گزارش

روایت چند زندانی از وضعیت نان و غذا در اوین و رجایی شهر

۲۱ مرداد ۱۳۹۴
ماهرخ غلامحسین‌پور
خواندن در ۶ دقیقه

صبح زود در «اوین» یا «رجایی شهر» اگر کارمند، مسوول یا بازجو باشی، یک نان تازه خشخاشی با کیفیت و خوش پخت، میهمان سفره صبحانه‌ات خواهد بود؛ نانی که زندانی‌ها پخته‌اند، مواد نگه‎دارنده‌ ندارد، طعم جوش شیرینش زیر دلت نمی‌زند، از آرد سبوس دار استاندارد تهیه شده و‌‌ گرم و تازه روی چرخ دستی یک زندانی، روی میز کارمند‌ها، روسا، بازجو‌ها و نگهبان‌ها گذاشته می‌شود.

چند ساعت بعد همراه با توزیع نهار زندانی‌های زندان، نان مخصوص آن‌ها هم توزیع می‌شود؛ سوخته یا خمیر و یا خشک شده که اغلب هم توسط زندانی‌ها برای مصرف روزهای بعد نگه داری می‌شود. نانی که در زندان رجایی شهر برای مصرف زندانی‌ها توزیع می‌شود، از ارزان‌ترین و بی‌کیفیت‌ترین آرد بدون سبوس با مقدار قابل توجهی جوش شیرین است و با این که در بین زندانی‌ها به نان «لواش» معروف شده، اما شباهت چندانی به این نان سفید سنتی و لذیذ ایرانی ندارد.

«حسین. ر»، ساکن یکی از بندهای زندان رجایی شهر به «ایران وایر» می‌گوید: «نمونه نانی که مصرف می‌کنیم، در بیرون از زندان یافت نمی‌شود؛ نه لواش است نه نان ماشینی. هر چه هست، طعم و عطر بوی نان نمی‌دهد. بوی ماندگی، کهنگی و کپکش واقعا آزاردهنده است.»

سهمیه هر زندانی یک و نیم عدد از این نان برش خورده نازک است که معمولا یک لایه نازک آرد هم هر دو روی نان دیده می‌شود و رد آرد‌ها روی دست زندانی می‌ماند. گا‌ه این نان بعد از ظهرها توزیع می‌شود و یا در ماه رمضان همراه با وعدهٔ سحری و در ساعت یک و نیم بامداد.

«هوشنگ»، زندانی ساکن زندان اوین به «ایران‎وایر» می گوید: «در این زندان به طور هم‌زمان دو نوع مختلف نان توزیع می‌شود؛ نان لواش که دقیقا مشخصات‌‌ همان نان ماشینی زندان رجایی شهر را دارد و نان "بربری" که اسم دیگر نان ماشینی تخمیر شده‌ای است که لایه‌های داخلی آن هنوز خام و نپخته‌اند و گا‌ه آن قدر حرارت به قسمت داخلی نان نرسیده که کش می‌آید یا از درون گندیده می‌شود.»

او می افزاید: «به نان ماشینی کلفت و نپخته‌ای که به هر زندانی نیمی از آن نان به عنوان سهمیه می‌رسد، "دم پایی ابری" می‌گوییم؛ نانی که از شدت شوری و بوی تند جوش شیرین قابل خوردن نیست.»

به گفتهٔ این زندانی، ساکنان درمانده اوین با روحیه طنز و از سر خوش ذوقی برای مواد غذایی بی‌کیفیت و فاجعه باری که دریافت می‌کنند، اسامی مختلف طنزآمیزی گذاشته‌اند؛ مثلا به تک دیگ‌های سوخته و چند لایه‌ای که شبیه به بتون‌های آماده برای کار ساختمانی است، به خاطرمقاومت و چسبندگی و رنگ تیره‌اش «پادری» می گویند.

در بند عادی و عمومی زندانیانی هستند که بیش از 20 سال است طعم طبیعی و واقعی یک نان عادی را تجربه نکرده‌اند. آن‌ها می‌گویند در ایام مرخصی، با خوردن نان عادی نانوایی‌ها دچار معده درد شدید می‌شوند چون دستگاه گوارش‎شان به نان‌های بی‌کیفیت توزیع شده عادت کرده است!

نان و ته دیگ زندان تاکنون منجر به بروز غائله‌هایی هم شده‌اند؛ تیرماه سال ۱۳۹۲ بود که سایت «هرانا» نوشت جوانی به نام «مهدی اسلامی» که به خاطر کمبود نان و مشاجره با هم‎سلولی خود بر سر سهمیه نان، به سلول انفرادی منتقل شده بود، در روز 25 تیرماه همین سال در بند انفرادی زندان رجایی شهردست به خودکشی زد.‌ همان سال نیز خبر اعتراض دسته جمعی زندانیان بیرجند نسبت به توزیع و کمبود نان مصرفی در رسانه‌ها منتشر شد که عملا به جایی نرسید.  ماه گذشته نیز خبر کشته شدن یک زندانی در زندان رجایی شهر بر سرمنازعه برای یک تکه ته دیگ به بیرون از زندان درز پیدا کرد.

 به گفته حسین، نزاع بر سر نحوه تقسیم نان یا کمبود سهمیه دریافتی، اتفاقی عادی است که گاهی به شکستگی استخوان یا کشیدن «تیزی» همراه شده و شرایط خطرناکی ایجاد می‌کند:«اما در‌‌ همان شرایط هم به ندرت دیده می‌شود که زندانیان عادی در مورد مشکلات داخلی بند‌ها به مسوولان زندان یا مقامات قضایی شکایت کنند.»

او علت سکوت زندانیان را ترس از برخوردهای خشونت آمیز و تحقیر روانی آن‌ها از سوی مسوولان زندان می‌داند. آن ها یاد گرفته اند برای مرخصی و عفو باید اعتراض را کنار بگذارند و با همه مشکلات موجود بسازند.

در صورت خرابی دستگاه‌های تولید نان ماشینی مصرف زندان، به زندانیان اوین و رجایی شهر یک عدد نان «باگت» یا «ساندویچی» می‌دهند. ﻧﺎﻧﻮﺍیی ماشینی ﺯﻧﺪﺍﻥ رجایی شهر ﺑﺎﻳﺪ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ 16 ﻫﺰﺍﺭ ﻗﺮﺹ ﻧﺎﻥ و نانوایی زندان اوین باید 5 هزار قرص نان ﺑﺮﺍی ﻣﺪﺩﺟﻮﻳﺎﻥ ساکن این دو زندان ﺗﻬﻴﻪ کنند. البته در زندان رجایی شهر این تعداد شامل نان بربری سفارشی مورد مصرف مسوولان هم می‌شود.

به جز مسوولان زندان، مصرف کنندگان دیگر نان بربری شامل زندانیان بندهای خدمات، کارخانه‌ها و جهاد هستند و معمولا کسانی که در نانوایی کار می‌کنند، از همین سه بند به کار گرفته می‌شوند و از همین گروه هم مسوولان توزیع کننده نان انتخاب می‌شوند.

تولید نان ماشینی انبوه به زندان اوین و رجایی شهر محدود نمی‌شود بلکه اغلب زندان‌های بزرگ کشور دارای تجهیزات تولید نان ماشینی صنعتی هستند و حتی «تعاونی حمایت از زندانیان» در روند تولید تا مصرف گندم و جو در برخی زندان‌ها برای کاشت و برداشت گندم و محصولات کشاورزی از میان زندانیان به اصطلاح «رای باز» بهره می‌برد.

زندانیان رای باز زندانیانی هستند که در طول روز بیرون از زندان به سر می‌برند و شب هنگام به زندان برمی گردند؛ برای نمونه، می‌توان به تولید 30 تن گندم و 40 تن جو توسط زندانیان استان اردبیل در سال گذشته اشاره کرد.

تولید انبوه نان ماشینی به طور معمول توسط تعاونی حمایت از زندانیان به صورت مناقصه به افراد یا شرکت‌های واجدالشرایط متقاضی واگذار می‌شود.

گاهی به علت بافت فرسوده ساختمان زندان، نصب دستگاه پخت نان با اتفاقات عجیبی همراه است. دو سال پیش وقتی برای نصب دستگاه جدید پخت نان در زندان رجایی شهر از طریق راه پله و آسانسور موفقیتی حاصل نشد، آن را با یک دستگاه جرثقیل به حیاط بند سیاسی منتقل کرده و حفره بزرگی در دیوار مجاور بند ایجاد و از طریق خرابی دیوار یکی از بند‌ها، دستگاه را در طبقه دوم نصب و راه اندازی کردند.

صبحانه یک زندانی شامل یک قالب ۲۵ گرمی پنیر است که گمنام‌ترین و بی‌کیفیت‌ترین مارک یک شرکت تولیدی دولتی را دارد و به شیوه ارزان و کم هزینه‌ای فن آوری می‌شود. به طور معمول، طرف قرارداد سازمان زندان‌ها برای فروش محصولات در شرف پایان تاریخ انقضایی است که در انبار کارخانه‌ها ماندگار شده‌اند.

این پنیر را در ساعت توزیع شام به زندانی‌ها می‌دهند. تا دو سال پیش، یک قوطی پنیر ارزان قیمت ۴۰۰ گرمی به اندازه 20 گرم برای هر نفر توزیع می‌شد. به هر اتاق 20 نفره یک قالب پنیر 400 گرمی می‌دادند. از دو سال پیش به این سو، پنیرهای کوچک 25 گرمی بین زندانی ها توزیع می‌کنند. البته در طول چند ماه گذشته به جای پنیر، گاهی یک قالب 25 گرمی «حلواارده» به آن‌ها داده می‌شود. حلوا ارده‌ها در بیش تر مواقع، تاریخ مصرف گذشته، بدبو و یا ترش شده‌اند و معمولا از سوی زندانیانی مصرف می‌شوند که پولی برای خرید مواد غذایی از فروشگاه زندان ندارند؛ افرادی که در بیرون از زندان کسی را ندارند که آن‌ها را به لحاظ مالی تامین کند.

شیر در رسته مواد غذایی است که هرگز توزیع نمی‌شود اما در فروشگاه زندان موجود و قابل خریداری است. در برخی بندهای زندان، مانند بندهای امنیتی، برای دادن یک قالب پنیر یا حلواارده و یک قطعه نان سهمیه زندانی، او را ساعت هفت و نیم صبح از خواب بیدار می‌کنند؛ همان ساعتی که زندان‎بان دارد صبحانه تازه اش را با میل می خورد.

ثبت نظر

ویدیو روز

یه آدم جدید

۲۱ مرداد ۱۳۹۴
خواندن در ۹ دقیقه
روایت چند زندانی از وضعیت نان و غذا در اوین و رجایی شهر