زنی که نمی‌خواست الگویش فاطمه زهرا باشد (بخش اول)

وقتی وارد رادیو شدم جنگ به کثیف‌ترین مرحله‌اش رسیده بود و کمی بعدازآن، جنگ شهری شروع شد. برخی در رادیو شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» سر می‌دادند و برخی که صدایشان شنیده نمی‌شد، مخالف تداوم جنگ بودند.

برای نمونه یک‌بار «میرحسین موسوی»، نخست‌وزیر مقتدر و محبوب خمینی برای بازدید از رادیو آمد. تعدادی از کارکنان در همان حیاط رادیو پیش از آنکه وارد ساختمان شود دور او جمع شدند و برخی می‌گفتند می‌خواهند به جبهه اعزام شوند.

من گفتم: «آقای موسوی چرا صلح نمی‌کنید عراق که عقب‌نشینی کرده و به مرزهای خودش برگشته و دنیا هم که از صلح حمایت می‌کند و خسارت هم می‌دهند؟» و او پاسخ داد: «زره مومن مانند زره امام علی پشت نداره ما عقب‌نشینی نمی‌کنیم...»

اما سرانجام عقب‌نشینی کردند و «آیت‌الله خمینی» در ۲۹تیر۱۳۶۷ جام زهر را نوشید و قطع‌نامه ۵۹۸ را پذیرفت و عملا یک ماه بعد جنگ هشت‌ساله‌ ایران و عراق خاتمه پیدا کرد اما نوشیدن این جام زهر تمام کاریزما و ابهت خمینی را از او گرفت و هنوز برای تغییر قانون اساسی نیاز به این کاریزما بود. در ۸بهمن۱۳۶۷ اتفاقی افتاد که مقدمه‌ای برای خانه‌روشنی خمینی و زهرزدایی از او شد.

در آن سال‌ها سریالی از تلویزیون پخش می‌شد به نام «سال‌های دور از خانه» که در ایران به‌طور طبیعی با نام شخصیت اول آن «اوشین» مشهور شده بود. اتفاقا نام اصلی سریال هم «اوشین» بود که ظاهرا برای پرهیز از نام‌گذاری خارجی در ایران به نام «سال‌های دور از خانه» از تلویزیون پخش می‌شد.

هرچند دور از انتظار نبود که این سریال در آن سال‌های بی‌سریالی محبوب شود اما تنها بی‌سریالی در ایران عامل محبوبیت آن نبود زیرا کم‌وبیش در تمام جهان به شهرت رسیده بود و ناگفته نماند که در شرایط جنگ شهری و موشک‌باران و وضعیت تلخی که مردم گرفتارش بودند، سریالی مانند اوشین را که نمادی از عبور از رنج‌ها و مقاومت و سرانجام نیک داشتن بود می‌طلبید و این سریال محبوبیت زیادی پیدا کرده بود و نقلش نُقل مجالس خانوادگی بود و نقدش در محافل روشن‌فکری رواج داشت.

شایعات زیادی هم در موردش سر زبان‌ها بود و لطیفه‌های بسیاری در موردش ساخته شد که برخی هنوز رواج دارد. برای نمونه تعدادی از طنزها و کاریکاتورهایی را که آن زمان منتشر شد می‌توانید در کتاب «طنزهای تلویزیونی»، نوشته جواد علیزاده در تاریخ ۱۳۶۷ ملاحظه کنید. 

هنگامی‌که اوشین و همسرش «ریوزو تاناکورا» لباس‌فروشی دست‌دوم ایجاد کردند نام «تاناکورا» شد اسم عام لباس‌فروشی‌های دست‌دوم و هنوز هم این نام بر روی این نوع لباس‌فروشی‌ها مانده است.

استقبال از اوشین به خانه‌ قدرتمندترین شخصیت ایران در آن زمان یعنی آیت‌الله خمینی هم راه یافته بود. آن‌گونه که آقای «علی خامنه‌ای» در دیدار با اعضای مجمع نویسندگان مسلمان در تاریخ ۲۸ مهر۱۳۷۰ گفت: «این سریالِ «سال‌های دور از خانه» ای که نشان می‌دادند که همه را جذب کرد، حتی امام را. حاج احمد آقا می‌گفت که امام مرتب این سریال را نگاه می‌کردند، علتش چیست؟ چون زندگی‌ای که آن شخص در فیلم دارد و آن کاری که او دارد می‌کند، درست مطابق با واقع است؛ یعنی همانی است که واقعیت دارد» 

پس از صلح با عراق هم‌زمان اعدام‌های دسته‌جمعی در زندان‌های ایران شروع شد و در شهریور ۱۳۶۷ این اعدام‌های دسته‌جمعی به پایان رسید و «رینالدو گالیندو پل»، گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل از ایران بازدید و گزارش نسبتا مثبت خود را ارسال کرد؛ اما جایگاه خمینی نزد پیروانش در خارج از ایران به‌عنوان «رهبر مسلمین جهان» متزلزل شده بود.

در چنین شرایطی در ۸بهمن۱۳۶۷ مطابق با ۲۰ جمادی‌الثانی تولد «فاطمه زهرا»، دختر پیامبر مسلمانان که به‌ویژه برای شیعیان از ارزش زیادی برخوردار است، برنامه‌ تولیدی از رادیو پخش شد. «محمد هاشمی»، در مصاحبه‌ای که از او چند سال پیش منتشر شد می‌گوید برنامه پخش مستقیم بوده است که چنین نیست.

البته در جای دیگری از صحبت‌هایش می‌گوید مطمئن نیست که برنامه پخش مستقیم بوده است یا نه. ظاهرا به آقای خمینی گفته بودند برنامه زنده بوده است و امکان تصحیح و ویرایش نداشته‌اند. سردبیر برنامه دانشجوی مسلمانی بود که شدیدا به آیت‌الله خمینی علاقه‌مند بود اما فراموش نکنید بهمن ماه امتحانات پایان‌ترم هم هست.

برای همین او شتاب‌زده برنامه را با یک سری مصاحبه از مردم در مورد این‌که آیا حضرت فاطمه بهترین الگوی زنان هست یا نه پرکرده بود و پاسخ‌های مختلف را گذاشته بود که طبعا همه‌ پاسخ‌ها کلیشه‌ای بود اما خانمی نقل به مضمون گفته بود: «ما به الگوهای امروزی احتیاج داریم و فاطمه الگویی مربوط به ۱۴۰۰ سال پیش است. الگوهایی امروزی مانند اوشین.»

فردای آن روز، در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۶۷،  آیت‌الله خمینی نامه‌ سرگشاده‌ای برای محمد هاشمی ارسال کرد که به‌سرعت همه‌جا منتشر شد:

آقای محمد هاشمی

مدیرعامل صداوسیمای جمهوری اسلامی

باکمال تاسف و تاثر روز گذشته از صدای جمهوری اسلامی مطلبی در مورد الگوی زن پخش گردیده ‌است که انسان شرم دارد بازگو نماید. فردی که این مطلب را پخش کرده‌ است تعزیر و اخراج می‌گردد و دست‌اندرکاران آن تعزیر خواهند شد. درصورتی‌که ثابت شود قصد توهین در کار بوده ‌است، بلاشک فرد توهین‌کننده محکوم‌به اعدام است. اگر بار دیگر ازاین‌گونه قضایا تکرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدی مسوولین بالای صداوسیما خواهد شد. البته در تمامی زمینه‌ها قوه قضاییه اقدام می‌نماید.  «روح‌الله الموسوی الخمینی‌»، (جلد ۲۱ صحیفه امام، صفحه ۲۵۱)

فورا توسط دادستانی وقت سید «ضیاالدین میرعمادی» که آن روزها آدم معتبر و پاک دستی معرفی می‌شد اما در دهه‌ هشتاد در پرونده‌ «شهرام جزایری» به اتهام فساد مالی دستگیر شد، حکم دستگیری مدیر گروه معارف، سردبیر برنامه‌های ویژه عقیدتی سیاسی، مسوول نظارت و مدیر پخش رادیو صادر شد. طُرفه این‌که چون در نامه‌ آیت‌الله خمینی آمده بود «فردی که این مطلب را پخش کرده‌ است» برای همین مدیر پخش رادیو هم در فهرست متهمین قرار گرفت. درصورتی‌که مدیر پخش هیچ‌گونه مسوولیتی در این زمینه نداشت. به‌هرحال آن‌ها را دستگیر کردند و کت‌بسته به دادستانی بردند.

نکته‌ مهم در این ماجرا این بود که کسانی در این ماجرا دستگیر شدند که جزو بعد از انقلابی‌های «خط امامی» بودند و هر چهار نفر علاقه‌ زیادی به آیت‌الله خمینی داشتند و بیش از همه این‌ها شوکه شده بودند.

خیلی زود مشخص شد این ماجرا به کار بازسازی چهره‌ آیت‌الله خمینی به‌عنوان رهبر توتالیتر و فرهمند مسلمانان جهان نمی‌آید و باید فکر دیگری کنند زیرا موضوع داخلی بود و نه جهانی و بیش‌تر به شیعه ربط پیدا می‌کرد تا جهان اسلام و ضمنا اشخاص دستگیرشده خودی‌های مومن و معتقد بودند نه «کافرانی» که قصد ضربه‌زدن به اسلام را داشته باشند و به‌هرحال موقعیت تازه تثبیت‌شده‌ محمد هاشمی در صداوسیما و شکل‌گیری هواداران آیت‌الله خمینی در سازمان هم به خطر می‌افتد. برای همین محمد هاشمی فعالانه وارد ماجرا شد تا شاید بتواند موضوع را حل کند و در فرصت دیگری فکری به حال چهره‌ مخدوش شده‌ خمینی نزد پیروانش در کشورهای همسایه بکنند. این فرصت را خیلی زود پاکستانی‌ها با آتشی که در انگلستان روشن شده بود در اختیارشان گذاشتند.

 

برای دیدن اخبار و گزارش‌های بیش‌تر درباره رسانه و خبرنگاری به سایت خبرنگاری جرم نیست مراجعه کنید: www.journalismisnotacrime.com

مطالب مرتبط:

خاطرات مصطفا عزیزی از فساد در صدا و سیما -۱

خاطرات مصطفا عزیزی از فساد در صداوسیما- ۲

خاطرات مصطفا عزیزی از فساد در صداوسیما- ۳

خاطرات مصطفا عزیزی از فساد در صداوسیما- ۴

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}