این روزها بهظاهر جنگ تمام شده است اما پیامدهای آن گریبان شهروندان را گرفته است. حالا در آستانه یکسالگی جنگ ۱۲روزه هستیم، اما در این یکسال، هم کشتاری با هزاران قربانی را شاهد بودیم و هم جنگی بیش از ۴۰روز را. این روزها افزایش بیسابقه هزینههای درمان، از داروخانه تا آزمایشگاه و مطب پزشکان، سلامت را برای بسیاری از مردم به کالایی دور از دسترس تبدیل کرده است. حتی با وجود بیمه، پرداخت مبلغی ناچیز برای درمان هم از توان برخی بیماران خارج شده است. انگار که تصمیمگیری درباره درمان، بیش از آنکه به ضرورتهای پزشکی وابسته باشد، به موجودی حسابهای بانکی گره خورده است.آنچه میخوانید مروری است بر چند برش کوتاه از روزگار مردمی جنگزده که جیبهایشان خالی مانده و تن و روانشان زخمیتر از همیشه، پیامدهای دو جنگ و یک کشتار را از سر میگذارند.
***
در داروخانهای شلوغ در گوشهای از شهر، پیرزنی با عصا وارد میشود، کارت نسخه را در پذیرش میگذارد و منتظر میماند. پس از مدتی، مبلغ دارو اعلام میشود: یکمیلیون و ششصد هزار تومان. پیرزن با تعجب میپرسد: «مگر بیمه نیست؟» و پاسخ میشنود که بیمه لحاظ شده و سهم او حدود دویستهزار تومان است.
اما همین مبلغ نیز برای آن زن سنگین است. او سه کارت بانکی ارایه میدهد و رمزها را اعلام میکند. اما مجموع موجودی حسابهایش به ۵۰۰هزار تومان هم نمیرسد. در نهایت، گوشیاش را از جیبش در میآورد و با اضطراب از یکی از حاضران میخواهد با یکی از اعضای خانوادهاش تماس بگیرد.
آزمایشهای پزشکی؛ هزینههایی فراتر از انتظار
در یک آزمایشگاه، زن جوانی برای انجام آزمایش مراجعه کرده است. پس از چند پرسش اولیه، هزینه آزمایش «پاپ اسمیر»، ۱۲میلیون تومان اعلام میشود. زن جوان نفس عمیقی میکشد و کارت بانکی خود را تحویل میدهد. مبلغ پرداختی که برای او نه انتخاب، بلکه اجبار است. دوازدهمیلیون تومان! نفر بعدی باید سهمیلیون تومان بپردازد. پوشش بیمهای این آزمایشها هم که در حد هیچ است.
مطب پزشکان؛ جایی که درمان به تعویق میافتد!
در مطب فوق تخصص داخلی، مردی همسر و دخترش را برای ویزیت آورده است. هزینه هر ویزیت هر دو بیش از یکمیلیون تومان میشود. در کنار آنها خانواده دیگری نشسته است، زن خانواده میگوید: «یکمیلیون [تومان] برای ویزیت دو نفر!» و ادامه میدهد که خودشان به دلیل محدودیت مالی تصمیم گرفتهاند درمان دو بیمار خود را در دو ماه جداگانه انجام دهند.
یکی از اعضای خانواده توضیح میدهد که با درآمد محدود، حتی انجام یک چکاپ ساده نیز به سختی امکانپذیر است و هزینهها اجازه مراجعه همزمان به پزشک را نمیدهد: «ما تصمیم گرفتهایم این ماه کارهای پزشکی دخترم و ماه بعد کار درمان خودم را پیگیری کنیم. چون با بیستمیلیون [تومان] درآمد، به هزینه درمان هر دو نفر نمیرسیم.»
تخفیفهای محدود؛ مسکنی کوتاهمدت
برخی مراکز درمانی برای کاهش فشار بر بیماران و البته برای جذب مشتری و بازاریابی، تخفیفهایی در نظر گرفتهاند. اما این تخفیفها بیشتر شامل ویزیت پزشک میشود و هزینههای آزمایشگاه و داروخانه را پوشش نمیدهد. این طرحها نیز اغلب در قالب قرارداد با ادارات یا سازمانها اجرا میشود و عموم مردم را به شکل کامل در بر نمیگیرد.
کمبود دارو؛ بحران در دسترسی
کمبود دارو، بهویژه داروهای خارجی، به یکی از چالشهای جدی بیماران تبدیل شده است. مثل روزگار مردی با بیماری چشمی که بهدنبال داروی «اینترفرون آلفا» است و میگوید که بارها با داروخانههای مختلف تماس گرفته و حتی از داروخانه هلال احمر چند مرکز استان همجوار هم پیگیری کرده، اما موفق به تهیه دارو نشده است.
این روایتها که میتوان صدها نمونه مشابه آن را در داروخانهها، آزمایشگاهها و مطبها مشاهده کرد، نشان میدهد شکاف میان هزینههای درمان و توان مالی مردم به سطحی بحرانی رسیده است. در شرایطی که بیمهها پوشش کافی ندارند و هزینهها رو به افزایش است، درمان برای بخش قابل توجهی از جامعه به مسالهای مالی و گاه غیرقابل دسترس تبدیل شده است.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر