دوره ریاست‌جمهوری پرحاشیه «دونالد ترامپ» به پایان رسیده و «جو بایدن» قرار است دوران تازه‌ای را آغاز کند که تفاوت‌های اساسی با چهار سال قبل خواهد داشت. در ایران دولتمردان جمهوری اسلامی استقبالی کم‌سابقه از به ریاست‌جمهوری رسیدن فردی در آمریکا از خود نشان داده‌اند. اما «علی‌اکبر صالحی»، وزیر خارجه پیشین و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، می‌گوید مساله آمریکا با ایران شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی است.

آیا شانسی وجود دارد که روابط ایالات متحده با جمهوری اسلامی در دوره بایدن عادی شود؟ جواب خلاصه این سوال احتمالا این است که حداقل تا وقتی آیت‌الله علی خامنه‌ای در قید حیات است، خیر.

***

«علی‌اکبر صالحی» از سیاستمداران مورد اعتماد جمهوری اسلامی که اکنون رئیس سازمان انرژی اتمی است، در هفته‌ای که قرار است جو بایدن به عنوان چهل‌و‌ششمین رئیس‌جمهور آمریکا کار خود را آغاز کند؛ گفته است مساله اصلی ایالات متحده با ایران اصل ولایت فقیه است: ««محوری‌ترین چالش ما با غرب همان شیوه‌ حکمرانی ماست. برای آن‌ها یک چیز مجهولی است و چنین چیزی در دنیا وجود نداشته که بر اساس اصل ولایت فقیه باشد.»

شیوه ای عجیب در حکمرانی در قرن بیست و یکم که قدرت مطلق در اختیار یک فرد است که نه از طریق انتخابات آزاد انتخاب شده، نه می‌شود او را عزل کرد و نه حتی با مادام‌العمر بودن منصب‌اش، چشم‌اندازی باقی گذاشته است.

تا به اینجا ممکن است مشابه این وضعیت ایران در کشورهایی همچون عربستان سعودی یا اغلب کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هم وجود داشته باشد؛ اما فرقی بزرگ میان حکمرانی در آن ممالک با ایران است. توافقی عمومی در اغلب آن کشورها وجود دارد که حاکمان از نظر فکری و رفتاری مشابهت‌های فراوانی با شهروندان دارند. سیاست آن‌ها نه تنها با منافع مردم در تعارض نیست و آن را تهدید نمی‌کند بلکه عملکردشان- جز در آزادی‌های سیاسی-  تفاوت چندانی با  کشورهای توسعه یافته و دموکراتیک ندارد. به همین دلیل زندگی عادی در آن کشورها در جریان است؛ چیزی که در ایران سال‌هاست که غایب شده است.

صرفا در حدود یک سال اخیر، جمهوری اسلامی اعتراضات مردم به افزایش قیمت بنزین را با خونین‌ترین شکل ممکن جواب داده است. یک هواپیمای مسافربری را در هوا سرنگون کرده و پس از سه روز انکار، مسئولیت آن را به عهده گرفته اما همچنان عاملان فاجعه بر سر کار خود حاضرند و جزئیاتی که به ساقط کردن هواپیما منجر شده روشن نیست؛ و تازه‌ترین نمونه که حتی برای بخش‌های وفادار به حکومت هم باعث تعجب بوده: ممنوعیت واردات واکسن کرونای ساخت آمریکا و بریتانیا در وضعیتی که ایران یکی از پرتلفات‌ترین کشورها در برابر ویروس کرونا بوده؛ آن هم با رای و نظر یک نفر؛ یعنی همان کسی که صالحی به اختیارات بی‌حد و حصر او اشاره کرده است: ولی مطلقه فقیه.

در دوره ریاست‌جمهوری «باراک اوباما» دولت آمریکا تلاش فراوانی برای ارتباط با آیت‌الله خامنه‌ای و اعلام پذیرش نظام سیاسی ایران کرد. به او چند نامه نوشت و در زمانی که «محمود احمدی نژاد» برای مذاکره علامت می‌داد، مشروعیت چنین اقدامی را صرفا از آنِ آیت‌الله خامنه‌ای دانست و نامه‌های احمدی‌نژاد را بی‌جواب گذاشت.

 «جان کری» وزیر خارجه دولت اوباما بارها با تکرار فتوای آیت‌الله خامنه‌ای در ممنوعیت استفاده از سلاح هسته‌ای آن را ستود. اوباما وارد گفت‌وگوهای بی‌سابقه مستقیم زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی شد و خط قرمز وی در ادامه غنی‌سازی اورانیوم در ایران و برنامه موشک‌های بالستیک را پذیرفت.

در زمانی که تصور می‌شد دو کشور در کوتاه‌ترین فاصله از زمان قطع رابطه با هم قرار گرفتند، یک‌باره آیت‌الله خامنه‌ای تئوری نفوذ آمریکا در ایران با برجام را مطرح کرد و گفت هر قدر که لازم بداند به گروه‌های شبه نظامی منطقه کمک می‌کند و هرگز با ایالات متحده از در آشتی وارد نخواهد شد.

نتیجه این رفتار حدود یک سال بعد در دوره ریاست‌جمهوری ترامپ روشن شد. پس از جنگ ایران و عراق، دوره چهار ساله ترامپ خسارت‌بارترین دوره برای جمهوری اسلامی بوده است. نه فقط خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌هایی که اوباما رفع کرده بود، بلکه اعمال تحریم‌های تازه‌تر و بی‌سابقه و حتی ترور قاسم سلیمانی از نزدیک‌ترین چهره‌های جمهوری اسلامی به آیت‌الله خامنه‌ای همه در چهار سال اخیر رخ داده است. تحریم‌ها آنقدر سنگین است که جو بایدن به سختی بتواند در هفته‌های اول ریاست‌جمهوری از شدت آن به شکل ملموسی بکاهد.

حتی اگر دولت بایدن چشم بر روی تحریم کشورهایی که از ایران نفت می‌خرند ببندد تا سر فرصت زمینه رفع تحریم‌ها فراهم شود، این راهی است که آیت‌الله خامنه‌ای یک‌بار در شرایط بهتری با اوباما طی کرده و نخواسته به حل و فصل دائمی مسائل دو کشور بینجامد.

بُن‌مایه جمهوری اسلامی ایران در تضاد با ارزش‌هایی است که کشورهای مدرن همچون «ژاپن»، «مالزی» و «کره جنوبی» در آسیا و کشورهای اروپایی و آمریکایی به آن پایبند هستند. نوعی رفتار مسئولانه بین‌المللی و قابلیت پیش‌بینی‌پذیری که جمهوری اسلامی از هر دوی آن‌ها عامدا دوری می‌کند.

همین موضوع  یعنی ایجاد تهدید برای دیگران است که جمهوری اسلامی را نزد کشورهای دیگر غیرقابل‌پذیرش و نامطلوب می‌کند.

به‌طور مثال امروزه کشورهای زیادی هنوز موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسند؛ اما هیچ حکومتی دیگری در جهان نیست که از بین بردن اسرائیل را بخواهد؛ همچون مجلس یازدهم در قوانین خود بیاورد و آن را «تکلیف و وظیفه دولت» قرار دهد یا مثل آیت‌الله خامنه‌ای پایان اسرائیل تا ۲۵ سال آینده را وعده دهد.

آیت‌الله خامنه‌ای هم ایالات متحده را یک کل می‌بیند که همه اجزای آن در دشمنی با او هم‌صداست. روایت «اکبر هاشمی رفسنجانی» در دوره ریاست‌جمهوری‌اش و تلاش برای جلب نظر او به پایان دادن اختلاف با ایالات متحده، جهان بینی رهبر ۸۱ ساله را نشان می‌دهد:

«زمان ریاست‌جمهوری، آقای روحانی، مشاور من و رئیس شورای عالی امنیت ملی بود. نظر او هم مثل من است که ما باید مساله‌مان را با آمریکا حل کنیم. آقای روحانی برای منافع و ضررهای این کار دو ستون درست کرده بود. من بر آن اساس و نظر و ضمن این‌ که خودم هم نظراتی داشتم و اضافه کردم، رفتم و با آقا صحبت کردم... خیلی بحث کردیم و به نتیجه نرسیدیم. معمولا وقتی با ایشان اختلاف داشته باشم، نهایتا نظر ایشان را برای خودم حجت می‌دانم. چون ایشان رهبر هستند و حق اظهار نظر قاطع دارند. گفتم نمی‌توانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مساله ما و خداست. بالاخره در روز قیامت از من و شما می‌پرسند چرا این‌ همه ضرر و مشکلات برای نظام و مسلمانان ایجاد شد. اگر این‌ها را بر عهده می‌گیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من باشد.»

این‌ها از جمهوری اسلامی حکومتی عادی در نظر دیگران نمی‌سازد. حتی از دید گروه ظاهرا وسیعی از مردم ایران هم شکل تحمیل‌شده زندگی در این کشور که دامنه آن به ممنوعیت ورود واکسن هم رسیده، عادی نیست. در این میان آنچه با آمدن روسای‌ جمهوری همچون جو بایدن برای نظام حاکم بر ایران اهمیت دارد و فرصت‌ساز است، «مدیریت تنش» است. به این معنی که احتمالا دوره بایدن فرصتی چند ماهه در اختیار جمهوری اسلامی قرار می‌دهد که از شدت فشار دولت قبلی بر خود موقتا بکاهد و اصطلاحا تا فشارهای بعدی مهلت تنفس و اگر بتواند بازیابی داشته باشد.

ممکن است این وضعیت پس از دوره رهبری آیت‌الله خامنه‌ای تفاوتی اساسی پیدا کند؛ اما با وجود او، حتی در دولت بایدن نیز شانس چندانی برای کم کردن دائمی و پایدارِ اختلافات وجود ندارد.

 

مطالب مرتبط:

 

حاشیه های علنی جنگ برجام در دفتر خامنه‌ای

درگیری خامنه‌ای و پمپئو در توییتر بر سر ساخت سلاح اتمی

مهارت مهم و موثر آیت الله خامنه‌ای؛ مین‌گذاری

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}