«ایرانوایر» به اطلاعاتی دست یافته که نشان میدهد اتهام «همدستی با موساد و رژیم صهیونیستی» برای «محمدرضا حسینایی»، معترض ۲۹ساله اهل کرمان که حدودا دو هفته پیش از سوی شعبه ۵ دادگاه انقلاب کرمان، به ریاست قاضی «آقایی» به اعدام محکوم شده بود، به این دلیل بوده که او در خودرویش «۲لیتر بنزین» داشته است.
منابع مطلع به ایرانوایر گفتهاند که دیوان عالی کشور روز دوشنبه ۲۸اردیبهشتماه با ایراد «نقص در تحقیقات»، پرونده را برای شعبه صادرکننده رای باز پس فرستاده است.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایرانوایر، حال روحی محمدرضا «خیلی بد» است. در مدت بازجویی، او را دو بار برای اعدام مصنوعی بردهاند، «موهایش را تراشیدند و بردند پای چوبه دار و دوباره برگرداندند»؛ یک بار آن دقیقا شب قبل از برگزاری جلسه دادگاه بوده، زمانیکه رسانههای حقوقبشری از انتقال او به انفرادی و نگرانیها درباره سرنوشتش نوشته بودند.
محمدرضا دستکم ۵ روز در سلول انفرادی در تاریکی مطلق نگه داشته شده و بازجوهایش مدام به او میگفتند که اعدامت میکنیم. در زمان حبس انفرادی به او یک جسد نشان دادهاند و گفتهاند که میتوانند قتل او را بر گردن محمدرضا بیندازند و هیچکاری از دست هیچکس برایش بر نخواهد آمد: «انداختنش توی سیاهچالی که خیلی تاریک بوده، بعد آوردنش بیرون. یک جنازه هم آوردند بیرون و گفتند میتوانیم بگوییم تو این را کشتی.»
***
محمدرضا حسینایی کیست و از پروندهاش چه میدانیم؟
محمدرضا کارگر ساختمانی و کنافکار است. او پیش از بازداشت با مادربزرگ ۸۵ساله خود زندگی میکرده و مسوولیت نگهداری از او را نیز برعهده داشته است. پدر و مادر محمدرضا سالها پیش درگذشتهاند و او و خواهر و برادرش را مادربزرگ مادریشان بزرگ کرده است؛ مادربزرگی که ماموران امنیتی حین تفتیش خانه او را با اسلحه تهدید و مجبور به سکوت کردهاند.
خود او نیز حین بازداشت مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته است. یک منبع آگاه که بهدلایل امنیتی نام او نزد ما محفوظ است میگوید که او روز ۲۵دی در آرایشگاه دوستش و با خشونت بازداشت شده است: «سه تا ماشین پر از سپاهی ریخته بودند سرش. خیلی کتکش زدند، بعد رفتند خانهشان را گشتند و کل خانه را بهم ریخته بودند. دنبال وسایل میگشتند. محمدرضا دو لیتر بنزین با خودش توی ماشین داشته، همین را کردند دلیل برای اعدام.»
محمدرضا بیش از یک ماه در سلول انفرادی در بازداشتگاه اطلاعات سپاه نگهداری میشده. منابع آگاه به ایرانوایر گفتهاند که او خود گفته: «خیلی اذیتم کردند، چند روز تو اتاق تاریک بودم، دوباره چند روز همهاش لامپ روشن بود. نمیدانستم کی شب میشود کی روز. خودشون میگفتند ۵روز تو اتاق تاریک بودی. یک بار دقیقا قبل از دادگاه بردنم پای چوبهدار.»
به گفته منابع مطلع، او گفته که جسدی را در «سیاهچال» به او نشان دادهاند و گفتهاند، «تو کشتیش. میتوانیم بگوییم تو کشتیش و کاری هم از دست هیچکس برایت بر نمیآید.»
در نهایت، بعد از یک ماه انفرادی، ماموران امنیتی یک نفر را وارد سلول محمدرضا کردهاند. آن فرد به این معترض بازداشت شده، گفته است که همهچیز را نوشته و قرار است فردا آزادش کنند. از محمدرضا هم خواسته هر چه میخواهند بنویسد و امضا کند تا رها شود: «گفته بود من همهچیز را نوشتم و اقرار کردم و فردا هم دارند آزادم میکنند. تو هم بنویس، امضا کن تا آزاد بشوی. محمدرضا نهایتا تحت این فشارها و وعده و وعیدها، هر چه بازجوها به او دیکته کرده بودند، از جمله آتش زدن یک "موکب" در شهرک باهنر کرمان، "آتش زدن بانک شهر"، "شعار دادن در میدان کوثر" و "کتک زدن بسیجیها" را در برگههای بازجویی نوشته و امضا کرده»؛ اعترافی اجباری که به گفته نزدیکانش تحت فشار و شکنجه بوده و بدون بررسی ادله عینا از سوی شعبه ۵ دادگاه انقلاب کرمان پذیرفته شده است.
فریب و وعده و وعید یکی از شیوههای معمول در اخذ اعترافات اجباری در دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی است. پیش از این بارها گزارشهایی از فریب زندانیان از طریق روشهای پیچیده بازجویی، از جمله وارد کردن فردی دیگر به سلول انفرادی بعد از روزها تنهایی، فشار و شکنجه منتشر شده است تا نهایتا بهعنوان فرد سوم، زندانی را متقاعد کند که به خواسته بازجوها تن دهد.
به گفته این فرد آگاه، محمدرضا «از سادگیاش، هرچه آنها گفتند را نوشته. نوشته از شهرک افضلیپور با ۴ لیتر بنزین رفتم شهرک باهنر و موکب آتش زدم. بانک شهر را آتش زدم و با دوستانم رفتیم میدان کوثر شعار دادیم و چند نفر بسیجی را زدیم. آخر با ۴لیتر بنزین میشود این همه جا را آتش زد؟!»
عضویت در گروه تلگرامی، مصداق اغتشاشگری
محمدرضا همچنین بهدلیل عضویت در یک گروه تلگرامی و چند فایل صوتی که در این گروه کوچک دوستانه برای دوستانش فرستاده بوده، به فعالیت علیه نظام در فضای مجازی و «اغتشاش در نظم کشور» متهم شده است. به گفته منبع مطلع ایرانوایر، یکی از اعضای این گروه دوستی در تلگرام «شایان شکیبایی» است.
شایان شکیبایی، جوان ۲۹ساله اهل کرمان و از شهروندان بهایی ایران است. اوایل بهمنماه۱۴۰۴، برنامه «۲۰:۳۰» در شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی که با پخش گزارشها و مصاحبههای یک جانبه و هم سو با خواستههای نهادهای امنیتی شناخته میشود، ویدیویی از اعترافات شایان و ۴ نفر دیگر را منتشر کرد.
در این ویدیو که روی پلتفرم «تلهبیون» هم منتشر شده بود ولی اکنون بهدلیل قطعی اینترنت در خارج از ایران در دسترس نیست، پیامهای موجود در یک کانال تلگرامی منتشر شده که نام آن «ما» است. «بیبیسی فارسی» نیز در یک گزارش بخشهایی از ویدیوی ساخت «آمنه سادات ذبیحپور» را که بارها در ساخت مستندها و اعترافات اجباری علیه فعال مدنی و معترضان مشارکت داشته و با لقب «بازجو خبرنگار» شناخته میشود، بازنشر کرده که قابل دسترس است.
در ویدیویی که ۲۰:۳۰ از پیامهای رد و بدل شده اعضای این گروه منتشر کرده، اعضا درباره نوع ماسکی که صورت را بهخوبی پوشانده و بهراحتی قابل در آوردن نباشد صحبت کردهاند. پیامی نیز در بالای صفحه سنجاق شده که در صورت برخورد ساچمه چه کنیم؟ توصیههایی که احتمالا اغلب کسانیکه قرار بوده در اعتراضات شرکت کنند، بنا بر تجربه اعتراضات سالهای قبل، آن را مد نظر قرار میدادند.
ایرانوایر پیشتر چندین گزارش دریافت کرده که نشان میدهد شماری از معترضان کشته شده در دو شب ۱۸ و ۱۹دی برای جلوگیری از آسیبهای جدی با گلولههای ساچمهای چند لایه لباس پوشیده بودند یا لباسهای تیره و کفشهای کتانی مخصوص دویدن به پا کرده بودند تا بهراحتی در جمع قابل شناسایی نباشند و در صورت نیاز بتوانند راحتتر بدوند.
اما در گزارش آمنهسادات ذبیحپور، ۵نفر از بازداشتشدگان کرمان حضور دارند که بهدلیل تار شدن صورتها، تنها سه نفر آنها یعنی، «شایان شکیبایی»، «پیوند نعیمی» و «ونوس حسینینژاد»، هر سه از شهروندان بهایی اهل کرمان، توسط خانواده و نزدیکان شناسایی شدهاند و نگرانی از سرنوشتشان به رسانهها راه پیدا کرده است. هویت دو نفر دیگر هنوز نامعلوم است.
منبع مطلعی که با ایرانوایر گفتوگو کرده میگوید که محمدرضا هم پروندهای این سه شهروند بهایی است که ناچار به اعتراف علیه خود شدهاند. او در همان گروه تلگرامی عضو بوده که شایان، پیوند و ونوس نیز عضو آن بودهاند؛ گروهی متشکل از چند جوان همسن و سال کرمانی که در ابتدا برای این تشکیل شده بوده که هرازگاهی آخرهفتهها دورهمیهایشان را در آن بهاطلاع هم برسانند، اما با بالاگرفتن نارضایتیها در دیماه۱۴۰۴ و فراخوان برای اعتراض خیابانی، پیامهایی هم درباره اعتراضات، نحوه مراقبت از خود و پوسترهای فراخوان را در آن بازنشر کردند: «آنها هم مثل جوانهای معترض همسن و سال خود بودند، از شرایط اقتصادی و اجتماعی جانشان به لب آمده بود و میخواستند اعتراض کنند.»
اما نعیم و شایان هر دو پیش از ساعت ۸شب روز ۱۸دیماه بازداشت شدند و برخلاف ادعای صداوسیما، نه در خانه تیمی، بلکه هر یک در محل کار خود بازداشت شدهاند. بر اساس گزارشها ونوس نیز در محل کار خود بازداشت شده و با اختلال دو قطبی دست و پنجه نرم میکند، موضوعی که پدر و مادرش در نامهشان که نسخهای از آن هم پیشتر بهدست ایرانوایر رسیده از شرایط دشوار او در زندان و وعده و وعید بازجوها برای اخذ اعتراف از این دختر ۲۸ساله بر آن تاکید داشتهاند: «در یکی از تماسها، با گریه به ما گفت: بسیار، بسیار خسته شدم. خودم را به در و دیوار میزنم. من همکاری کردم تا مرا آزاد کنند. قول دادهاند تا سه روز دیگر مرا آزاد کنند.»
دیگر اتهامات محمدرضا، «توطئه علیه جمهوری اسلامی»، «همدستی با موساد و رژیم صهیونیستی»، «اغتشاش و برهم زدن نظم شهر»، «ساخت کوکتل مولوتف و پخش آن در شهر» عنوان شده است.
به گفته فرد مطلعی که درباره محمدرضا با ایرانوایر گفتوگو کرده، مستندات پرونده او فقط دو لیتر بنزینی که در ماشینش بوده و سه یا چهار ویس در گروه تلگرامی مورد بحث است. ایرانوایر و منابعی که با ایرانوایر صحبت کردهاند از محتوای این ویسها مطلع نیستند ولی به گفته یکی از آنها بازجوها مدعی شدهاند که او موقعیت مکانی را بهمنظور شروع تجمع برای اعضای گروه فرستاده و از آنها خواسته «بروند و دهانشان (بسیجیها) را سرویس کنند.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایرانوایر، محمدرضا حسینایی هماکنون در بند «متادون» زندان کرمان موسوم به بند «بیتیسی»، محبوس است. بندی خطرناک که با توجه به شرایط روانی او، اوضاع را برایش دو چندان دشوار کرده است.
او همچنین تاکنون از داشتن وکیل تعیینی محروم بوده و قوه قضاییه اجازه ورود وکیل تعیینی را به پرونده او نداده است. فرد مطلعی که با ایرانوایر صحبت کرده تاکید دارد که دادگاه او به صورت «آنلاین» برگزار شده است و او از روند دادرسی عادلانه حتی با مقیاس و معیارهای خود جمهوری اسلامی نیز محروم بوده است.
حقوق شما
«محمد اولیایی فرد»، حقوقدان و مشاور حقوقی ایرانوایر میگوید که دیوان عالی کشور، قانونا این اختیار را دارد تا ایرادات پروندهها را مطرح کند و پرونده را برای تکمیل تحقیقات یا صدور رای مجدد به شعبه صادرکننده رای ارجاع دهد.
او با تاکید بر اینکه این به معنای نقض حکم اعدام محمدرضا حسینایی نیست و چون اطلاعات بهدلیل اینترنت به شکل قطرهچکانی به بیرون میرسد نمیتوان با قطعیت درباره آن صحبت کرد، میگوید: «خطر اینکه شعبه صادرکننده رای برای رفع ایراد نقص در تحقیقات، اقدامی انجام ندهد و دوباره اعدام صادر کند، جدی است و تا زمانیکه حکم اعدام لغو نشده باشد، این خطر برای او وجود دارد.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر