انتشار یک کاریکاتور تازه از توکا نیستانی درباره عملیات فرزندآوری که بر اساس گفته های یک روحانی درباره لزوم افزایش جمعیت خلق شده بود، با واکنش های متفاوتی روبرو شد. استقبال گسترده ای از این کاریکاتور شد و بسیاری آن را ترجمه دقیق گفته های گوینده دانستند.

  برخی دیگر از مخاطبان اما اعتقاد داشتند که این کاریکاتور واجد عناصر ضد زن است. انتقادهای متعددی در این زمینه در صفحات شبکه های اجتماعی به خصوص فیس بوک مطرح شد. برخی هم بر این باور بودند که این کاریکاتور، آموزه های شیعی را به تمسخر گرفته و توهین به شعائر دینی محسوب می شود.

با توجه به تعدد نظرات و بازتاب گسترده ای که این کاریکاتور داشت، ایران وایر مهم ترین سوالات و انتقادات طرح شده در صفحه فیس بوک ایران وایر و یا صفحات سایر فعالان اجتماعی را با توکا نیستانی، خالق طرح و همکار این رسانه در میان گذاشت. پاسخ های او پیش روی شماست.

ایراد روشن نیست. این کاریکاتور درباره‌ی زنان مبارز و خوش‌فکر یا حتی مردان معمولی کوچه و بازار نیست. این کاریکاتور بخش احتمالاً کوچکی از مردم را هدف انتقاد قرا می‌دهد که اتفاقاً اگر مبارز هم باشند خیلی اهل فکر کردن نیستند. اگر هر زن یا مرد خوشفکر ایرانی می‌توانست خود را در این کاریکاتور ببیند، آن‌وقت حرف شما صحیح بود و ایرادتان بجا. زنی که در مقابل تبعیض جنسیتی ایستاده، حتی اگر چادری باشد، و مردی که به همسر خود به عنوان ابزار بارآوری نگاه نمی‌کند، حتی اگر بسیجی باشد، دلیلی ندارد تا با کاراکترهای این طرح احساس همذات پنداری کند. اگر می‌گفتید در شان زنان یا مردان ما نیست که بی‌توجه به سلامت و رفاه و آینده‌شان به چشم ابزار تولید مثل دیده شوند با شما موافقت می‌کردم، هدف من از کشیدن این طرح یادآوری همین نکته به بعضی آقایان بود.

مقایسه‌ی کاریکاتوریست با حکومت مقایسه‌ی درستی نیست. حکومت وظیفه دارد حرمت "همه" را رعایت کند. کاریکاتوریست وظیفه دارد "همه" را نقد کند و در این چارچوب رعایت حرمت موضوعی فرعی و تعریف نشده است. بشخصه اعتقاد ندارم تصویر کردن زنی در حال زایمان یا حتی شوخی کردن با موضوع زایمان بی‌حرمتی به زن باشد همان‌طور که اعتقاد ندارم شوخی کردن با موضوعات مردانه بی‌حرمتی به مردها است.

احتمالا مشکل از آن‌جاست که درک شما از زیبایی‌شناسی با درک من متفاوت است. احتمالا طلقی شما از "داستان زیبای آفرینش" بیشتر ادیبانه است تا تصویری چون این زیبایی بیشتر از آن‌که واقعیت بصری داشته باشد موضوعی احساسی- روانی است. "داستان زیبای آفرینش" اگر عکاسی یا فیلمبرداری یا نقاشی شود شاید آن‌قدرها هم "زیبا" بنظر نیاید. بهرحال ادعا ندارم به بهترین شکل این داستان را تصویر کرده‌ام اما به شما اطمینان می‌دهم بدتر از این هم می‌شود داستان زیبای آفرینش را تصویر کرد.

فکر می‌کنم جملات بالا بیشتر از این‌که حاوی سوالی درباره‌ی کاریکاتور من باشد پاسخی است به سوالاتی مطرح نشده‌، علی‌ایحال اگر نظر من را بخواهید، کاریکاتوریست مراتبی از شرم را در کشیدن این طرح رعایت کرده پس بی‌شرمانه کشیده نشده، به موضوع کار و عواقب بعدی‌اش اشراف داشته پس بدون درک هم کشیده نشده. هرزه بودن ذهن من احتمالی است که می‌تواند صحت داشته باشد گرچه در معنای هرزگی باید به اتفاق نظر برسیم و نقش هرزه‌گویانی که موتور محرک این ذهن هرزه هستند را باید مشخص کنیم. بهرحال با آگاهی و زیاد اتود می‌زنم و به ندرت استفراغ می‌کنم.

کار و وظیفه‌ی روزنامه نگاری من نوشتن و باز کردن جدی هیچ بحثی نیست، وظیفه‌ام انتقاد از راه کشیدن کاریکاتور است، معمولا کارهایم خنده‌دار هم نیستند مگر وقت‌هایی که مسئولین حرف‌های خنده‌داری بزنند که هرجور اشاره‌ای به آن اسباب خنده و انبساط خاطر شود. به کسی فحش نمی‌دهم، عرب‌ها را هم دوست دارم.

درواقع آقای معممی که پشت دوربین تلویزیون و در محضر هفتاد و چند میلیون ایرانی با استفاده از عناصر تمسخرآمیز به فرهنگ شیعه توهین کرد، مقصر است، ایشان معمم هستند و موظف که پاسدار حرمت اعتقادات خودشان و دیگران باشند و وظیفه‌ی من بعنوان کاریکاتوریست این بود که از سخنان نسنجیده‌ی ایشان انتقاد کنم. ضمن این‌که در این طرح عنصر تمسخرآمیزی مرتبط با فرهنگ شیعه وجود ندارد. کاراکتر زن چادری بر سر دارد که مانع از دیده شدن اندام او به هنگام زایمان می‌شود، فکر نمی‌کنم که چادر نمادی از فرهنگ شیعه باشد، بهر حال نقش چادر در این تصویر بیشتر از آن‌که اشاره به مذهب داشته باشد، به گروهی از مردان و زنانی اشاره دارد که سخنران محترم بدنبال متقاعد کردن‌شان بود تا حداقل پنج بار، بهتر از آن هشت بار، اگر خانوم زنده ماند دوازده بار و بسلامتی چهارده بار بچه‌دار شوند.

البته این تشخیص شما است، بخش مربوط به استفاده‌ی طراح از واژه‌ی "عملیات" برای رسیدن به نتیجه را درست حدس زده‌اید اما این به آن معنا نیست که اگر من این طرح را نکشیده بودم از فرط سادگی به ذهن شما هم می‌رسید. بهتر است به این نکته هم توجه داشته باشید که حتی یک کاریکاتوریست با تفکرات سطحی پشت دوربین تلویزیون به مردم پیام نمی‌دهد که "عملیات" بچه دار شدن را از همین امشب کلید بزنید.

با حرف‌تان موافق نیستم. اگر آینده‌ی درخشانی برای بچه‌های متولد شده تصویر کرده بودم حتما سهمی در بازنشر و تکثیر سخنان ایشان داشتم اما انتقاد به معنای بازنشر و تکثیر نیست. اگر چنین بود الان همه‌ی شما گمان می‌کردید انگلستان جزیره‌ی کوچکی است در غرب افریقا.

کاش مسیری که خطا کرده‌ام را بیشتر مشخص می‌کردید. احتمال دارد فرمایش شما در ساختن کلیشه صحت داشته باشد. تا امروز راه بهتری برای تصویر کردن گروه و جمعیتی بدون آن‌که هیچ اشاره مستقیمی به آن‌ها بکنم پیدا نکرده‌ام. برای مثال، بشخصه اعتقاد ندارم که همه‌ی معممین بد هستند، من برای خیلی از آن‌ها احترامی عمیق قائلم، اما اگر بنا باشد از معممی انتقاد بکنم، معمم می‌کشم و به شعور مخاطبم اعتماد می‌کنم که خودش متوجه است همه را با یک چوب نباید زد... بهرحال خطر کلیشه‌هایی که ما می‌سازیم- اگر بتوانیم کلیشه بسازیم- با توجه به برد محدودی که رسانه‌های نوشتاری دارند و گروه مخاطبینی که عمدتاً از قشر تحصیل‌کرده و باسواد هستند بسیار کمتر از حرف‌های آن آقا است.

ته مایه‌هایی از خشونت در بیشتر طرح‌های من پیدا می‌کنید بنابراین با بخش اول نظرتان موافق هستم اما متوجه بخش دوم آن نشدم... اگر منظورتان این است که از عنصر سکس برای جلب توجه بیننده استفاده کرده‌ام، با شما موافق نیستم اگر چنان قصدی داشتم براحتی می‌توانستم چادر را در محدوده‌هایی که بیشتر جلب توجه می‌کند کنار بزنم... 

اولا در نظام فکری من کشیدن چادر به معنای مسخره کردن آن نیست، من نوع خاصی از پوشش را مسخره نکرده‌ام. درثانی، اگر در یک کاریکاتور کشیدن زن چادری به معنای مسخره کردن همه‌ی زن‌هایی است که دوست دارند چادر بپوشند پس کشیدن مردی که عرق‌گیر پوشیده به معنای مسخره کردن همه‌ی مردانی است که عرق‌گیر می‌پوشند و کشیدن آدم کراواتی هم مسخره کردن همه‌ی آن‌هایی است که کراوات می‌زنند، کشیدن آدم کلاهی هم مسخره کردن همه‌ی آن‌هایی است که مکلا هستند. با این‌که زنان چادری در مسئله افزایش جمعیت الزاماً سوژه اصلی نیستند اما، به نظر من، سخنران محترمی که افاضات‌شان دست‌مایه کشیدن این کاریکاتور قرار گرفت نظر به این گروه داشت.

متاسفانه من هیچ آماری از تعداد زنانی که با اراده خودشان تصمیم به همراهی با سیاست‌های دولت می‌گیرند ندارم بنابراین نمی‌توانم با قاطعیت شما درباره‌ی اعظم یا اقل بودن میزان این همراهی اظهارنظر کنم اما به حق انتخاب همه احترام می‌گذارم، در موارد اعتقادی این احترام را با سکوت و بحث نکردن درباره‌ی درست و غلط بودن اعتقاداتی که زیانی به من نمی‌رسانند، نشان می‌دهم و در سایر موارد با گذشتن از کنار موضوعاتی که ربطی به من ندارند. اما در موضوعات کلانی که می‌تواند زندگی همه‌ی ما را تحت‌الشعاع خود قرار بدهد نه تنها اظهار نظر را لازم می‌دانم در به سخره گرفتن طنازانه‌ی یک پیشنهاد غلط هم ایرادی نمی‌بینم و در این مورد خاص- یعنی عملیات بچه‌دار شدن تا مرز چهارده تا- خود من اگر امکانات کافی از قبیل یک آپارتمان پانزده اتاق خوابه و پول باندازه برای فرستادن چهارده بچه به کلاس زبان و کلاس شنا و کلاس تقویتی و مدرسه‌ی غیرانتفاعی و دانشگاه آزاد داشتم و از عهده‌ی خرید مسواک و شلوار و دوچرخه و مخارج غذا و دوا درمان چنین خانواده‌ای برمی‌آمدم- با توافق همسر یا همسران- حتماً به پیشنهاد آقایان عمل می‌کردم. باقی می‌ماند این نکته که در کاریکاتور مورد بحث به اقلیتی از آن بخش اعظم از تصمیم گیرندگان به اختیار اشاره شده که استطاعت کافی برای بزرگ کردن این تعداد بچه را ندارند و همانطور که می‌بینید همه را به کوچه و خیابان شلیک می‌کنند. درک این نکته که در صورت تحقق چنین درخواستی افزایش ناگهانی جمعیت کشور چه میزان می‌تواند برای همه خطرناک و آسیب زننده باشد سخت نیست.

با زن و مردی ستیز دارد که استطاعت کافی برای داشتن چهارده فرزند ندارند و همه را به کوچه و خیابان می‌فرستند تا درآینده‌ای نه چندان دور شاهد اعدام‌های بیشتری در ملاء عام باشیم.

مگر بدون هم‌کاری زن و مرد مفعول بی‌عاملیت می‌شود چهارده بچه به دنیا آورد؟ طبیعی است که در کاریکاتور من چنین زن و مردی نقطه‌ی تمرکز طرح باشد اما به این معنا نیست که طراح فکر می‌کند چنین زنانی در جامعه‌ی ما زیاد هستند... واقعی نبودن طرح ناشی از تخیلی بودن برنامه‌ای است که بدون فکر کردن به ظرفیت‌های جامعه از مردم می‌خواهد تکثیر شوند...   

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}