گزارش

قاسم شعله سعدی: جنتی گفت نمی گذارم تو کاندیدا شوی

۱۴ بهمن ۱۳۹۵
علیرضا کیانی
خواندن در ۷ دقیقه
صلاحیت قاسم شعله سعدی چه برای کاندیداتوری انتخابات مجلس و چه برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری، هردوره از سوی شورای نگهبان رد شده است
صلاحیت قاسم شعله سعدی چه برای کاندیداتوری انتخابات مجلس و چه برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری، هردوره از سوی شورای نگهبان رد شده است

«قاسم شعله سعدی» سال 1333 در شیراز به دنیا آمد. او در سال 1352 برای تحصیل حقوق به دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی) رفت. پس از انقلاب اسلامی ایران برای ادامه تحصیل راهی فرانسه شد و دکترای علوم سیاسی و دکترای حقوق را از دانشگاه پاریس اخذ کرد و موفق به کسب پروانه وکالت پایه یک دادگستری نیز شد. در دهه 60 به ایران برگشت و در دانشگاه شیراز و بعدها دانشگاه تهران به تدریس حقوق و دروس مرتبط پرداخت. در دوره سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از مردم شیراز به پارلمان رفت اما در دوره های بعد صلاحیت او چه برای کاندیداتوری انتخابات مجلس و چه برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری، هردوره از سوی شورای نگهبان رد شد.

«ایران وایر» از او درباره انتخابات ریاست جمهوری در ایران و احتمال کاندیداتوری زنان پرسیده است:

آقای « عباسعلی کدخدایی»، سخن گوی شورای نگهبان گفته است این شورا قبلا کسی را به صرف زن بودن رد صلاحیت نکرده و اگر زنی رد شده، به خاطر نداشتن صلاحیت عمومی بوده است. به نظر برخی، همین موضع حاکی از احتمال هرچند ضعیف تایید صلاحیت خانم ها برای انتخابات پیش روی ریاست جمهوری است. برداشت شما چیست؟

خیر، چنین چیزی نیست. در مجلس خبرگان رهبری اول چون تازه انقلاب شده بود و نمی توانستند زنان را به طور کامل حذف کنند و باید به افکار عمومی هم پاسخ گو می بودند، تدبیری اندیشیدند و به جای واژه «مرد»، واژه «رجال سیاسی» را گنجاندند. این به لحاظ لغوی، یعنی مردان اما به لحاظ اصطلاحی، یعنی شخصیت های سیاسی. آن موقع این را گنجاندند چون نمی توانستند واژه مرد را بگنجانند. در آن زمان از واکنش جامعه هراس داشتند.  

البته آقای «محمد بهشتی» در مقام رییس مجلس خبرگان رهبری آن دوره در مصاحبه ای گفته بودند ما واژه رجال سیاسی را به کار بردیم تا هم حساسیت ها را فعال نکنیم و هم راهی باز بگذاریم برای ریاست جمهوری زنان.

آقای بهشتی که کل مجلس خبرگان نبودند! اگر چنین نیتی داشتند که خانم ها هم بتوانند رییس جمهوری شوند، می توانستند بنویسند اشخاص سیاسی و کلمه رجال را به کار نمی بردند. از همان اول برای سرپوش گذاشتن بر این قضیه و عدم اعتراض خانم ها، واژه رجال را به کار بردند. طبق قانون اساسی، تفسیر قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است و این شورا باید درباره معنای واژه رجال سیاسی تصمیم بگیرد. از گرایش شورای نگهبان هم که خبر دارید! این را هم بگویم که از همان اول همیشه زن ها در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند اما یک بار هم در هیچ دوره ای صلاحیت آن ها تایید نشده و این دوره هم همان است.

یعنی شما به تایید صلاحیت زنان در این دوره هم امیدوار نیستید؟

بالاخره شورای نگهبان باید تایید صلاحیت کند و گرایش آن ها کاملا روشن است. آن ها صلاحیت بسیاری از مردان واجد شرایط را هم تایید نمی کنند، چه رسد به زنان!

مانند شما که با وجود نمایندگی در دوره های سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی و داشتن تحصیلات عالیه حقوقی، صلاحیت تان را چه برای مجلس و چه برای ریاست جمهوری رد کردند؟

بله؛ مورد خود من که جالب است. یک نمونه را بگویم؛ در قبل از انتخابات مجلس پنجم شورای اسلامی و در دوره تعیین صلاحیت کاندیداها، هفت نفر از اعضای شورای نگهبان جداگانه و شخصا به من گفتند در این دوره تایید صلاحیت خواهی شد و خب اگر این هفت نفر تایید می کردند، یعنی اکثریت شورای نگهبان. اما با این حال، باز من رد شدم. پی گیری که کردم، گفتند به تصمیم آقای «احمد جنتی» ردصلاحیت شدی. از آقای جنتی وقت ملاقات گرفتم و رفتم پیش او و گفتم چرا من را رد کردید؟ چه مدرکی دارید؟ گفت راجع به تو نیاز به مدرک و سند ندارم، نمی گذارم تو کاندیدا شوی! هفت نفر از اعضای شورای نگهبان موافق صلاحیت من بودند ولی نظر جنتی این بود و همان هم شد.

ما در ایرانِ پس از انقلاب تقریبا در همه پست های ممکن، زنان را در مناصب مختلف دیده ایم، حتی در سطح وزارت. دلیل شورای نگهبان در ممانعت از ریاست جمهوری زنان دقیقا چیست؟

رییس جمهوری نفر دوم در کشور و پس از رهبری است. روشن است که نگاه آن ها، حضور یک زن در جایگاه رییس جمهوری را برنتابد اما آن ها جلوی فرهنگ مملکت را که نمی توانند بگیرند. این قدر که ممنوعیت برای قضاوت زنان گذاشتند، چه شد؟ اصلا همین بحث حجاب را نگاه کنید؛ 40 سال است جمهوری اسلامی می خواهد سبک مطلوب حجاب خود را تحمیل کند اما هرگز موفق نبوده است. تا جایی که یکی دوسال پیش آقای جنتی که رییس سازمان تبلیغات اسلامی هم بود و چه هزینه های کلانی که در این سازمان در همین زمینه خرج شده، گفته بود استادان دانشگاه به خانم های دانشجو نمره ندهند مگر این که حجاب خود را رعایت کنند. قطعا زیربنای فرهنگی مملکت آن قدر قوی هست که در زمینه ریاست جمهوری زنان هم حکومت را وادار به عقب نشینی خواهد کرد اما به این زودی رخ نخواهد داد؛ یعنی در انتخابات پیش رو، زنی تایید صلاحیت نخواهد شد.

شما حقوق دان هم هستید. تفسیر شما از واژه رجال سیاسی چیست؟

من تفسیر اصطلاحی را ملاک قرار می دهم؛ یعنی شخصیت های سیاسی که شامل هم خانم ها و هم آقایان می شود. از دید من، این واژه نمی تواند مانع از کاندیداتوری زنان باشد.

شما دو دوره نماینده مجلس شورای اسلامی بوده و با خیلی از نیروهای سیاسی در ایران برخورد داشته اید. در این مدت آیا در جریان برنامه یا فشاری از سوی نیروهای اصلاح طلب و اصول گرا بر شورای نگهبان قرار گرفتید که در مسیر حل این مشکل باشد.

ببینید! شما باید عقبه این اصلاح طلب ها را ببینید. این ها نیروهای چپ سابق هستند که هفت، هشت سالِ اول انقلاب بسیاری از کارهایی که اکنون خودشان تقبیح می کنند را انجام می دادند. زیربنای فکری این ها خیلی فرق نکرده است. البته من در سطح مدیران درجه اول می گویم. این جوان ترهایشان سابقه ای ندارند. من راجع به ریش سفیدهایشان سخن می گویم که پست هایی چون دادستان کل کشور، نایب رییس مجلس شورای اسلامی و خود دولت دست شان بود. خیلی از این ها در آن موقع واقعا آتش می سوزاندند؛ در وزارت اطلاعات، در قوه قضاییه و در جاهای دیگر. اما وقتی پس از رهبری آقای خامنه ای از نهادهای قدرت کنار گذاشته شدند، یک باره انگار متنبه شدند و چون دیگر شعارهای قدیمی شان خریداری نداشت، عنوان اصلاح طلبی به خودشان دادند. وگرنه این اصلاح طلب ها همان چپ ها هستند.

یعنی شما می فرمایید آن ها با چنین سابقه ای با ریاست جمهوری زنان موافق نیستند؟

قبلا که نبودند. اگر بودند، می توانستند همان موقع اعمال فشار کنند. اما شاید الان در آن ها تحولی ایجاد شده است. به هرحال، آن ها هم تحت تاثیر گفتمان کنونی فرهنگی ایران هستند و شاید حداقل در بیان، موافق کاندیداتوری زنان باشند. گرچه در عمل احتمالا هنوز انحصارطلب باشند چنان که وقتی قدرت دست شان بود، این گونه بودند.

سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک است و شما هم از انقلابیون 57 بودید. الان ارزیابی تان از مسیر طی شده چیست؟

آقای خمینی قبل از تاسیس نظام جمهوری اسلامی همیشه وقتی می خواست دموکراسی غربی را نقد کند، می گفت دموکراسی غربی ناقص است؛ یعنی انتقادش به نقص آن بود. در نتیجه، ما فکر می کردیم قرار است دموکراسی کامل برای ما بیاید! اما جنگ، درگیری های خشونت بار برخی گروه ها که حکومت را هم به خشونت کشاند و نیز تسلط نیروهای سنتی محافظه کار موجب آفرینش چنین وضعی شد. ضمن این که تا مجلس سوم، نظارت شورای نگهبان بر انتخابات ها استصوابی نبود و این گونه نبود که بتواند صندوقی را ابطال کند یا نتیجه ای را تغییر بدهد. صرف نظارت بود. حتی ولایت آقای خمینی هم «مطلقه» نبود. وقتی بحث «سلمان رشدی» و فتوای آقای خمینی پیش آمد، آقای علی خامنه ای از امکان توبه سلمان رشدی گفت که آقای خمینی عصبانی شد و ایشان را عتاب کرد. در لابه لای این عتاب و خطاب بود که بحث مطلقه بودن ولایت مطرح و در بازنگری قانون اساسی هم ولایت با قید مطلقه ذکر شد. بماند که هیچ تعریفی از آن ارایه نشد. ما تصور خیلی چیزها را نداشتیم اما متاسفانه شد!

 

ثبت نظر

گزارش

چرا اصول گرایان منگ هستند؟

۱۴ بهمن ۱۳۹۵
رضا حقیقت‌نژاد
خواندن در ۷ دقیقه
چرا اصول گرایان منگ هستند؟