شامگاه شنبه سوم شهریور ۱۴۰۳، آخرین باری بود که «محمد میرموسوی» زنده دیده شد، در حالی که توسط نیروی انتظامی بازداشت شده بود و به پاسگاه لنگرود منتقل میشد. چهار روز بعد پیکر این جوان در حالی که آثار ضرب و شتم روی آن مشخص بود، به خانوادهاش تحویل داده شد تا نام محمد میرموسوی به لیست بلند نام افرادی اضافه شود که در بازداشتگاههای مختلف نظامی یا امنیتی جمهوری اسلامی زیر فشار ضرب و شتم و شکنجه جان خود را از دست دادهاند.
جمهوری اسلامی در رابطه با جانباختن میرموسوی نیز در ابتدا از روش قدیمی خود استفاده کرد؛ تلاش برای پنهان کردن هویت او، تهدید خانوادهاش و … . در نهایت پس از افشا شدن این جنایت توسط رسانهها، دستگاه پروپاگاندای نظام مسیر دیگری در پیش گرفت؛ انتشار اخباری از صدور قرار بازداشت برای پنج افسر نیروی انتظامی و همینطور تشکیل هیات و گروه برای بررسی موضوع. اگرچه هیاتها و گروههایی از این دست پیش از این نیز بارها تشکیل شدهاند اما تاکنون نتیجهای از کار آنها منتشر نشده است.
باز هم مرگ در بازداشت نیروی انتظامی
«محمد میرموسوی»، ۳۶ ساله و از اهالی روستای «سید محله»، راننده «اسنپ» بود. این جوان گیلک در جریان یک درگیری در سوم شهریور ۱۴۰۳ توسط ماموران نیروی انتظامی بازداشت شد. روز هفتم شهریور تصاویری از پیکر خونین او در حال شسته شدن در غسالخانه توسط برخی منابع حقوق بشری انتشار یافتند؛ تصاویری که نشان دهنده شکنجه و ضربوجرح شدید او بودند.
در ویدیوی منتشر شده از صحنه شستن پیکر محمد میرموسوی، فردی با اشاره به دو نقطه روی کمر او میگوید: «اینجاها سوراخ شدهاند.»
در یکی از عکسهای منتشر شده، آثار کالبدشکافی روی سینه محمد میرموسوی دیده میشود؛ اگرچه تاکنون گزارشی از پزشکی قانونی منتشر نشده است.
«هیرکانی»، رسانه حقوق بشر و محیط زیست استان البرز در این رابطه نوشته اسنادی به دست آورده است که نشان میدهند دستهای محمد میرموسوی ساعتها بسته بودهاند.
«پویان خوشحال»، روزنامهنگار لاهیجانی در رابطه با آنچه بر محمد میرموسوی در بازداشت نیروی انتظامی رفته، نوشته است که مقتول پس از بازداشت، به علت درگیری و واکنش به رفتار ماموران، به محوطه بدون دوربین پشت پاسگاه «ناصرکیاده» برده شده و در غیبت دوربینهای امنیتی و مداربسته، توسط ماموران نیروی انتظامی و چند سرباز مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
پس از این ضرب و شتم شدید، ماموران نیروی انتظامی محمد میرموسوی را برای سپری کردن شب، به قرارگاه فرماندهی انتظامی شهرستان لاهیجان واقع در میدان انتظام منتقل کردند. همان شب به ماموران اطلاع میدهد که حال عمومی خوبی ندارد و نیاز به پزشک دارد اما توجهای به او نمیشود. تا در نهایت بر اساس آنچه پویان خوشحال در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشته است٬ براثر خونریزی داخلی جان خود را از دست میدهد.
بر اساس گزارشهای منابع حقوق بشری، پیش از تحویل پیکر محمد، خانواده او از سوی مقامات امنیتی تحت فشار قرار گرفته بودند که درباره این موضوع اطلاعرسانی نکنند.
هیرکانی در این رابطه نوشته است دادستان شهرستان لنگرود با تهدید خانواده این جوان، آنها را از هرگونه افشاگری منع کرده و حتی هشدار داده بود که در صورت انجام این کار، با پروندهسازی و بازداشت مواجه خواهند شد.
البته همزمان با انتشار تصاویر پیکر محمد میرموسوی، خبرگزاری «برنا» به نقل از دادستان عمومی و انقلاب شهرستان لاهیجان خبر داد که در پرونده فوت متهمی تحت نظرگاه فرماندهی نیروی انتظامی، برای پنج نفر از افسران نیروی انتظامی قرار بازداشت موقت صادر شده است.
پویان خوشحال هویت دو تن از بازداشت شدگان را اعلام کرده است؛ سرهنگ «ناصر رحیمزاده» افسر جانشین شهرستان لاهیجان و «جعفر چهرهپرداز»، فرمانده قرارگاه فرماندهی انتظامی شهرستان لاهیجان. هویت سه بازداشتی دیگر در این پرونده هنوز مشخص نشده است.
مرگ در بازداشت؛ داغی که همواره تازه است
پس از انتشار خبر جان باختن محمد میرموسوی در بازداشت نیروی انتظامی، تعدادی از زندانیان سیاسی سابق به ذکر خاطرات خود از ضرب و شتم در بازداشتگاههای نیروی انتظامی پرداختند. روزنامهنگاران، فعالان حقوق بشر، وکلا و … ضمن اعتراض به رویه خشونتآمیز در بازداشتگاههای نیروی انتظامی، خواستار تغییر رویه و قانون حاکم بر این نهاد نظامی شدند.
«محمد حبیبی»، فعال صنفی و سخنگوی «کانون صنفی معلمان تهران» و زندانی سیاسی سابق در این رابطه شهادت داد: «در مدت زمانی که در زندان تهران بزرگ بودم، زندانیان زیادی از جرایم عمومی را میدیدم که با دست و پای شکسته و بدنهایی کبود از آگاهی شاپور یا سایر نهادهای انتظامی به زندان باز میگشتند.»
«عاطفه نبوی»، روزنامهنگار و زندانی سیاسی سابق نیز در همین رابطه به ذکر خاطرهای از یک زندانی زن ۲۵ ساله و متهم به قتل در بند زنان پرداخت و نوشت: «برای اعتراف آنقدر در آگاهی کتک خورده بود که همه دندانهایش در دهانش خرد شده بودند و در اثر روزها شکنجه در خودش مچاله شده بود، جوری که فکر میکردی کمِِ کم، ۵۰ ساله است. آنقدر به سرش ضربه زده بودند که دیگر حرف زدن عادیش هم مختل شده بود و به زحمت میشد فهمید که چه میگوید و دائم در فضای میان گیجی و هشیاری آونگ بود. و این در شرایطی بود که فقط متهم بود و سندی علیه او وجود نداشت و نیاز به اعتراف داشتند.»
«نیما اسماعیلی»، عضو داوطلب «جمعیت امام علی» که او هم سابقه بازداشت و زندان دارد، در این رابطه نوشت: «…یاد همسلولیهام آرش، امید و ... افتادم
تا قبل از تحویل به اوین ترکونده بودنشون. بعد از ۳۰ روز هنوز بدنشون کبود بود یا پین داخل دست امید زده بود بیرون و نفرستاده بودنش بیمارستان…»
«آتنا دائمی»، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق نیز در رابطه با خشونت در بازداشتگاهها شهادت داد: «در زندانهای قرچک و لاکان زندانیان جرائم عمومی بسیار زیادی دیدم که وحشیانه شکنجه شده بودند و با تهدید و ارعاب مجبور به سکوت میشدند.»
وعده و دستور برای پیگیری
پس از انتشار خبر جان باختن محمد میرموسوی در بازداشت نیروی انتظامی، رییسجمهوری، وزیر کشور و فرمانده پلیس ایران دستور تشکیل کمیته و هیات ویژه برای پیگیری و گزارش این موضوع را دادهاند.
به نوشته «ایرنا»، خبرگزاری دولت ایران٬ این هیات به سرپرستی معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور هشتم شهریور ۱۴۰۳ وارد رشت شده و نشست شورای تامین استان با حضور این هیات تشکیل شده است.
«الیاس حضرتی»، رییس شورای اطلاعرسانی دولت چهاردهم در همین رابطه بدون اشاره به نام این جوان جان باخته خبر داد که با دستور «مسعود پزشکیان» به وزیر کشور، برای بررسی تمامی جوانب کشته شدن یک مرد جوان در بازداشت پلیس لاهیجان یک کمیته تشکیل شده و قرار است نتیجه آن به هیات وزیران گزارش شود.
رسانههای رسمی جمهوری اسلامی نوشتند «اسکندر مومنی»، وزیر کشور هیات تحقیق ویژهای را برای بررسی تعیین و به محل اعزام کرده است.
مرکز اطلاعرسانی پلیس ایران نیز از دستور ویژه «احمدرضا رادان»، فرمانده کل انتظامی این کشور برای بررسی وقوع حادثه فوت یک متهم در شهرستان لاهیجان خبر داد.
خبرگزاری «فارس»، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اما در این رابطه به نقل از یک منبع نزدیک به پلیس گیلان خبر داد آثار ضربوشتم و کبودیهای منتشر شده در ویدیو میتوانند مرتبط با این نزاع باشند. این خبرگزاری همچنین تاریخ بازداشت محمد میرموسوی را پنجشنبه اول شهریور اعلام کرد.
فارس در ادامه مدعی شد که برای پیگیری میدانی، با شاهدان عینی صحبت کرده است: «برخی از بومیان منطقه در گفتوگوهای جداگانهای مدعی شدند که پلیس با تماس اهالی در منطقه حضور پیدا کرده و محمد میرموسوی پس از یک نزاع در قهوهخانه روستا و چند ساعت بعد توسط پاسگاه انتظامی ناصرکیاده دستگیر و به تحت نظرگاه انتظامی لاهیجان منتقل شده بود.»
در این گزارش البته تایید شده که محمد میرموسوی پیش از حضور در بیمارستان، علایم حیاتی نداشته است.
جانباختن زندانیان در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی
مرگهای مشکوک یا کشته شدن زندانیان و بازداشتشدگان توسط دستگاههای مختلف امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی سابقهای طولانی دارد و پیش از این نیز بارها خبرساز شده است.
جانباختن مهسا ژینا امینی در بازداشت «گشت ارشاد» در شهریور ۱۴۰۱ به موجی از اعتراضات سراسری در ایران انجامید که تا ماهها ادامه داشت.
«جواد روحی»، یکی از معترضان بازداشتی اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» نیز شهریور سال گذشته، پس از «تشنج» در زندان نوشهر جان باخت. قوه قضاییه علت مرگ او را «تداخل دارویی» اعلام کرد.
«علیرضا شیرمحمدعلی»، بازداشتی اعتراضات آبان ۱۳۹۸ هم در زندان «فشافویه» به قتل رسید.
در اعتراضات سراسری دی ۱۳۹۶، «سینا قنبری»، «سارو قهرمانی»، «وحید حیدری» و «کیانوش زندی» در بازداشت کشته شده یا تحت شرایط مشکوکی جان باختند.
همچنین «محسن روحالامینی»، «محمد کامرانی» و «امیر جوادیفر»، از بازداشت شدگان «جنبش سبز» در بازداشتگاه «کهریزک» جان خود را از دست دادند.
گذشته از جان باختن زندانیان و بازداشتیها در بازداشتگاههای مختلف جمهوری اسلامی، دستگاههای امنیتی و نظامی گاه نیز با روشهای غیرعلنی شرایط جانباختن زندانیان را فراهم میکنند.
«بهنام محجوبی» در جریان اعتراضات دراویش در خیابان «گلستان هفتم» بازداشت و پس از هشت ماه تحمل حبس و شکنجه، به دنبال سه روز کما، در «بیمارستان لقمان» تهران جان باخت.
«بکتاش آبتین» نیز در زندان به بیماری کووید مبتلا شد و پس از تعلل زندانبانها برای انتقال او به بیمارستان، جان خود را از دست داد.
البته در مواردی چون «ستار بهشتی»، کارگر وبلاگنویس مخالف جمهوری اسلامی، دستگاه قضایی به شکنجه و بدرفتاری از طرف ماموران اعتراف کرده است.
قانون در رابطه با حقوق فرد بازداشت شده چه میگوید؟
قوانین ایران در رابطه با حقوق فرد بازداشت شده بسیار روشن هستند. یک وکیل دادگستری در این رابطه به «ایرانوایر» گفت: «قانون صراحت دارد که مسوولیت حفظ جان و سلامتی افراد بازداشت شده به عهده نهادی است که فرد را بازداشت کرده است. در این مورد اگر نیروی انتظامی (پلیس) اقدام به بازداشت فردی کند، مسوولیت حفظ جان و سلامت این فرد به عهده نیروی انتظامی است.»
به گفته این وکیل دادگستری، در ماده ۳۲ «آییننامه اجرایی بازداشتگاههای نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران» تصریح شده است که مسوولان بازداشتگاهها باید تمامی تلاش خود را برای حفظ جان و سلامت افراد بازداشت شده به کار گیرند و در صورت وقوع هرگونه حادثه، فوراً به مراجع قضایی گزارش دهند.
همچنین طبق ماده ۵۷۰ «قانون مجازات اسلامی»، هر ماموری که برخلاف قانون، آزادی افراد را سلب کند یا باعث آسیب به فرد بازداشت شده شود، قابل پیگرد قانونی و مجازات است.
این وکیل دادگستری ادامه داد: «همانطور که اشاره کردم، طبق قوانین جمهوری اسلامی و آییننامههای مربوط به بازداشت و زندانها، مقامات و مامورانی که مسوولیت نگهداری از افراد بازداشت شده را دارند، موظف به حفظ سلامت و امنیت آنها هستند. اگر در طول دوره بازداشت اتفاقی برای فرد بازداشت شده بیفتد که نشاندهنده قصور یا کوتاهی در انجام این وظایف باشد، باید پاسخگو باشند و مجازات شوند.»
او توصیه کرد که در صورت مواجهه با هرگونه خشونت فیزیکی یا کلامی، بهتر است فرد بازداشت شده در اولین فرصت ممکن با وکیل خود موضوع را در میان بگذارد: «افراد بازداشت شده همچنین باید از حق خود برای مراجعه به پزشکی قانونی به منظور تهیه گزارش آگاه باشند و برآن پافشاری کنند.»
اقداماتی از این دست میتوانند به افراد بازداشت شده که در بازداشتگاهها تحت خشونت قرار میگیرند، برای ثبت شکایت و پیگیری بعدی پرونده مربوط به خشونت ماموران انتظامی کمک فراوانی کنند.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر