این مطلب، خلاصهای است از آنچه در روز یکشنبه ۱تیر۱۴۰۴ در رسانههای عبری منتشر شده است. «ایرانوایر»، مطالب رسانههای عبری را بدون تغییر در ادبیات آنها مرور کرده است و انتشار این خلاصه، به معنای تایید آنها از سوی ایرانوایر نیست.
***
با حمله نظامی آمریکا به تاسیسات هستهای ایران در نخستین ساعات بامدادی یکشنبه ۱تیر۱۴۰۴، جنگ اسراییل و ایران به جنگی تمامعیار تبدیل شد. چند ساعت پس از این حمله، ایران موجی از موشکها را به اسراییل شلیک کرد. رسانههای اسراییل خبر دادهاند که این حمله موشکی دهها کشته و زخمی بههمراه داشته و خسارات گستردهای را به بار آورده است. رسانههای اسراییل به سخنرانی «دونالد ترامپ»، رییسجمهور آمریکا پرداختهاند که پس از حمله هشدار داد اگر ایران صلح نکند، حملههای بعدی «شدیدتر» و «آسانتر» خواهند بود.
فراخوانهایی برای تمرکز کامل بر جبهه ایران
در میانه این بحران، برخی تحلیلگران اسراییلی در مقالههای خود استدلال کردهاند که اسراییل بایستی تمام تمرکز خود را، بر شکست ایران بگذارد، حتی اگر لازم باشد جبهههای دیگر منازعات خود را هرچه سریعتر جمع کند. بهعنوان نمونه، «بندور یمینی»، ستوننویس «یدیعوت آحرونوت»، از رهبران اسراییل خواسته است که جنگ در غزه را به پایان برسانند تا بتوانند بر «نبرد بسیار مهمتر» با ایران تمرکز کنند: «زمان آن رسیده که غزه را جمع کنیم، گروگانها را آزاد کنیم و به هدف مهمتر، یعنی ایران بپردازیم.»
او یادآور شده است که بعد از بیست ماه نبرد طاقتفرسا با حماس، بدون پیروزی قاطع، غزه به «سنگی بر گردن ما» تبدیل، و مانع از تمرکز اسراییل بر «مبارزه حیاتی» با ایران شده است. یمینی در مقاله خود هشدار داده است که حمایت جهانی ممکن است بهزودی کاهش یابد و ادامه فرسایش در جنگ غزه، به تلاش گستردهتر اسراییل علیه ایران آسیب میزند.
پیروزی راهبردی؛ «چگونه اسراییل کار غیرممکن را انجام داد»
برخی رسانههای اسراییلی همچنین از «موفقیت برنامهریزیشده» و «غافلگیرکننده» از همان آغاز جنگ با ایران سخن گفتهاند. روزنامه «اسراییل هیوم» در گزارشی تحلیلی، جزییاتی از نحوه اجرای نخستین حمله اسراییل را منتشر کرد و نوشت که این حمله حاصل ماهها برنامهریزی دقیق و عملیات فریب گستردهای بود که با همکاری آمریکا، ایران را نسبت به احتمال حمله غافل نگه داشت.
نمونههایی مانند «در ژانویه روشن بود: اسراییل از نقطه بیبازگشت عبور کرده. راه بازگشتی نبود. برنامهریزی دقیق و عملیات فریب هوشمندانه با کمک آمریکا، ایران را به این باور رساند که در امنیت است» و «در ارتش به این میگویند عملیات قطع سر. اما در مورد ایران، ما این کار را در همان حمله اولیه و فقط در عرض یک ساعت انجام دادیم» را در نظر بگیریم که بازتابی از نگاه غالب در اسراییل نسبت به توانمندی عملیاتی این کشور است. این محتوا، روایتی از سالها آمادهسازی میدهد که اکنون نتیجه داده است. در واقع میگویند آنچه پیشتر دور از ذهن به نظر میرسید، یعنی حمله مستقیم اسراییل به ایران، اکنون با جسارت و فریب، به واقعیت تبدیل شده بود.
ستایش از قاطعیت آمریکا و «اقدامی تاریخی»
راستگرایان اسراییلی در رسانهها، از پیوستن ترامپ به جنگ با ایران بهعنوان «نقطه عطفی تاریخی» یاد کردند. بهعنوان نمونه، «آریل کاهانا»، ستوننویس «اسراییل هیوم»، در یادداشتی نوشت که حمله ترامپ به تاسیسات هستهای ایران، «خدمتی بزرگ به بشریت» بود.
در نمونهای دیگر، آمده است: «در نهایت، تصمیم تنها از آنِ ترامپ بود. او در زمان مناسب برای حفاظت از آمریکا، متحدانش در خاورمیانه، مردم یهود و اسراییل اقدام کرد. او با یادگیری از تاریخ، اشتباه فاجعهبار روزولت را تکرار نکرد که ۹۰ سال پیش بهدلیل فشار انزواطلبان، مقابله با نازیها را به تاخیر انداخت.»
این روایت، حمله به ایران را از نظر اخلاقی اقدامی موجه و تاریخی جلوه میدهد. نمادی از اتحاد آمریکا و اسراییل در برابر تهدیدی هستهای که حتی «بنیامین نتانیاهو» نیز پس از انجام حمله نظامی آمریکا به ایران گفت: «اول قدرت، بعد صلح.»
تحلیل تندروها: «تمام کردن کار» در ایران
در دهمین روز از جنگ اسراییل و ایران، پس از حمله آمریکا به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان، در محافل ملیگرای اسراییل، تحلیلها با اعتمادبهنفس همراه است. بسیاری تاکید دارند که جنگ با ایران باید تا «نابودی کامل توانمندیهای ایران» ادامه یابد.
یک تحلیلگر نوشته است که اسراییل اکنون به هدف اصلی خود، یعنی ضربه سنگین به برنامه هستهای ایران رسیده است، اما نباید از ادامه عملیات دست بکشد، تا زمانی که تهدید ایران بهطور کامل برچیده شود: «اسراییل هدف اصلی این جنگ را محقق کرده: ضربهای ویرانگر به برنامه هستهای ایران… اما هنوز کارش در ایران تمام نشده.»
او در یادداشت خود هشدار میدهد که توقف جنگ در این مرحله میتواند «اشتباهی بزرگ» باشد و اسراییل باید تا نابودی زیرساختهای موشکی ایران ادامه دهد. به باور این تحلیلگر، اگر رهبران ایران تصمیم به تشدید تنش بگیرند، این تصمیم به اسراییل و آمریکا اجازه خواهد داد که عملیات را گستردهتر کرده و تهدید ایران را برای همیشه از میان بردارند: «چنین تصمیمی از سوی ایران، به اسراییل فرصت میدهد تا کار حذف تهدید ایران را یکبار برای همیشه به پایان برساند.»
روایت جنگ با نیایشهای پرشور
جنگ اسراییل و ایران باعث شد که بحثهایی درباره نحوه پوشش رسانهای هم شکل بگیرد. برای مثال در یکی از برنامههای زنده «کانال ۱۲»، تحلیلگر با سابقه، «آراد نیر»، حمله موشکی ایران را «پاسخی قابلتوجه» توصیف کرد. این جمله، موجی از خشم را در شبکههای اجتماعی و انتقاد شدید رسانههای راستگرا را مانند «کانال ۱۴» بههمراه داشت. بهطوریکه نوشتند: «این جمله باعث خشم کاربران شبکههای اجتماعی شد. بسیاری آن را انتخابی تاسفبار و تحقیرآمیز در انتخاب واژگان دانستند.»
روایت جنگ در رسانههای اسراییل همسطح و یکدست نیست. در حالی که رسانههای همسو با دولت بر «قهرمانی ارتش» و «خشونت ایران» تمرکز دارند، کوچکترین ابراز بیطرفی یا همدلی با طرف مقابل بهشدت سرکوب میشود. در نمونهای دیگر، در شب حمله آمریکا به ایران، کانال ۱۴ پخش زنده ویژه خود را نه با تحلیل، بلکه با نیایشی پرشور برای موفقیت حمله آمریکا به ایران آغاز کرد؛ ترکیبی از احساسات مذهبی و ملیگرایانه.
صداهای منتقد و مخالف: پیروزی یک توهم است
در میان موج حمایت عمومی از جنگ در رسانههای اسراییل، صداهایی منتقد نیز شنیده میشوند، بهویژه در رسانههای چپگرا. بهعنوان نمونه، «امیر تیبون»، ستوننویس «هاآرتص» یادآور شده است که ترامپ با وجود مخالفت برخی مشاوران خود، تصمیم گرفت حمله به سایتهای هستهای ایران را آغاز کند: «ترامپ بر خلاف نظر برخی از برجستهترین حامیان خود که تا لحظه آخر با حمله به سایتهای هستهای ایران مخالف بودند، تصمیم گرفت تا انتها برود.»
در نشریه +۹۷۲ نیز «اورلی نوی»، روزنامهنگار اسراییلی-ایرانی، هشدار داده که باور اسراییل به «پیروزی کامل» علیه دشمنانی چون حماس یا ایران، یک «توهم» است که بارها شکست خورده است. او نوشت: «تقریبا ۸۰ سال است که اسراییل منتظر پیروزی کامل است: نابودی فلسطینیها، حذف حماس، خرد کردن لبنان، نابودی توانمندی هستهای ایران… اما این پیروزیها همگی پرهزینه و بینتیجه بودند و هر بار اسراییل را به ورطه انزوا، تهدید و نفرت کشاندند.»
از نگاه نویسنده، اسراییل بار دیگر در «چرخهای تکراری از توهم قدرت نظامی» افتاده و این بار در مقیاسی بزرگتر، خود را در مسیر تخریب بیشتر قرار داده است.
ایران و واکنشهای جهانی
برخی گزارشها در رسانههای اسراییلی در روز حمله آمریکا، از وضعیت داخلی ایران و واکنشهای بینالمللی خبر دادهاند. منابع اسراییلی نوشتهاند که حکومت ایران با قطعی گسترده اینترنت تلاش کرده است تا اطلاعات جنگ را از مردم پنهان کند. مثل این نمونه: «مردم ایران اغلب نمیدانند چه زمانی موشکها شلیک میشوند یا هدف آنها کجاست.»
در حالی که آمریکا و اسراییل این حمله را «ضروری» و «مشروع» توصیف میکنند، بسیاری از کشورها هم موضعی محتاطانه گرفتهاند. حتی عربستان سعودی نیز حمایت صریح از خود نشان نداد و فقط گفت: «آمریکا یک قدرت جهانی است و کاری را انجام میدهد که برای حفظ امنیت جهانی ضروری میداند.»
چنین اظهارنظرهایی در رسانههای عبری، منتشر شدهاند.
از سوی دیگر، به نظر میرسد اکثر تحلیلگران در این امر که ۴۸ ساعت آینده سرنوشتساز است، همنظرند. همگی در انتظار «واکنش نهایی» ایران هستند؛ تشدید درگیری یا عقبنشینی دیپلماتیک.
در نهایت، بررسی سرمقالهها و تحلیلهای منتشرشده ۱تیر۱۴۰۴ نشان میدهند که اسراییل در لحظهای تاریخی و بحرانی قرار دارد. اغلب رسانههای جریان اصلی و محافظهکار، جنگ با ایران را ضروری، مشروع و حتی افتخارآمیز توصیف کردهاند. از سوی دیگر، صدای معدودی از نویسندگان منتقد هم منتشر شده است که هشدار دادهاند این «غرور نظامی» ممکن است اسراییل را به فاجعهای بلندمدت بکشاند. چه این جنگ بهعنوان «فرصتی تاریخی» دیده شود و چه «خطایی تاریخی»، روشن است که درگیری اسراییل و ایران حالا نقطه عطفی در تاریخ منطقه خواهد بود. اما پیامدهای این جنگ هنوز در حال شکلگیری است؛ درحالیکه هم موشکها و هم قلمها، همچنان روایت این جنگ را رقم میزنند.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر