نفوذ بر گرایش افراد جامعه، برانگیختن احساسات و به حرکت واداشتن اندیشه‌های ویژه و خوراندن اطلاعات هماهنگ و جهت‌دار به مخاطبان، برای رسیدن به مقاصد خاص، شکل و فرمی از تبلیغات ناسالم رسانه‌ای است که معمولا در گزارش‌های رسانه‌های حکومتی دیده می‌شود؛ ولی وقتی این فرم از تبلیغات رسانه‌ای با «نفرت‌پراکنی» آغشته می‌شود، می‌تواند تعصب گروهی را علیه جریان مخالف برانگیزد. تعصبی که می‌تواند بساط گفت‌وگو، ارائه استدلال و اقناع استدلالی را جمع و اعمال سیاست حذفی را مشروع جلوه دهد.

روزنامه حکومتی جوان، تیتر اول روز ۴ خرداد ۱۴۰۰ خود را به بحران قطعی برق و گرانی نان اختصاص داده و با این عنوان «برق و نان روی میز دادستان» به:

          ۱- نفرت‌پراکنی علیه دولت روحانی و تخریب اسحاق جهانگیری

          ۲- تبلیغ مستقیم ابراهیم رئیسی کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری پرداخته است.

نفرت‌پراکنی و تحریک مخالفان دولت

قطع مکرر برق، طی روزهای اخیر به اندازه کافی مردم را کلافه و ناراحت کرده است. بدون تردید دولت حسن روحانی در این کاستی مقصر است و باید پاسخ‌گو باشد. شاید طرفداران دولت با بیان اینکه دولت به دلیل محدودیت‌های ناشی از نپیوستن به FATF و یا تشدید تحریم‌ها، چاره‌ای جز واگذاری حق استخراج رمزارز یا بیت‌کوین به شرکت‌های چینی نداشته‌اند و به همین دلیل نیز با کمبود برق مواجه شده ولی همین پنهان‌کاری و عدم شفافیت و ارائه نکردن اطلاعات صحیح به مردم و کوتاهی در اقناع افکار عمومی، در بحران پیش آمده، برای مقصر خواندن دولت کافی است؛ ولی نفرت‌پراکنی یا Hate Speech به‌جای نقادی دولت یا اطلاع‌رسانی اصولی، می‌تواند اقدامی مجرمانه باشد. به این بخش از گزارش روزنامه جوان دقت کنید:

«...حالا پلیس برای نظم چراغ‌های راهنمایی،‌ بیمارستان‌ها برای درمان کرونایی‌ها و مردم برای اکسیژن‌رسان‌های خانگی به جمع صاحبان مشاغل معترض به قطعی برق پیوسته‌اند.»

تاکید روزنامه جوان بر قطع برق بیمارستان‌های درگیر در درمان بیماران کرونایی و قطع برق منازل مسکونی مردم بیمارداری که عزیزان‌شان با اکسیژن رسانی‌های خانگی تحت درمان هستند، یعنی دولت دارد با قطع برق جان مردم را می‌گیرد. این در حالی است که حتی یک مورد از مرگ به دلیل قطع برق در این چند روز که کشور با بحران قطع برق مواجه بوده، گزارش نشده است. (حداقل نگارنده در جست‌وجوی اینترنتی به یک مورد هم برنخورده است). بنابراین چنین ادعایی بدون ارائه هیچ‌گونه آمار و ادله قابل دفاع، مصداق بارز نفرت‌پراکنی از طریق فیک نیوز یا اخبار نادرست است.

حتی اگر چنین احتمالی در پی قطعی برق وجود داشته باشد، گزارش روزنامه جوان و شکل طرح آن «نفرت‌پراکنی» است، خصوصا اینکه روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران بهتر از هر کسی می‌داند چرا ایران به یکی از هاب‌‌های منطقه‌ای استخراج رمز ارز تبدیل شده و چرا این مسیر را برای جبران خسارت‌های ناشی از تحریم‌ها اتخاذ کرده است.

تفاوت بین گزارش انتقادی و نفرت‌پراکنی بسیار است. پرداختن به مساله بحران قطعی برق در شرایط کرونایی نفرت‌پراکنی نیست، ولی وقتی:

 پس دیگر نمی‌توان آن را گزارش انتقادی خواند.

در همین گزارش، روزنامه جوان نه نامی از «حسن روحانی» به عنوان رییس‌جمهوری می‌آورد و نه به پاسخ وزیر نیرو به عنوان مقام مسئول، می‌پردازد و تنها نوک پیکان حمله خود را متوجه اسحاق جهانگیری معاون اول رییس‌جمهور و کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری می‌کند، روشن است که دو هدف را دنبال می‌کند:

۱-  تضعیف و تخریب جهانگیری به عنوان کاندیدایی که می‌تواند رقیب اصلی کاندیدای اصول‌گرایان باشد؛

۲- مشروعیت‌بخشی به حکم رد صلاحیت احتمالی جهانگیری توسط شورای نگهبان مبنی بر مدیر و مدبر نبودن؛

تبلیغ پیش از موعد ابراهیم رئیسی با شعارهای فریبنده

بخش دوم این گزارش که به نظر هدف اصلی آن نیز هست، تبلیغ پیش از موعد ابراهیم رئیسی، رییس قوه قضاییه و کاندیدای اصلی اصولگرایان در انتخابات ۱۴۰۰ است. این گزارش که بر پایه این خبر: «دستور رییس قوه قضاییه به سازمان بازرسی و دادستان کل کشور مبنی بر رسیدگی به قطعی برق و گرانی نان و برخورد با متخلفان» استوار است، بدون پرداختن به این مساله که رسیدگی به تخلفات دستگاه‌ها و برخورد با متخلفان مسئولیت ذاتی سازمان بازرسی کل کشور و دادستانی کل کشور است و بدون دستور رییس قوه قضاییه نیز آن‌ها مسئول رسیدگی و برخورد قضایی با متخلفان هستند، به تبلیغ مستقیم ابراهیم رئیسی پرداخته است.

روزنامه جوان این بخش از اظهارات تبلیغاتی رئیسی را آورده می‌گوید:

توسل به شعارهای‌های فریبنده برای جلب توجه افکار عمومی به مبلغ پیام، اصولا حول محور ارزش‌ها می‌چرخد و اینجا روزنامه جوان «حقوق شهروندی» را وسیله‌ای برای تبلیغ ناسالم سیاسی قرار داده است؛ بدون اینکه به کارنامه حقوق بشری ابراهیم رئیسی پرداخته باشد.

به طور خلاصه می‌توان گفت روزنامه جوان:

غافل از اینکه تبلیغات ناسالم سیاسی و تمرکز بر نتایج و معلول‌‌ها، به جای پرداختن به علت پدیده‌ها، اثری جز برانگیختن احساسات عمومی ندارد و بیش از اینکه سازنده باشد، موجب افسردگی و سردرگمی مردم می‌شود و در نهایت بیش از هرچیز نظام حکومتی و بازیگران آن زیر سوال می‌روند و مشروعیت خود را از دست می‌دهند.

مطالب مرتبط:

مرور رسانه‌ها: مهاجرپذیری به جای فرزندآوری؛ تهدید یا راه‌حل؟

مرور رسانه: استفاده ابزاری نظام از جامعه کلیمی ایران در آستانه انتخابات

تخریب جهانگیری به قیمت حراج اعتماد مخاطبان؛ چه ارزان فروش است جام‌جم

اگر نمی‌دانید «خبر جعلی» چیست، فقط این خبر را بخوانید

کاندیدا‌سازی برای جریان‌های سیاسی به سبک خبرگزاری تسنیم

نمایش یک اختلاف جعلی و پروپاگاندای انتخاباتی روزنامه جوان

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}