امیر میرزایی؛ شهروندخبرنگار

«سعید» نام مستعار یک جوان افغان 22 ساله است که در بخش یگان زرهی نیرو تخصصی لشکر «فاطمیون»، در سوریه  فعالیت می‌کند. او چهار سالی می‌شود که به سوریه رفته است.

لشکر فاطمیون را سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران تشکیل داده است. گفته می‌شود سپاه از افغان‌های شیعه مقیم ایران در لشکر فاطمیون و برای جنگ با سوریه نیرو می گیرد و بسیاری از افغان‌های پناهنده به ایران به خاطر گرفتن کارت اقامت یا مزایای اقتصادی، راهی جنگ با سوریه شده‌اند. با این حال، سعید در طول این مصاحبه بارها از انتخابش و پیوستن به فاطمیون دفاع می‌کند.

از او درباره این که چه طور به لشکر فاطمیون پیوسته است، می‌پرسیم. می‌گوید: «شنیده بودم که یه گروهک به اسم "داعش"، جنایت‌های قبیح انجام می ده و فیلم‌ او رِه در رسانه‌‌ها انتشار می ده؛ از ذبح انسان گرفته تا قتل طفل صغیر. کنجکاو شدم. اول دقت نکرده بودم که سوریه در کجای جغرافیا قرار داره. بعد از پخش مقبره "حجربن عدی"، کنجکاوی‌ من بیش‏تر شد تا این که شماره شخصی که اعضای فاطمیون رِه ثبت نام می‌کرد، به سختی گرفتم.»

سعید پس از مراجعه به این شخص، متوجه می‌شود که باید فرم جلب و جذب لشکر فاطمیون را تکمیل کند. شرایطی که در آن فرم الزامی عنوان شده، ضمانت توسط چند شخص دیگر و انتخاب یک شخص به‌عنوان وکیل بوده است تا در صورت به‌وقوع پیوستن هرگونه اتفاق ناگوار، برای سازمان مشکل ایجاد نشود: «منظور از وکیل و ضامن، همو کسانی هستن که توره بشناسن. فرق نداره اما فامیل باشه، بهتره. اگر کسی توره ضمانت نکنه، نمی تونی جذب فاطمیون بشی چون مسوولیت داره. وکیل بعد از جذب، کاراتِ پی گیری می کنه که اگه شهید شدی، چی کار کنه و حقوقی که بعد از شهید شدن می‏دن، به کی تحویل بده اگر شهید شدی. اینا هست.»

 سعید افرادی از فامیل را به عنوان وکیل و ضامن انتخاب می‌کند تا در صورت کشته شدن در میدان‌های نبرد، کارهایی مانند تحویل گرفتن جسد و حقوق او را تحویل بگیرند: «کسی که من رِه ضمانت کرده، تقربیا از فامیله.»

او یک شب فکر می‌کند و فردای آن روز برای تکمیل نام نویسی می‌رود. وعده‌ای که به سعید داده شد، فرستادن به زیارت حرم اهل بیت، علاوه برحقوق ماهیانه یک‌ونیم میلیون تومان بود: «من اول به فکر این بودم که زیارت و تغییر آب و هوا کُنُم. وقتی رسیدُم به سوریه، نظرم تغییر کرد و ای شد که تا الان در ای سازمان باشُم.»

این جنگ‏جوی لشکر فاطمیون پس از گذشت چند روز، در یکی از مکان‌های آموزش نظامی در ایران، آموزش‌های نظامی و جنگی فرا می‌گیرد. سعید در مورد این که دقیقا در کجای ایران آموزش نظامی دیده است، اطلاعات نمی‌دهد اما می‌گوید: «مدت ۲۰ روز از سلاح سبک تا سنگین با نوع‌های مختلف به صورت فشرده آموزش دیدیم و با تاکتیک‌های که یک نظامی باید یاد بگیرد، آشنایی پیدا کردیم.»

پس از ختم دوره ۲۰ روزه آموزشی، سپاه پاسداران سعید و همراهانش را به سوریه انتقال می‌دهد. هواپیمای آن ها در فرودگاه دمشق می‌نشیند، در حالی که جنگ در اطراف حرم حضرت «زینب»، خواهر امام سوم شیعیان به شدت جریان داشت و گروه داعش با راکت حرم را مورد حمله قرار داده بودند: «اما اطراف فرودگاه دست لشکر فاطمیون بود.»

او پس از ورود به سوریه، ۱۰ روز دیگر زیر دست یگان‌های تخصصی، کار با تانک «تی ۷۲» را آموزش می‌بیند: «نخست به حیث توپچی تانک در لشکر فاطمیون ایفای وظیفه کردم.»

به باور برخی، نیروهای افغان لشکر فاطمیون به خاطر امتیازاتی که کشور ایران برای آن‌ها در نظر می‌گیرد، به فاطمیون پیوسته‌اند. اما سعید می‌گوید که هر چند موضوع اقتصادی برای او اهمیت داشته ولی دلیل اصلی او، بُعد مذهبی و عقیدتی بوده و به خاطر دفاع از حرم و ایستادگی در مقابل ظلم و ستم گروه داعش، در مقابل آن ها سلاح به دست گرفته است: «این دو تا باهم مرتبطن. اگر برای عقاید می‌آمدیم سوریه، باید کسی می‌بود که خانواده‌ رو تامین مخارج می‌کرد. می‏دونی که اکثر کسانی که در فاطمیون هستند، نان آور خانواده هستند. اما اگر عقاید در کار نبود، طرف داعش بیش تر پول می‌داد. می تونستن این نیروها که شکل گرفت، سمت داعش بروند. این‌ها هر دو به هم ربط دارن؛ اول عقاید، بعدش حقوقی که می‌دن.»

گفته‌ می‌شود دولت ایران جوانان مهاجر افغان را که در این کشور زندگی می‌کنند و یا به‌خاطر کار در ایران به سر می‌برند، به اجبار به جنگ سوریه می‌فرستند اما این عضو فاطمیون می‌گوید پیوستنش به فاطمیون اجباری نبوده و ایران در همان ابتدا با او اتمام حجت کرده است. می گوید به او گفته‌اند که احتمال کشته شدنش در این جنگ زیاد است و اگر این خطر را به جان می‌خرد، او را ثبت‌نام می‌کند، در غیر آن صورت باید از پیوستن به لشکر فاطمیون منصرف شود.

سعید تاکید می‌کند که آن‌ها برای پیوستن به لشکر فاطمیون و جنگ در سوریه، تحت تاثیر تبلیغات ایران قرار نگرفته اند:  «اگر این چنین ‌بود، شاید هزار نفر فریب ایران رو می‌خورد. اما لشکر فاطمیون حالا30 هزار عضو داره که همه دارای فهم و درک هستند و مسایل رو درک می‌کنند.»

به اعتقاد او، حضور آن‌ها در فاطمیون باعث تغییر دید مردم ایران نسبت به شهروندان افغان شده است. می گوید  شکل‌گیری و پیروزی‎های لشکر فاطمیون سبب شد که نگاه مردم ایران نسبت به شهروندان افغانستان تا حدی تغییر یابد و رفتار شهروندان مذهبی ایران نسبت به افغان‌ها بهتر شود که این عضو فاطمیون آن را یک دستآورد برای مهاجران افغان در ایران عنوان می‌کند.

اما مردم افغانستان درباره جوانان خود که به فاطمیون پیوسته‌اند، چه نظری دارند؟ سعید خودش هم می‌داند که بسیاری از شهروندان افغانستان دید مثبتی به آن ها ندارند و انتقادشان این است که چرا این جوانان به جای فاطمیون، به ارتش افغانستان نپیوسته‌اند: «ما اکثرا می‌شنویم که می گن شما چرا در کشور خودتون دفاع نمی‌کنید؟ برای اون عده اشخاص باید بگم شرایط رو فراهم کنید. لشکر برای تامین امنیت و ثبات با شما هست. وقتی شرایطش فراهم نباشد، چه طور می تونیم خدمت کنیم. ایران از ما  استفاده کرد، شما چرا نمی‌خواهید استفاده کنید از ما؟»

سعید در این مدت تجربه های زیاد جنگی و نظامی کسب کرده و به گفته خودش، مهارت‌هایی آموخته که هیچ کماندو‌ی ایرانی یا افغانی آن را ندارند:«من تجربه هام ره توی میدون جنگ و به شکل عملی به دست آوردم.»

در سال ۱۳۹۶، گروه طالبان بر «میرزا ولسوالی ولنگ صیاد» در ولایت «سرپل» یک حمله گروهی انجام داد و تعداد زیادی از مردم آن منطقه را  قتل عام کرد. سعید در همان روزها از سوریه به کابل آمده بوده و در مرخصی به سر می‌برد. او تصمیم می‌گیرد با چند تن از دوستانش برای نجات میرزا ولسوالی ولنگ صیاد و مبارزه با گروه طالبان در جنگ با مردم این منطقه شرکت کند و هم‏گام با ارتش افغانستان، در پس‌گیری آن با گروه طالبان بجنگند. ولی دولت به آن‌ها اجازه همکاری نمی‌دهد.

این عضو لشکر فاطمیون می‌گوید که در صورت موافقت دولت افغانستان و فراهم کردن زمینه‌ برای آن ها، او حاضر است برای مقابله با گروه‌های تروریستی، در صف ارتش ملی این کشور بایستد و از تجربه های خود استفاده کند.

مثل خیلی از جوانان افغان، آرزوی سعید هم تامین صلح و ثبات در افغانستان است: «هدف ما این است که اگر دولت افغانستان اجازه بده، از تجربیاتم به نفع امنیت و آرامش ملت خودم، افغانستان عزیز استفاده کنم. ما از مردم می‌خواهیم یاری‌مان کنند تا بیایم به وطن‌مان خدمت کنیم. جنگ سوریه تمومه، البته ای ره نمی‌خوام که ایران در امور سیاست‌گذاری کشورم دخالت بکنه چون تا الان از دست نشانده‌های کشورهای سودجو خیلی ضربه خوردیم.»

***

شما هم می‌توانید خاطرات، مشاهدات و تجربیات خود از قاچاق انسان، پناهندگی و مهاجرت به اشتراک بگذارید. اگر از مسئولان دولتی یا افراد حقیقی و حقوقی که حق شما را ضایع کرده‌اند و یا مرتکب خلاف شده‌اند شکایت دارید، لطفاً شکایت‌های خود را با بخش حقوقی ایران وایر با این ایمیل به اشتراک بگذارید: [email protected]

مطالب مرتبط:

زندگی پر فراز و نشیب یک جنگ‌جوی لشکر فاطمیون

آموزش آمریکا در خدمت لشکر فاطمیون ایران

خون‌بهای شبه‌نظامیان فاطمیون

پول جنگ برکت ندارد؛ گام به گام با تربیت یک شبه‌نظامی لشکر فاطمیون

پادگان یزد، مرکز سری آموزش سربازان افغانستانی

تنور جنگ در سوریه دامن‌گیر شیعیان افغانستان

تلخ و شیرین؛ خاطرات جنگ لشکر فاطمیون

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}