«۵هزار نفر از ... اراذل و اوباش را شناسایی کردیم ... اینها را عضو گردان کردم ... یکی از اینها فردی بود که به نام ستاری. این ستاری وقتی به جمعیت زد، جانباز ۷۰درصد شد و سال گذشته هم به شهادت رسید.» این روایت سردار حسین همدانی از روزهای پس از انتخابات ۸۸ است که سال ۹۳ انجام شده بود ولی مهرماه ۹۴ منتشر شد. حسین همدانی در زمان حوادث انتخابات۸۸، فرمانده سپاه تهران بود.

منظور او علیرضا ستاری است، متولد سال ۶۰. ستاری سال ۸۸ در جریان درگیری های پس از انتخابات در عاشورای ۸۸ مجروح شد و بهمن سال ۹۲ فوت کرد و در قطعه ۵۰ شهدای بهشت زهرا دفن شد. از او به عنوان آخرین شهید فتنه نام می برند. او در مصاحبه ای پیرامون مجروح شدنش می گوید در خیابان خوش تهران، معترضان یک موتورسوار را آتش زدند، او برای نجات موتورسوار وارد صحنه می شود، با میله به سرش می زنند، جمجمه اش از سه جا می شکند و مجروح می شود. بر اساس روایت خودش و خانواده اش، آنها سه روز از علیرضا خبر نداشته اند، چون برخی افراد پس از حمله به ستاری، او را «می برند در خانه ای و بسیار شکنجه اش می کنند و بعد در خیابان رهایش می کنند، عده ای او را پیدا می کنند و به بیمارستان امام خمینی می برند» و «ناخن پاهایش را کشیده اند.»

این روایت در حالی است که سردار حسین همدانی گفته بود: «ستاری وقتی به جمعیت زد، جانباز ۷۰درصد شد.» در فیلمی که همراه به طور مکرر همراه با سخنان ستاری پخش می شود، موتوری قابل رویت است که آتش گرفته و مردم به سمت موتورسوار می روند تا نجاتش دهند. بر اساس روایت برخی معترضان، این موتوسوار همان علیرضا ستاری است که در هنگام حمله به جمعیت زمین می خورد و موتورش دچار آتش سوزی می شود و برخی تلاش می کنند او را نجات دهند و پیراهنش را از تنش در می أورند. در فیلم همچنان مشخص است که برخی قصد حمله به موتورسوار را دارند ولی بقیه مردم او را نجات می دهد و مانع از ضرب و شتم او می شوند. در این فیلم هیچ نشانی از ضربه به سر علیرضا وجود ندارد و مشخص نیست کجا ضربه به جمجمه او خورده است.

همچنین در فیلمی که از این ماجرا وجود دارد و توسط صداوسیما پخش شده، هیچ نیروی امداد و نجاتی وجود ندارد. همچنین ستاری در روایت خودش گفته در خیابان خوش بوده و به او خبر داده اند که ۵ نفر از نیروهای ویژه سپاه گرفتار شده اند و او برای نجات این افراد می رود که درگیر می شود ولی خانواده اش می گویند از نزدیک دیده که می خواهند فردی را آتش بزنند به کمک رفته و سعی کرده نجات بدهد ولی ضربه می خورد.

اثبات درستی این روایت ها دشوار است ولی موضوع مهم این است که او می گوید در این صحنه به عنوان عضو افتخاری امداد و نجات هلال احمر فعال بوده است. فاطمه محمدعلی، مادر علیرضا هم تایید کرده عضو امداد و نجات هلال احمر بوده است. سردار حسین همدانی اما گفته او عضو یکی از سه گردانی بوده است که از اراذل و اوباش تحت کنترل سپاه تشکیل شده بود. روایت مادر علیرضا ستاری اما جالب تر است: «خودم از ۱۲سالگی او را بردم در دامان بسیج انداختم گفتم بچه ام اینجا سالم می ماند و خودم هم حمایتش کردم و خودم هم بسیجی بودم و هرکجا می خواست برود، همیشه همراهش بودم.» بهمن سال ۹۲ هنگامی که خبر درگذشت او منتشر شد، سایت رجانیوز از او به عنوان «فرمانده گردان عاشورا در سال ۸۸ و گردان امام علی سپاه تهران» نام برد.

علیرضا ستاری در همان ایام در ملاقات با یک فرمانده بسیج به او گفته بعد از خوردن ضربه «به عالم بیهوشی رفتم. مقداری از صحنه روز عاشورا به من نشان دادند و به من گفتند نباید به این فکر کنی که چطور با وجود حضرت ابوالفضل این مسائل برای امام حسین پیش آمد.» مادر علیرضا ستاری به نقل از پسرش گفته که هنگام مرگ «یک هاتف یا حضرت اباعبدالله گفت تو [علیرضا] برو و مواظب رقیه سه ساله ات باش.» رقیه سه ساله منظور فاطمه دختر علیرضا ستاری است که سال ۸۸، سه سال داشته است. خواهر علیرضا هم گفته است: « از همان زمان علیرضا عوض شد. شاید سه روز می شد که ما از علیرضا خبر نداشتیم. وقتی می آمد، حال عجیبی داشت.» خواب دیدن علیرضا منحصر به همان دوران نبوده است. او سال ۷۸ که حوادثی شبیه سال ۸۸ رخ داده هم خواب دیده، به روایت مادرش: «خواب دید که عده ای از خانم ها در محضر آقا [خامنه ای] نشسته بودند و آقا من را نشان دادند و گفتند ایشان دختر من هستند. از آن موقع مهر و علاقه ای که به آقا داشتم، چند برابر شد.»

یک موضوع دیگر این سال ها برای خانواده علیرضا ستاری، مجروحیت بود. آنها می گفتند که او جانباز ۷۵درصد است ولی بنیاد جانبازان نمی پذیرفت و به گفته خانواده اش سرانجام سال۹۳ پذیرفت که ستاری جانباز ۴۰ درصد است. موضوع عجیب تر اما عمل جراحی علیرضا ستاری است. مادر علیرضا ستاری می گوید «علیرضا برای ادامه زندگی اش ناچار بوده عمل کند» ولی «[مسئولان بنیاد شهید] در گفتاری عجیب به ما می گویند آن عمل، عمل زیبایی بوده است. هرکس وضعیت علیرضا را می دید، متوجه می شد این عمل، اصلا برای زیبایی نبوده است.» عمل جراحی علیرضا اما به نظر می رسد لیپوساکشن بوده است. مادرش گفته: «کسی که قرص اعصاب روان مصرف می کند، خوابش زیاد می شود و اشتهایش بالا می رود، علیرضا اینطور شد.» در آخرین تصویری که از علیرضا با لباس بیمارستان منتشر شده نیز مشخص است که او اضافه وزن داشته است.

همین اختلاف نظرها سبب شد که بنیاد شهید حاضر به پذیرش علیرضا ستاری به عنوان شهید نشود. محمدعلی شهیدی، رئيس بنیاد شهید هم آذر۹۳ در گفتگو با خبرگزاری فارس تایید کرده  «در مورد اینکه او شهید است یا نه مباحثی مطرح شد» در کمیته احراز مشخص می شود «فلان شخص شهید محسوب می شود یا نه.»

درباره فعالیت های او پس از سال ۸۸ هم روایت ها متناقض است. او خودش  گفته تا اوایل سال ۹۱ خانه نشین بوده ولی در مصاحبه ای دیگر گفته «برای شناسایی [معترضان سال ۸۸) به زندان اوین می رفته». اعضای خانواده اش گفته اند او برای بسیج به ماموریت می رفته و گاهی برای تفحص شهدا در جنوب کشور رفته است. حسین الله کرم، یکی از فرماندهان حزب الله اما گفته ستاری دو سال در کما به سر برده است. مشخص نیست او در این وضعیت چطور برای شناسایی معترضان به زندان اوین یا سایر ماموریت های بسیج می رفته است؟

خانواده او همچنین می گویند در سال های پس از ۸۸ هم روزگار سختی داشته اند. به روایت همسر علیرضا: «ما هر خانه ای می رفتیم،‌ صاحبخانه ما را بیرون می کرد. اولین جا موتورش را جلوی خانه آتش زدند و صاحبخانه ترسید و بیرون مان کرد. جای دیگر هم آمدند شیشه خانه را شکستند که صاحبخانه باز بیرون مان کرد. مجبور شدیم تا برویم با مادر من زندگی کنیم.» او علت این رفتارها را مصاحبه علیرضا در تلویزیون و توضیح درباره عاشورای ۸۸ می داند. مشخص نیست چرا با وجود چنین خطراتی، سپاه پاسداران حاضر به حمایت از فردی که به نوشته رجانیوز «فرمانده گردان» بوده، نشده است.

خانواده علیرضا ستاری از اواخر سال ۹۳ به بعد کمتر در رسانه ها حاضر بوده اند و مشخص نیست پرونده او در بنیاد شهید به چه نتیجه ای رسیده ولی کماکان در برخی تبلیغات رسانه ای از او به عنوان شهید فتنه ۸۸ نام برده می شود. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}