قاضی «محمد شهریاری» می‌گفت وزارت اطلاعات فشار زیادی روی او گذاشته است تا پرونده ما پنج نفرِ باقی‌مانده دوباره تحویل آن‌ها داده شود تا آن‌ها ما را اعدام کنند. اطلاعات گفته بود آن‌ها باید جوابی برای خانواده‌های شهدا و افکار عمومی داشته باشند. شهریاری می‌گفت من تلاش می‌کنم همه آزاد شوید اما باید صبر کنید. می‌گفت به آن‌ها یک ماه فرصت داده‌ام اگر مدارک و شواهدی دال بر گناه‌کاری شما دارند، ارایه دهند، در غیر این صورت من شما را هم مثل بقیه آزاد می‌کنم. 

 

در بخش پایانی روایت «نادر نوری‌کهن»، از متهمان پرونده ترورهای هسته‌ای، او درباره دوره پس از پایان بازجویی‌ها و روزهای پس از آزادی از زندان صحبت می‌کند.
نوری‌کهن در بخش نخست، درباره شیوه بازداشت و ۲۷ روزِ اول حبس او در بند ۲۴۰ زندان «اوین»، در بخش دوم درباره چهار ماه بازداشت، بازجویی و شکنجه‌هایش در زندان مخفی زیر نظر وزارت اطلاعات و در بخش سوم درباره اتهاماتی که به او وارد شده است، حرف زد.

نادر نوری‌کهن سوم تیر۱۳۹۱ بازداشت و پس از ۲۵ ماه زندان، ۱۱مرداد ۱۳۹۳ آزاد شد. او قرار بود در سناریوی وزارت اطلاعات برای پرونده قتل‌های هسته‌ای، به‌عنوان افسر ارشد اطلاعاتی «موساد» با نام «مایکل» معرفی شود که اعضای تیم ترور دانشمندان هسته‌ای را جذب، سازمان‌دهی و هدایت کرده است.

 

 

قاضی پرونده شما «ابوالقاسم صلواتی» بود. اولین بار چه زمانی او را ملاقات کردید و در دادگاه چه گذشت؟

 

دوباره قاضی صلواتی را دیدید یا دادگاه شما همین چند دقیقه بود؟ بازجوها بعد از این‌ که دیدند در دادگاه اعترافات را انکار کردی، چه کار کردند؟

 

بعد از این جریان، دوباره به دادگاه رفتید؟ به شما اجازه دادند وکیل داشته باشید؟

 

بالاخره به درون سالن دادگاه رفتید؟ صلواتی برخوردش چه‌گونه بود؟

 

پس از برگزاری جلسه نخست دادگاه، شما را دوباره به سلول‌تان در بند ۲۴۰ بازگرداندند. باتوجه به این‌که شما منکر اعتراف‌ها شدید، بازجویان دوباره سراغ‌تان نیامدند؟

 

این وضعیت بلاتکلیفی و انتظار برای اعدام چه مدت طول کشید؟

 

پس از این تحویل پرونده به تیم جدید، قاضی پرونده هم عوض شد؟

 

اگر شما و چند نفر دیگر به خاطر کار و زندگی در اقلیم کردستان عراق و یا رفت‌وآمد به آن‌جا، سوژه‌های مناسبی برای سناریوی وزارت اطلاعات بودید، سایر متهمان این پرونده بر چه اساسی انتخاب شده بودند؟

 

مریم زرگر خودش پیش از بازداشت در چه موقعیتی بود و چرا اصلا وزارت اطلاعات او را وارد این سناریو کرد که تازه بعد آشنایانش را به پرونده اضافه کند؟

 

چه زمانی به سلول‌های دو نفره و چند نفره منتقل شدید و انفرادی به اتمام رسید؟

 

شما را چرا آزاد نمی‌کردند؟ امکانش نبود از قاضی شهریاری بپرسید دلیل نگه‌داشتن شما چیست و چرا مثل بقیه با قید وثیقه آزاد نمی‌شوید؟

 

چه زمانی شما پنج نفر باقی‌مانده به یک سلول بزرگ‌تر و کنار یک‌دیگر منتقل شدید؟

 

بعد از آزادی، چه‌قدر طول کشید که دوباره بتوانید به سر کار و زندگی عادی بازگردید؟

 

شما از وزارت اطلاعات برای دریافت غرامت شکایت کردید؟

 

 

 

مطالب مرتبط:

مازیار ابراهیمی خطاب به ربیعی: با مسخره کردن از ما دلجویی کردید!؟

صدای مازیار ابراهیمی صدای همه ماست؛ یادداشت یک متهم دیگر پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای

یادداشت اختصاصی برادر مازیار ابراهیمی: در زندان حزب‌الله توسط مامور اطلاعات ایران شکنجه شدم

با کابل می‌زدند و می‌گفتند پاهایت اندازه کله‌ات شده! مصاحبه اختصاصی ایران‌وایر با مازیار ابراهیمی

مازیار ابراهیمی: قاضی می‌گفت اگر حرف نزنید همین‌جا در سلول چالتان می‌کنیم

مازیار ابراهیمی: دوبار نمایشی اعدامم کردند، آرزو می‌کردم واقعی باشد

اطلاعات جدید درباره شکنجه و اعترافات مریم زرگر، از متهمان ترور دانشمندان هسته‌ای

نادر نوری‌کهن: می‌گفتند اسمت مایکل است، افسر ارشد موساد و یهودی هستی!

نادر نوری‌کهن: برای شکستنم، یک شب ۸۰۰ ضربه شلاق به من زدند

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}