفرینی کرد.

ایرن می‌گوید که در آن سال‌ها - حوالی ۱۳۳۷ شمسی - سینما در تسخیر فیلم‌های ایتالیایی بود اما با اکران فیلم «قاصد بهشت» به کارگردانی «ساموئل خاچیکیان» و نویسندگی «حسین مدنی» مدتی سینما از سیطره فیلم‌های ایتالیایی بیرون آمد.

او پیش‌تر درباره نقش‌های سينمایی خود گفته بود: «بازی‌ام در نقش‌های مختلف متفاوت بود. هر نقشی برايم ويژگی خودش را داشت و سعی می‌کردم زن‌هایی را که نقش‌شان را بازی می‌کردم، درک کنم. سير در احوال اين زن‌ها و مطالعه درباره آن‌ها برايم خيلی جالب بود. به‌خصوص که هميشه می‌گفتم من به‌علاوه يک زن ديگر، يک تکامل است.»

یکی از فیلم‌های مشهور و دردسرسازی که پیش از انقلاب ایرن در آن بازی کرد، فیلمی بود با عنوان «محلل»؛ یک کمدی عاشقانه محصول سال ۱۳۵۰ به کارگردانی «نصرت کریمی». این فیلم که با زبانی طنزگونه به نقد مسئله شرعی سه‌طلاقه کردن زنان در اسلام و نقش روحانیون در این مسئله می‌پرداخت، واکنش‌برانگیز شد.

کارگردان این فیلم پس از انقلاب به‌ خاطر ساخت آن بازداشت شد و چند ماهی را در زندان سپری کرد. فیلم مورد اعتراض روحانیون شیعه از جمله «مرتضی مطهری» قرار گرفت و باعث شد نصرت کریمی علاوه بر زندان، از کار و تدریس نیز منع شود.

ایرن نیز پس از انقلاب ممنوع‌الکار شد و در سال ۱۳۶۲ به آلمان رفت تا در نزدیکی خواهرش که پیش‌تر از ایران مهاجرت کرده و در آلمان زندگی می‌کرد، روزگار بگذراند.

او از رنج روزهای نخست مهاجرت و کنده شدن از جهان هنر و سینما صحبت کرده و گفته است: «سال‌ها به زندگی جمعی سينما عادت کرده بودم و زندگي‌ام از طريق دستمزد فيلم‌هايی که بازی می‌کردم، می‌گذشت و چون همسر و فرزند نداشتم، سينما همه زندگي‌ام بود. نياز داشتم چیزی را به‌جای سينما در زندگي‌ام جايگزين کنم. سال ۱۳۶۲ برای ديدار خواهرم به آلمان رفتم، در آنجا به خودم گفتم حالا که ديگر نمی‌توانم در سينما فعاليت کنم، بايد به فکر چاره باشم. به کمک دوستان در فرانکفورت در يک کلاس فشرده زبان و کلاس آموزش بهداشت و زیبایی پوست ثبت نام کردم و چهارده ماه دوره ديدم. دلم نمی‌خواست به يک کشور خارجی پناهنده شوم و از يک دولت خارجی کمک بگيرم. به‌رغم اصرار خواهرم، ترجيح دادم به ايران برگردم و در کنار مردمی باشم که فيلم‌های مرا می‌ديدند. سال ۱۳۶۴ در بحبوحه بمباران‌های تهران، برگشتم و بلافاصله کارم را شروع کردم.»

ایرن در دو فیلم سینمایی  پس از انقلاب ایفای نقش کرده بود اما هر دو فیلم توقیف شدند؛ فیلم سینمایی «جایزه» به کارگردانی «علی‌رضا داوودنژاد» و «خط قرمز» به کارگردانی «مسعود کیمیایی».  او همچنین در چند قسمت از سریال ماندگار «هزاردستان» به کارگردانی «علی حاتمی» حضور داشت؛ اما تمام بخش‌هایی که او در آن بازی کرده بود، حذف شدند و این‌همه نشان از آن داشت که این هنرپیشه محبوب سینمای ایران مانند بسیاری دیگر از هنرمندان با برآمدن نظام نوپای اسلامی از کار و فعالیت هنری منع شده است.

سال ۱۳۸۷ ایرن پس از سال‌های طولانی دوری از صحنه سینما و حذف و سانسور ایران در یکی از فیلم‌های «عباس کیارستمی» به نام «شیرین» نقش کوتاهی ایفا کرد. او درباره نقش‌هایی که بازی کرده است می‌گوید: « همه نقش‌هایم را دوست دارم و نمی‌توانم هیچ‌کدام را بر دیگری ترجیح دهم و یا حتی نمی‌توانم بگویم کار با کدام کارگردان و یا بازی در کنار کدام بازیگر برایم مهمتر بوده‌ است؛ اما آنچه مسلم است فیلم «خروس» را به دلیل نقش متفاوتی که نسبت به سایر نقش‌هایم داشته‌ام، بیشتر می‌پسندم.»

فیلم خروس یک فیلم درام به کارگردانی «شاپور قریب» و محصول سال ۱۳۵۲ است که ایرن در کنار هنرمندانی هم‌چون «داود رشیدی» و «سعید راد» در آن خوش درخشید.

بازی‌های او در فیلم‌های مطرحی چون «خداحافظ رفیق» ساخته امیر نادری، «بلوچ» ساخته مسعود کیمیایی، «خروس» ساخته شاپور قریب و «برهنه تا ظهر با سرعت» ساخته خسرو هریتاش و همچنین نقش‌آفرینی او در نقش «مهدعلیا»، مادر ناصرالدین شاه در سریال «سلطان صاحبقران» ساخته علی حاتمی در یادها جاودانه شده است.

ایرن زازیانس، شنبه هفتم مردادماه ۱۳۹۱ بر اثر عوارض ناشی از ابتلا به سرطان ریه در سن ۸۵ سالگی در تهران درگذشت.

جمشید مشایخی در گفتگویی درباره او گفته بود: «خانم ایرن پیش‌کسوت من بود و بسیار خانم باشخصیت و مهربانی بود، ولی حالا که از دنیا رفته همه از او تعریف می‌کنند.»

 

ثبت نظر

استان‌وایر

سخن‌گوی شورای شهر تهران: مهاجرت پرستاران چند ده برابر شده است

۳۰ آذر ۱۳۹۹
خواندن در ۱ دقیقه
سخن‌گوی شورای شهر تهران: مهاجرت پرستاران چند ده برابر شده است