این مطلب خلاصهای است از آنچه در نشریات داخلی ایران در روز ۳تیر۱۴۰۴ درباره جنگ اسراییل و ایران منتشر شده است. ادبیات این رسانهها تغییری نکرده است و انتشار خلاصه این مطالب به معنای تایید آنها از سوی ایرانوایر نیست.
روزنامهها و تحلیلهای رسانههای اسراییل در تاریخ ۳تیر۱۴۰۴، فردای «آتشبس» میان اسراییل و ایران، پیچیدگیهایی سیاسی اجتماعی را آشکار کردهاند؛ برخی «پیروزی اراده اسراییل» را جشن گرفتهاند و برخی دیگر آن را «پیروزی توهم» خوندهاند. از این به بعد، مواجهه اسراییل و جهان با پیامدهای این جنگ، از بازسازی اعتماد و زیرساختها گرفته تا بازگشت به مذاکرات صلح، تعیین خواهد کرد که آیا آتشبس ۳تیر واقعا «راهی بهسوی پایان جنگ» است، یا فقط توقفی کوتاه پیش از طوفانی دیگر خواهد بود. فعلا، دستکم، بمبها دیگر نمیبارند و چه در اسراییل و چه در تهران شاید همین برای کمی آرامش کافی باشد. یکی از امدادگران خسته اسراییلی در «بئرشبع»، در حالیکه میان آوار ایستاده بود، جملهای ساده گفت: «تمام شد. دیر، ولی بهتر از هرگز.»
در ادامه، خلاصهای از تحلیل محتوای رسانههای عبری را در روز آتشبس جنگ ایران و اسراییل میخوانید:
آتشبس اعلام شد، تنش بلافاصله آغاز شد
در ساعات بامدادی ۳تیر۱۴۰۴ آتشبس به میانجیگری آمریکا بین ایران و اسراییل اعلام شد که بهطور رسمی برای دوازده روز جنگ را متوقف کند. این آتشبس بهصورت ناگهانی و از سوی «دونالد ترامپ» رییسجمهور آمریکا، در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
با این حال، امیدهای نخستین برای آرامش خیلی زود به چالش کشیده شد. حدود ساعت ۷:۳۰ صبح، آژیرهای حمله هوایی در شمال اسراییل به صدا درآمدند، چون ایران با وجود آتشبس، موشک شلیک کرد. سامانههای دفاع هوایی اسراییل توانستند موشک را رهگیری کرده و از تلفات جلوگیری کنند، هرچند رسانههای اسراییل میگویند که یک غیرنظامی هنگام فرار به پناهگاه زخمی شد.
«اسرائیل کاتس»، وزیر دفاع اسراییل، به سرعت این حمله را «نقض آشکار» آتشبس خواند و به ارتش دستور داد که «با شدت بالا به اهداف رژیم در قلب تهران حمله کند.» در مقابل، ارتش ایران هرگونه شلیک موشک پس از آغاز آتشبس را رد کرد و گزارشهای اسراییل را «عملیات روانی» برای ایجاد تفرقه در میان نیروهای داخلی ایران خواند. مقامات ایرانی حتی مدعی شدند که این اسراییل بوده که بمباران را ۹۰ دقیقه پس از زمان مقرر آتشبس یعنی ساعت ۷ صبح ادامه داده است.
این اتهامات متقابل، از همان ابتدا تردیدهایی درباره پایداری آتشبس ایجاد کرد، اما در نهایت هر دو دولت تعهد خود را به توقف درگیری تایید کردند. تا حوالی ظهر، آرامش نسبی حکمفرما شد.
این آتشبس، دستکم در حال حاضر، به بزرگترین رویارویی مستقیم میان ایران و اسراییل پایان داد؛ جنگی که بسیاری نگران بودند ممکن است به یک جنگ منطقهای تمامعیار تبدیل شود.
حملات روز پایانی و نتایج نظامی
جنگ ۱۲ روزه در ۲۴ ساعت پایانی خود به اوج رسید. در ساعات پیش از آغاز آتشبس، ایران و اسراییل شدیدترین ضربات خود را ردوبدل کردند.
نزدیک به سحرگاه ۳تیر، ایران با شلیک موج نهایی از موشکها، شهر «بئرشبع» در جنوب اسراییل را هدف قرار داد. در این حمله، یک ساختمان مسکونی مورد اصابت قرار گرفت که دستکم چهار کشته و دهها زخمی برجای گذاشت. در همان زمان، جنگندههای اسراییلی اهدافی را در تهران بمباران کردند. یکی از حملات اسراییل، ساختمانی در شمال ایران را با خاک یکسان کرد که به گزارش منابع ایرانی، ۹ نفر از جمله یکی از دانشمندان ارشد هستهای ایران در آن کشته شدند.
در شب ۳تیر نیز نیروهای اسراییلی به زندان اوین تهران حمله کردند که معروف به محل نگهداری مخالفان سیاسی رژیم است. طبق اعلام مقامات ایرانی، چندین عضو کادر و «افراد دیگر» در این حمله کشته شدند. تا پایان جنگ، اسراییل مدعی شد که «دهها هدف کلیدی دولتی در ایران» از جمله مراکز هستهای و فرماندهی نظامی را منهدم کرده و «صدها عضو بسیج» و چندین فرمانده ارشد سپاه پاسداران را نیز از میان برداشته است.
در مقابل، ایران با یک حمله موشکی بیسابقه به شهرهای اسراییل پاسخ داد. در طول تقریبا دو هفته، ۲۸ اسراییلی در اثر حملات موشکی ایران کشته شدند. این نخستین بار است که موشکهای دوربرد ایران چنین تلفات مستقیمی در داخل اسراییل به جا میگذارد. مقامات اسراییلی تایید کردند که باران شبانه موشکهای ایران «بارها سامانههای دفاع هوایی اسراییل را مغلوب» و میلیونها نفر را روانه پناهگاهها کرد. همچنین، مناطق شهری اطراف تلآویو، حیفا و جلیل را هدف قرار داد.
با وجود این تلفات، ارتش اسراییل ادعا میکند که دستاوردهای استراتژیک مهمی به دست آورده است. آنها توانستند کنترل کامل آسمان ایران را به دست بگیرند و عملیاتهای جسورانهای را در عمق خاک ایران انجام دهند، از جمله ترورهای هماهنگ علیه فرماندهان بلندپایه و دانشمندان هستهای.
رهبران اسراییل ادعا میکنند که این عملیات، «دو تهدید حیاتی» یعنی تهدیدهای هستهای و موشکی ایران را از بین برده است. نخستوزیر «بنیامین نتانیاهو» هم اعلام کرد که «همه اهداف محقق شده» و «برنامه هستهای و توان موشکی ایران فلج شدهاند.» در واقع، حملات هوایی آمریکا با بمبهای سنگرشکن به سایتهای غنیسازی اورانیوم در «فردو» و «نطنز» در تاریخ ۱تیر خسارات زیادی وارد کرده است.
با این حال، تحلیلگران نظامی نسبت به این ادعاها محتاط هستند: حتی مقامات پنتاگون و کارشناسان اطلاعاتی اسراییل نیز اذعان داشتند که زمان لازم است تا مشخص شود آیا برنامه هستهای ایران واقعا خنثی شده یا نه. آنها هشدار دادهاند که ایران ممکن است بخشی از مواد غنیشده خود را پنهان کرده باشد یا تاسیساتی مخفی داشته باشد که از حملات جان سالم به در بردهاند. این در حالی است که «رافائل گروسی»، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز گزارش داده است که ایران پیش از حملات، مواد حساس هستهای را تخلیه کرده بود.
طبق گزارش رسانه «ماکور ریشون»، مقامات دفاعی اسراییل بهصورت غیررسمی تخمین زدهاند که این حملات برنامه ساخت بمب ایران را دو تا سه سال عقب انداخته، اما نه آنکه بهطور کامل نابود کرده است.
با این حال، یکی از افسران ارشد اسراییلی به رسانهها گفته است: «اگر رژیم ایران بخواهد بدون توافق دوباره بازسازی کند، باید بفهمد برای ما کار سختی نیست که دوباره به آنجا برسیم و از بین ببریم» که بیانگر هشداری صریح به این معنا است که اگر ایران مسیر خود را ادامه دهد، اسراییل آماده حمله مجدد است.
جبهه داخلی در اسراییل و پیامدهای انسانی
رسانههای اسراییل در بررسی جبهه داخلی این کشور، در ارایه آمار نهایی تلفات و خسارات، هم شدت حملات ایران را نشان میدهند و هم تابآوری سامانههای دفاع غیرنظامی اسراییل را مطرح میکنند. ارتش اسراییل اعلام کرده است که در مجموع ۲۸ اسراییلی در جریان جنگ کشته شدند که بسیار کمتر از پیشبینیهای اولیه است. سخنگویان نظامی این «موفقیت» را به سیستم هشدار موشکی سراسری و وجود پناهگاههای خانگی نسبت دادهاند.
قابلتوجه است که شش نفر از ۲۸ کشتهشده، در اتاقهای امن جان باختند که مورد اصابت مستقیم قرار گرفته بودند. یک افسر فرماندهی جبهه داخلی اسراییل گفته است: «امروز صبح یک زن ۸۲ ساله را بدون هیچگونه خراشی از پناهگاهی بیرون آوردیم که اطرافش فقط آوار بود.» یعنی ارایه نمونهای از نجاتهای معجزهآسا در میانه فاجعه.با وجود این، برخی انتقادات نیز مطرح شده است؛ از جمله اینکه مقامات، محدودیتهای ایمنی را خیلی زود پس از موج نخست حملات لغو کرده بودند، ولی بعدا دوباره اعمال کردند چون حملات ادامه یافت.
رییس ستاد ارتش اسراییل، «ایال زامیر» در یک سخنرانی نادر در زمان جنگ، صادقانه اعتراف کرد: «ما دقیق نمیدانستیم شکل حملات چگونه خواهد بود» همین اعتراف نشان میدهد که ارتش اسراییل در پاسخگویی به حملات مستقیم ایران، نیاز به تجربهآموزی داشته است.
تا روز ۳تیر، همزمان با بازگشت نسبی آرامش، فرماندهی جبهه داخلی در حال بررسی بود که آیا باید محدودیتهای باقیمانده مدنی را بردارد یا نه مثل مدارس که نزدیک به دو هفته تعطیل بودند و بازگشت به زندگی عادی که تنها در صورت اطمینان از اجرای کامل آتشبس امکانپذیر بود.
روایت پیروزی در برابر تهدیدهای باقیمانده
مرور رسانهها نشان میدهد که در اسراییل، رهبران دولتی بلافاصله آتشبس را بهعنوان یک «پیروزی بزرگ» معرفی کردند. نتانیاهو در نطقی تلویزیونی اعلام کرد که «اسراییل به تمام اهداف و حتی فراتر از آن دست یافته است» و تاکید کرد که «ضربهای قاطع» به رژیم ایران وارد شده است.
نتانیاهو از «دونالد ترامپ» و ایالات متحده بابت «حمایت از دفاع ما و نقششان در حذف تهدید هستهای ایران» تشکر کرد و گفت که این آتشبس با هماهنگی کامل با واشنگتن پذیرفته شده است.» در بیانیه رسمی کابینه نیز از «دستاوردهای تاریخی و فوقالعادهای» یاد شد که اسراییل را در کنار قدرتهای جهانی قرار میدهد و به ایران هشدار داده شد که هرگونه نقض آتشبس با «پاسخی قاطع» روبهرو خواهد شد. همچنین از مردم خواسته شده است که تا زمان اجرای کامل آتشبس، همچنان دستورالعملهای دفاع غیرنظامی را رعایت کنند.
در همین حال، رسانههای اسراییلی به روایتهای مقامات ایرانی نیز پرداختهاند که روایتی از «پیروزی» خود ارایه دادهاند. شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی اعلام کرد که ارتش ایران، اسراییل را وادار به «پذیرش یکجانبه شکست و موافقت با آتشبس» کرده است، چرا که اسراییل نتوانست «اراده ایران» را بشکند. فرمانده سپاه پاسداران هم اعلام کرد که هیچ حملهای از سوی اسراییل بیپاسخ نخواهد ماند و نیروهای ایران «انگشتشان روی ماشه باقی خواهد ماند» که در صورت تحریک، آماده برای ازسرگیری آتش هستند.
موضعگیری «علی خامنه» رهبر جمهوری اسلامی نیز بازتاب دارد که با لحنی چالشبرانگیز اعلام کرد: «ما تسلیم نخواهیم شد» و تاکید کرد که ایران هرگز زیر بار شرایط اسراییل یا آمریکا نخواهد رفت.
این لحن با اقدام تلافیجویانه ایران علیه نیروهای آمریکایی همراه شد: در ۲تیر، ایران چند موشک بالستیک به پایگاه هوایی «العدید» در قطر بهعنوان بزرگترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه شلیک کرد. با این حال، ایران پیشاپیش این حمله را به آمریکاییها اطلاع داده بود، و در نتیجه، این حمله تلفات یا خسارتهایی جدی در پی نداشت.
ترامپ بعدها از ایران بابت «هشدار دادن برای جلوگیری از تلفات» تشکر کرد و این حمله را «واکنشی بسیار ضعیف و قابل پیشبینی» خواند.
این پاسخ حسابشده ایران نشان میدهد که دستکم در حال حاضر، تهران مایل است با حفظ ظاهر، از فروپاشی کامل آتشبس جلوگیری کند.
پایان جنگ یا وقفهای موقت؟
با وجود لحن پیروزمندانه در هر دو سوی درگیری، همه آگاه هستند که پایان درگیری نظامی به معنای پایان تهدیدها نیست. حتی در حالی که نتانیاهو و وزرایش از نتایج جنگ تمجید میکنند، هشدار میدهند که مساله هستهای ایران هنوز بهطور دایمی حل نشده است. اسراییل تاکید میکند که چهارچوب آتشبس باید شامل تضمینهای سختگیرانهای باشد که مانع از بازسازی برنامه هستهای ایران شود.
«یائیر گولان»، رهبر حزب چپگرای «دموکراتهای اسراییل» میگوید: «ما باید به دقت این توافق آتشبس را بررسی کنیم که آیا واقعا مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای میشود؟ اگر نه، چه تحریمها یا گزینههای نظامی سریعی در صورت نقض آن فعال میشود؟» او ضمن تمجید از دستاوردهای امنیتی عملیات، هشدار داد که پایبندی ایران به توافق و دوام آن نیازمند «نظارت جدی جامعه جهانی» است، وگرنه ایران فقط منتظر فرصت برای بازسازی خواهد ماند.
در نقطه مقابل، جناحهای تندرو اسراییل معتقدند که جنگ نباید متوقف میشد. یک سرمقاله تند در ماکور ریشون از هرگونه جشن برای «آرامش در برابر آرامش» بهشدت انتقاد کرده و این ایده را «توهمی خطرناک» خوانده است. نویسنده این مقاله، « موشه گوتمن»، مدعی شده است که رژیم ایدئولوژیک ایران، که پس از این شکستها تحقیر شده، بهراحتی عقبنشینی نخواهد کرد و احتمالا برای دور بعدی آماده خواهد شد: «برای ایران، این جنگ یک جنگ اعتقادی است. متوقف کردن آن بدون پیروزی قاطع، برایشان قابلتصور نیست. چنین چیزی باعث تمسخر آیتاللهها در جهان اسلام میشود. بهترین چیزی که ایران میپذیرد، فقط یک وقفه برای بازسازی است.» گوتمن و دیگر نویسندگان راستگرا خواستار ادامه فشار نظامی شدهاند و تاکید کردهاند که تنها با ادامه عملیات میتوان تهدیدات ایران را بهطور کامل حذف کرد. چنین دیدگاههایی شکاف عمیق در افکار عمومی اسراییل را نشان میدهد: با اینکه دولت بهطور کلی از آتشبس با حمایت ترامپ دفاع میکند، برخی گروههای بانفوذ، بهویژه از جناح ملیگرا، معتقدند ارتش باید تا نابودی کامل زیرساختهای ایران پیش میرفت.
تمرکز بر غزه و پیامدهای منطقهای
یکی از پیامدهای فوری آتشبس با ایران، بازگشت تمرکز اسراییل به جنگ دیگرش است یعنی درگیری با حماس در نوار غزه. با آرام شدن جبهه ایران، مقامات اسراییلی بهطور علنی از «تمرکز کامل بر غزه» سخن گفتند تا کمپین ناتمام خود را در آنجا به پایان برسانند.
وزیر دارایی و عضو راستگرای کابینه جنگی اسراییل، در بیانیهای ضمن ابراز پیروزی در برابر ایران، خواستار اقدام در غزه شد: «حالا، به یاری خدا، تمام نیرویمان را برای پایان کار، نابودی حماس، بازگرداندن گروگانهایمان، و تامین سالها امنیت و رشد برای اسراییل به غزه میبریم.»
او پیروزی در برابر ایران را «شکستی خردکننده که با افتخار در تاریخ اسراییل ثبت خواهد شد» توصیف کرده و میگوید: «ما یک تهدید حیاتی را حذف کردیم و با نابودی دهها هدف در تهران در شب گذشته به رژیم آیتاللهها ضربه زدیم.» اما او همزمان، تاکید میکند که اسراییل باید این فرصت را غنیمت شمرده و ضربه نهایی را به حماس وارد کند.
از سوی دیگر، تنها چند ساعت پس از اجرایی شدن آتشبس با ایران، «محمد بن عبدالرحمن آلثانی» نخستوزیر قطر، اعلام کرد که مذاکرات غیرمستقیم بین اسراییل و حماس در دو روز آینده با هدف دستیابی به توافق آتشبس یا مبادله اسرا در غزه، از سر گرفته خواهد شد: «گفتوگوها میان اسراییل و حماس برای رسیدن به فرمول مصالحه ادامه دارد» او اضافه کرد: «امیدواریم اسراییل از آتشبس با ایران برای تشدید حملات در غزه سواستفاده نکند.»
این اظهار نظر نشان میدهد که برخی این نگرانی را دارد که اسرائیل از فرصت آرامش در جبهه ایران برای شدت بخشیدن به عملیات در غزه بهرهبرداری کند. همان سناریویی که قطر و دیگر بازیگران بینالمللی تلاش دارند با دیپلماسی مانع آن شوند.
دولت ترامپ مدتهاست تلاش میکند حلوفصل بحران غزه را با ثبات منطقهای پیوند بزند. حالا در پی جنگ اسراییل و ایران ظاهرا به دنبال یک «توافق جامع» است.
به نظر میرسد که ایده این است: اگر تجاوزگری ایران مهار شده و گروههای نیابتیاش مانند حماس و حزبالله تضعیف شدهاند، فرصتی برای کاهش تنش کلی در منطقه ایجاد شده است. ترامپ نیز با اشاره به این احتمال، هنگام تبریک به ایران و اسراییل برای پایان دادن به «جنگ ۱۲ روزه» ابراز امیدواری کرد که «تا هفته آینده، درباره پایان کامل درگیری صحبتهایی در جریان باشد.» به نظر میرسد که این اشاره تنها مربوط به جبهه ایران نیست، بلکه درگیری گستردهتری را هدف دارد.
نتیجه جنگ ایران و اسراییل؛ نقطه عطف منطقهای؟
پایان جنگ ایران و اسراییل ممکن است بهعنوان یک «نقطه عطف» در منطقه عمل کند. برای اسراییل، نتیجه این درگیری چیزی را ایجاد کرد که روزنامه «هاآرتص» از آن با عنوان «تعادل بازدارندگی جدید» نسبت به ایران یاد میکند، چرا که اورشلیم نشان داد حاضر است خاک ایران را هدف قرار دهد و با کمک آمریکا، توانست بخش زیادی از زرادخانه ایران را تضعیف کند.
با این حال، صلحی پایدار، احتمالا نیازمند «توافقی جزیی و دقیق با ایران» درباره فعالیتهای موشکی و هستهای است که به باور مقامات ممکن است طولانی و پرچالش باشد.
این در حالی است که به تحلیل رسانههای اسراییل، توانایی ایران برای هماهنگی با نیروهای نیابتیاش بهشدت تضعیف شده است. در طول ۱۲ روز جنگ، حزبالله در لبنان عمدتا خویشتنداری داشت که احتمالا دستور ایران بود. اما تنها چند ساعت پس از آتشبس، یک حملهی پهپادی در جنوب لبنان، سه نفر را در یک خودرو کشت. اتفاقی که رسانههای لبنانی آن را به اسراییل نسبت دادهاند.
این نشان میدهد که جنگ سایهوار میان اسراییل و متحدان منطقهای ایران، حتی اگر جنگ علنی متوقف شده باشند، همچنان ادامه دارد.
در سطح منطقهای، پایان جنگ ایران و اسراییل با آسودگی خاطر جهانی همراه شد. در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن، دولتها از توقف جنگی که احتمال داشت کل منطقه را درگیر کند، استقبال کردند. بازارهای جهانی هم بلافاصله واکنش نشان دادند: شاخصهای بورس رشد و قیمت نفت خام سقوط کرد که نشانهای از اعتماد سرمایهگذاران به این است که فعلا جلوی فاجعهای گستردهتر گرفته شده است. بورس تلآویو که در طول بحران نوسانات زیادی داشت، در ۳تیر جهش یافت، ارزش شِکِل اسراییل نزدیک به ۳٪ در برابر دلار افزایش پیدا کرد و به نرخهای قبل از جنگ برگشت.
مدیر تحقیقات در بانک «جولیوس بائر» حالا میگوید: «تنش در حال فروکش کردن است و مدیران سرمایهگذاری دوباره در حال ارزیابی سبدهای خود هستند.» او اضافه کرده است که آتشبس باعث شد «رنگ به صورت معاملهگران برگردد.»
به نظر میرسد تحلیلگران حوزه انرژی نیز نفس راحتی کشیدند؛ با اینکه پس از بمباران تاسیسات هستهای ایران توسط آمریکا، قیمت نفت برای مدتی بالا رفت، اما حالا پیشبینی میشود صادرات ایران دچار اختلال بیشتری نشود و بازار به ثبات برسد.
تأثیر اقتصادی و اجتماعی جنگ بر اسراییل
مدت جنگ نسبتا کوتاه اما اثرات اقتصادی آن بر اسراییل بسیار محسوس بود. طی این ۱۲ روز، زندگی عادی در بخشهای وسیعی از کشور متوقف شد. فرماندهی جبهه داخلی اسراییل مدارس و مشاغل غیرضروری را در مناطق مرکزی و شمالی تعطیل کرد. همچنین، پروازهای بینالمللی تقریبا بهطور کامل لغو شدند. در نتیجه، بیش از ۱۰۰ هزار اسراییلی در خارج از کشور گرفتار شدند.
طبق گزارشی در رسانههای عبری «اسراییلیها در سفرهای کاری یا تفریحی به مدت ۱۱ روز با نگرانی در انتظار بازگشت بودند» تا اینکه پروازهای اضطراری برای بازگرداندن آنها هماهنگ شد. از ۳تیر عملیات بازگرداندن شهروندان با سرعت آغاز شد.
فرودگاه «بنگوریون» اعلام کرد که «ظرفیت عملیاتی کامل» خود را از سر خواهد گرفت تا برای موج پروازهای ورودی آماده شود. شرکتهای خارجی نیز اعلام کردند که بهزودی پروازهای خود را از سر میگیرند. یک مقام هوانوردی اسراییل هم گفته است که انتظار دارد شرکتهای هواپیمایی خلیج فارس و پروازهای فراآتلانتیک نیز بهزودی فعالیت خود را از سر بگیرند. با توجه به زمانبندی جنگ و نزدیکی به فصل گردشگری، کارشناسان سفر در اسراییل پیشبینی میکنند که تقاضا به سمت ماه سپتامبر و تعطیلات یهودی جابهجا شود و مقصدهای نزدیک مدیترانه مانند یونان و قبرس بیشترین سود را ببرند.
از نظر اشتغال، آثار جنگ کاملا مشهود بود. دستکم ۳هزار و پانصد کارگر اسراییلی در جریان درگیری به مرخصی بدون حقوق فرستاده شدند و بیش از ۱۲هزار و ششصد نفر در همان هفته اول به اداره کار مراجعه و نامنویسی کردند. بخشهایی مانند گردشگری، هتلداری و خردهفروشی شاهد کاهش شدید فعالیت بودند.
دولت اسراییل یک بسته اضطراری حمایتی برای جبران خسارات، از جمله پرداخت کمکهزینه به کسبوکارهایی که درآمدشان کاهش داشت طراحی کرده و طرحی برای پرداخت حقوق به کارگران مرخصی اجباری ارايه داده بود. اما با فرارسیدن آتشبس، این برنامهها «در وضعیت بازنگری قرار گرفت»، بهنقل از روزنامه TheMarker، مقامات اکنون در حال بررسی هستند که آیا نیاز به ادامه حمایتهای بلندمدت وجود دارد یا نه. برخی کمکهای فوری، مانند پرداخت غرامت به ساکنان شمال کشور که زیر آتش بودند، همچنان پابرجا است اما اگر ثبات حفظ شود، دولت احتمالا از فاز کمک فوری به سمت احیای اقتصادی حرکت خواهد کرد.
بازارهای مالی به این وضعیت با خوشبینی واکنش نشان دادهاند: علاوه بر رشد شاخصهای بورس، شِکِل اسراییل دوباره تقویت شد. در طول جنگ، نرخ آن برای مدت کوتاهی از ۳.۵ شِکِل در برابر یک دلار عبور کرد، اما پس از آتشبس، به حدود ۳.۳۸ برگشت؛ افزایشی نزدیک به ۳٪ تنها در یک روز. حتی سهام بازار مسکن نیز در طول جنگ رشد کردند و تا ۲۰ تا ۳۰٪ افزایش قیمت داشتند، چرا که سرمایهگذاران بر این باور بودند که مداخله آمریکا باعث کوتاه شدن جنگ و از بین رفتن تهدید هستهای ایران شده است.
«زیو این-الی»، تحلیلگر بازار مسکن، گفت: «این تصور وجود داشت که جنگ با ایران بهویژه بعد از ورود آمریکا کوتاه خواهد بود. همچنین انتظار میرود تهدید هستهای ایران از بین رفته باشد.» بهواقع زمانی که بمبافکنهای آمریکایی به فردو حمله کردند، بازار تلآویو واکنش مثبتی نشان داد. و این نشانهای بود از اینکه معاملهگران انتظار داشتند پایان سریعی در راه باشد، نه یک باتلاق طولانی.
تأثیر اجتماعی؛ میان شوک و تسکین
از نظر اجتماعی، اسراییلیها در حال تجربه ترکیبی از شوک و آسودگی هستند. صحنههای آپارتمانهای ویرانشده در شهرهایی در مرکز اسراییل که هدف موشکهای ایران قرار گرفتند، شوک روانی عمیقی ایجاد کرد. مردم اسراییل عادت دارند ویرانی را در غزه یا لبنان ببینند، اما مشاهدهی اینکه شهرهای مرکزی خودشان به ساختمانهای سوخته، گرد و غبار، و خیابانهای مدفون در آوار تبدیل شدهاند، برایشان تکاندهنده بود.
«اورلی نوی»، تحلیلگر اسراییلی-ایرانی، نوشت: «این تصاویر، یک لحظه شکست در توهم جمعی ما ایجاد کرد که گمان میکردیم از همهچیز مصون هستیم.» او اضافه کرد که حالا صحنههایی از تلآویو و حیفا، بهطور موقتی، هرچند در مقیاسی بسیار کوچکتر شبیه غزه شدهاند.
تلفات غیرنظامی در هر دو طرف «بهای انسانی این جبهه جدید را نشان میدهد، حتی اگر این مقیاس با آنچه که معمولا در غزه اتفاق میافتد، قابل مقایسه نباشد.»
برای بسیاری از اسراییلیها، این جنگ ترکیبی از ترس و اراده را برانگیخت. نظرسنجیهای افکار عمومی که در رسانههای اسراییلی منتشر شدند، نشان میدهند که حمایت گستردهای از حملات به ایران وجود دارد، چرا که آنها را برای امنیت ملی ضروری میدانند. دکتر «اوری گلدبرگ»، کارشناس امور ایران میگوید: «کل کشور تشنه یک پیروزی بود، آنهم بعد از شکستهای پیدرپی در غزه.»
او البته یک نکته مهم را هم یادآوری کرد که اسراییلیها در «وضعیت بقا» هستند، نه در حالت شور و شوق. زندگی روزمره مختل شده و مردم برای تهیه مایحتاج در صف ایستادهاند، سر کار نرفتهاند، و کودکان را در پناهگاهها نگهداری کردهاند. او با لحنی کنایهآمیز گفت: «هیچ اشتیاقی برای اعزام داوطلبانه نیرو به حمله زمینی علیه ایران وجود نداشت.»
در ارزیابی او «اسراییل دقیقا همانطور که در غزه هم اتفاق افتاد، بیش از حد پیشروی کرده. با هر روزی که میگذرد، اسراییل با این حجم از ویرانی و ترس بیسابقه در داخل اسراییل بیشتر در این باتلاق فرو میرود. این وضعیت تا کی قابل تحمل خواهد بود؟»
این سخنان که در روز پنجم جنگ بیان شدند برای بسیاری از شهروندان اسراییلی، بعد از اعلام آتشبس، به واقعیت پیوست: «اینکه کابوس ادامهدار نشد، خود یک تسکین بزرگ بود.»
دیدگاههای متفاوت در رسانههای اسراییلی
رسانههای اسرائیل در ۳تیر، طیف وسیعی از واکنشها را نسبت به نحوه اداره جنگ و پایان آن ارایه دادهاند؛ از لحن پیروزمندانه تا انتقادهای تند.
رسانههای اصلی و راستگرای اسراییل عمدتا از روایت دولت مبنی بر «پیروزی سخت ولی موفق» پشتیبانی کردند. روزنامه محافظهکار و پرمخاطب «اسراییل هیوم» با تیترهایی از «دستاوردهای تاریخی» استقبال کرد. در این پوششها، به نقل از مقامات آمده است که «تهدید دوگانه هستهای و موشکی ایران خنثی شده» و نیروهای اسراییلی «جاودانگی اسراییل را با عملکرد قاطعانهشان تضمین کردند.»
همچنین بر مقاومت عمومی و حمایت مردمی تاکید شده بهطوری که یکی از گزارشها توصیف میکند که چگونه هزاران نیروی ذخیره و شهروند اسراییلی از دولت خواستهاند که عملیات را متوقف نکند.
کانال خبری راستگرای «چنل ۱۴» نیز لحن مشابهی داشت. وقتی در ساعات اول آتشبس، موشکباران ایران در شمال گزارش شد، این کانال تیتر زد: «سه ساعت پس از آغاز، آتشبس فرو ریخت: ایران موشک شلیک کرد»، و این خبر را در بخش روایت زنده جنگ در ساعت ۱۱:۱۶ صبح منتشر کرد. پیام رسانههای راستگرا روشن بود: اسراییل باید هوشیار بماند و در صورت نقض آتشبس، با قدرت کامل پاسخ دهد.
حتی پس از بازگشت نسبی آرامش، ماکور ریشون مقالههایی منتشر کرد که اساسا تأکید میکردند ایران قابل اعتماد نیست. یکی از یادداشتها به سخنان رییس ستاد ارتش استناد داشت که گفته بود: «دیگر در برابر تهدیدهای در حال ظهور فقط نظارهگر نخواهیم بود» ماکور ریشون این جمله را بهعنوان پایه دکترین امنیتی جدید اسراییل معرفی کرده است.
نویسنده در این مقاله میگوید که «دیگر نباید در برابر آرامش ظاهری، آنچه برایمان را ارزشمند است قربانی کنیم» در ادامه از «حمله درخشان اسراییل به ایران» تمجید کرده است که به باور او باعث بازگشت «عزت اسراییل» شده و حتی رهبران غربی منتقد را مجبور به احترام گذاشتن به قدرت نظامی اسراییل کرده است.
«اسراییل هیوم» هم گزارش داده است که انتقادهای بینالمللی از اسراییل زمانی که جنگ به نفع تلآویو پیش رفت، بهسرعت فروکش کرد. حتی از صدراعظم آلمان نقل شده که گفته اسراییل دارد «کار کثیف جهان» را با حمله به ایران انجام میدهد.
این نوع روایت، تصویر یک اسراییل قدرتمند و موجه در سطح بینالمللی را بهعنوان کشوری که بهخاطر تصمیم قاطعانهاش، مشروعیت تازهای به دست آورده، ترویج میکند.
رسانههای چپگرا و انتقادهای شدیدتر
در نقطه مقابل، رسانههای چپگرا و مستقل، دیدگاههایی بسیار انتقادیتر نسبت به جنگ و آتشبس ارایه میدهند. مجلهی چپگرای اسراییلی-فلسطینی +۹۷۲ در ۳تیر تحلیلهایی منتشر کرد که به پیامدهای عمیقتر جنگ میپرداخت.
نویسندهای به نام «آموش بریسون» با دکتر «اوری گلدبرگ» مصاحبهای انجام داده که گلدبرگ در آن استدلال میکند که تصمیم نتانیاهو برای آغاز «جنگ تمامعیار با ایران»، حرکتی بیش از حد و ناشی از محاسبات سیاسی داخلی بود. به گفته او، نتانیاهو «جبهه ایران را باز کرد تا دنیا را دوباره پشت اسراییل جمع کند» آنهم زمانی که جنگ فرسایشی در غزه به بنبست خورده و حمایت جهانی در حال کاهش است.
گلدبرگ میگوید: «ادعای نتانیاهو درباره تهدید فوری ساختگی بود»، و این جنگ را تلاشی برنامهریزیشده برای بازسازی محبوبیت سیاسی خود و حتی به تعویق انداختن محاکمهاش در پروندههای قضایی فساد ارزیابی میکند.
در این مصاحبه تاکید میشود که اسراییل در ابتدا با حملاتی غافلگیرکننده از جمله کشتن فرماندهان ایرانی و حمله به سایتهای هستهای، موفقیتهایی داشت، اما ایران بهسرعت خود را تطبیق داد و اسراییل عملا هیچ راهبرد روشنی برای پایان نداشت، جز اینکه آمریکا را وارد میدان کند.
گلدبرگ اشاره میکند که تا روز پنجم جنگ، وقتی موشکهای ایران خواب را از چشمان اسراییلیها گرفته بودند، تلآویو عملا در موضع دفاعی قرار گرفته بود و امید داشت آمریکا با اعمال فشار، راهی برای پایان دادن به درگیری پیدا کند.
نویسندگان +۹۷۲ همچنین به هزینههای انسانی و سوالات اخلاقی پرداختهاند. در یادداشتی تحت عنوان «بزرگترین تهدید برای اسراییل نه ایران است، نه حماس، بلکه غرور خودش است»، «اورلی نوی» سردبیر ایرانی تبار این رسانه، بهشدت از طرز فکر نظامی اسراییل انتقاد کرد.
او نوشت که تماشای جنگ علیه کشور زادگاهش ایران برای او غیرقابلتحمل بوده: «فکر اینکه این ویرانی به دست کشوری انجام میشود که من شهروند آن هستم، برایم غیرقابل تحمل است.»
او روندی تاریخی را توصیف کرد که در آن هر «پیروزی» نظامی اسراییل در سالهای ۱۹۴۸، ۱۹۶۷، ۲۰۲۳ در واقع بذرهای درگیری آینده را کاشته است یعنی «پیروزیهای گرانقیمت» که اسراییل را منزویتر و منفورتر کردهاند.
نوی هشدار میدهد: «ملتی که تمام موجودیت خود را فقط بر قدرت نظامی بنا کرده باشد، در نهایت به تاریکترین گوشههای نابودی خواهد رفت، و سرانجام شکست خواهد خورد.» او این تصور که اسراییل با قدرت مطلق از هر تهدیدی مصون است را یک «توهم» دانست که از ۷ اکتبر و حالا هم در جنگ با ایران، بهشدت آسیب دیده است.
جالب اینجاست که نوی حتی از رهبران میانهرو اسراییل نیز انتقاد کرده و نوشته است که بعد از حملات به تهران، حتی سیاستمداران اپوزیسیون مانند «یائیر گولان» و «نعما لازیمی»، از ارتش و نیروی هوایی تمجید کردهاند.
او گفت: «فانتزی مصونیت که ارتش ایجاد میکند، در جناح چپ صهیونیستی حتی عمیقتر از جناح راست است.» بهزعم نوی، لیبرالها نیز ارتش را با ستایش از «تواناییهای بیحد و مرز آن» میپرستند، در حالی که راستگرایان افراطی، آن را صرفا ابزاری برای اهداف ایدئولوژیک خود میدانند.
جمعبندی او تلخ است: اگر اسراییلیها هنوز متوجه محدودیتهای زور نشده باشند «ما واقعا گم شدهایم. نه بهخاطر برنامه هستهای ایران یا مقاومت فلسطینی، بلکه بهخاطر غرور کور و متکبری که بر کشور ما سایه انداخته است.»
چنین صداهایی، هرچند در اقلیت، اما نشاندهنده جدال اخلاقی عمیق درون اسراییل درباره این جنگ هستند: آیا این جنگ اقدامی ضروری برای دفاع از خود بود یا یک ماجراجویی خطرناک که جایگاه و روح اسراییل را بیش از پیش فرسوده کرد؟
تحلیل هاآرتص و چشمانداز دیپلماتیک
روزنامه لیبرال «هاآرتص» هم با لحنی هشداردهنده، نسبت به غرور بیش از حد نظامی هشدار داد. در تحلیلهای منتشرشده در ۳تیر، این روزنامه نوشت که جنگ «تعادل بازدارندگی جدیدی ایجاد کرده» بهطوریکه ایران اکنون ضربه اسراییل را چشیده و اسراییل نیز آسیبپذیری را تجربه کرده، «اما مسیر رسیدن به یک توافق دقیق با ایران، هنوز بسیار طولانی است.»
هاآرتص تاکید میکند که هرگونه راهحل واقعی نیازمند دیپلماسی قدرتمند، احتمالا به رهبری آمریکا خواهد بود، تا آتشبس به توافقی پایدار بر سر برنامههای هستهای و موشکی ایران تبدیل شود. این روزنامه همچنین خاطرنشان میکند که رژیم ایران همچنان پابرجاست و با وجود تضعیف نظامی، در صورت کاهش تحریمها یا بیتوجهی جهانی، ممکن است بهسرعت خود را بازیابی کند.
در بخش «پوشش زنده»، هاآرتص به نکتهای کلیدی اشاره دارد: ایران ادعای شلیک موشک پس از آتشبس را رد کرده و وزیر دفاع اسراییل، تهدید به حمله دوباره به تهران کرده است. و این نشانهای از اوج بیاعتمادی است. بدون یک سازوکار نظارتی رسمی، هر حادثهای ممکن است دوباره تنشها را شعلهور کند.
هاآرتص همچنین به بُعد سیاسی آمریکا در این آتشبس میپدازد: این توافق ترامپ را بهعنوان میانجی صلح در مرکز توجه قرار داد، اما برخی در واشنگتن و اورشلیم نگراناند که اگر امتیازهای ایران فقط موقتی باشند، دوباره با همان بحران روبهرو خواهیم شد.
در ارزیابی محتاطانهی هاآرتص، شبح بازگشت به مذاکرات یا حتی نیاز به حمله مجدد به ایران همچنان در افق دیده میشود.
پسلرزهها: امید محتاطانه، آیندهای نامعلوم
در پایان روز ۳تیر، ایرانیها و اسراییلیها از پناهگاهها و زیرزمینها بیرون آمدند، چشم به آفتاب تابستانی دوختند و وارد آتشبسی ناآرام شدند. جشنهای عمومی دیده نمیشود؛ نه رژهای در تلآویو و نه شادی خاصی در تهران بلکه تنها نفسی سبک، همراه با غم، در فضای دو کشور موج میزد.
در ایران، تلویزیون دولتی جمعیتی را در نماز جمعه نشان میدهد که شعارهای چالشی سر دادهاند اما همزمان، خانوادههایی در شهرهایی مانند اصفهان و کرج به خانههای ویرانشان بازمیگشتند تا زندگی را از نو بسازند.
در اسراییل، ساکنان مناطق آسیبدیده مانند بئرشبع و منطقه شارون در مراسم تشییع قربانیان موشکهای ایران شرکت کردند، در حالی که گروههای داوطلب مشغول پاکسازی خیابانها از آوار بودند.
رئیسجمهور اسرائیل، اسحاق هرتزوگ حالوهوای دوگانه روز را چنین توصیف کرد: «درد وحشتناک است. ایران عمدا آتشبس را نقض کرد تا بیگناهان را بکشد. اما تابآوری ما قویتر است. ما بازسازی خواهیم کرد، و یاد کسانی را که از دست دادیم زنده نگه خواهیم داشت.»
با نگاهی به آینده، آتشبس ایران-اسراییل نقطه عطفی شکننده بهحساب میآید. این آتشبس، دستکم فعلا، جنگ را متوقف کرد، اما دشمنیِ ریشهدار را حل نکرد. هر دو طرف همچنان به نیت یکدیگر مشکوک هستند.
یکی از مفسران نظامی اسراییل بهطنز گفته است: «عاقلانه است اگر فرض کنیم این جنگ برای همیشه تمام نشده. اسراییل دیگر نمیتواند بدون هزینه اقدام کند بلکه بالاخره جهان از آنچه انجام داده او را بازخواست خواهد کرد. اما هیچکس هم باور ندارد که ایران جاهطلبیهای خود را کنار گذاشته باشد.»
هفتههای آینده مشخص خواهد کرد که آیا این آتشبس میتواند به توافقی پایدارتر بدل شود یا نه. یکی از شاخصهای کلیدی، مذاکرات غیرمستقیم آمریکا و ایران است که احتمال دارد با میانجیگری قطر گسترش یابد.
این در حالی است که ناظران یادآور شدهاند، تندروهای ایران بهراحتی به رییسجمهوری که همین چند روز پیش آنها را بمباران کرده، اعتماد نخواهند کرد و جناح راست اسراییل نیز هر توافقی را که منجر به نابودی کامل برنامه هستهای ایران نشود، نخواهد پذیرفت.
از سوی دیگر، در داخل اسراییل، پیامدهای سیاسی جنگ هنوز در حال شکلگیری است. نتانیاهو پس از ماهها بحران داخلی، تقویت قابلتوجهی در محبوبیت خود به دست آورد در حالیکه پیش از جنگ، اعتراضات گستردهای علیه اصلاحات قضایی او در جریان بود. رقبای اپوزیسیون در طول جنگ لحن انتقادی خود را کم کردند و حتی برخی از منتقدان سابق، عملیات علیه ایران را بهخاطر مهارت نظامی آن تحسین کردند.
با این حال، برخی معتقدند قدرت واقعی اسراییل در اتحاد و دموکراسی آن نهفته است و نتانیاهو اگر میخواهد از این پیروزی استراتژیک بهره ببرد، باید از پیگیری سیاستهای تفرقهبرانگیز داخلی دست بکشد.
در سمت راست افراطی، برخی تلاش میکنند تا نتیجه جنگ را به ابزاری برای تشدید عملیات در غزه و سختگیری علیه حزبالله تبدیل کنند. در حرکتی، این جنگ بر گفتمان داخلی اسراییل درباره اصلاحات قضایی نیز تاثیر گذاشته است. در شب ۳تیر، تجمعی با عنوان «همه چیز به هم مربوط است، جلوی این جنون را بگیرید» در میدان رابین تلآویو برگزار شد، جایی که هزاران نفر نه فقط صلح، بلکه حفاظت از دموکراسی اسراییل را مطالبه کردند.
برخی روی پلاکاردها نوشته بودند: «جنگ در بیرون، دموکراسی را در خانه نجات نمیدهد» بازتابی از احساسی عمومی است که اسراییل نباید اجازه دهد درگیری خارجی، مشکلات داخلی را پنهان کند.
در سطح بینالمللی نیز جایگاه جهانی اسراییل با تاثیرات پیچیدهای روبهرو شده است. از یک سو، بسیاری از کشورها از جمله برخی کشورهای عربی، بیسروصدا از حمله اسراییل به برنامه هستهای ایران استقبال کردند و آن را حذف یک تهدید منطقهای دانستند. و با حمایت از اسراییل، صحبتهایی درباره گسترش همکاریهای امنیتی و حتی کشاندن عربستان به یک توافق رسمی هم مطرح شده است.
اما از سوی دیگر، تصاویر شهرهای ویرانشده ایران و تلفات غیرنظامیان، خشم را در بخشی از جهان اسلام شعلهور کرد. تظاهرات طرفدار ایران و فلسطین از بیروت تا کراچی برپا شد. در لندن، بنا بر گزارش «اسراییل هیوم»، گروهی از فعالان افراطی حتی «جشن موشکی» راه انداختند و هنگام پخش صحنههای انفجار در تلآویو، شادی کردند.
دکتر «آمیر هالپرین»، پژوهشگر اسراییلی هشدار میدهد که جنگ ایران، نگرانیهای امنیتی یهودیان در خارج از کشور را افزایش داده، چرا که این جنگ به روایت نبرد شرق و غرب دامن زده و افراطگرایان طرفدار ایران و فلسطین را جسورتر کرده است.
دولتهای غربی نیز اگرچه از آتشبس استقبال کردهاند، اما باید با این تنشهای اجتماعی مقابله کنند و دیپلماسی را از سر بگیرند. رهبرانی مانند «امانوئل مکرون» و «کییر استارمر»، در جریان جنگ و حتی زمانی که تلفات بالا میرفت چندین بار تاکید کردهاند که اسراییل حق دفاع از خود را دارد.
به نظر میرسد که اکنون، اروپا و آمریکا در آزمونی قرار دارند: چطور باید این حمایت را به نتایجی سازنده تبدیل کنند؟ بهویژه در جهت جلوگیری از آغاز دوباره رقابت هستهای. «اوری گلدبرگ» درباره دیدگاه جهانی میگوید: «هیچکس روایت "حمله پیشگیرانه" را کامل نپذیرفته؛ بنابراین اسراییل باید منتظر تبعاتی برای اقدامات خود باشد.»
این تبعات ممکن است شامل فشار برای امضای توافقهای جدید هستهای یا محدودیتهایی بر آزادی عمل نظامی اسراییل باشد. با این حال، لحن تمجیدآمیز ترامپ و فقدان هرگونه محکومیت فوری از سوی شورای امنیت سازمان ملل، نشان میدهد که اسراییل فعلا آزادی عمل گستردهای دارد.
در واشنگتن، جمهوریخواهان از مدیریت ترامپ در جنگ تمجید کردند، در حالی که برخی دموکراتها در خفا درباره تبعات ورود آمریکا به بمباران ایران ابراز نگرانی میکنند. در شبکههای اجتماعی، واکنش آمریکاییها ترکیبی از شوخیهای سیاه و مضطربانه بود مثل روزنامه TheMarker که نوشت توییتر و تیکتاک پر شده بود از لطیفههایی درباره «جنگ جهانی سوم».
در نهایت میتوان گفت که ۳تیر۱۴۰۴ هم پایان بود و هم آغاز. سردبیر هاآرتص، «آلوف بن» در یادداشتی نوشته: «ممکن است از این کابوس ۱۲ روزه بیدار شویم و تعادل بازدارندگی جدیدی را ببینیم، اما پس از جنگ روایتها و مذاکرات تازه شروع شده است.»
اگرچه به نظر میرسد که اسراییل از این جنگ با «برتری نظامی» خارج شد و حالا باید دستاوردهای خود را از طریق دیپلماسی تثبیت کند و ایران نیز، اگرچه آسیب دید اما تسلیم نشد و شاید هنوز آرزوهای هستهای زخمیاش زنده باشند. مردم اسراییل نیز حالا در حالی که نفس راحتتری میکشند، باید با درسهای جنگ کنار بیایند: درباره آمادگی، درباره محدودیتهای زور، و درباره خطرات غرور بیش از حد.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر