مذاکرات ۲۱ ساعته اسلامآباد، که با میانجیگری پاکستان و حضور مقامات بلند مرتبه تهران و واشنگتن برگزار شده بود، به بنبست رسید و هیاتها بدون دستیابی به هیچ توافقی، پاکستان را ترک کردند. این شکست در مذاکرات که در یک سال گذشته برای سومین بار روی میدهد، از ریشه دار بودن تنش بین دو کشور خبر میدهد که هنوز جنگ نتوانسته است اختلافات فی مابین را تغییر دهد و بیاعتمادی میان دو کشور فراتر از ظرفیتهای میانجیگری فعلی است.
یک روز پس از فروپاشی این مذاکرات، «دونالد ترامپ»، رییسجمهور آمریکا، اعلام کرد تنگه هرمز را تحت محاصره دریایی قرار میدهد. اقدامی که عملا شریانهای حیاتی ایران را مسدود کرده و روزانه خسارتی بالغ بر ۴۳۵ میلیون دلار به اقتصاد کشور تحمیل میکند. با وجود این فشار، هنوز کسی آماده تسلیم نیست، نه واشنگتن که دست به محاصره دریایی زده است، نه تهران که با زبان «کارتهای برنده» و تهدید منطقه پاسخ میدهد. اما موازی با دیپلماسی و تقابل نظامی، نبرد سومی هم در جریان است: نبرد روایت از اقدامات. جمهوری اسلامی برای این کار از آغاز جنگ کنترل روایت را در کشور تنها به مجراهای وابسته به خود متکی کرده و حتی در نشست اسلامآباد نیز، یک تیم رسانهای همراه تیم مذاکرهکننده اعزام کرده بود تا از «اقتدار» مذاکرهکنندهها بگویند.
رسانه را بردهایم!
«محمدامین ایمانجانی»، مدیر مسوول روزنامه «فرهیختگان» عضوی از این تیم رسانهای بود که با هیات مذاکره کننده به اسلام آباد رفته بود. او در یک برنامه ویديویی که توسط روزنامه فرهیختگان با عنوان «ناگفتههای مذاکرات اسلام آباد» منتشر شده است جزیياتی در باره نشست ارایه داد.
او که در ۲۵ فروردین ماه حرف میزند، در مورد چگونگی برگزاری نشست صلح اسلام آباد میگوید، گفتوگوها هم با رد و بدل متون انجام شد و هم به وسیله نشستهای سه جانبه با تیم پاکستانی. در واقع او از انجام مذاکرات مستقیم میان دو پایتخت بعد از چندسال وقفه سخن میگوید. او معتقد است که این روش باعث شد تا طرفین از هم برداشت دقیقتری پیدا کنند.
وی در طول مصاحبه به اکراه از«جرارد کوشنر» داماد ترامپ و «استیو ویتکاف» فرستاده ویژه ترامپ در امور خاورمیانه در مذاکرات نام میبرد و از آنها به عنوان «دو نفر افرادی که در دوره قبلی مذاکرات حضور داشتند» یا «داماد ترامپ و املاکی» یاد کرده و میگوید آنها تسلط کافی به موضوع ایران نداشتند در حالی که تیم ایرانی سابقه کافی در مذاکرات با آمریکا را داشتند و مسلط به موضوع بودند. وی میگوید این دو در دورههای قبل خواستههای طرف ایرانی را نیز به درستی منتقل نکرده بودند.
مدیر مسوول فرهیختگان میگوید تیم ایرانی «حس مقتدرانه میدان» را با خود به میز مذاکره آورده بود. وی تعداد تیم ایرانی را ۷۱ نفر عنوان کرد که هر گروهی از پیش کار خود را میدانستند. در حالی که در مورد آمریکا از حضور ۳۰۰ نفر خبر داده و گفت اکثر آنها چهرههای امنیتی بودند و توضیح میدهد که آنها به وضعیت امنیت محل برگزاری جلسه اعتمادی نداشتند.
ایمانجانی معتقد است که تیم مذاکره کننده آمریکایی برای ارزیابی تیم مذاکره کننده ایرانی به پایتخت پاکستان آمده بود. وی دلیل گفته خود را «رویکرد حداکثری» طرف آمریکایی میداند که آنها با چنین رویکردی گفتوگو را آغاز کردند و به دنبال امتیازگیری بودند. تیم ایرانی اما ضعیفتر وارد موضوع نشده بود و امتیازات بیشتری مانند تنگه هرمز به دست آورده بود و برای حفظ این دستاوردها به میان آمده بودند.
وی میگوید در این دور از مذاکرات اتفاق مهم تغییر رویکرد رسانهها بود. ایمانجانی این تغییر را در مطرح شدن و مرکزی شدن رسانههای داخل ایران میبیند. او این تغییر «مرجعیت» رسانهای را یکی از پیروزیهای دیگر جمهوری اسلامی میداند و تاکید میکند این موضوع بعد از جنگ ۱۲ روزه به وجود آمده است که «مورد توجه رسانههای دنیا» نیز قرار گرفته است.
پیروزی در میدان جنگ رسانهای موضوعی است که طرف ایرانی بر آن پافشاری دارد. در این مدت جمهوری اسلامی با نشر مقالات مختلف نیز مدعی شده است که توانستهاند از قواعد «جنگ ترکیبی» و شکاف اعتماد ایجاد شده نسبت به رسانههای رسمی غرب استفاده کرده و با بهرهگیری از اینفلوئنسرهای خبری و تولید محتوا در قالبهای غیررسمی مانند میمها و ویدئوهای لگویی، روایت خود را به «عمق افکار عمومی جهانی، بهویژه نسل زد»، نفوذ دهد.
البته جمهوری اسلامی مدعی است که ایران در مورد موضوع تنگه هرمز نیز پیروز شده است. «محمدصادق علیزاده»، روزنامهنگار روزنامه فرهیختگان نیز در این برنامه ویدیویی به تحلیل وضعیت جنگ پرداخته و گفت که کارت برنده ایران قبل از جنگ فقط اورانیوم غنی شده بود، بعد از جنگ به آن تنگه هرمز نیز اضافه شد و در نبرد بعدی باب المندب نیز کارت سوم ایران خواهد بود. او همچنین به رقابت چین و آمریکا اشاره کرده و میگوید بسته شدن خلیج فارس و ایجاد محاصره آبی ایران یک محل اختلاف جدید بین چین و آمریکا خواهد بود.
طرفین کوتاه نخواهند آمد
«مهدی خانعلیزاده» نیز از جمله دیگر افرادی است که همراه تیم مذاکره کننده در اسلام آباد حضور داشت و به گفته خود «بین تیم رسانهای و کارشناسان» در رفت و آمد بود. وی در یک مصاحبه ویدیویی میگوید که حوالی ساعت یک بامداد تیم ایرانی به پاکستان رسید و پس از آن قالیباف با «عاصم منیر» تا ساعت ۴ صبح گفتگو داشت. وی توضیح میدهد در این گفتگوها قالیباف تاکید داشته است که برای مذاکره باید پیش شرطهای ایران پذیرفته شود. او با تاکید بر این که «به نظر میرسد و قطعی نمیدانم» میگوید چهارچوب مذاکرات همان ۱۰ مادهای بوده است که ایران پیشنهاد داده است.
وی در مورد نحوه مذاکره نیز توضیح داده و مانند ایمانجانی میگوید مذاکرات انجام شده سه طرفه بود. در مورد ترکیب مذاکره کنندگان نیز میگوید از طرف ایرانی، «عباس عراقچی»، «محمدباقر قالیباف» و «علی باقریکنی» حضور داشتند. از طرف پاکستان عاصم منیر رییس ستاد ارتش پاکستان و از طرف آمریکا نیز «جیدی ونس»، معاون رییس جمهور آمریکا، کوشنر و ویتکاف حضور داشتند.
یکی از موضوعاتی که خانعلیزاده تاکید میکند، تلاش آمریکا برای عبور دادن ناوها از تنگه هرمز همزمان با مذاکرات بود. او میگوید این اقدام توسط طرف ایرانی در آنجا نیز به شدت رد شد. وی میگوید این اقدامی برای تخریب مذاکرات و امتیازگیری از طرف ایرانی بود. با این حال تاکید میکند که موضوع اصلی مذاکرات بر سر تنگه هرمز بوده است. او همچنین میگوید در میان موضوعات اصلی آتشبس در لبنان، کرانه باختری و غزه نیز مطرح بود.
او که دکتری روابط بینالملل نیز دارد میگوید بازدارندگی ایران چند لایه است. او تاکید میکند که یکی از لایههای آن میزان غنیسازی است که در کشور وجود دارد. خانعلیزاده میگوید «اگر در کشور تنها سه هزار نفر کشته شدهاند به خاطر آن است که ایران در آستانه بازدارندگی هستهای است|» و هر لحظه میتواند بمب هستهای بسازد. او میگوید غنی سازی صفر یعنی اصابت بمب هستهای به ایران و مذاکره کنندگان ایرانی این واقعیت را میدانند و به آن اشراف دارند و این دستاورد را از دست نخواهند داد.
اما نگاه او در ایران مخالفانی نیز دارد. از جمله «مصطفی نجفی»، دانش آموخته امنیت بینالملل که معتقد است این نگاه یعنی در آستانه ماندن، «بیش از آنکه بازدارندگی ایجاد کند میتواند تهدیدات امنیتی را افزایش داده و کشور را در معرض خطر حمله نظامی قرار دهد که داد!» او تاکید میکند که این وضعیت جمهوری اسلامی مانع تهدید نشده است. از نظر او عدهای موضوع غنی سازی را «هویت امنیت ملی ایران» میدانند و اعلام میکند آنها نه هویت را میفهمند نه امنیت را و به خاطر همین ایران باید «از موجودی بازدارندگی متعارف کشور برای حفظ غنیسازی هزینه» کند.
سوای اختلافاتی که در میان تحلیلگران نزدیک به جمهوری اسلامی در مورد غنی سازی وجود دارد، بسیاری مانند خانعلیزاده معتقدند که جمهوری اسلامی از غنیسازی نخواهد گذشت، تنگه هرمز را از دست نخواهد داد و برنامه موشکی و منطقهای تجدیدنظر نخواهد کرد. وی توضیح میدهد که اگر ایران محور مقاومت را از دست بدهد چند وقت بعد جنگ باردیگر به ایران خواهد رسید. از این رو وی میگوید اختلافات دو طرف به قدری است که توافق را دشوار میکند. به خاطر همین به وجود آمدن سکوت میان طرفین را محتملترین سناریو پیش رو میداند.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر