لشکر یک نفره مقابل صداوسیما

صفایی فراهانی برای فوتبال استقلال می خواست. از آن طرف، هاشمی طبا چندان مایل به حضور صفایی فراهانی در فدراسیون فوتبال نبود. استقلال فدراسیون نیاز به بودجه ای از سوی دولت داشت که با مخارج فوتبال ملی ایران هم‎خوانی نداشت. صفایی فراهانی در گفت و گو با روزنامه «اعتماد» در سال 87 گفته است: «از سال 78 به بعد بودجه ای که دولت به فدراسیون می داد، کم تر از 10 درصد منابع مورد نیاز فدراسیون بود؛ یعنی ما 90 درصد نیاز خود را از محل درآمدهای فدراسیون تامین می کردیم . اگر دفاتر اسنادمالی قدیمی در فدراسیون موجود باشند، هنوزهم حرف هایم قابل بررسی هستند. در آن دوره، سه میلیارد تومان هزینه داشتیم که کل بودجه پرداختی سازمان تربیت بدنی به فدراسیون فوتبال اگر محقق می شد، 200 میلیون تومان بود.»

آن چه از صفایی فراهانی به عنوان نماد خدمت به فوتبال ایران یاد می کنند، ساخت کمپ تیم های ملی است. تا پیش از حضور او، فوتبال ملی ایران حتی زمینی برای تمرین نداشت. صفایی فراهانی درآمد صعود ایران به جام جهانی فوتبال (سه ميليون فرانك سوييس) را صرف خرید و ساخت مجموعه ای کرد که ابتدا به نام «کمپ تیم های ملی» و بعد از حضور علی کفاشیان، با نام «مرکز ملی فوتبال ایران» شناخته می شود؛ 10 هکتار از زمین هایی که در گوشه ای از ورزشگاه «آزادی» تبدیل به پارکینگ اتوبوس های شرکت واحد شده بود. حالا در همان پارکینگ قدیمی، دو زمین فوتبال طبیعی، دو زمین فوتبال چمن مصنوعی، یک سالن سرپوشیده فوتسال چندمنظوره، دو زمین فوتبال ساحلی، دو میهمان‎سرا با ظرفیت نزدیک به 90 نفر و مجموعه «ایفمارک» ساخته شده است.

«خداداد عزیزی»، «علی دایی» و «افشین پیروانی»، بازیکنان تیم سال 1998 بودند که نسبت به ساخت این مجموعه اعتراض کردند. آن ها مدعی بودند پاداش سه میلیون فرانکی باید میان بازیکنان تیم ملی تقسیم می شد.

صفایی فراهانی همواره مقابل یک تفکر بیمار در فوتبال ایران قرار داشت؛ تفکری که می گفت او سابقه حضور در زمین فوتبال را ندارد. «علی پروین» با ادبیات منحصر به فرد خودش، این گونه نقدش می کرد: «آقایان یک عکس با شورت فوتبالی ندارند.»

یک روز پس از برگزاری فینال جام جهانی 2002، او در گفت و گو با روزنامه جهان فوتبال برای نخستین بار به این هجمه ها پاسخ داد. صفایی در پاسخ به اولین سوال سردبیر وقت این روزنامه که از او پرسیده بود آیا بازی فینال جام جهانی را دیدید یا نه، گفته بود: «نه؛ من آن زمان در کنفرانسی پیرامون بهره بری درست انرژی در نیروگاه ها سخن‎رانی داشتم.»

وقتی سردبیر از او پرسید آیا تماشا نکردن فنیال جام جهانی برای یک رییس فدراسیون فوتبال غیرطبیعی نیست، او این گونه پاسخ داد: «کسی که رییس فدراسیون فوتبال می شود، نه می خواهد تیم ملی انتخاب کند و نه می خواهد آموزش فوتبال بدهد. رییس فدراسیون باید مدیریت کلاً فوتبال را بشناسد.این ملاک روش بحث در مورد انتخاب مدیر غلط است. تماشای فینال جام جهانی به مدیران، مدیریت یاد نمی دهد. من بهتر است دنبال علم مدیریتی باشم، نه سیستم های فوتبال.»

علم مدیریتی صفایی فراهانی، او را به این نقطه رساند که برای نخستین بار طرحی را به مجلس شورای اسلامی ببرد که براساس آن، صداوسیما باید به باشگاه ها و فدراسیون فوتبال هزینه ای بابت پخش مسابقات پرداخت می کرد.

برای این که بخشی از متفاوت بودن و روحیه جنگ‏جویی صفایی فراهانی را درک کنیم، شاید بهتر است وارد دعوای تاریخی صداوسیما و فدراسیون فوتبال در سال 1375 شویم. مرداد ماه سال 75، صداوسیما در آستانه دیدارهای حذفی باشگاه های استقلال و پرسپولیس در «جام باشگاه های آسیا» (نام قدیم لیگ قهرمانان باشگاه های آسیا)، فدراسیون فوتبال ایران را تهدید می کند که در صورت پرداخت نشدن 30 درصد از درآمد تبلیغات محیطی اطراف زمین ورزشگاه های کشور در رقابت های داخلی و بین المللی، رقابت های فوتبال را به صورت زنده پوشش تصویری نخواهد داد.

این اتفاق یک سال بعد (سال 1376) و در بازی دوستانه ایران مقابل ترکمنستان هم رخ داد. صداوسیما دوربین هایش را به ورزشگاه آزادی نبرد و بازی ملی ایران را پوشش تصویری نداد؛ نه به صورت مستقیم، نه ضبط شده.

صفایی فراهانی مقابل جریانی قرار گرفت که نه تنها برای پر کردن کنداکتورهای خود هزینه ای به فوتبال نمی داد که از فدراسیون و درآمد محدودش هم مبالغی مطالبه می کرد. سنت شکنی صفایی فراهانی با بردن طرح خود به مجلس در سال 1379 و تصویب آن، دعوای فدراسیون فوتبال و صداوسیما را به مجمع تشخیص مصلحت نظام کشید.

صفایی فراهانی سال 80 در گفت و گو با روزنامه خبرورزشی گفت: «آقایان رفتند با صداوسیما معامله کردند، بعد آمدند در فدراسیون و هیات رییسه طرح حق پخش تلویزیونی را لغو کردند.»

اشاره صفایی فراهانی از «آقایان»، مدیران وقت باشگاه های استقلال و پرسپولیس بود. «حسین کفعمی»، مدیرعامل وقت باشگاه «ذوب آهن» اصفهان و «سعید فائقی»، معاون اول وقت سازمان تربیت بدنی هم سال 81 نمونه همین اتهام را متوجه «علی فتح الله زاده» و «علی میرزایی» (مدیران وقت دو باشگاه استقلال و پرسپولیس) کردند.

 

تاسیس لیگ برتر با دست های خالی

ایستادن مقابل صداوسیما، تنها تابوشکنی صفایی فراهانی نبود. هیات رییسه فدراسیون فوتبال در سال 1380 تاسیس لیگ برتر حرفه ای را به تصویب رساند. آبان ماه همان سال، لیگ حرفه ای ایران متولد شد.

تاسیس لیگ برتر و تغییر فوتبال آماتور به حرفه ای، تنها راه فدراسیون فوتبال برای خروج از بحران تعلیق یا آماتور شدن در آسیا بود. اما اجرای اساس‌نامه ای که برای برگزاری لیگ حرفه ای نوشته شد، تقریبا غیرممکن به نظر می رسید؛ برای نمونه، باشگاه هایی حق حضور در لیگ حرفه ای را داشتند که از انحصار نهادهای نظامی، سیاسی و اقتصادی خارج شوند.

البته باید قبول کرد چنین رویایی هنوز به واقعیت نرسیده است اما دست کم شهامت صفایی فراهانی در نگارش چنین اساس‏نامه ای، دو حُسن داشت؛ اول، تلنگری به مجموعه های اداره کننده باشگاه های ورزشی و دوم، پیدا کردن راه‎کاری برای فرار از تعلیق باشگاه های ایران. برای نمونه، کنفدراسیون فوتبال آسیا طی سال های 89 و 90 خورشیدی، مصرانه خواستار ارایه اسنادی شد که نشان دهند هیات مدیره باشگاه های حاضر در لیگ برتر ایران، منفک از نهادهای سیاسی و حکومتی هستند. سندسازی ها از سال 80 آغاز شد و تا سال 89 به نتیجه رسید. این در حالی است که باشگاه «تراکتورسازی» تبریز همین امروز زیر نظر سپاه «عاشورا» تبریز است، «ذوب آهن» و «سپاهان» در اصفهان و «فولاد» خوزستان زیر نظر غیرمستقیم وزارت صنایع هستند و استقلال و پرسپولیس هم که تیم های محبوب دولت و وزارت ورزش و جوانان محسوب می شوند.

صفایی فراهانی اولین مدیری بود که سازمان لیگ را در آبان ماه سال 80 هم‎سو با فدراسیون فوتبال تاسیس کرد. وظیفه سازمان لیگ، اداره مسابقات داخلی بود. ولی با این روش، خواست به باشگاه های ایرانی استقلال بدهد. تشکیل یک سازمان موازی با فدراسیون فوتبال، تا حدودی از اختیارات فدراسیون فوتبال می کاست.

تاسیس لیگ حرفه ای، محصول اساس‎نامه ای بود که براساس آن، باشگاه ها را محق می کرد از صداوسیما مطالبه مالی داشته باشند. در لیگ حرفه ای که صفایی فراهانی آن را پایه گذاری کرد، تراز مالی باشگاه ها باید به صورت روشن و شفاف هر ساله به فدراسیون فوتبال، سازمان بازرسی کل کشور و کنفدراسیون فوتبال آسیا ارایه می شد.

«محمد علی آبادی»، نخستین رییس سازمان تربیت بدنی در دولت محمود احمدی نژاد، اساس‎نامه ارایه شده برای برگزاری لیگ برتر را نوعی میل دولت سابق برای هم‎سو شدن با غرب دانسته بود. او سال 83 در گفت و گو با روزنامه «ایران» گفت اساس‎نامه سازمان لیگ باید تغییر کند. دلیل او این بود که این اساس‎نامه بر پایه قوانین فوتبال اروپا و آسیا نگارش شده است.

علی آبادی یک سال بعد، در جریان تعلیق فوتبال ایران هم گفت که باید فیفای کشورهای اسلامی تاسیس شود تا مقابل فیفا (فدراسیون جهانی فوتبال) قرار بگیرد.

صفایی فراهانی برای تشکیل نهادهای غیردولتی در بدنه فوتبال ایران هم تلاش کرد. اولین خواسته اش، نگارش اساس‎نامه جدید فدراسیون فوتبال برپایه اساس‏نامه فیفا بود. دومین هدفی که دنبال کرد، بزرگ کردن دایره اختیارات «اتحادیه باشگاه های فوتبال کشور» بود؛ اتحادیه ای که سال ۱۳۶۷ «پرویز ژافره» پایه اش را گذاشت اما الکن و سایه نشین مانده بود.

تلاش برای تاسیس اتحادیه های داوران، بازیکنان و مربیان، از جمله اقدامات صفایی فراهانی در دوران ریاست بر فوتبال کشور بود. آذرماه سال 1380 «کانون مربیان فوتبال ایران» به صورت یک تشکل غیردولتی(NGO) در ایران آغاز به کار کرد.

مجموعه این اتفاقات، حتی در دولت اصلاحات، او را تنهاتر می کرد. صفایی فراهانی مقابل حاکمیتی قرار گرفته بود که فدراسیون، باشگاه ها و فوتبال ایران را جزیی از مایملک خود می دانست.

 

کینه احمدی نژاد، کرسی های بر باد رفته

نام کامبیز آتابای را شنیده ایم؛ آخرین رییس فدراسیون فوتبال ایران در دوران پهلوی و رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا که در برنامه هایش دو هدف ویژه داشت؛ ریاست فدراسیون جهانی فوتبال، گرفتن میزبانی جام جهانی برای ایران. او تا سال 1377 آخرین ایرانی حاضر در ساختمان کنفدراسیون فوتبال آسیا بود.

بعد از انقلاب، ایران در هیچ یک از کمیته های کنفدراسیون فوتبال آسیا نماینده ای نداشت. محسن صفایی فراهانی نخستین مدیر ایرانی بود که سال 1377 موفق شد به عضویت کمیته اجرایی که یکی از مهم ترین کمیته های کنفدراسیون فوتبال آسیا بود، درآید. سال 86 که بدون رقیب، بار دیگر با اکثریت آرا به این سمت انتخاب شد، گفت: «ما هنوز برای رسیدن به مرزهای ایده آل جهانی فاصله زیادی داریم.»

اما روز 30 مهرماه سال 89 مجبور به استعفای اجباری از کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آسیا شد. استعفای صفایی فراهانی، لایه های متعدد داشت؛ یک سال قبل از آن (19 آبان ماه سال 1388) «محمد بن همام»، رییس وقت کنفدراسیون فوتبال آسیا احتمال لغو عضویت محسن صفایی فراهانی، سیاستمدار اصلاح طلب و زندانی ایرانی از کمیته اجرایی این کنفدراسیون را رد کرده بود.

بن همام که برای شرکت در نخستین کنگره بین المللی «علم و فوتبال» به تهران سفر کرده بود، در گفت وگو با خبرنگاران، صفایی فراهانی را فردی باهوش و ذکاوت فراوان توصیف کرد که در برنامه ریزی ها به کنفدراسیون کمک فراوان کرده است. او ابراز امیدواری کرده بود که صفایی فراهانی به زودی به جمع بقیه دوستان خود در «AFC» بپیوندد.

دولت ایران با پیش‌قراولی سازمان تربیت بدنی، بعد از بازداشت صفایی فراهانی پس از اتفاقات خردادماه سال 88 در اعتراضات عمومی نسبت به نتیجه انتخابات، از کنفدراسیون فوتبال آسیا خواسته بود عضویت عضو ایرانی خود را لغو کند. کنفدراسیون با این درخواست دولت ایران مخالفت کرد و خواستار بازگشت او به مالزی شد. اما صفایی فراهانی با نگارش نامه ای، استعفای خود را رسمیت داد.

در نامه استعفای صفایی فراهانی آمده بود: «با در نظر گرفتن آن که از ژوئن 2009 به دلایل سیاسی به پنج سال زندان محکوم شده ام و به همین دلیل فرصت و امکان برای حضور در جلسات کمیته اجرایی و کمیته مسابقات را از دست داده ام، بدین وسیله استعفای خود از این عضویت تقدیم و یک بار دیگر نیز از جناب‏عالی، اعضای کمیته اجرایی و کلیه کارکنان AFC به دلیل حسن اعتمادتان تشکر می کنم. هم چنین موجب مزید امتنان است که این استعفا را پذیرفته و آن را در اولین جلسه آتی "EXCO" مطرح فرمایید.»

ایران تا اردیبهشت ماه سال 84 هیچ نماینده ای در کنفدراسیون آسیا نداشت تا این که علی کفاشیان با حمایت غیرعلنی صفایی فراهانی، دوباره به کنفدراسیون بازگشت و دیرتر به پست معاونت ریاست کنفدراسیون آسیا رسید.

صفایی فراهانی مهرماه سال 89 استعفا داد. «علی سعیدلو» با رویای گرفتن کرسی او، برای انتخابات نایب رییسی کنفدراسیون فوتبال آسیا نام نویسی کرد. او حتی علی کفاشیان را که می خواست به عنوان جانشین صفایی برای کمیته اجرایی نام نویسی کند، وادار به انصراف از حضور در انتخابات کرد. هجدهم دی ماه همان سال، علی سعیدلو، معاون اول دولت احمدی نژاد در سال های 84 تا 88 و رییس سازمان تربیت بدنی در دولت دوم احمدی نژاد، در انتخابات نایب رییسی کنفدراسیون آسیا به رقیب نپالی باخت.

دشمنی دولت احمدی نژاد با صفایی فراهانی(که پس از انتخابات سال 88 فراگیرتر شد و به دشمنی نظام با صفایی فراهانی رسید) از سال 1385 آغاز شد. فدراسیون جهانی فوتبال، دوم آذرماه سال ۱۳۸۵به دلیل آن چه دخالت حکومت ایران در امور فدراسیون فوتبال می‌دانست، عضویت این فدراسیون را به حالت تعلیق درآورد.

محسن صفایی فراهانی، «کیومرث هاشمی»، «مهدی خبیری» و «علی رغبتی» اعضای کمیته‌ای شدند که به‌صورت مشترک از سوی فدراسیون جهانی فوتبال و همین‌طور سازمان وقت تربیت‌بدنی وظیفه خروج ایران از تعلیق را برعهده داشتند. محمد علی‌آبادی شخصاً کیومرث هاشمی را به‌عنوان نماینده دولت در کمیته انتقالی معرفی کرد. فیفا هم قبول ‌کرد که صفایی فراهانی در نقش رییس کمیته انتقالی و کیومرث هاشمی به‌عنوان سرپرست فدراسیون، در کنار هم فوتبال ایران را اداره کنند.

مقرر بود این کمیته اساس‎نامه جدید را بر اساس خواسته فیفا، برای کوتاه شدن دست دولت ایران از دخالت در امور فوتبال تنظیم کند. صفایی فراهانی سال 93 به روزنامه «ایران ورزشی» گفت: «شخص بلاتر با من تماس گرفت و گفت تو باید عضو کمیته انتقالی فدراسیون ایران شوی. اول قبول نکردم اما بعد شنیدم که در صورت رد پیشنهاد، گروهی از سوی فیفا (خارج از ایران) به تهران اعزام خواهند شد. فقط 24 ساعت وقت داشتم که انتخاب کنم. همان شب بن همام هم تماس گرفت و گفت گروه فیفا آماده است به تهران برود. مطمئن بودم که روزی به من در ایران لقب خائن خواهند داد اما ترجیح دادم یک بیگانه برای کشورم در ایران تصمیم گیری نکند.»

دعوای صفایی فراهانی و دولت از همین نقطه آغاز شد. روزنامه «شرق» زمستان سال 85 نوشت که احتمالا محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران، کاندیدای ریاست فدراسیون فوتبال خواهد شد؛ اتفاقی که در تاریخ فوتبال جهان بی نظیر به نظر می رسید. صفایی فراهانی سال 93 در گفت و گو با «تابناک»، از میل احمدی نژاد برای رسیدن به فدراسیون فوتبال این گونه پرده برداشت: «این خبر را اولین بار آقای کیومرث هاشمی ]معاون وقت سازمان تربیت‌بدنی و رییس فعلی کمیته ملی المپیک[ در جلسه کمیته انتقالی به ما گفت. بنده هم جواب دادم نمی‌توانند کاندیدا شوند. گفتم اگر بشوند و اسم شان اعلام شود، فیفا رد می‌کند و شما بهتر است اصلاً این مسأله را مطرح نکنید.»

 یک هفته بعد، دفتر ریاست جمهوری بیانیه ای صادر کرد و مدعی شد که چنین موضوعی واقعیت ندارد. حتی شخص محمود احمدی نژاد هم در برنامه تلویزیونی «گفت و گوی ویژه خبری» در پاسخ به همین سوال که از سوی مجری مطرح شد، واکنش نشان داد. احمدی نژاد در این برنامه از صفایی فراهانی انتقاد کرد و گفت که انتخابات فدراسیون فوتبال افتاده است دست گروه های سیاسی منتقد دولت.

نتیجه دعواهای احمدی نژاد و صفایی فراهانی، به تعویق افتادن های مکرر انتخابات فدراسیون فوتبال بود. صفایی فراهانی در آن مقطع زمانی فقط یک بار حاضر شد در برنامه تلویزیونی «90» مقابل دولت و تیم سازمان تربیت بدنی قرار بگیرد.

درگیری احمدی نژاد با صفایی فراهانی فقط مختص به دوران قدرت گرفتن احمدی نژاد پس از انتخابات ریاست جمهوری سال های 84 و 88 نبود؛ صفایی فراهانی به هفته نامه «تماشاگران» گفته است: «قبل از ریاست جمهوری سال 80 بود که ایشان رییس نظارت استان تهران شد و من عضو هیأت اجرایی استان. من با ایشان درگیر شدم. علتش هم دخالت‌های خلافی بود که آقای احمدی نژاد مکرر می‌کردند. در آخر هم گفتند از من شکایت می‌کنند. گفتم برو اگر مدرکی داری، شکایت کن.»

همه این ها برای این که احمدی نژاد و نهادهای امنیتی مخالف حضور صفایی فراهانی در کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آسیا باشند، کفایت می کرد. هرچند که پس از جدایی صفایی از AFC، فوتبال ایران در مسیر سقوط انزوا قرار گرفت. شاید اگر همراهی ساکت، آرام و بی صدای صفایی فراهانی از علی کفاشیان نبود، امروز هم در کنفدراسیون آسیا هیچ کرسی تاثیرگذاری نداشتیم. کفاشیان تنها مدیری بود که پس از اتفاقات سال 88 حاضر نشد کلامی علیه صفایی فراهانی به زبان بیاورد. او یک بار در جریان گفت و گو با خبرنگار ایرنا در سال 89 و روزهایی که صفایی فراهانی در بازداشت به سر می برد، از پاسخ دادن به سوالاتی در مورد صفایی فراهانی طفره رفت.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}