سازمان حقوقبشری «ههنگاو» روز ۴شهریور۱۴۰۳، گزارشی از آخرین وضعیت «سعدا خدیرزاده»، زندانی سیاسی کُرد محبوس در بند زنان زندان مرکزی ارومیه منتشر کرد. این زندانی، همراه با دختر خُردسال خود، دو سال و ده ماه و ۱۲ روز گذشته را در حبس سپری کرده است.
«وریشه مرادی» یکی دیگر از زنان زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان اوین نیز روز هشتم شهریور و تنها دقایقی پیش از آغاز برنامه هفتگی مرور اخبار استانهای غربی ایران که پنجشنبهها به صورت زنده برگزار میشود، در نامهای سرگشاده از زندان اوین اعلام کرد تصمیم دارد در جلسه دوم دادگاه خود حاضر شود.
«مریم دهکردی»، عضو تحریریه ایرانوایر این هفته هم میزبان «یحیی سرخانی» از فعالان محیطزیست و یکی از آسیبدیدگان جنبش «زن زندگی آزادی» بود و اخبار مرتبط با نقض حقوقبشر در استانهای غربی ایران را به زبانهای فارسی و کُردی مرور کردند.
***
مهرماه امسال یک چهارم حبس ١٢ سال و ۶ ماهه، سعدا خدیرزاده به پایان خواهد رسید. زندانی سیاسی اهل پیرانشهر که همراه با کودک دو سال و دو ماههاش، "ئالا" (سولینا) همچنان بدون حق استفاده از مرخصی در بند زنان زندان مرکزی ارومیه بهسر میبرند.
یحیی سرخانی، فعال مدنی، سعدا خدیرزاده را یکی از دهها انسان بیگناهی توصیف میکند که «به گناه ناکرده و بعنوان یک گروگان» در زندان جمهوری اسلامی روزگار میگذراند. او به ایرانوایر میگوید: «جمهوری اسلامی در یک پرونده سراسر ابهام سعدا خدیرزاده را در حالی که دو ماهه باردار بود و در شرایط جسمی بسیار حساسی بود، به اتهام معاونت در قتل یکی از اعضای سپاه در پیرانشهر بازداشت کرده و او را عضو یکی از احزاب کُرد مخالف جمهوری اسلامی معرفی کرده است. این در حالی است که سعدا هرگز عضو هیچ حزبی نبوده و اساسا فعالیت حزبی و سیاسی نداشته است. جمهوری اسلامی به دنبال همسر سعدا بود، اما چون همسر این زن از کشور خارج شد و دستشان به او نرسید سعدا را گروگان گرفته و این اتهامات را به او نسبت دادند.»
وضعیت نابهسامان زندان ارومیه بارها از سوی فعالان حقوقبشر مورد انتقاد قرار گرفته است. زندانیان سیاسی بهویژه در بند زنان این زندان بارها در مورد مشکلات متعدد بهداشتی و خطری که سلامت زندانیان را تهدید میکند، هشدار دادهاند. یحیی سرخانی میگوید بهرغم تمامی این گزارشها مقامات زندان ارومیه برای چندمینبار با نقض آشکار حقوق زندانیان و همچنین نقض حقوق کودکان زندانی نسبت به وضعیت نامناسب جسمی فرزند سعدا خدیرزاده بیتوجهی میکنند: «فرزند سعدا خدیرزاده اخیرا بهدلیل وضعیت بسیار نامناسب بهداشتی، نبود سیستم تهویه مناسب و گرمای شدید داخل بند زنان زندان مرکزی ارومیه، دچار حساسیت پوستی شده و مسوولان زندان از انتقال او به مراکز درمانی خارج از زندان ممانعت بهعمل آوردهاند. سعدا خردادماه ۱۴۰۱ در یکی از بیمارستانهای ارومیه که تا امروز هم نام بیمارستان مشخص نشده، فرزندش را با عمل سزارین بهدنیا آورد و تنها یک روز بعد به زندان برگردانده شد. بعد از این اتفاق، بهدلیل غیرقابل تحمل بودن وضعیت، اقدام به خودکشی کرد و با خوراندن قرص به کودک نوزادش قصد داشت به زندگی خودش و او پایان دهد. اما با هشیاری همبندیهایش هر دو از مرگ نجات پیدا کردند. این مادر و کودک بدون برخورداری از حق مرخصی بیش از دو سال است که در زندان هستند و علاوه بر این، مدام از سوی خانواده شاکی پرونده، به قتل تهدید میشوند.»
به گفته یحیی سرخانی، سعدا خدیرزاده روز ٢٨اردیبهشت١٤٠٢، از زندان ارومیه به مرخصی اعزام شد و به منزل یکی از بستگانش در پیرانشهر رفت: «خانواده شاکی پرونده گفتهاند اگر سعدا حکم زندانش را بگذراند و هر زمانی آزاد شود او را خواهند کشت. در این مرخصی هم به همین دلایل تنها یک روز بعد نیروهای اداره اطلاعات پیرانشهر این مادر و کودک را بازداشت کرده و دوباره به بند زنان زندان ارومیه بازگرداندند. »
سعدا خدیرزاده، در مهرماه ۱۴۰۰ توسط نیروهای امنیتی پیرانشهر بازداشت شد و آبانماه همان سال به زندان مرکزی ارومیه منتقل شد. این زندانی سیاسی بیتوجه به اصل شخصی بودن مجازات در قوانین کیفری ایران، توسط دادگاه «کیفری یک» مهاباد، از بابت اتهامات «معاونت در قتل یکی از اعضای سپاە پاسداران و عضویت در حزب دموکرات کُردستان ایران» به ١٢ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است. این حکم رسما در روز شنبه ١۵شهریور١٤٠١ به خانواده این زندانی سیاسی ابلاغ شد.
گروگانگیری خانواده زندانیان سیاسی در ایران امری تکرار شده در نظام تنبیه جمهوری اسلامی است. شمار زیادی از زنان زندانی عرب محبوس در زندان شیبان اهواز، زنانی هستند که بهواسطه فعالیتهای سیاسی مردان نزدیک به خود و بهدلیل اینکه حکومت توان بازداشت متهمان اصلی را نداشته، بازداشت و زندانی شدهاند. از آن جمله «مکیه نیسی»، زن عرب جوانی که مقامات زندان شیبان او را بهجای همسرش بازداشت و شکنجه کردند و در نهایت آنقدر به وضعیت جسمی و بیماریهای ناشی از دوران زندان او بیتوجه ماندند تا جان خود را از دست داد.
دومین نامه وریشه مرادی از زندان؛ مانیفست مقاومت
وریشه مرادی، زندانی سیاسی که حاضر به شرکت در جلسه اول دادگاه خود نشده بود، در نامهای از زندان اوین نوشت: «تصمیم دارم که اینبار به عنوان کسی که فلسفه ژن، ژیان، آزادی را زیسته، با اراده خویش و برای اثبات حقانیت خود و گرامیداشت تمام کسانی که جانشان را در راه مطالبه زندگی آزاد از دست دادهاند، در مقابل دادگاه حاضر شوم.»
این زندانی سیاسی در جریان صدور احکام اعدام برای «شریفه محمدی» و «پخشان عزیزی»، دو فعال مدنی محبوس در زندانهای لاکان و اوین، در اعتراض به دادرسیهای ناعادلانه زندانیان زن از حضور در جلسه اول دادگاه خود اجتناب کرده بود.
وریشه مرادی در دومین نامه خود از زندان اوین نوشته است: «احتمال دارد که به من حق سخن گفتن ندهند، احتمال دارد که تنها رفتوآمدم به دادگاه را بهعنوان بخشی از به اصطلاح پروسه دادگاه ثبت کنند، میدانم که این «دسیسههای حقوقی» بهراحتی اجرا میشوند، اما همانگونه که نرفتنم مسالهای شخصی نبود، این رفتنم نیز شخصی نیست.»
این زندانی سیاسی تاکید کرده است که در این جلسه دادگاه، به نمایندگی از «جمع مبارز و خواهندگان آزادی» حضور خواهد یافت.
یحیی سرخانی نامههای این زندانی سیاسی را «مانیفست مبارزه زنان کُرد زندانی» توصیف میکند و با اشاره به بخشی از این نامه میگوید: «وریشه در نامه دوم خود تاکید کرده که زندگی او و دیگر زنان زندانی همبند او در زندان یکی است. او نوشته که پیر فرزانهمان گفته که «زنان اولین ملت مستعمره شده هستند» و ما افراد این ملت مستعمرهگشته، فارغ از زبان و تعلق ملیتی و اعتقادی خویش همچون یک روح در چندین جسم هستیم. به مصداق «چون عضوی را به درد آورد روزگار، دگر عضو ها را نماند قرار»، تمامی دردهای همدیگر را احساس میکنیم. در این زندان بیرحمانه و غیرانسانی، جنبه انسانیمان بیشتر میشکفد و زنانگی امتحان قدرت و انسانی بودنش را پس داده و سربلند از آن بیرون میآید. اینجاست که تاریخ وارونه میشود.»
این زندانی سیاسی کُرد از بند زنان اوین نوشته: «چه آن هنگام که در زیباترین طبیعت بهسر میبردم، چه آنگاه که در جهنم جنگ با نیروی تاریک داعش بودم، چه در دورانی که آزادانه مبارزه میکردم و چه الان که در غل و زنجیر نظامی ناحقوقی قرار دارم، بر سر موضع آزادیخواهانه خویش هستم و خواهم بود.»
خانم مرادی در نامه اول خود از زندان اوین در اعتراض به صدور حکم اعدام «شریفه محمدی» و «پخشان عزیزی» گفته بود: «داعش سر میبُرد، جمهوری اسلامی سر بهدار میکشد.» او همچنین اعلام کرده بود که در جلسه دادگاه خود که قرار بود یکشنبه ۱۴مرداد۱۴۰۳ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران برگزار شود، شرکت نکرده است.
برگزاری سالیاد شریف باجور
روز شنبه ۳شهریور۱۴۰۳، مراسم ششمین سالگرد جانباختن چهار فعال محیطزیست عضو «انجمن سبز چیا» در مریوان با حضور گسترده مردم برگزار شد.
یحیی سرخانی با اشاره به حادثه تلخ سوم شهریور سال ۱۳۹۷ که در جریان آن، چهار تن از فعالان محیطزیست مریوان به نامهای «شریف باجور»، «امید کهنهپوشی»، «محمد پژوهی» و «رحمت حکمینیا» برای مهار آتش جنگلهای بلوط روستاهای « پیله و سلسه» جان خود را از دست دادند، میگوید: «با تمام اعمال محدودیتهای امنیتی هر ساله برای برگزاری این مراسم، فعالان و دوستداران محیطزیست در سالهای گذشته همواره در مراسم باشکوهی یاد این جانباختگان محیطزیست را گرامی داشتهاند و امسال هم همینطور شد.»
ایرانوایر در برنامههای پیشین مرور اخبار غرب ایران به نگاه امنیتی جمهوری اسلامی بر موضوع محیطزیست بهخصوص در نواحی غربی ایران پرداخته بود. بر اساس گزارش منابع ایرانوایر، در شش ماه نخست سال ۱۴۰۳، افراد زیادی از فعالان بازداشت، احضار و تهدید شدەاند و نهادهای امنیتی امسال تلاش کردند مانع از برگزاری مراسم شریف باجور بە مانند پنج سال گذشته شوند.
بااینحال، مردم و فعالان مدنی و محیطزیستی شهرهای مریوان، سنندج، پاوه، مریوان و جوانرود با حضوری گسترده و با سر دادن شعارهای «شهید نمیمیرد» و «آرام بخوابید اندیشه سبز رهبر است»، در آرامستان «دارسەیران» مریوان حضور یافته و یاد جانباختگان حفاظت از محیطزیست را گرامی داشتند.
در ماههای گذشته نیز جنگلهای زاگرس در غرب ایران بارها طعمه آتشسوزی شده و «ایرانوایر» در گزارشهایی به این موضوع پرداخته است.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر