محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق ایران امروز کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ شد. ثبت نام او از این نظر حائز اهمیت است که آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی به طور علنی او را از کاندیداتوری منع کرده بود. او ۹ شهریور در دیدار خصوصی به احمدی نژاد توصیه کرد کاندیدا نشود، پس از اینکه درباره اظهاراتش تردید ایجاد شد، ۵ مهرماه در جلسه درس خارج فقه از پشت بلندگو توصیه اش را تکرار کرد. در واکنش به این توصیه، محمود احمدی نژاد، ۶ مهرماه نوشت: «در عمل به منویات رهبر بزرگوار انقلاب، برنامه ای برای حضور در عرصه رقابت های انتخاباتی سال آینده ندارم.» احمدی نژاد ۲۳بهمن ۹۵ هم تاکید کرد «از هیچ فردی حمایت نکرده و نخواهم کرد.» با این حال او ابتدا از کاندیداتوری حمیدرضا بقایی حمایت کرد و امروز پس از ثبت نام بقایی، خودش هم ثبت نام کرد.

این نخستین بار نیست که او سرکشی می کند. ۲۷تیرماه ۸۸ او اسفندیار رحیم مشایی را معاون اول خود کرد، خامنه ای نامه خصوصی نوشت و گفت مصلحت نیست ولی احمدی نژاد توجه نکرد. ۳روز بعد دفتر خامنه ای، محمدحسن ابوترابی، نایب رئیس مجلس را مامور کرد تا نامه را علنی کند و احمدی نژاد کوتاه آمد.

۲۸فروردین۹۰ او حیدر مصلحی را از وزارت اطلاعات برکنار کرد. خامنه ای پیام مخالفت داد ولی کارگر واقع نشد و ناچار سه روز بعد  نامه ای علنی به وزیر اطلاعات نوشت که به ماموریت خود ادامه دهد. در اعتراض به این وضعیت، احمدی نژاد قهر کرد و ۱۱روز خانه نشین شد. او هنگامی که آگاهی یافت در مجلس طرحی برای رای عدم کفایت به او مطرح است، به کار بازگشت.

ثبت نام امروز احمدی نژاد می تواند مشابه خانه نشینی ۱۱روزه تلقی شود، حتی با تبعات بیشتر. این اقدام، او را در صحنه سیاسی، تنهاتر می کند، مهدی کوچک زاده، یکی از سرسخت ترین مدافعان او اندکی پس از انتشار این خبر نوشت باورهایش درباره پایبندی احمدی نژاد به اسلام ناب محمدی شکسته شد و الیاس نادران، نماینده سابق مجلس نوشت: «پایان احمدی نژاد».

با این حال او محاسبات خاص خودش را دارد. بازی احمدی نژاد در این مرحله بر قاعده «به مرگ می گیرم تا به تب راضی شوند» استوار است. او از ردصلاحیت بقایی اطمینان کافی دارد و اکنون خودش کاندیدا شده تا قدرت چانه زنی را برای تایید صلاحیت بقایی افزایش دهد، نوعی معامله با شورای نگهبان. می خواهد به اصولگرایان،‌ شورای نگهبان و حتی رهبر جمهوری اسلامی بگوید برای انصراف خودش، بقایی را تایید کنند. تایید صلاحیت بقایی صرفا معطوف به کسب نتیجه در انتخابات نیست. احمدی نژاد می خواهد از تایید صلاحیت به عنوان یک ابزار استفاده کند تا بگوید هرچه درباره دولت او گفته اند، دروغ بوده است.

وجه دوم کاندیداتوری اش اما از ناتوانی بقایی در جلب توجه اجتماعی بر می آید. بقایی یک چهره خنثی و فقدان هرگونه جذابیت اجتماعی است. مانورهای روزهای اخیر او توجه مهمی در سطح رسانه ها و اجتماع جلب نکرده است. احمدی نژاد همانگونه که در بیانیه های قبلی اش تصریح کرده، خود را واجد یک پتانسیل / سبد رای اجتماعی می داند که نمی خواهد به سود کاندیدای دیگری سرریز شود. او می خواهد این سبد رای به طور اختصاصی سمت بقایی برود. اگر مدتی در میدان بماند، توجه برانگیزد و فعالیت انتخاباتی کند و بعد به سود بقایی انصراف دهد، شانس بقایی را به شدت افزایش داده است. او امروز پس از اعلام کاندیداتوری گفته است: «من به قول اخلاقی که دادم پایبند هستم و ثبت نام صرفا برای حمایت از بقایی است.»‌

اما اگر چانه زنی او به نتیجه نرسد و بقایی تایید صلاحیت نشود و خودش در میدان بماند، چه می شود؟ پیش از عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان گفته است: «توصیه مقام معظم رهبری نسبت به ایشان [احمدی نژاد] به عنوان یک امر قانونی هم می تواند محسوب شود. بعید می دانم که دیگر خود آقای احمدی نژاد بخواهد بیاید.» با توجه به این اظهارنظر می توان گفت گرایش شورای نگهبان به ردصلاحیت احمدی نژاد است. درست است که ردصلاحیت او،‌ از نظر سیاسی یک فرایند پرهزینه و تف سربالاست ولی از ردصلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی پرهزینه تر نیست.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}