سیمین بهبهانی، یک نام نیست، یک شاعر هم نیست، او تبلور یک نسل است، یک نسل از زنان ایران که انبوه حرف ها، مبارزه ها و خاطره هاشان، روزگاری پر از ماجرا، بیم و امید و پر افتخار را رقم زده است. ایران وایر امروز و فردا، روایت خاطره های زنان نخبه ایران از روزگار با سیمین بودن است، اولین خاطره را به روایت نسرین ستوده بخوانید:

خاطره از سیمین زیاد است. ما با او که نماد هویت فرهنگی ماست، بزرگ شده ایم . با شعر هایش، نوشته هایش، سخنانش و همچنین شجاعت هایش. همگان از جایگاه بلندی که سیمین در غزل ما دارد اطلاع دارند. او به شایستگی "غزل بانوی ایران" نام گرفته است و این جایگاهش بی رقیب است. اما اجازه دهید به یاد بیاورم که چگونه پا به پای جنبش مدنی ایران می رفت و مادرانه سینه سپر می کرد. فعالان زنان سال ها بود به او تکیه داده بودند و او سخاوتمندانه شانه های فراخش را تکیه گاه آنان کرده بود. همه جا بی ترس و واهمه می رفت. این قدر از ترس و ملاحظه کاری فاصله داشت که خطری حس نمی کرد و نمی دید. از حقوق زنان می گفت و البته اعدام زیر ١٨ سال. به خاطر دارم قریب ١٠ سال پیش که زنان در پارک دانشجو تجمع کرده بودند، سیمین هم حضور داشت. در همان زمان که سن و سالی از او می گذشت، پا به پای دختران و پسران جوان آمده بود تا اعتراض خود را به وضعیت زنان اعلام کند. ماموری که به زنان حمله کرده بود، سیمین را نیز مورد حمله قرار داده بود. دلیل اش آن بود که او همیشه جلوی صف حرکت می کرد. از آن مامور شکایت کرده بودیم. در آن پرونده وکیل سیمین بانو بودم ولی دست آخر ماموری که عکس اش را و مشخصات اش را داده بودیم نتوانستند شناسایی کنند! و پرونده بسته شد. اکنون اما پرونده سیمین بهبهانی بیش از هر زمان دیگری گشوده می شود. اگر بخواهیم پنج معمار برای بنای فرهنگی اخیر ایران برشماریم، بی شک یکی از آنان سیمین بانو خواهد بود. از سیمین ممنونیم که چنین بنای فرهنگی باشکوهی را در انداخت و به هویت فرهنگی ما جلایی زنانه داد

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}