close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
صفحه‌های ویژه

صدای بازماندگان؛ ماگدالنا (کوسرو) ریوتر

۱۵ آبان ۱۴۰۳
ایران وایر
خواندن در ۳ دقیقه
پروژه سرداری ، موزه هولوکاست، یهودی ستیزی، رژیم نازی، هولوکاست، نازی‌ها، صدای بازماندگان هولوکاست

«ماگدالنا کوسرو»، ۲۳ژانویه۱۹۲۴ در شهر بوخوم در آلمان به دنیا‌ آمد. او توسط پدرش، «فرانتز» و مادرش «هیلدا»، به‌عنوان یکی از پیروان مذهب «شاهدان یهووه» بزرگ شد. فرانتز و هیلدا یازده فرزند دارند به نام‌های «آن ماری، ویلهلم، زیگفرید، کارل هاینتز، والترا، هیلدگارد، ولفگانگ، ماگدالنا، الیزابت، هانس ورنر و پل گرهارد.» 

****

 

فرانتز پس از اینکه هنگام خدمت نظامی در حین جنگ جهانی اول زخمی شد، مشغول‌به‌کار در اداره پست شد. فرانتس و هیلدا در سال ۱۹۲۴، مدت کوتاهی پیش از تولد ماگدالنا، در یکی از سخنرانی‌های عمومی شاهدان یهووه شرکت کردند و تصمیم گرفتند به این مذهب بپیوندند. ماگدالنا هفت سالش بود که خانواده از بوخوم، به شهر کوچک باد لیپسپرینگه نقل‌مکان کرد. خانه آن‌ها از پاتوق‌های اصلی شاهدان یهووه در محل شد. 

در پی به قدرت رسیدن نازی‌ها در سال ۱۹۳۳، حکومت آلمان نازی دست به تعقیب شاهدان یهووه زد، چرا‌که آنان حاضر نبودند قدرت دولت را بپذیرند، از طریق اقدامات میسیونری خود، روابط بین‌الملی داشتند و قویا مخالف جنگ بودند. بسیاری باورها و اعمال شاهدان یهووه باعث شد در تضاد با رهبران نازی قرار بگیرند. مقامات نازی می‌گفتند شاهدان به‌خاطر خودداری از سوگند خوردن به حکومت نازی و اینکه حاضر نیستند با سلام هیتلری یا خواندن سرود ملی وفاداری‌شان را نشان دهند، خائن محسوب می‌شوند. 

واحد ویژه‌ای از گشتاپو، فهرستی از تمام افرادی که تصور می‌شد پیرو این مذهب باشند تهیه کرد. مامورین گشتاپو به گروه‌های مطالعه انجیل نفوذ کرده بودند. عمل به این مذهب در واقع ممنوع نبود، اما بسیاری فعالیت‌هایی که از بنیان‌های آن بودند، هر روز بیشتر تحت حمله قرار گرفتند. مهم‌تر از همه، اینکه مقامات به‌دنبال ممنوعیت توزیع ادبیات مذهبی بودند که یا به‌صورت محلی تولید می‌شد و یا در شمار بالا از خارج قاچاق می‌شد و نازی‌ها، چنین چیزی را به‌روشنی خرابکاری می‌دانستند.

خانواده کوسرو مرتبا مورد جست‌وجو قرار گرفت و ادبیات مذهبی را بردند. والدین ماگدالنا بیش از یک بار به‌خاطر موعظه دستگیر شدند و فرانتس چندین دوره در زندان بود. خانواده نیز در کارزارهای نامه‌نویسی علیه تعقیب شاهدین یهووه توسط هیتلر مشارکت می‌کرد. خانواده کوسرو، علی‌رغم تعقیب نازی‌ها، همچنان به مذهب خود ادامه می‌دادند و ماگدالنا و بعضی خواهر برادرهای او، همچنان ادبیات مذهب یرا پخش می‌کردند. 

در سال ۱۹۳۹، یکی از مدیران مدرسه، فرانتز و هیلدا را به بی‌توجهی معنوی و اخلاقی محکوم کرد و پلیس به اجبار سه کوچکترین فرزند آنان را از والدین جدا کرد و به خانه‌های آموزش مجدد جوانان نازی‌ها فرستاد. این کودکان تا آوریل ۱۹۴۵ از بقیه خانواده جدا نگه داشتند شدند. 

ماگدالنا، مادرش و خواهرش «هیلده‌گارد»، در آوریل۱۹۴۱ دستگیر شدند و به جرم پخش ادبیات مذهبی، به زندان محکوم شدند. ماگدالنا حاضر نبود به پلیس بگوید جزوه‌ها و سایر مواد چاپی کجا پنهان شده‌اند و به همین خاطر، مورد ضرب‌و‌شتم قرار گرفت. او حکمی شش ماهه گرفت و وقتی تاریخ آزادی‌ او نزدیک شد، به او گفتند که اگر بیانیه‌ای امضا کند و مذهبش را محکوم کند، آزاد می‌شود؛ او اما حاضر به چنین کاری نشد. 

در سال ۱۹۴۲ که ۱۸ ساله شد، به اردوگاه کار اجباری راونسبروک فرستاده شد. ماگدالنا در اردوگاه مجبور به کار در باغات با سایر زنان پیرو شاهدان یهووه شد. هر روز صبح ساعت چهار حضور‌وغیاب انجام می‌شد و این کار بین دو تا پنج ساعت به طول می‌انجامید. 

در زمستان، دستان ماگدالنا یخ می‌زد و باد می‌کرد؛ زندانیان اجازه نداشتند دستان‌شان را در جیب‌هایشان گرم کنند. به آنان تنها روزی یک تکه نان داده می‌شد و ماگدالنا نگران بود که از گرسنگی بمیرند. در نهایت مسوولیت نگهداری از کودکان زنان ازدواج‌نکرده که با افسران «اس‌اس» رابطه داشتند، به او سپرده شد. 

مادر او و خواهرش هیلده‌گارد  نیز در راونسبروک زندانی شدند. آنان نیز حاضر به محکوم کردن مذهب خود نبودند. ماگدالنا پس از ابتلا به وبا در زمان حبس در اردوگاه بستری و شش ماه قرنطینه شد.

ماگدالنا و مادرش در حین راهپیمایی اجباری از راونسبروک در آوریل۱۹۴۵ آزاد شدند و به باد لیپ اسپرینگه بازگشتند. پدر او و خواهرانش همگی جان سالم به در بردند. در زمان جنگ، دو نفر از برادران او، ویلهلم و ولفگانگ، به‌خاطر عدم انجام نظام خدمت وظیفه اعدام شدند. ویلهلم در سال ۱۹۴۰ در سن ۲۴ سالگی تیرباران شد و ولفگانگ را در سن ۲۰ سالگی، در سال ۱۹۴۲ با گیوتین سر زدند. 

برادرش، کارل هاینز، در زاکسن‌هاوزن و داخائو محبوس شد. او که به‌شدت از بیماری سل رنج می‌برد، در اکتبر ۱۹۴۶ در باد لیپ‌اسپرینگه درگذشت. این تنها یک سال پس از آزادی بود. او ۲۸ سال سن داشت. 

ماگدالنا بعدها با «جورج رویتر» ازدواج کرد و این دو، سال‌ها مشغول‌به‌کار میسیونری در توگو، لوکزامبورگ و اسپانیا شدند.

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

صفحه‌های ویژه

صدای بازماندگان؛ نسه گودین

۱۵ آبان ۱۴۰۳
ایران وایر
خواندن در ۴ دقیقه
صدای بازماندگان؛ نسه گودین