close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
اخبار

بازتاب جنگ اسراییل و ایران در رسانه‌های داخلی ۵تیر

۵ تیر ۱۴۰۴
بازتاب جنگ اسراییل و ایران در رسانه‌های داخلی ۵تیر
بازتاب جنگ اسراییل و ایران در رسانه‌های داخلی ۵تیر

این مطلب خلاصه‌ای است از آنچه در نشریات داخلی ایران در روز ۵تیر۱۴۰۴ درباره جنگ اسراییل و ایران منتشر شده است. ادبیات این رسانه‌ها تغییری نکرده است و انتشار خلاصه این مطالب به معنای تایید آن‌ها از سوی ایران‌وایر نیست.

این گزارش، تحلیلی است از چشم‌انداز رسانه‌ای ایران در روز پنجشنبه ۵تیر۱۴۰۴ نخستین روز برقراری کاملآتش‌بس با اسراییل. حالا دیگر، پوشش رسانه‌ای، بازتابی از رویدادهای گذشته نیست، بلکه به میدانی برای نبرد بر سر تعریف آینده کشور تبدیل شده است. تحلیل سطحی اجماع کلی بر مفاهیم «پیروزی» و «انسجام ملی» را در تمام طیف‌های مطبوعات، از اصول‌گرا تا اصلاح‌طلب، بیان می‌کند. اما همین اجماع، شکافی ایدئولوژیک و عمیق را نیز پنهان کرده است. آتش‌بس به مثابه کاتالیزوری عمل کرده که دو روایت دو طیف مشخص را متفاوت به پیش برده است. رسانه‌های اصول‌گرا، این «پیروزی» را تاییدی بر مسیر مقاومت تعریف می‌کنند و به دنبال تحکیم قدرت هستند. در مقابل، رسانه‌های اصلاح‌طلب «وحدت ملی» به نمایش درآمده در طول جنگ را به‌عنوان قرارداد اجتماعی جدید تحلیل کرده و از آن به‌عنوان اهرمی برای طرح مطالبات جدی جهت آشتی، گشایش‌های اجتماعی و بازنگری در روابط دولت و ملت بهره برده‌اند.

فضای عمومی رسانه‌ها: پیروزی قاطع و انسجام ملی در برابر دشمن

روایت غالب و فراگیر در صفحه‌های نخست روزنامه‌های روز پنجشنبه ۵تیر۱۴۰۴ پیروزی بی‌چون‌وچرای ایران را به نمایش گذاشته است. آتش‌بس نه به‌عنوان یک توافق دوجانبه، بلکه به‌مثابه تسلیم‌نامه‌ای ارایه شده است که توسط توان نظامی برتر ایران و اراده شکست‌ناپذیر مردم این کشور بر اسراییل و ایالات متحده تحمیل شده است.

البته این چارچوب روایی در تمام رسانه‌ها، با گرایش‌های مختلف، قابل مشاهده است. روزنامه‌های اصول‌گرا مانند «کیهان» و «جوان» با تیترهایی قاطعانه، پیروزی را جشن گرفته‌اند. جوان از «بشارت فتوحات بزرگ» پس از عملیات «بشارت فتح» علیه پایگاه «العدید» آمریکا سخن می‌گوید و کیهان به نقل از «دونالد ترامپ» رییس‌جمهور آمریکا، اذعان می‌کند که «اسراییل واقعا ضربه سختی خورد.» روزنامه‌های میانه‌رو و اصلاح‌طلب نیز ضمن تایید همین قدرت‌نمایی، بر مقاومت ملی تاکید دارند مثل روزنامه «اعتماد» که تیتر زده است: «۱۲ روز ایستادگی، ۱۲ روز ایران سرفراز.»

نقطه کلیدی در پردازش این روایت پیروزمندانه، تاکید بر «تحمیل آتش‌بس» بر دشمن است. این ایده که آمریکا و اسراییل «مجبور به دعوت به آتش‌بس شدند»  و ترامپ پس از حمله ایران به پایگاه العدید، «ملتمسانه از ملت ایران بخواهد به آتش بس پیشنهادی پایبند بماند»، تکرار شده است. این نوع پردازش، نتیجه‌ مبهم آتش‌بس را به یک پیروزی مسلم و یک‌طرفه تبدیل می‌کند. با چنین رویکردی، هرگونه تحلیلی مبنی بر توازن قوا یا بن‌بست متقابل، پیشاپیش خنثی شده است و روایت پیروزی در افکار عمومی تثبیت می‌شود. این رویکرد عنصری کلیدی در جنگ اطلاعاتی است که پس از جنگ نظامی آغاز می‌شود.

در همین راستا، یک غیبت معنادار در روایت‌پردازی رسانه‌های اصول‌گرا به چشم می‌خورد: حذف تقریبا کامل هزینه‌ها و تلفات انسانی ایران از صفحات نخست. در حالی‌که اخبار شهادت فرماندهان در صفحه‌های داخلی با احترام پوشش داده شده است، روایت اصلی در صفحه نخست بر یک برتری بی‌نقص و تقریبا اسطوره‌ای ایران متمرکز است. این نوع پرداخت گزینشی، روایتی نامتقارن خلق می‌کند که در آن دشمن متحمل خسارات سنگین و تحقیرآمیز می‌شود، در حالی‌که «فداکاری‌های ایران» تنها بر شکوه و عظمت آن می‌افزاید. چنین رویکردی، تکنیک کلاسیک برای به حداکثر رساندن حس پیروزی در داخل و نمایش قدرت در خارج است.

روایت نظامی و امنیتی: از بازدارندگی فعال تا رسوایی «فردو-گیت»

در دومین روز پس از اعلام رسمی آتش‌بس میان اسراییل و ایران، روایت نظامی رسانه‌ها بر دو ستون استوار است: «نمایش توان تهاجمی ایران» و «برجسته‌سازی شکست استراتژیک آمریکا.» جشن توانمندی موشکی ایران با پوشش گسترده رسوایی‌ای که «فردو-گیت» نام گرفته، همراه شده است.

رسوایی «فردو-گیت» و ناکارآمدی آمریکا؛ این ادعا به‌ویژه توسط کیهان و جوان تقویت می‌شود که «دونالد ترامپ» درباره نابودی تاسیسات هسته‌ای ایران «دروغ گفته است.» مثل تیتر کیهان: «دروغ ترامپ برملا شد»، به خوبی همین رویکرد را نشان می‌دهد. نکته کنایه‌آمیز و هوشمندانه این است که منبع اصلی این ادعا، گزارش‌های درز کرده از آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا است که توسط رسانه‌های غربی مانند «سی‌ان‌ان»، «نیویورک تایمز» و «پولیتیکو» پوشش داده شده است.

جزییات «این شکست» به‌دقت چنین شرح داده می‌شود: برنامه هسته‌ای ایران نه تنها «نابود» نشده، بلکه تنها «چند ماه» به تعویق افتاده است، تاسیسات زیرزمینی در فردو و نطنز نیز تخریب نشده‌اند و احتمالا ذخایر اورانیوم غنی‌شده پیش از حملات جابه‌جا شده‌اند. تمرکز ویژه‌ای نیز بر پیامدهای سیاست داخلی این ماجرا در آمریکا به چشم‌ می‌خورد. ترامپ به‌عنوان شخصیتی تصویر می‌شود که با عصبانیت به رسانه‌ها حمله کرده و آن‌ها را تولیدکنندگان «اخبار جعلی» می‌خواند، در حالی‌که نماینده‌اش «استیو ویتکاف» افشای همین اطلاعات را «خیانت» خوانده است. چنین تصویری، دولت آمریکا را آشفته، متفرق و درگیر بحران داخلی نشان می‌دهد.

این رویکرد در پوشش خبری، نمونه‌ای درخشان از جنگ اطلاعاتی است. رسانه‌های اصول‌گرا از شفافیت و درگیری‌های داخلی دشمن به عنوان یک سلاح استفاده می‌کنند و با استناد به منابع اطلاعاتی خود آمریکا برای اثبات شکست آن، روایتی خلق می‌کنند که هم برای واشنگتن تحقیرآمیز است و هم ظاهری معتبر دارد. این رویکرد نه تنها پیروزی نظامی ایران را تثبیت می‌کند، بلکه تصویری از برتری استراتژیک و هوشیاری ایران در مقابل «دروغ‌گویی» و «آشفتگی» آمریکا به نمایش می‌گذارد.

هزینه انسانی و ایثار قهرمانانه

در کنار روایت پیروزی فناوری، هزینه انسانی جنگ با رویکردی حماسی و توام با احترام پوشش داده شده است. «شهادت» فرماندهان عالی‌رتبه به‌عنوان اوج ایثار و فداکاری معرفی می‌شود. روزنامه‌های کیهان و جوان خبر «شهادت سردار علی شادمانی»، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء سپاه پاسداران، را با تجلیل فراوان منتشر کرده‌اند. همچنین اعلام شده است که پدافند هوایی ارتش ۳۵ «شهید» را در راه دفاع از کشور داشته است.

اعلام برگزاری مراسم تشییع «شهدای اقتدار ایران» ، چارچوب معنایی این تلفات را نشان می‌دهد. در این روایت، کشته‌شدگان نه قربانیان جنگ، بلکه «شهیدان» راه قدرت و عزت ملی هستند. استفاده از واژگان مذهبی و فرهنگی مانند «شهادت»، «آسمانی شدن» و «افتخار اسلام» هزینه انسانی جنگ را از مقوله‌ای نظامی و سیاسی خارج کرده و به آن بعدی معنوی و مقدس می‌بخشد. این رویکرد، تلفات را به منبعی برای تقویت اراده ملی و انسجام معنوی تبدیل می‌کند و جامعه را در برابر خستگی از جنگ یا زیر سوال بردن هزینه‌های آن، مصون می‌سازد.

جبهه داخلی: همبستگی ملی، فرصتی برای «آتش‌بس داخلی»

موضوع انسجام و وحدت ملی، نقطه کانونی تحلیل‌های جبهه داخلی در رسانه‌های ایران است. جایی که دو دیدگاه متضاد با یکدیگر برخورد می‌کنند: دیدگاه اصلاح‌طلبان که این همبستگی را فرصتی برای احیای جامعه مدنی و آشتی ملی می‌دانند و دیدگاه اصول‌گرایان که آن را نشانه‌ای از حمایت بی‌قید و شرط مردم از نظام تلقی کرده‌اند.

پوشش گسترده پویش «به نام ایران» در روزنامه‌های شرق و اعتماد ، نماد اصلی رویکرد اصلاح‌طلبان است. این پویش با شعار محوری «پای ایران در میان است»، به عنوان حرکتی مدنی و فراجناحی معرفی می‌شود که توانسته طیف وسیعی از چهره‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را گرد هم آورد. فعالیت‌های این کمپین، از جمله تولید ویدیوهای کوتاه، کمپین نامه‌نگاری با عنوان «نامه‌ای برای شکستن سکوت» و برگزاری اجراهای موسیقی عمومی توسط هنرمندانی چون «علی قمصری» و ارکستر سمفونیک تهران در میدان آزادی، همگی بر ماهیت فرهنگی و مدنی این همبستگی تاکید دارند.

در امتداد همین رویکرد، سرمقاله‌ها و یادداشت‌های این روزنامه‌ها به صراحت از لزوم برقراری «آتش‌بس داخلی» سخن می‌گویند. آن‌ها استدلال کرده‌اند که وحدت ملی نشان داده‌شده از سوی مردم باید از طرف حاکمیت پاسخ داده شود. پاسخی که باید در قالب «بازنگری در سیاست‌ها و مقررات اجتماعی»  و توقف رویه‌هایی مانند ارسال پیامک‌های مربوط به «حجاب اجباری» که در بحبوحه بمباران  تجلی می‌یابد. این یک استدلال مبتنی بر یک معامله‌ است، یعنی ما به شما وحدت دادیم، شما به ما گشایش اجتماعی بدهید.

در مقابل، رسانه‌های اصول‌گرا مانند «کیهان» و «جوان»، این همبستگی را به‌عنوان حمایت قاطع مردم از جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح آن تحلیل می‌کنند و راهپیمایی‌ها و آمادگی مردم را «ایثار» و شاهدی بر این مدعا می‌آورند.

در واقع، رسانه‌های اصلاح‌طلب به شکلی استراتژیک از فضای جنگ برای بازتعریف و مشروعیت‌بخشی دوباره به جامعه مدنی و اصلاحات سیاسی استفاده کرده‌اند. و ائتلافی گسترده و متنوع از چهره‌های مورد احترام جامعه زیر پرچم میهن‌دوستی را به نمایش گذاشته‌اند با این رویکرد که آن‌ها در حال ساخت منبعی جایگزین برای اقتدار ملی و اخلاقی، خارج از ساختار رسمی حاکمیت هستند. این رویکرد چالشی مستقیم با انحصار اصول‌گرایان بر مفهوم «وطن‌پرستی» است.

بازتاب جنگ اسراییل و ایران در رسانه‌های داخلی ۵تیر

این جدول می‌خواهد نشان دهد که حمایت از دفاع ملی، امری فراگیر بوده و خط‌کشی‌های سیاسی مرسوم را درنوردیده است. رسانه‌های اصلاح‌طلب با برجسته‌کردن این ائتلاف، استدلال می‌کنند که صدای این جامعه مدنی جدید و متحد، باید شنیده شود.

هزینه‌های انسانی و زیست‌محیطی: قربانیان آشکار و خاموش جنگ

پوشش رسانه‌ای هزینه‌های جنگ، فراتر از تلفات نظامی می‌رود و ابعاد انسانی و برای نخستین بار، زیست‌محیطی را نیز در برمی‌گیرد.

تلفات انسانی؛ روزنامه جوان به تلفات غیرنظامیان اشاره کرده و از حمله به «هفت بیمارستان» و «شهادت سیزده کودک» خبر می‌دهد که خردسال‌ترین آن‌ها تنها دو ماه داشته است. در روایتی دیگر، «اعتماد» با گزارشی تاثیرگذار از چهار روزنامه‌نگار که در تهران ماندند تا به سالمندان و نیازمندان کمک‌رسانی کنند، بر وجه انسانی و شفقت فردی در میانه بحران تاکید کرده است.

تلفات زیست‌محیطی: طبیعت به عنوان «قربانی خاموش»؛ روزنامه «پیام ما» با رویکردی منحصربه‌فرد، به بعد دیگری از ویرانی‌های جنگ می‌پرازد و با تیتر «طبیعت قربانی خاموش جنگ‌ها» ، توجه افکار عمومی را به هزینه‌های زیست‌محیطی جنگ جلب می‌کند. این روزنامه به‌طور مشخص به آتش‌سوزی در «پارک ملی بمو» در نزدیکی شیراز اشاره کرده که در پی اصابت یک پرتابه ناشی از حمله اسراییل به پایگاهی نظامی رخ داده است. نکته قابل‌توجه در این گزارش، تاکید بر واکنش مردمی برای مهار آتش است: «مردم نه تنها از شیراز بلکه از آباده و سایر شهرها خودشان را به پارک ملی بمو رساندند تا آتش را خاموش کنند.»

علاوه بر این، پیام ما، به موارد دیگری از آسیب‌های زیست‌محیطی نیز اشاره می‌کند، از جمله مرگ ۸۷ اسب در «دهکده المپیک» کرمانشاه در پی یک حمله و تهدیدی متوجه میراث طبیعی و تاریخی مانند «طاق بستان» بوده است. 

این روایت زیست‌محیطی، کارکردی هوشمندانه به‌عنوان نوعی نقد غیرسیاسی از جنگ دارد که تمرکز بر رنج طبیعت و حیوانات بی‌گناه دارد و حسی از تراژدی و خسران را القا می‌کند. این رویکرد، فراتر از لفاظی‌های سیاسی پیروزی و شکست قرار می‌گیرد که تعریف «قربانی» را گسترش داده و با توسل به ارزش‌های انسانی و زیست‌محیطی، پیامدهای ویران‌گر جنگ را بدون به چالش کشیدن مستقیم اقدامات نظامی دولت، نقد می‌کند.

اقتصاد در خط مقدم: از ثبات تا بازنگری راهبردی

در حوزه اقتصاد، دو روایت کاملا متفاوت در رسانه‌ها حاکم است: روایت اصول‌گرایان از ثبات و مقاومت اقتصادی، و تحلیل‌های ظریف‌تر و نگران‌تر رسانه‌های اصلاح‌طلب.

روزنامه کیهان با تیتر معنادار «عصبانیت صهیونیست‌ها از ثبات ارزی و بانکی ایران در بحبوحه جنگ»، خط اصلی روایت حامیان جمهوری اسلامی را مشخص می‌کند. جوان و اطلاعات نیز با اشاره به تامین بی‌وقفه کالاهای اساسی، بازگشایی بورس و حتی فروش بالای بلیت سینماها، تلاش می‌کنند تصویری از تاب‌آوری اقتصادی و بازگشت سریع به شرایط عادی را به نمایش بگذارند. عملکرد دولت در استفاده از سامانه‌های دیجیتال مانند «کالابرگ» برای جلوگیری از هراس عمومی و احتکار نیز در این رسانه‌ها، مورد ستایش قرار گرفته است.

در مقابل، روزنامه شرق با تحلیلی عمیق‌تر، تصویری پیچیده‌تر ارایه می‌دهد. این روزنامه در گزارش خود از بازار طلا اشاره می‌کند که اگرچه قیمت پس از آتش‌بس کاهش یافته، اما معاملات کلان به شکل «مبادله طلا با طلا» تغییر وضعیت داده است. این پدیده، که نوعی بازگشت به اقتصاد تهاتری است، نشان‌دهنده بی‌اعتمادی عمیق بازیگران بزرگ اقتصادی به پول رایج و نظام مالی رسمی کشور است و نمی‌توان آن را نشانه ثبات دانست. شرق همچنین به تحلیل تاثیر جنگ بر بازار جهانی انرژی و ضرورت بازنگری در راهبردهای اقتصادی ایران پرداخته است.

این دوگانگی نشان می‌دهد که دو طرف از معیارهای متفاوتی برای سنجش سلامت اقتصادی استفاده می‌کنند. رسانه‌های اصول‌گرا با تکیه بر شاخص‌های سطح مصرف‌کننده مانند موجودی کالا در فروشگاه‌ها، به دنبال القای حس عادی‌بودن و آسیب‌ناپذیری به عموم مردم هستند. در حالی‌که رسانه‌های اصلاح‌طلب با بررسی شاخص‌های ساختاری و مبتنی بر بازار مانند رفتار معامله‌گران طلا، استدلال می‌کنند که در زیر پوسته این آرامش ظاهری، تنش‌های ساختاری جدی و چالش‌های راهبردی مهمی پدیدار شده است که نیازمند سیاست‌گذاری دقیق و فوری است.

دیپلماسی و صحنه بین‌الملل: تعلیق همکاری با آژانس و بن‌بست مذاکرات

پس از آتش‌بس، ایران موضعی تهاجمی و قاطع در عرصه دیپلماسی اتخاذ کرده است که دو نمود اصلی آن، تصمیم مجلس برای «تعلیق همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» و اظهارات صریح وزیر امور خارجه است.

تصمیم مجلس مبنی بر تعلیق همکاری با آژانس، خبر اصلی تمام روزنامه‌ها است. توجیه این اقدام در تمام رسانه‌ها یکسان است: این تصمیم پاسخی به رفتار سیاسی آژانس، عدم محکومیت حمله‌های نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران و استفاده احتمالی اسراییل از اطلاعات آژانس برای هدف قرار دادن این مراکز است. رای قاطع مجلس به این طرح به عنوان نمادی از اجماع ملی به تصویر کشیده شده و این قانون به صراحت ورود بازرسان و نصب دوربین‌های جدید را ممنوع کرده است.

هم‌زمان، مصاحبه «عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه، با شبکه «العربی الجدید» به طور گسترده‌ای بازنشر شده است. نکات کلیدی اظهارات او عبارتند از:

«به همه میانجی‌ها اطمینان داده‌ایم که ایران به میز مذاکره با آمریکا برنمی‌گردد.»پذیرش آتش‌بس با هدف حفظ «برتری اخلاقی» صورت گرفته است.«اراده ما برای غنی‌سازی قوی‌تر شد.»حمله به پایگاه العدید، پاسخی مشروع به تجاوز آمریکا بوده و به معنای حمله به قطر نیست.

این رویکرد دیپلماتیک را می‌توان چرخشی از موضعی تدفاعی به یک موضع تهاجمی مبتنی بر «ابهام استراتژیک و اهرم‌سازی» دانست. ایران با تعلیق همکاری با آژانس، عدم قطعیت جهان در مورد برنامه هسته‌ای خود را افزایش داده و از این طریق برای خود اهرم فشار ایجاد کرده است. هم‌زمان، با رد قاطعانه و علنی مذاکره با آمریکا، هزینه سیاسی هرگونه تعامل آینده را برای طرف مقابل بالا برده و آن‌ها را مجبور کرده است که برای بازگشایی مسیر دیپلماسی، امتیازات قابل‌توجهی ارایه دهند. این اقدامات در مجموع نشان می‌دهد که ایران در تلاش است تا از پیروزی نظامی برای بازنمایی کامل قواعد بازی دیپلماتیک استفاده کند و این پیام را ارسال می‌کند که دوران برجام و چارچوب‌های مرتبط با آن به پایان رسیده است.

تحلیل متقابل: دو روایت از یک پیروزی

چشم‌انداز رسانه‌ای ایران در روز پس از آتش‌بس کامل، نشان می‌دهد که مهم‌ترین پیامد جنگ برای ایران ممکن است نه ژئوپلیتیکی یا نظامی، بلکه داخلی باشد. این درگیری به‌مثابه آزمونی ملی عمل می‌کند که هر جناح سیاسی در آن، تاییدی بر جهان‌بینی خود و مجوزی برای آینده مطلوب خود می‌بیند. «پیروزی» رویدادی قطعی و تمام‌شده نیست، بلکه یک منبع سیاسی مورد مناقشه است.

دو روایت اصلی از این پیروزی در رسانه‌های ایران در حال شکل‌گیری است:

۱. روایت اصول‌گرایان: داستانی از پیروزی بر حق و با امداد الهی علیه دشمنی ضعیف و فریب‌کار. از این منظر، جنگ مسیر مقاومت را تایید، شکست راه سازش را اثبات، و وفاداری بی‌چون‌وچرای مردم به جمهوری اسلامی را به نمایش می‌گذارد. این رویکرد آینده را نیازمند تداوم و تقویت همین مسیر می‌داند.

۲. روایت اصلاح‌طلبان: داستانی از یک ملت و جامعه مدنی مقاوم که برای دفاع از میهن متحد شده‌اند. از این دیدگاه، جنگ هرچند یک دفاع موفقیت‌آمیز بود، اما شکنندگی‌های کشور را آشکار ساخت و یک فرصت تاریخی ایجاد کرد. این «وحدت ملی»، اکنون یک ماموریت برای حاکمیت است تا با برقراری «آتش‌بس داخلی»، اعطای آزادی‌های بیشتر و پیگیری سیاست‌های عمل‌گرایانه، اعتماد عمومی را بازسازی کرده و ثبات بلندمدت کشور را تضمین کند.

در واقع، نبرد بر سر معنای این جنگ، نبردی است برای آینده ایران. در حالی که اصول‌گرایان از آن برای اثبات «ایدئولوژی مقاومت» خود بهره می‌برند، اصلاح‌طلبان از «وحدت ملی» حاصل از آن برای طرح یک قرارداد اجتماعی جدید و فراگیرتر استفاده می‌کنند. بنابراین، روزهای پس از آتش‌بس، نه دوران آرامش، بلکه آغاز فصل جدیدی از رقابت‌های گفتمانی در عرصه سیاست ایران خواهد بود.

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

اخبار

وزیر دفاع اسراییل: می‌خواستیم خامنه‌ای را حذف کنیم فرصت پیش نیامد

۵ تیر ۱۴۰۴
وزیر دفاع اسراییل: می‌خواستیم خامنه‌ای را حذف کنیم فرصت پیش نیامد