مراسم هفتمین روز درگذشت «وحید حیدری» دیروز در فضایی توام با تهدید و ترس برگزار شد. او پسر نجیبی که آزارش به هیچ کس نمی رسید. در حاشیه خیابان بساط دست فروشی پهن می کرد؛ زمستان ها چتر می فروخت و تابستان ها خنزر پنزر و لباس های ارزان قیمت. حالا خوابیده است زیر یک خروار خاک. دوستش می گوید: «راحتش کردند. زمستان های سوزناک اراک می ایستاد گوشه خیابان و داد می زد حراج!»

«اسد»، یکی ازدست فروشانی که وحید را می شناخت، به «ایران وایر» می گوید: «او خودساخته و معصوم بود. از مواد و خلاف هم بی زار بود. مرام داشت. جوان بود اما کار می کرد تا کمک حال خانواده اش باشد. همه اهالی محل قبولش داشتند.»

دوست دیگرش، «پوریا» برای «محمد نجفی»، وکیل دادگستری ساکن اراک که پی گیر جریان مرگ وحید حیدری بوده، پیام فرستاده است: «صبح تا شب سر بازار دست فروشی می کرد برای یک لقمه نان حلال. قسم می خورم که تا به حال مواد را لمس نکرده است. این بلا را سرش آوردید، جنازه اش را هم تحویل خانوده ا ش ندادید. خودتان خاکش کردید، جان ناموستان دیگر آبرویش را نبرید. به خاطر خانواده اش؛ مادرش قلبش مریض است، پدرش پیر. دست از سرشان بردارید.»

وحید حیدری، جوان 23 ساله ساکن منطقه «کرهرود» اراک را روز دهم دی ماه در جریان ناآرامی های منطقه بازداشت کردند. آن ها پنج روز بعد از دستگیری، به خانواده وحید اطلاع دادند  فرزندشان که به اتهام حمل 10 گرم هرویین بازداشت شده بود، در بازداشتگاه کلانتری 12 «رضوی» این شهر خودکشی کرده است: «یک جا  گفتند فیلمش موجود است؛ زیر پتو با زیرپوشش خودکشی کرده. یک جایی هم گفته اند با لباس هایش در دست شویی خودش را دار زده است.»

 «علی باقری»، فعال حقوق بشر اهل شازند می گوید به نظر شما بازسازی اتفاقی که به قول آن ها زیر پتو رخ داده و چهره هیچ کس در آن پیدا نیست، چه قدر می تواند سخت باشد؟

خانواده وحید حیدری به تماس های «ایران وایر» پاسخ نمی دهند. علی باقری می گوید آن ها داغ دار و تحت فشار هستند و اجازه هیچ گونه اظهار نظری با رسانه ها را ندارند.

«موید» هم همسایه خانه پدری وحید است. او چند کوچه آن سوتر از خانه آقای حیدری می نشیند. موید از خشم مردم منطقه می گوید: «مردم محله از طرح ادعای حمل مواد مخدر احساس انزجار می کنند. ای کاش چیز دیگری می گفتند. ای کاش می گفتند با باتوم زدیم جوانتان را کشتیم، شما هم حلال کنید. دردش کم تر بود و این همه لعن و نفرین مردم پشتش نبود. آن ها از این اتهام ناروا عصبانی هستند.»

علی باقری می گوید اولین شب اعتراضات، نیروهای امنیتی که انتظار چنین واکنشی را از مردم نداشتند، تا چند ساعتی شوکه بودند. به همین دلیل هم برخورد قهری کم تری رخ داد. اما شب دوم تجهیز شده بودند و درگیری بین آن ها و مردم بالا گرفت: «وحید را هم شب دوم دستگیر کردند. او را به کلانتری 12 اراک، موسوم به کلانتری رضوی در منطقه شهرک "گردو" منتقل می کنند. پنج روز بعد از بازداشت، به خانواده او اطلاع می دهند که فرزند شما در بازداشتگاه خودکشی کرده است. روز شانزدهم دی ماه هم جنازه او را خودشان تحت الحفظ به خاک می سپارند. یکی از نزدیکان وحید به من گفت دقیقا شقیقه ناحیه چپ او به اندازه 10 سانت شکاف عمیق برداشته و متورم شده بود. چنین زخمی از مسیر خودکشی چه طور ممکن است؟»

وحید در قطعه 34 «بهشت زهرا» اراک به خاک سپرده شده و پزشکی قانونی تاکنون علت مرگ را اعلام نکرده است. 

آن طور که علی باقری می گوید، ایین جوان در یک خانواده مذهبی رشد کرده است. عمو، پسرعمو و پسرعموی پدرش در جنگ کشته شده اند و پدر وحید هم جانباز جنگ است.

«عباس قاسمی»، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان مرکزی روز سه شنبه نوزدهم دی ماه به «میزان»، خبرگزاری وابسته به قوه قضاییه گفت آثار خودزنی روی جسد این فرد مشهود است و فیلمی نیز از خودکشی او وجود دارد.
«محمدجعفر منتظری»، دادستان کل کشور هم تایید کرده که وحید حیدری خودکشی کرده است.

محمد نجفی، وکیل دادگستری ساکن اراک در گفت و گو با «کمپین حقوق بشر ایران»، از افرادی گفته است که به او مراجعه کرده اند؛ کسانی که در بازداشتگاه منطقه مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. او به پدر وحید گفته حاضر است به طور رایگان وکالت این خانواده را برعهده بگیرد: «ما به روستای زادگاه وحید حیدری رفتیم. بستگان، خانواده و اطرافیان او ادعای مربوط به اعتیاد یا فروش مواد مخدر و داشتن مواد را تکذیب می‌کنند و خیلی از این مساله ناراحت هستند. می‌گویند که او ۷۰ کیلو وزن داشته، جوان سالم و تندرستی بوده و دست فروشی می‌کرده است؛ نه معتاد بود و نه موادفروش.»

باقری می گوید آن ها برای توجیه کارشان دروغ گفتند و حالا باید تا انتهای ماجرا مدام به مردم دروغ بگویند: «اگر خودکشی کرده، چرا جنازه را خودشان برده اند دفن کرده اند؟ چرا اعلامیه فوتش را هر جا  می بینند، برمی دارند؟ احتمالا خانواده اش را هم تهدید کرده اند چون خانواده اش در این مورد گارد بسته ای دارند. به هر حال، این پدر و مادر پیر شوکه هستند. در مراسم روز شانزدهم دی ماه هم که به یادبود او گرفته شد، نیروهای امنیتی حضور فعال داشتند.»

همکار دست فروش وحید که در نزدیکی او بساط پهن می کرده است، می گوید: «وحید پول جمع می کرد برای مادرش. حالا که جانش را گرفتند، ای کاش به حرمت این مادر پیر، با آبروی آن جوان بازی نمی کردند.»

 

مطالب مرتبط:

ناآرامی های ایران؛ مرگ سینا قنبری در زندان

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}