«خرید اعتباری تارا در مسترقصاب فعال شد؛ حالا میتوانید گوشت مورد نیازتان را با اعتبار تارا سفارش دهید.»
این متن یک پیامک تبلیغاتی معمولی در چند روز اخیر است که به برخی شهروندان تهرانی ارسال شده است. در نگاه اول، شاید شبیه به یک تسهیلات رفاهی مدرن به نظر برسد. پلتفرمهای خرید آنلاین با لحنی شاد و ایموجیهای جشن، از یک امکان جدید رونمایی میکنند اما پشت این ویترین دیجیتال، یک جابهجایی هولناک در ساختار اقتصاد خانواده رخ داده است. روزگاری در دوران پس از جنگ و دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ قسط و اعتبار مفاهیمی گرهخورده به کالاهای سرمایهای و بادوام بودند؛ مردم وام میگرفتند تا خانه بخرند یا ماشین ثبتنام کنند اما این روزها و بهخصوص در شرایط پس از جنگ، قسط و اعتبار به سفره خانوار رسیده است.به عبارت بهتر نرخ تورم روزافزون سبب شده تا مردم مجبور شوند اقلام ضروری مثل گوشت و مرغ را هم بهصورت اقساطی خرید کنند.
جاماندگی دستمزد از قطار تورم
بررسی دادههای مرکز آمار ایران در سالهای اخیر نشان میدهد که چرا سفرههای ایرانی به قسط وابسته شدهاند. در حالیکه افزایش دستمزد سالانه کارگران و کارمندان معمولا در محدوده ۲۰ تا ۳۵درصد تعیین شده، نرخ تورم سالانه اقلام خوراکی در اواسط دهه ۱۴۰۰ نوسانی در کانال ۴۰ تا ۶۰درصد داشته و در برخی اقلام خوراکی حتی مرز ۱۰۰درصد را نیز رد کرده است.
این شکاف عمیق، خود را در آمار تکاندهنده سرانه مصرف گوشت نشان میدهد. سرانه مصرف گوشت در سالهای دهه ۱۳۸۰ حدود ۱۳کیلوگرم در سال بود که بر اساس برآورد مرکز آمار به شش کیلوگرم طی سالهای اخیر کاهش یافته است. برخی گزارشهای غیررسمی این رقم را تا سه کیلوگرم نیز گزارش کردهاند.
نابرابری در مصرف گوشت در میان دهکهای مختلف هم وجود دارد؛ بهطوری که میزان مصرف دهکهای پردرآمد تا بیش از پنج برابر دهکهای کمدرآمد گزارش شده است. بنابراین وقتی سرانه مصرف پروتئین در کشور به کمتر از یکسوم میانگین جهانی سقوط میکند، بازار ناچار است برای حفظ بقای زنجیره تولید و توزیع خود، فرمولهای سنتی فروش را تغییر دهد.
تکنولوژی در خدمت بقا
در این بستر بحرانی، پلتفرمهای «الان بخر، بعدا پرداخت کن» به عنوان راهحل کوتاهمدت وارد میدان شدند. گزارشهای سالانه انجمن فینتک ایران نشان میدهد که بازار این پلتفرمها در سالهای اخیر با رشد انفجاری چند صددرصدی مواجه شده است. جالب اینجاست که برخلاف الگوهای جهانی که در آنها اعتبار صرف خرید پوشاک، گجتهای الکترونیکی یا سفرهای تفریحی میشود، در ایران سهم بزرگی از تراکنشهای این پلتفرمها به کالاهای تندمصرف و خدمات روزمره اختصاص یافته است.
در واقع فروشندگان کالاهای اساسی برای اینکه مشتریان خود را کاملا از دست ندهند، مجبور شدهاند به سیستم بانکی و اعتباری متصل شوند و مردم عادی و اقشار کمدرآمد نیز چارهای جز استفاده از این امکان برای تامین کالاهای سفره خود ندارند. از یکسو، نمیتوان انکار کرد که این پلتفرمها در کوتاهمدت نقشی حمایتی ایفا میکنند؛ آنها مانند یک سپر موقت، مانع حذف کامل مواد مغذی از سفره خانوادههای طبقه متوسط و کارگر میشوند و امنیت غذایی فوری را حفظ میکنند. اما روی دیگر سکه، روایتی به مراتب تاریکتر دارد.
تله بدهی و زیباشناسی فقر
نقد اساسی به رواج خرید قسطی کالای اساسی از دو جنبه قابل بررسی است: نخست، پیشخور كردن فردا برای بقای امروز؛ طبق گزارشهای اقتصادی، بخش بزرگی از کاربران این پلتفرمها را دهکهای درآمدی چهارم تا هفتم (طبقه متوسط رو به پایین) تشکیل میدهند. کارمندی که برای خرید گوشت مصرفشده در ماه گذشته قسط پرداخت میکند، در واقع درآمد ماه آینده خود را پیش از دریافت، خرج کرده است. این روند، جامعه را در یک تله بدهی دایمی گرفتار میکند. کارگر، امروز کار میکند نه برای سرمایهگذاری یا ساختن آینده، بلکه برای تسویه حساب غذایی که ماههای گذشته مصرف کرده است.
سپس، عادیسازی یک ناهنجاری ساختاری: خطرناکترین بخش داستان، لحن بازنمایی این پدیده است. وقتی ساختارهای بازاریابی، ضرورتِ قسطی خریدن گوشت را با ایموجی جشن و بهعنوان یک آپشنِ رفاهی و نشانهای از توسعه دیجیتال معرفی میکنند، در واقع دارند یک بحران عمیق را عادیسازی میکنند. این زبان تبلیغاتی، رنج ناتوانی در خرید اقلام اولیه را در لفافهایاز مدرنیته و پرستیژ خرید اعتباری پنهان میکند.
بهرهکشی با رتبه اعتباری
رواج خرید قسطی کالاهای اساسی در ایران امروز، آینه تمامنمای اقتصادی است که در آن کالاهای مصرفی غیردوام، کارکرد کالای سرمایهای پیدا کردهاند. این آمار و نمودارها نشان میدهند که امکان خرید قسطی اقلام ضروری اگرچه در کوتاهمدت مرهمی بر زخم قدرت خرید مردم هستند، اما در درازمدت زنگ خطری برای پولیسازی زیست روزمره به شمار میروند؛ شرایطی که در آن حتی سادهترین نیازهای بیولوژیک انسان نیز به رتبه اعتباری او در اپلیکیشنها گره میخورد.
پلتفرمهای اعتباری با استفاده از هوش مصنوعی، رفتار مالی شهروندان را رصد کرده و به آنها بر اساس سابقه پرداخت به موقع اقساط قبلی، میزان درآمد و گردش حساب و رفتارهای مصرفی روزمره در اپلیکیشنها امتیاز میدهند. در این چارچوب، رتبه اعتباری دیگر ابزاری لوکس برای دریافت وامهای بزرگ صنعتی یا مسکن نیست؛ بلکه به شاهرگ حیاتی متصل به سفره تبدیل شده است.
افت امتیاز اعتباری یک کارگر به معنای محرومیت او از خرید گوشت و برنج در پایان ماه است. این سیستم با ایجاد یک الگوی مصرف اجباری، فرد را ناچار میکند تا برای حفظ امتیاز خود و بقای خانواده، از سایر هزینههای حیاتی نظیر درمان و آموزش بزند.
به بیانی دیگر، این پلتفرمها با ابزار رتبه اعتباری، بدهکار بودن را به یک فضیلت و شرط لازم برای زندهماندن تبدیل کردهاند؛ چرخهای که در آن نیاز بیولوژیک انسانها برای دسترسی به پروتئین، توسط الگوریتمها تعیین میشود.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر