خبر، از دل سالن «خانه تکواندو» ایران بیرون آمد. ایسنا اولین خبرگزاری ایران بود که ۲۵دی۱۳۹۹ از سیلی «هادی ساعی» به صورت «مصطفی بابایی» دبیر سازمان لیگ تکواندو، تیتر ساخت.

این خبرگزاری نوشته بود که هادی ساعی، همانی که «پرافتخارترین ورزشکار» تمام ادوار ایران در رقابت‌های المپیک و جهانی در تمام رشته‌های ورزشی است، به دلیل آنچه تصور می‌کرد «بی‌احترامی عمدی» در توصیف موقعیتش بوده، از کوره در رفته و صورت مدیر برگزاری مسابقات را نوازش کرده است. راویان می‌گفتند هادی ساعی از اینکه «دیر به او خوش‌آمدگویی شده»، برافروخته بود.

خودش، روایت دیگری داشت: «چرا او باید مرا، پشت میکروفن به عنوان قهرمان جهان معرفی کند؟ من قهرمان المپیک بودم و هستم.»

برخی رسانه‌های ایران او را «بزن‌بهادر» و «قلدر نوظهور» ورزش ایران معرفی کردند. سیلی هادی ساعی، اما تنها سیلی تاریخ  ورزش ایران نیست. نگاهی می‌کنیم به مهم‌ترین سیلی‌هایی که در تاریخ ورزش ایران، روی صورت‌ها نشست.

هادی ساعی؛ قهرمان، پهلوان، سیاستمدار، سقوط

می‌دانید او کیست؟ منهای تمام افتخاراتش، به‌جز آن دو مدال طلا و یک برنز المپیک، دو طلا و یک نقره و یک برنز مسابقات جهانی، دو طلا و یک نقره و یک برنز از آسیا و ده‌ها مدال دیگر از رقابت‌های جهانی و آسیایی، هادی ساعی روزی نماد پهلوانی ایران بود.

سال ۱۳۸۲، پس از زلزله بم، هادی ساعی تمام مدال‌هایش را مثل دست فروش به خیابان «مفتح» برد. روبه‌روی در بزرگ ورزشگاه «شیرودی» روی زمین نشست و مدال‌هایی را که با جان کندن به دست آورده بود، برای مردم زلزله‌زده بم حراج کرد. همان روز مردی ناشناس به سمتش رفت و تمام مدال‌ها را به بالاترین قیمت خرید. دسته چکی به هادی داد و مدال‌هایش را با خود برد. ۴۸ ساعت بعد خبر رسید که فردی خیر تمام مدال‌های هادی ساعی را به «حرم رضوی» اهدا کرده است.

بعد به طلای المپیک پکن رسید. اما یک ماه بعد مدعی شد که مدالش را ربوده‌اند. در زمینه امور خیریه، تقریبا پیشتاز بود؛ هرچند که از علنی شدن اخبارش مثل کمک به کودکان بی‌سرپرست پرهیز می‌کرد. چه شد که او پس از ورود به سیاست و تجربه مدیریت در شورای شهر تهران، چنین دهشتناک سقوط کرد؟

. علی دایی؛ می‌زنم، می‌زنم، باز هم می‌زنم  

سیاهه سیلی‌هایی که زده کم‌کم از شمارش خارج می‌شود. اول بار سال ۱۳۷۹ تصمیم گرفت یک عکاس ورزشی به نام «مسعود علی‌پناه» را به روش خودش تنبیه کند؛ می‌گفتند اگر سایر بازیکنان و مربیان دست به کار نمی‌شدند، حتما عکاس را زیر مشت و لگدهایش می‌کشت.

ماجرا از درخواست سه زن جوان در هتل استقلال برای گرفتن عکس یادگاری با علی دایی آغاز شد. مسعود علی‌پناه که آن نزدیکی حضور داشت، از صحنه عکس یادگاری گرفتن دختران با کاپیتان تیم ملی، تصویری ثبت کرد. دایی برافروخت، به سمتش دوید و به محض رسیدن، دو چک  زیر گوش عکاس مجله «تماشاگران» خواباند. اما چون خشمش مهارنشدنی بود، باز هم هجوم برد و فریاد زد و فحاشی کرد.

مسعود علی‌پناه از علی دایی شکایت کرد؛ شکایتش با وساطت «محسن صفایی‌فراهانی» رئیس وقت فدراسیون فوتبال بی‌نتیجه ماند.

سیلی مشهورترش را یک سال قبل، در سالن فوتسال «گیشا» به صورت «علی کریمی» کوبیده بود. اختلاف دو قطب فوتبال ایران از همان روز آغاز شد. وقتی علی کریمی و علی دایی، در بازی خیریه روبروی هم قرار داشتند. کریمی، در یک صحنه به بدترین شکل ممکن علی دایی را دریبل زد، سیلی خورد.

روایت‌هایی تایید نشده از درگیری علی دایی با سایر ستاره‌های فوتبال ایران هم وجود داشت. اما آنچه به صورت مستند از او در سال‌‌های اخیر باقی ماند، دو سیلی است که یکی بر صورت بازیگر سینما و دیگری روی گونه یک فیلمبردار نشست.

اسفند سال ۱۳۹۶ علی دایی که سرمربی سایپا بود، «امیر حسام‌ شجاعی» بازیگر سینما و تلویزیون را با «جاسوس» اشتباه گرفت. تصور می‌کرد امیر حسام‌ شجاعی برای کسب خبر به هتل تیمش در رشت آمده، برای همین به سمتش رفت، اول سیلی زد و بعد گفت: «تو حق نداشتی بیایی بنشینی اینجا.» بعد فهمید او بازیگر سینماست و برای دیدار با دوستانش که در سایپا بازی می‌کنند، به هتل آمده بود.

 آخرین بار، آبان سال ۱۳۹۷ وقتی هنوز «ممنوعیت مربی‌گری» در فوتبال ایران برایش صادر نشده بود، با خبرنگار باشگاه خبرنگاران درگیر شد و یک سیلی هم به او زد.

محمد مایلی‌کهن؛ آن سوی فنس‌ها

سال ۱۳۵۵ به پرسپولیس پیوست. خودش در برنامه زنده ۹۰ اعتراف کرد که دلیل ریش داشتن همیشگی‌اش به‌خصوص در سال‌های جوانی، علاقه شدید به «داریوش اقبالی» بود.

در مورد محمد مایلی‌کهن و درگیری‌اش با «علی رییسی» خبرنگار سابق مجلات ورزشی ایران در دهه ۷۰ خورشیدی، روایت‌‌های متفاوتی وجود دارد. برخی می‌گویند محمد مایلی کهن به علی رییسی سیلی زد، برخی می‌گویند فقط فحاشی کرد. اما در نهایت شکایت هر دو در نهادهای قضایی، به جایی نرسید و هر دو طرف رضایت دادند.

اما او پیش از انقلاب، در ورزشگاه «امجدیه» تصویری خاص از خود به جای گذاشت. وقتی اعتراض برخی از هواداران روی سکوها را دید، از فنس‌های کنار زمین بالا رفت، به سکوها رسید، چند سیلی و مشت  کوبید و دوباره از فنس‌ها بالا کشید و به زمین برگشت.

فراموش نکنیم که او در دهه ۷۰ خورشیدی، یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های فوتبال ایران در چارچوب‌های اخلاقی و مبارزه با بازیکن‌سالاری شد.

علی‌رضا دبیر و حسین رضازاده؛ درگیری در صحن شورای شهر

سال ۱۳۹۶ در جریان سیصد و چهل و ششمین جلسه شورای شهر تهران، «حسین رضازاده» قهرمان وزنه‌برداری سابق جهان و المپیک و «علی‌رضا دبیر» قهرمان سابق کشتی جهان و المپیک، با مشت، فحش، لگد و سیلی به جان هم افتادند.

عباس جدیدی تصور می‌کرد که بخشی از اسناد مربوط به فساد مالی او و خانواده‌اش را علی‌رضا دبیر به دست رسانه‌ها رسانده است. بدون مقدمه با او درگیر شد، ولی از علی‌رضا دبیر به شدت کتک خورد.

برخورد فیزیکی این دو ورزشکار سابق و سیاستمدار وقت، بازتابی جهانی پیدا کرد.

کریم باقری؛ خودی و غیرخودی نداشت

تصور اینکه کریم باقری، با آن شرم و حیایی که در دوران بازی‌گری از خود به یادگار گذاشته، به صورت کسی سیلی زده باشد، ساده نیست.

اما او دو بار، در جریان مهم‌ترین رویدادهای ملی و باشگاهی، بازیکن حریف و خودی را نوازش کرده است.

بار اول، سال ۱۹۹۷ میلادی، در جریان بازی ایران و قطر، کریم باقری با مشت به صورت یار مستقیمش کوبید و از زمین اخراج شد. از همان شب تاکنون بارها برای آن حرکت عذرخواهی کرده و هرگز نگفت که چرا دندان بازیکن قطری را شکست. هم‌بازی‌هایش می‌گویند ملی‌پوش قطر به زبان فارسی به خانواده کریم باقری فحاشی می‌کرد.

بار دوم، سال ۱۳۸۸ دقایق پایانی دربی تهران، در شرایطی که پرسپولیس و استقلال یک بر یک مساوی بودند، کریم باقری این بار بازیکن خودی را زد. «شیث رضایی» و «علی‌رضا حقیقی» مدافع و دروازه‌بان پرسپولیس با هم گلاویز شدند و کریم باقری برای آن‌که وقت را هدر ندهد، خواباند زیر گوش شیث رضایی. پنج دقیقه بعد هم خودش از فاصله چهل متری، گل پیروزی پرسپولیس را وارد دروازه استقلال کرد.

رحمان رضایی و علی بداوی؛ سیلی ابدی

این، یکی از شنیع‌ترین تصاویر تاریخ ورزش ایران است. سال ۱۳۸۳ در جریان جام ملت‌های آسیا، تیم ملی ایران در دومین بازی، مقابل عمان قرار گرفت. از حریفی که در اندازه‌های حضور در جام ملت‌ها هم به نظر نمی‌رسید ۲ بر صفر عقب بود که ناگهان «رحمان رضایی» مدافع میانی تیم ملی و «علی بداوی» مدافع چپ، با هم درگیری شدند. درگیری آن‌ها از فحاشی آغاز شد و به سیلی رسید. اگر پادرمیانی «جواد نکونام» و «یحیی گل‌محمدی» نبود، شاید یکی از تلخ‌ترین تصاویر تاریخ فوتبال جهان ثبت می‌شد.

کنفدراسیون فوتبال آسیا، همان شب هر دو بازیکن را سه بازی محروم کرد و «عبدالرحمان الدلاور» داور بحرینی (که از مادری ایرانی متولد شده بود) را به دلیل اخراج نکردن هر دو بازیکن از زمین، از مسابقات کنار گذاشت.

خداداد عزیزی؛ سوال می‌کرد، زدمش

سال ۱۳۸۷ خداداد عزیزی سرمربی تیم پیام مشهد بود. او بعد از بازی با «فجرسپاسی» در شیراز، ابتدا به صورت یک خبرنگار سیلی زد. احساس کرد کم است، لگد زد. باز هم حس کرد که کفایت نمی‌کند، یقه خبرنگار را کشید، به زمین انداخت و با مشت و لگد به جانش افتاد.

کمی بعد گفت: «خبرنگار سوالات بی‌جا می‌پرسید و فقط روی مغز من راه می‌رفت.» ساعاتی بعد نیروی انتظامی بازداشتش کرد، اما با قرار وثیقه آزاد شد. «غلام‌حسین پیروانی» سرمربی وقت فجرسپاسی، با دیدن صورت کبود و لباس پاره خبرنگار، مقابل چشم عکاسان و خبرنگاران گریسته بود.

سیاهه خبرنگارانی که در ایران به دست مربیان، بازیکنان یا مسئولین اجرایی ضرب و شتم شده‌اند، طولانی‌تر از این مقال است.

سیلی عبده به ایرانپاک

این شاید از مشهورترین سیلی‌های پیش از انقلاب است. مرحوم «علی عبده» مالک و موسس باشگاه پرسپولیس، سه شعار برای مجموعه‌اش داشت؛ «اخلاق، درس، ورزش».

روزی که تصویر «صفر ایرانپاک» ستاره محجوب تیمش کنار «مهناز» بازیگر فیلم‌های تبلیغاتی تلویزیون و سینما منتشر شد، علی عبده خودش را به تمرین پرسپولیس رساند و مستقیم سراغ صفر ایرانپاک رفت؛ سیلی را زد، بعد او را در آغوش کشید و گفت: «تو پسر من هستی صفر.»

 

مطالب مرتبط:

صدای پای هادی پشت در خانه تکواندو

علی کریمی و دیگر ورزشکاران سیاسی تاریخ ایران

ضرب و شتم بازیگر سینما توسط علی دایی

سایه سردار ترور روی زندگی علی دایی؛ او قربانی سیاست است؟

آخرین سکانس شورای شهر؛ فحش، مشت، قندان

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}