55 سال قبل زلزله ای شهر بویين زهرا و تمام روستاهای اطرافش، یعنی «دانيسفهان»، «تاکستان»، «توفک»، «رودک»، «سگزآباد»، «رستم آباد»، «آغچه مزار» و «ايپک» را با خاک یکسان کرد. سه کشتی گیر و باستانی کار برای جمع آوری کمک های مردمی به صورت خودجوش بسیج شدند؛ «غلامرضا تختی»، «اسماعيل رضايی» و «حسن شمشیری».

این آخری هم عضو «جبهه ملی» بود(حزبی که تختی هم به آن پیوست) و هم باستانی کار قدیمی تهران. اسماعیل رضایی گفته بود باید از خيابان «مولوی» و ميدان «بارفروش ها» حرکت کاروان ورزشکاران آغاز شود. حسن شمشیری پیشنهادش «سبزه ميدان» تهران بود. ولی تختی گفت که مردم جنوب شهر خود به خود در این حرکت حضور دارند، باید سراغ قشر متمول جامعه رفت. برای همین، خودش پیش‏قراول کاروان ورزشکارانی شد که از چهارراه «پهلوی» (ولی عصر کنونی) به سمت جنوب حرکت می کرد.

حرکت به نام تختی در تاریخ کشور ثبت شد؛ کسی نه نام 20 ورزشکار شهر قزوین که پشت تختی به راه افتادند را به یاد دارد و نه نشانی از آن مرشدان و قهرمانان زورخانه ای تهران به زبان می آورد که در این کاروان بودند. حتی روحانی شهیر وقت، «ضیاالدین حاج‌ سیدجوادی» که در تمام طول مسیر، کاروان را همراهی کرد هم در سایه گم شد. حرکت قرار بود به نام غلامرضا تختی ثبت و ضبط شود.

او تنها مرشد خیرخواه ورزشکاران در روزهایی که بلا ایران را در آغوش می کشد، نبود. تختی شاید یکی از نخستین های تاریخ ورزش ایران است که به واسطه «بهانه های سیاسی»، نوع مرگش و یا عضویت در جبهه ملی، ناگهان به یک شناسنامه بدل شد.

آن چه تختی شهریورماه سال 1341 خورشیدی انجام داد را بعدها بارها و بارها دیده ایم. «هادی ساعی» یک نمونه فاخر آن است؛ پرافتخارترین ورزشکار تاریخ ایران. سیاهه مدال هایش در دوران ورزش حرفه ای فوق العاده بود. تنها ورزشکار تاریخ ایران است که سه دوره متوالی روی سکوی المپیک رفته و دو نشان طلا گرفته است. او در المپیک سال 2000 به نشان برنز دست یافت و در سال های 2004 و 2008 به مدال طلای المپیک رسید. تا قبل از هادی، ایران هرگز در رشته ای به جز کشتی و وزنه برداری صاحب مدال طلا در المپیک نشده بود. سال 1382، پس از زلزله بم، هادی ساعی تمام مدال هایش را مثل یک دست فروش به خیابان «مفتح» برد. او روبه روی در بزرگ ورزشگاه «شیرودی» روی زمین نشست و مدال هایی که محصول تمام عمر و زندگی اش بود را برای مردم زلزله زده بم حراج کرد. همان روز مردی ناشناس به سمتش رفت و تمام مدال ها را به بالاترین قیمت خرید. او دسته چکی به هادی داد و مدال هایش را با خود برد. 48 ساعت بعد خبر رسید که فردی خیر تمام مدال های هادی ساعی را به «حرم رضوی» اهدا کرده است. بعد از آن، به طلای المپیک پکن رسید. 

روز نهم دی ماه سال 1382، «احمدرضا عابدزاده» شبانه به سمت بم حرکت کرد. خودرو او لبریز از قوطی های کنسرو، پتو و سیگار بود. توقفش در بم کم تر از 12 ساعت به درازا کشید و حتی از عکاسانی که داشتند تصاویرش را در حال امداد به مردم ثبت می کردند، خواست عکس هایش هرگز منتشر نشوند.

«رسول خادم» هم به بم رفت اما هرگز حضور دو روزه اش را رسانه ای نکرد. 
«کریم باقری» بعد از زلزله مردادماه سال 91 راهی «ورزقان» شد. یک روز بعد «سیروس دین محمدی» هم به او پیوست. هر دو آذری و هر دو بازیکنان سابق تیم ملی ایران بودند. کریم 300 میلیون تومان برای زلزله زده ها دست به جیب شد اما او هم تمایلی برای انتشار خبر وقفش نداشت. 
«علی کریمی» همان زمان مسوول جمع آوری کمک های نقدی بازیکنان پرسپولیس و استقلال برای زلزله زده های آذربایجان شرقی شد. کریمی تقریبا سرآمد بازیکنان فوتبال در امور خیرخواهانه بوده و هست. همیشه هم یک دیوار بزرگ پیش روی تمام امور خیریه اش کشیده است.  سال 1390 عکاس و خبرنگار روزنامه «ایران» متوجه حضور مرتب علی کریمی در روستای «قیدار» شدند. او اتومبیلش را از اسباب‌بازی، داروهای اولیه، مواد خوراکی و پوشاک پر می کرد و به قیدار می رفت. وقتی در یکی از سفرهایش به روستا، متوجه حضور سرزده عکاس روزنامه شد، دوربین او را گرفت و از عکاس خواست به جای ثبت عکس، به او در توزیع وسایل کمک کند.

حالا باز هم کریمی به صورت نامحسوس اقدام به جمع آوری کمک برای زلزله زدگان کردستان و کرمانشاه کرده است. با هم بازی های قدیمی خود تماس گرفته و به بازیکنان کنونی پرسپولیس و استقلال هم پیغام داده است در صورت تمایل، او را برای جمع آوری کمک به زلزله زده ها همراهی کنند.

اما علی دایی راهی متفاوت رفت. او روز یک شنبه در اینستاگرام خود به صورت علنی شماره تماسی را اعلام کرد و گفت حاضر است کمک های غیرنقدی مردم را به صورت مستقیم به دست زلزله زدگان برساند. در نخستین پست خود هم نوشت: «برای سهولت در امر یاری رسانی، لطفا فقط عزیزانی که قصد شرکت در این عمل خداپسندانه و کمک به هم وطنان را دارند، با شماره ذکر شده تماس بگیرند.»

او شماره تلفن 09128266626 را در اینستاگرام خود به مردم معرفی کرد. اما ساعاتی بعد با انتشار دومین پست اینستاگرامی، اعلام کرد به دلیل درخواست مکرر مردم برای اعلام شماره حساب و دریافت کمک های نقدی، دو شماره کارت متعلق به خيريه «بهشت» (که خودش عضوی از آن خیریه است) را در اختیار مردم قرار داد. دایی در سومین پست خود به صورت ویدیویی با مردم حرف زد و گفت: «از مردمی که به مردم زلزله زده با ما همراه شدند، تشکر می کنم. مطمئن باشید که تمام کمک های شما به صورت مستقیم به دست زلزله زده ها می رسد. اگر با هم باشیم، کارهای بزرگی خواهیم کرد.»

«علی خسروی»، داور بازنشسته ایران با همراهی «جلال مرادی»، دیگر داور بازنشسته و کرمانشاهی اقدام به جمع آوری پتو، البسه گرم و کنسرو برای مناطق زلزله زده کرده است. «کیانوش رستمی»، قهرمان وزنه برداری ایران در المپیک ریو هم مدال طلای خود را برای کمک به مردم زلزله زده به حراج گذاشته است. او خودش اصالتی کُرد دارد.

«مهتاب كرامتی»، تهیه کننده مستند «صفر تا سکو» در شب اكران خصوصی این مستند اعلام کرد با هم فکری خواهران «منصوریان» که این مستند براساس زندگی آن ها ساخته شده است، 10 درصد از فروش هفته نخست اين فيلم به زلزله زدگان کرمانشاه اختصاص داده می شود. 
«بهناز شفیعی»، بانوی موتورسوار ایران هم در اینستاگرام خود اعلام کرد که روز پنج شنبه به سر پل ذهاب و قصر شیرین می رود. او از مردم خواست تا کمک های نقدی و غیرنقدی خود را به او تحویل دهند تا به دست مردم برساند.

فعلا بازار کمک ها گرم است اما تا چه روزی؟ مشخص نیست. سرمای کرمانشاه روز به روز و شب به شب به زمهریر نزدیک تر می شود. خانه ای که ویران شده را چند شب می توان با پتویی به فراموشی سپرد؟ تختی ها یک روز در خیابان دوره می افتند، ساعی ها یک بار چوب حراج به داشته هایشان می زنند، دایی ها یک هفته مردم را در اینستاگرام با زلزله زده ها همراه می کنند، بعد می توان به یاد وعده «محمدرضا طالقانی» افتاد و با پوست و گوشت و استخوان لرزید.

همان روزی که هادی ساعی به شکلی مهجور و بی صدا، روبه روی در ورودی ورزشگاه شیرودی، مدال هایش را حراج می کرد، محمدرضا طالقانی داشت در کوچه شیرودی از دست مردم برای کمک به زلزله زده های بم اسکناس می گرفت. ساعت شش عصر، روی میز رییس وقت فدراسیون کشتی، لبریز از دسته های اسکناس بود. او خطاب به خبرنگاران گفت: «من به هیچ کس اعتماد ندارم. خودم این پول ها را خرج آن مردم می کنم.»

گفته بود قرار است برای زلزله زده ها در کم تر از یک ماه سوله بسازد. اول برای اسکان آن ها باشد، بعد تغییر کاربری بدهد و سالن ورزشی شود. هنوز سوله مورد نظر طالقانی در بم ساخته نشده است. هنوز وقتش نرسیده که یکی را بیابد و پول را دست امین تر از خودش بدهد.

دایی و کریمی و ساعی و مهدوی کیا و دین محمدی و رستمی و باقری شاید تختی های این دوران باشند؛ مردانی که به حد وفور در خفا هم دست گیر مردم کشورشان بوده و هستند.

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}