«ایرج مصداقی» متولد ۱۳۳۹ در تهران است. او برای ادامه تحصیل به امریکا رفت، در آن جا به مبارزات دانشجویی علیه حکومت محمدرضاشاه پرداخت و مقارن پیروزی انقلاب اسلامی به ایران بازگشت. از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ به اتهام هواداری از «سازمان مجاهدین خلق»، به مدت 10 سال در زندان‌های «قزل‌حصار»، «اوین» و «گوهردشت» به سر برد. پس از آزادی از زندان و به دلیل فشارهای امنیتی که وجود داشت، در سال ۱۳۷۳ مجبور شد از ایران خارج شود و در خارج از کشور دوباره فعالیت‌های سیاسی ـ اجتماعی خود را از سر گرفت.

او سال‌ها در نهادهای بین المللی هم چون «سازمان بین‌المللی کار» یا پارلمان اروپا، به فعالیت در ارتباط با حقوق بشر پرداخته است. در این گفت وگو، درباره هاشمی رفسنجانی با تاکید بر دهه ۶۰ از او پرسیده ایم:

می‌خواهیم درباره نقش هاشمی رفسنجانی در جمهوری اسلامی، به ویژه با تاکید روی دهه ۶۰ صحبت کنیم. نگاه قابل توجهی در میان برخی از فعالان سیاسی وجود دارد که رفسنجانی را شاقول اعتدال در جمهوری اسلامی می‌دانند؛؛ مثلا «فرخ نگهدار» در مقاله‌ای که پس از فوت ایشان نوشته است، می‌گوید: «هیچ کس به اندازه رفسنحانی در بیرون کشیدن جمهوری اسلامی از‌ هیمه‌های به جا مانده از انقلاب و جنگ مدبر نبود.» اما شما به شهادت نوشته‌هاتان، این گونه فکر نمی‌کنید. چرا؟

خود آقای نگهدار منظورم نیست. خواستم یک مثال بزنم از نگاهی که وجود دارد. اما چرا شما با نگاهی که هاشمی رفسنجانی را ترمزی بر تندروی‌ها می‌داند، مخالف هستید؟

حامی لاجوردی به چه معنا؟ یعنی در ماندگاری لاجوردی در ریاست اوین و دادستانی موثر بود؟

شما مستنداتی از رفسنجانی ارایه می‌کنید که شاید با مستندات دیگر چندان هم‌خوان نباشند. حداقل در نسبت با گروه‌های ملی و ملی – مذهبی، این هاشمی رفسنجانی‌‌ همان کسی است که وقتی «مهدی بازرگان» روی تشکیل مجلس خبرگان رهبری و بازنگری پیش نویس قانون اساسی اصرار می‌ورزد، به او می‌گوید تشکیل این مجلس به بالادستی روحانیون منجر می‌شود و سعی می‌کند وی را منصرف کند که البته بازرگان نمی‌پذیرد.

یعنی از همین عبارت استفاده می‌کند؟

احتمالا به دلیل این که جمهوری اسلامی زود‌تر ثبات پیدا کند.

شما در نوشته‌های خودتان، هاشمی رفسنجانی را در کشتار تابستان ۶۷ هم  مسوول می‌دانید. هاشمی رفسنجانی در خرداد همین سال به حکم آیت الله خمینی، به سمت جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب شد. این حکم را اگر بخوانیم، بیش تر سویه‌های نظامی و مساله جنگ را مدنظر دارد. در روایات مستقلی که از کشتار تابستان ۶۷ می خوانیم، مثلا در روایت «حسینعلی منتظری» اسمی از رفسنجانی در میان نیست. یعنی ما در این کشتار، عاملیت و آمریتی از هاشمی رفسنجانی نمی‌بینیم. شما بر چه اساسی او را صاحب مسوولیت در این کشتار می‌دانید؟

البته در حکم خمینی به هاشمی رفسنجانی هم به تشکیل دادگاه نظامی اشاره شده است.

در این مصاحبه، هاشمی رفسنجانی در قالب رییس وقت مجلس شورای اسلامی با بازجو‌ها و اعضای وزارت اطلاعات دیدار داشت و این حرف ها را آن جا گفت؟

جریان نامه ۹۰ نفره را می‌گویید؟

می‌خواهید بگویید رفسنجانی در تشدید احکام موثر بود؟

یعنی در دهه ۷۰ هم پی گیری شد؟

یعنی پس از سخنرانی ۱۳ رجب و انتقادات منتظری از خامنه‌ای؟

الان شمار قابل توجهی از فعالان سیاسی به همین مستنداتی که شما می‌آورید، واقف هستند و آن‌ها را انکار نمی‌کنند. اما مدعی هستند که باید به پس از ۸۸ هم نگاه کرد. آن‌ها رفسنجانی را در دوران کنونی، یک وزنه قابل اعتنا در برابر رهبری و دستگاه‌های منتسب به او می‌دانستند. اساسا بگذارید این طور بپرسیم که نسبت سیاست مدار و جنایت را برای خودتان چه گونه تعریف می‌کنید، وقتی سیاستمدار در یک منفعت مشترک با شما گام بردارد؟ بر جنایت چشم می‌پوشید یا همیشه آن را به رخ می‌کشید؟

او یک عامل موثر در خاتمه جنگ ایران و عراق هم بود. آن جا از نظر شما، نقش موثر نداشت؟

بیش تر توضیح می‌دهید؟

پس در واقع، شما هم ترجیح می‌دادید رفسنجانی زنده بماند و به آن نزاع پشت پرده با خامنه‌ای ادامه دهد؟

حتی با وجود آگاهی که نسبت به گذشته‌اش دارید؟

 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}