«ایرانوایر» به اسناد و اطلاعاتی دستیافته که نشان میدهد قوه قضاییه جمهوری اسلامی سهم «مسعود بختیاری»، فعال سیاسی پادشاهیخواه که در ارمنستان اعلام پناهندگی کرد،ه از یک ملک مشاع که از پدرش به او، خواهرها و برادرها و مادرش به ارث رسیده توقیف کرده است.
نام آقای بختیاری در یکی از فهرستهای توقیف اموال توسط قوه قضاییه که در فروردینماه ۱۴۰۵ منتشر شد نیز آمده است.
مسعود بختیاری به ایرانوایر میگوید این ملک را که پدرش با سالها زحمت خریده و ساخته مربوط به یک کارخانه تعطیل شده کفش در همدان است؛ کارخانه کفشی که پیش از انقلاب با نام «کفش ولز» شناخته میشد و بعد از انقلاب «حاج سیفالله بختیاری»، مالک آن و پدر مسعود بختیاری، ناچارا نام آن را به «کفش زیبا» تغییر داد.
به گفته آقای بختیاری دولت ایران تاکنون چندینبار تلاش داشته این ملک را از آنِ خود کند: «این ملک را ما از زمان شاه داشتیم، پدرم با زحمت خریده. پدرم کارخانهدار بود. ۲۰-۳۰ تا لوح تقدیر دارد از کشورهای مختلف بابت کیفیت محصولاتش. چند سال پیش هم ۳۰۰مترش را بهزور از ما گرفتند که میخواهیم جاده را تعریض کنیم.»
***
مسعود بختیاری کیست و چرا اموالش توقیف شده است؟
مسعود بختیاری فعال سیاسی پادشاهیخواه، متولد تهران و ۵۱ساله است. او اصالتا همدانی است و در جریان اعتراضات «زن زندگی آزادی»، پس از مطلع شدن از اینکه تحت تعقیب است ایران را ترک کرده است.
آقای بختیاری پیش از این دو بار تجربه بازداشت و چند روز زندان انفرادی را داشته است؛ یک بار در تیر۱۳۷۸ و در جریان اعتراضات کوی دانشگاه تهران و بار دیگر حدودا ده سال بعد. در بازجوهاییهایش، مدام به او میگفتند که «جوسازی» میکند.
هر دو بار البته بعد از چند روز بازداشت آزاد شده و تحت تعقیب قرار نگرفته است: «بابت آن بازداشت (سال ۱۳۷۸) حکم نگرفتم. آن زمان همه ناراضی بودند اعتراض داشتند ولی مقطعی بود. یه مدت اعتراض میکردیم و برمیگشت به حالت عادی شرایط. مردم خیلی در فاز اینکه بخواهند رژیم را سرنگون کنند نبودند. الان است که هم و غممان را گذاشتیم برای سرنگونی. آن موقع این طوری نبود. من را آزاد کردند و گفتند باید دو سه ماه دیگر خودت را معرفی کنی. من اصلا نرفتم و کسی هم دنبالم نیامد.»
با اینحال، در سال ۱۴۰۱ و بعد از کشته شدن «ژینا (مهسا) امینی» و دختران جوان و نوجوان دیگری چون «حدیث نجفی»،: «اولش از مهسا امینی شروع شد و جانش را گرفتند. ما هم نمیتوانستیم طاقت بیاوریم. من از آن به بعد زندگیام تغییر کرد. بهم آنقدر فشار آمد که فکر کردم باید زندگیت را بگذاری کنار و بروی سراغ سرنگونی. هر روز گریه میکردم بهخصوص برای دخترهایی که کشته شده بودند. من خانهام مهرشهر کرج بود، حدیث نجفی خانهاش خیلی نزدیک بود به ما. چون در ۱۴۰۱ شرکت داشتم و خواهرم، حمیرا بختیاری در آمریکا فعال سیاسی است، من هم که اضافه شدم، گفته بودند شاهزاده به اینها ساپورت (حمایت) مالی میکند. از طرف یکسری دوستان متوجه شدم که این گزارشها را رفتهاند دادهاند و بلافاصله از ایران خارج شدم.»
حمیرا بختیاری، از فعالان پادشاهیخواه ساکن ایالات متحده است. بر اساس مدارکی که ایرانوایر بررسی کرده سهم او از ملک مشاعی که به گفته آقای بختیاری مربوط به کارخانه تعطیل شده کفش زیبا متعلق به پدرشان است نیز ممنوعالمعامله شده است.
در یانکس کار میکردم؛ الان دلیوری میروم
در جمهوری اسلامی مصادره اموال موضوع تازهای نیست و با قدرت گرفتن «روحالله خمینی» در بهمن ۱۳۵۷ آغاز شد. حتی اموال کارآفرینان و هنرمندان هم مصادره شد. برای سالها این ابزار در دست خمینی و انقلابیون بود تا با فوت او و روی کار آمدن «علی خامنهای»، «اکبر هاشمی رفسنجانی»، کنترل اوضاع را بهدست گرفت و با هدف جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی، مصادرههای پیش از آن را «احکام نادرست قضات جوان» توصیف کرد.
اما همزمان در این سالها، جمهوری اسلامی دستاندرکار نهادسازی برای توقیف اموال شهروندان مخالف یا معترض به خود بوده است؛ نهادهایی چون ستاد اجرایی فرمان امام که یکی از بزرگترین امپراطوریهای مالی تحت نظر رهبر جمهوری اسلامی است.
اما جمهوری اسلامی برای فتواهای اولیه خمینی مبنی بر مصادره اموال، قانون سازی هم کرده است، مطابق اصول ۴۵ و ۴۹ اموال منسوبین رژیم گذشته و زمینهایی که بدون صاحب رها شدهاند، میتوانند توسط حکومت توقیف و با رای دادگاه مصادره شوند. «موسی برزین»، حقوقدان و مشاور حقوقی ایرانوایر پیشتر به ایرانوایر گفته بود که عمده مصادرههای اوایل انقلاب با استناد به اصل ۴۹ قانون اساسی است که در آن درباره ثروتهای باد آورده میگوید و داراییهای منسوبین به رژیم گذشته را بر اساس آن اصل مصادره کردند. اصل ۴۵ نیز بر زمینهای بدون صاحب رها شده تاکید دارد؛ صاحبانی که یا اعدام شده بودند یا ناچار به تبعید.
همچنین قاعده «خروج از استیمان»، اصل فقهی است که بر مبنای آن اموال فعالان سیاسی و مدنی و حتی فعالان حقوقبشر و وکلایی که از حقوق شهروندان دفاع میکنند توسط حکومت مصادره شده است. «مرضیه محبی»، وکیل سرشناس حقوق بشری یکی از افرادی است که به دلیل حمایتش از اعتراضات «زن زندگی آزادی» و دفاع از حقوق معترضان بر اساس این اصل فقهی، اموالش مصادره شد.
اما، در قانون «تشدید مجازات جاسوسان و همکاریکنندگان با دولتهای متخاصم» که سال گذشته در ایران تصویب شد نیز رویههایی برای حکومت برای توقیف اموال شهروندان مخالف در داخل و خارج از ایران تعبیه شده است.
در گزارشی که خبرگزاری مهر، روز ۲۲فروردین ۱۴۰۵ منتشر کرده و نام مسعود بختیاری نیز در آن هست، آمده که «در راستای قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی، مقابله با اقدامات خصمانه عوامل رسانههای معاند که با دشمن صهیونی- آمریکایی همکاری میکنند و در جهت تقویت دشمن گام بر میدارند» اموال ۴۰۰ نفر از ورزشکاران، هنرمندان، روزنامه نگاران و فعالان شناسایی و توقیف شده است.
موضوعی که خود مسعود بختیاری نیز به آن اشاره دارد و میگوید: « روز هفت اکتبر، ویدیو دادم و گفتم حاضرم به ارتش اسراییل بپیوندم برای نابودی حماس.» او همچنین به ویدیوی دیگری که بیش از یک میلیون بار در صفحه اینستاگرام او بازدید داشته نیز اشاره میکند و میگوید که بعد از کشتار معترضان در دیماه۱۴۰۴، گفته که حاضر است به ارتش اسراییل و آمریکا بپیوندد تا جمهوری اسلامی را نابود کنند.
در روزهای بعد از کشتار دیماه و در میان بهت و سوگ عمومی ناشی از این کشتار، در حالیکه وعده کمک نظامی از سوی اسراییل و آمریکا بارها به شهروندان معترض ایرانی داده شد، کمپینهایی در حمایت از حمله نظامی به ایران تشکیل شد. حتی در ایران، در ویدیوهای مربوط به اعتراضات، ویدیوی تغییر نام یک خیابان به نام ترامپ یا ویدیوی انگلیسی صحبت کردن یکی از معترضان و دعوت از دونالد ترامپ برای حمله به جمهوری اسلامی و سرنگونی آن در شبکههای اجتماعی بارها بازنشر شد. خود آقای ترامپ نیز یکی از این ویدیوها را در شبکه اجتماعی خود تروث سوشال بازنشر کرد.
جان ما اینجا در خطر است
به گفته مسعود بختیاری که نزدیک به یک سال است در ارمنستان اعلام پناهندگی کرده و همانجا فعال است، اما او اصلا از توقیف داراییاش در ایران مطلع نبوده و دوستانش به او خبر دادهاند: «اینجا من با ماشین دلیوری میروم. ما چون زبان بلد نیستیم هر کاری بخواهیم انجام دهیم میگویند زبان بلدی؟ چون بلد نیستیم نمیشود.»
او به تجربه کار در شرکت یانکس (نسخه گرجی اوبر و اسنپ) در گرجستان که زمانی را نیز بعد از خروج از ایران بههمراه نامزدش آنجا زندگی کرده، نیز اشاره میکند و میگوید: «من ماشین خریده بودم و در شرکت یانکس کار میکردم. مثل اسنپ و اوبر است. مسافر میبردم و می آوردم. قبل از آن هم در هتل کارهای خدماتی میکردم.»
به گفته او یکبار بعد از پیاده کردن مسافر در فرودگاه تفلیس ماموران بازداشتش میکنند و با اینکه پرونده درخواست بررسی پناهندگیاش باز بوده، دو راه پیش پایش میگذارند: یا در بازداشتگاه بماند تا زمان دادگاه یا گرجستان را ترک کند و او نهایتا تصمیم میگیرد که از گرجستان به ارمنستان برود: «میگفتند نمیگذاریم از بازداشتگاه بیرون بروی. حتی کمپ هم نمیفرستادند. من دیدم آن زندگی مناسب من نیست. من فعال سیاسی بودم و نمیتوانستم مبارزه نکنم. گفتند باید بلیط بگیری و بروی یک کشور دیگر. ما هم بین ترکیه و ارمنستان که مقدور بود من و نامزدم برویم، ارمنستان را انتخاب کردیم.»
به گفته آقای بختیاری او و نامزدش در ارمنستان نیز تحت فشار بودهاند: «نهتنها من و نامزدم که خیلی از فعالان اینجا خطر جانی داریم. اراذل و اوباش جمهوری اسلامی رفت و آمدشان طوری است انگار از تهران میروند اصفهان. برای پرونده پناهندگیمان هم اولش سرمیدواندند. رفتیم گفتیم برای ما خیلی خطرناک است که هیچکس مراقب ما نیست. مجبور شدند و قبول کردند پرونده را بررسی کنند ولی تا همین الان که ۲۰ روز دیگر یک سال میشود، پرونده ما هنوز باز است.»
ایرانوایر تاکنون چندین گزارش از فشار بر فعالان سیاسی ساکن ارمنستان دریافت کرده است. بر اساس یکی از این گزارشها، اداره امنیت این کشور در جلسات به چند نفر از فعالان سیاسی ایرانی ساکن ارمنستان هشدار داده که جانشان در خطر است و از آنها خواسته فعالیتهایشان را کمتر کنند و از تردد در شهر خودداری کنند. پیشتر «مسعود طاهری»، نوکیش مسیحی ساکن ارمنستان و از فعالان پادشاهیخواه نیز به ایرانوایر گفته بود که بهدلیل مخالفت با جمهوری اسلامی پاسپورت ایرانیاش باطل شده و او در وضعیت بلاتکلیفی قرار دارد.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر