«ایرانوایر» هر هفته جمعهها بهصورت زنده در اینستاگرام به میزبانی «رقیه رضایی» و با حضور «فریبا بلوچ»، فعال حقوقبشر بلوچ و برنده جایزه بینالمللی «زنان شجاع سال ۲۰۲۴»، اخبار مهم و موارد نقض حقوقبشر در بلوچستان را به زبانهای فارسی و بلوچی پوشش میدهد. در هفته منتهی به جمعه ۶مهر ۱۴۰۳ و تنها دو روز مانده به دومین سالگرد جمعه خونین زاهدان، شهروندانی که برای نماز جمعه به مسجد مکی رفته بودند، پس از نماز، شعار «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان سر دادند.»
***
نماز جمعه زاهدان؛ دو سال پس از کشتار شهروندان
یکشنبه هشتم مهرماه، دومین سالگرد روزی است که بیش از یکصد نفر از شهروندان بلوچ از جمله ۱۶ کودک با گلوله نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کشته شدند. حدود ۳۰۰ نفر زخمی و بعضی با جراحتهای ماندگاری چون قطع عضو و قطع نخاع روبرو شدند و دستکم ۲۵ نفر نیز چشم خود را از دست دادند.
روز جمعه ۶ مهرماه، بهرغم جو فوق امنیتی که از روزهای قبل در زاهدان در حال تشدید بود، شهروندان با پلاکاردهایی چون «نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم» در نماز جمعه حاضر شدند. پس از نماز نیز با راهپیمایی مسالمتآمیز و سر دادن شعارهایی چون «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان»، یاد کشتهشدگان جمعه خونین زاهدان را گرامی داشتند.
مولوی «عبدالحمید اسماعیلزهی»، امام جمعه اهل سنت زاهدان و از رهبران معنوی معترضان بلوچ، در خطبههای نماز، کشتار شهروندان در جمعه خونین را «ظلم و فاجعهای بزرگ» خطاب کرد که «دنیا را تکان داده» است.
به گزارش رسانه حقوقبشری «رسانک»، او با تاکید بر اینکه تعداد کشتهشدگان بیشتر از لیست صد و چند نفرهای است که توسط رسانههای حقوقبشری احراز هویت شدهاند، گفت: «بسیاری از جنازهها بلافاصله پس از بروز فاجعه توسط بستگان و خانوادههای شهدا دفن شدند و از تبعات آن ترسیدند و همین امر باعث شد تا اسم برخی از آنها حتی در لیست کشتهشدگان وجود نداشته باشد. این یک ظلم آشکار بود که در دنیا نظیر آن را کمتر میتوان پیدا کرد.»
مولوی عبدالحمید، همچنین به شمار بالای زخمیهای روز جمعه خونین زاهدان اشاره کرده و درباره رنج و دردی که آنها متحمل شدهاند، صحبت کرد. او تاکید کرد که این فاجعه بزرگی است که «نتیجه تبعیض است.»
امام جمعه اهل سنت زاهدان که در دو سال گذشته، کنار معترضان بلوچ ایستاده و مطالبات آنها را بازگو کرده است، همچنین خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی گفت: «شما اقشار مختلف جامعه ایران را باید با یک دید و یک سطح نگاه کنید و زمانی که یک قشر، پیروان یک مذهب، زنان مورد تبعیض قرار بگیرند، تحقیر میشوند و آن زمان بیعدالتی نسبت به حق آنها خیلی آسانتر خواهد بود.»
مولوی عبدالحمید همچنین از شهروندان حاضر در نماز جمعه خواست که «آرامش» خود را حفظ کنند.
از خراسان نیروی سرکوب آوردهاند
بر اساس ویدیوهایی که رسانه «حالوش» منتشر کرده، شهروندان شاهد «حرکت و تردد چندین دستگاه خودرو نظامی از مقرهای خود در زاهدان به سوی مسجد مکی و تشدید جو امنیتی در این شهر» بودهاند.
همچنین گزارش شده که در آستانه دومین سالگرد جمعه خونین زاهدان، نیروهای نظامی و لباس شخصی با استقرار و برپا کردن چادر در معابر اصلی و خیابانهای اطراف مسجد مکی از جمله خیابان «خیام»، علاوه بر تفتیش و کنترل نمازگزاران مناطق منتهی به مسجد را مسدود کرده و جو امنیتی در این منطقه را تشدید کردهاند.
رسانههای بلوچستان همچنین از حرکت دهها خودروی نظامی از محور نهبندان استان خراسان جنوبی به سمت زاهدان، حدود ساعت ۳:۳۰ صبح خبر دادند.
حالوش در همین رابطه نوشته است که در هفتهها و روزهای منتهی به دومین سالگرد جمعه خونین زاهدان، نیروهای وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه با احضار، بازجویی و تهدید برخی از افراد نزدیک به مولوی عبدالحمید از جمله محافظان او قصد دارند با تشدید فشارها از برگزاری مراسم دومین سالگرد جانباختگان و مجروحین جمعه خونین زاهدان که خواست خانوادههای دادخواه بوده، جلوگیری کنند.
همزمان خبرها از خاش نیز حاکی از شکنجه دو نوجوان ۱۵ ساله با «چاقو و میله آهنی» بوده است. رسانههای حقوق بشری نوشتهاند که روز شنبه ۳۱ شهریور۱۴۰۳، دو نوجوان ۱۵ ساله بلوچ که پس از شنیده شدن صدای چند انفجار در نزدیکی ایست و بازرسی سیار یگان تکاوری شهر خاش در مجاورت پیست خودساخته حضور داشتند، توسط نیروهای نظامی بازداشت شده و با انتقال به اداره آگاهی و ضربوجرح شدید با چاقو و میله آهنی، در یکی از خیابانهای شهر خاش از خودروی نیروهای نظامی به بیرون پرتاب شده، سپس ماموران محل را ترک کرده اند.
هویت این دو نوجوان بلوچ، «حامد شهنوازی» و «طاها شهنوازی» عنوان شده است.
به جز این، هفته پیش، دو شهروند بلوچ نیز در نهبندان مورد حمله نیروهای انتظامی (فراجا) قرار گرفته و یکی از آنها جان باخته است.
گفته میشود که ماموران مسلح نیروی انتظامی در سربیشه، در حالیکه در یک خودروی سواری سمند بودند، بدون ایست و هشدار قبلی به یک خودروی پژوی ۴۰۵ شلیک کردهاند. بر اساس گزارش منابع خبری، یکی از سرنشینان خودرو با اصابت گلوله از ناحیه کلیه و شکم جان خود را از دست داده و راننده خودرو نیز همراه با ضربوشتم بازداشت شده است. هویت شهروند بلوچ کشته شده، «امیراحمد سارانی»، ۲۱ ساله عنوان شده است.
شرایط خانوادههای اغلب جانباختگان و زخمیها بحرانی است
فریبا بلوچ در ادامه این برنامه زنده اینستاگرامی درباره رنج و درد و وضعیت خانواده جانباختگان و زخمیهای جمعه خونین زاهدان صحبت کرد.
او گفت که وضعیت بد اقتصادی و زیر خط فقر بودن جمعیت زیادی از مردم در بلوچستان تفاوت اصلی خانوادههای جانباختگان در دیگر نقاط ایران با بلوچستان است: «در جاهای دیگر شاید بالاخره خواهری، برادری، پدری، مادری تحصیلکرده و کار داشته باشد و با سختی هم که شده خانواده را حمایت کند ولی در بلوچستان ۹۹ درصد این عزیزانی که شهید شدند، از قشر بسیار ضعیف جامعه بودند. بسیاری از آنها افراد بیشناسنامه بودند و اعضای خانوادهشان هم شناسنامه ندارند. وقتی فردی شناسنامه ندارد، یعنی نه میتواند تحصیل کند، نه شغلی داشته باشد. نه حتی میتواند از خدمات درمانی استفاده کند. نمیتواند مسافرت برود و چون در بلوچستان پزشک و خدمات درمانی مناسب نیست مردم برای کوچکترین کارهای پزشکیشان هم باید به استانهای دیگر بروند.»
او تاکید کرد: «جدای از اینها، اغلب کشتهشدگان و زخمیها از اقشار ضعیف جامعه و سرپرست چندین خانواده بودند. خانوادههایشان امروز در وضعیت بسیار بسیار بدی هستند.»
به گفته خانم بلوچ، وضعیت زخمیهای جمعه خونین موضوعی بوده که توسط رسانهها به آن چندان پرداخته نشده است: «در مورد زخمیها خیلی صحبت نشده و وضعیت آنها بهمراتب بدتر است. بسیاری از آنها کودک هستند، زیر ۱۸ سال. من کودکی را سراغ دارم که زخمهایش عفونت کرده بود، خانواده برده بودند دکتر و پزشک گفته بود این بچه سوءتغذیه گرفته است. یعنی خانواده آنقدر از نظر مالی تحت فشار بودند که غذای مناسب به این بچه نتوانسته بودند بدهند.»
این فعال بلوچ با تاکید بر اینکه بسیاری از زخمیها شناخته شده نیستند و محروم از کمکهای مردمی هستند، گفت: «بسیاری از زخمیها نتوانستند پیش پزشک بروند و فقط به درمانگاه مسجد مکی برای درمان مراجعه میکردند. بسیاری بودهاند که قطع نخاع شدند. سرپرست خانواده بودند و قطع نخاع شدند و حالا نه یک خانواده، بلکه چندین خانواده در تهیدستی ماندهاند. سازمانها و افراد خیر شاید در روزهای اول کمک کرده باشند، اما بسیاری از زخمیها شناختهشده نیستند و کسی آنها را نمیشناسد که بتواند کمکی به آنها برساند.»
او ادامه داد: «زندگیشان قبل از جمعه خونین زاهدان سخت بود، الان وحشتناک شده است. نمیخواهم رنج را مقایسه کنم ولی واقعا چیزی که در بلوچستان در جریان است با بقیه ایران فرق دارد و یک بحران وحشتناک انسانی است.»
نامشان را بگو؛ لالمحمد، خدانور، صلاحالدین، زربیبی، جلیل
در برنامه زنده اینستاگرامی این هفته ایرانوایر درباره اخبار بلوچستان، فریبا بلوچ، فعال حقوق بشر برای گرامیداشت یاد کشتهشدگان جمعه خونین زاهدان درباره چند نفر از آنها سخن گفت.
خانم بلوچ از «خدانور لجعی» آغاز کرد که بیشناسنامه بود و از هفتسالگی کار کرده بود: «خدانور سرپرست مادر و ۵ خواهرش بود. شما تصور کنید زندگی آنها بعد از خدانور چطور بوده است خیلیها فقط نام خدانور را میشناسند و از زندگی او بیخبرند.»
او با نام بردن از «ابوبکر عالیزهی» گفت: «ابوبکر متولد ۱۳۷۵ بود. وقتی در موردش تحقیق میکردم متوجه شدم زندگیاش واقعا دردناک بوده. زندگی بسیار سختی داشته و در دوران کودکی تنها سرپرستشان مادرش بوده و از نظر اقتصادی خیلی تحت فشار بودهاند.»
خانم بلوچ از حسرت قربانی داشتن ابوبکر در روزهای عید قربان که برای اهل تسنن، مهمترین عید محسوب میشود، خبر داد و گفت: «به مادرش میگفته، مادر غصه نخور بزرگ که شدم میروم کار میکنم و تمام این سختیها تمام میشود.»
ابوبکر در بزرگسالی کارگری میکرد. با تخلیه بار برنج و سنگبَری، نان سر سفره خانوادهاش میآورد. همسر ابوبکر وقتی او کشته میشود، باردار بوده و مدتی بعد فرزندشان را به دنیا میآورد.
فریبا بلوچ از باردار بودن همسر «حمزه نارویی»، دیگر جوان کشته شده در جمعه خونین زاهدان خبر داد و گفت حمزه دوست داشته نام دخترش، «لیلا» باشد.
«صلاحالدین گمشادزهی» هم یکی دیگر از کشتهشدگان جمعه خونین زاهدان بود. فریبا بلوچ با تاکید بر اینکه او بیمار تالاسمی بوده و بارها برای حمایت از بیماران تالاسمی تجمع اعتراضی برگزار کرده بود، گفت: «با وجود بیماری، از مسجد میرود بیرون تا به مردم کمک کند که خودش تیر میخورد.»
یکی دیگر از کشتهشدگان، «لالمحمد آنشینی» بود که گفته میشود با معلولیت ذهنی زندگی میکرده است. او کارگر ساختمانی بوده و سرپرست پدر نابینا و خواهر و خواهرزادههایش نیز بوده است.
فریبا بلوچ به شنیدههایش درباره لالمحمد اشاره کرده و گفت: همیشه دست پر به خانه بر میگشته و نمیگذاشته خواهرزادههایش احساس ناراحتی کنند و بگویند که پدر نداریم.»
او به «زربیبی اسماعیلزهی»، زن حدودا ۶۰ سالهای که در حیاط خانهاش در اثر شلیک نیروهای نظامی از هلیکوپتر زخمی و چند ماه بعد جان سپرد هم اشاره کرد و تاکید کرد که بسیاری از جانباختگان حتی برای اعتراض نرفته بودند و نمازگزار بودند.
خانم بلوچ با تاکید بر اینکه اگر شخصی میخواهد به این خانوادهها و زخمیها کمک کند، میتواند راهش را پیدا کند.
او تاکید کرد که اینها افرادی هستند که نام بسیاری از افراد و خانوادههایشان هرگز منتشر نشده است: «بعضیهایشان حتی تلفن هوشمند یا عکس نداشتند که بتوان از آنها گفت. سه نفر از زنانی که روز جمعه خونین در اثر استنشاق گاز اشکآور کشته شدند، فقط عکس سه در چهار شناسنامهای داشتند و خانوادههایشان همان را برای مراسم در مسجد مکی آماده کرده بودند. یعنی این فرد آنقدر تهیدست است که یک عکس ندارد.»
خانم بلوچ به «احمد سارانی»، راننده تاکسی و پدر چهار فرزند، یکی دیگر از جانباختگان که برای کمک به دیگران از مسجد خارج شده بود نیز اشاره کرد و گفت: «خیلی از افرادی که کشته شدند احتمالا میتوانستند جان خودشان را نجات بدهند، اما چون برای نجات دیگران وارد عمل شدند، از پشت به آنها شلیک شد و جان خود را از دست دادند.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر