میترا، یک زن ۴۱ ساله ایرانی که از همسرش جدا شده و در تهران زندگی می کند می گوید:‌«زن بودن در جامعه ایران خیلی سخت است، من به عنوان یک زن در اجتماع با مشکلات زیادی روبرو هستم و حتی در مورد ساده ترین کارها که اجاره خانه هست نیز مشکل دارم. خیلی از صاحبخانه ها به زن تنها خانه نمی دهند و در بسیاری از اوقات آژانس های املاک در همان لحظه ابتدایی من را ناامید می کنند که خانه برای مجردها ندارند.» میترا ۹ سال قبل از همسر خود جدا شده است و بعد از مدتی تنها زندگی کردن، دیگر تحمل سختی هایی که اجتماع به او تحمیل می کرد را نداشت و از دو سال با والدینش زندگی می کند و زندگی مستقل خود را کنار گذاشته است. 

به طور کلی قانونی وجود ندارد که مجردی زندگی کردن را جرم بداند، اما جامعه ایرانی زندگی مجردی را بدون توجه به جنسیت افراد ناپسند و نامطلوب می داند. 

«بعضی از آژانسی ها و صاحبخانه ها با من مثل یک مجرم برخورد می کنند» این حرف های سعید، پسر ۳۹ ساله است که مجردی زندگی می کند، او می گوید: «وقتی دنبال خانه می گردم مشکل من شروع می شود چرا که آژانس ها و صاحبخانه ها در مورد جزیی ترین مسایل زندگیم از من سوال می کنند، بعضی ها هم با برخورد بد به من می گویند که به پسر مجرد خانه نمی دهند، در حالی که من بیشتر اوقات سرکار هستم و هیچ مشکل اخلاقی تاکنون نداشتم.»

برخی از رسانه های ایرانی و حتی مسوولان خانه های مجردی را خانه هایی برای فساد و انجام کارهای خلاف می دانند، به طوری که سایت شفاف در گزارشی «خانه های مجردی را مکانی برای رواج اعتیاد» معرفی کرده است و در همین راستا خبرآنلاین گزارشی را در رابطه با اینکه «ساکنان خانه های مجردی دارای بیشترین سهم در اعتیاد دانشجویی» هستند، منتشر کرد.گزارش دیگری در آبان سال گذشته  در رسانه های مختلف با تیتر «آزار و اذیت گروهی دختر ۱۷ ساله در خانه مجردی» منتشر شد و یک ماه بعد از این خبر در آذر ماه خبری با تیتر «جنایت در خانه مجردی» که داستان دختری است که مجردی زندگی می کند و معتاد است و در حالی که با دوستانش در حال مصرف مواد مخدر است، درگیری پیش می آید و پسر جوانی را می کشد، در رسانه های ایرانی دیده می شد و در نهایت همشهری آنلاین در دی ماه گزارشی منتشر کرد و خانه های مجردی را «تیر خلاص به نهاد خانواده» معرفی کرد. 

اگرچه جوانان ایرانی برای داشتن زندگی مجرد در ایران با مشکلات زیادی روبرو هستند، اما این مشکلات برای زنان ایرانی چندین برابر است. 

زهرا که حدود هشت سال است تنها در تهران زندگی می کند می گوید: «من هیچ وقت به بنگاه و صاحبخانه ام نگفتم که تنها زندگی می کنم. همیشه با مادرم یا عمویم برای دیدن خانه می رفتم برای همین همه فکر می کردند که تنها نیستم.» او که تفاوت زیادی بین جنوب و شمال تهران دیده است می گوید: «خیلی از صاحبخانه ها در شمال تهران و منطقه های خوب مشکلی با اجاره دادن به مجردها ندارند ولی این موضوع در جنوب تهران که مناطق سنتی تر هستند و کرایه ها ارزانتر است، کاملا متفاوت است. من به شخصه ترجیح می دهم پول بیشتری برای کرایه خانه بدهم اما در شمال تهران باشم و از منطقه بسته جنوب و مرکز تهران به دور باشم».

زمانی که از زهرا می پرسم اگر صاحبخانه ها مشکلی نداشتند، چرا تنها زندگی کردنت را مخفی می کردی؟ می گوید: «برای امنیت بیشتر! نمی توانستم به آن ها اعتماد کنم.» او از تکرار تجربه قبلی اش می ترسد و ادامه می دهد: «یکبار یکی از همسایه های من فهمید که تنها زندگی می کنم. نصف شب بود که او زنگ خانه من را زد و می خواست که وارد خانه شود. یک هفته بعد از این جریان از آنجا رفتم. با این حال که تنها زندگی کردن را پنهان می کردم، اما در برخی از مواقع مزاحم تلفنی داشتم و این باعث نگرانی من بود و هست.»

به طور کلی مقامات ایرانی از زندگی زنان به تنهایی حمایت نمی کنند و این موضوع را باعث نگرانی و خطر برای جامعه می دانند. فهیمه فرهمند،‌ مشاور وزیر کشور در امور زنان به افزایش زنانی که مجردی زندگی می کنند اشاره می کند و این موضوع را «نگران کننده» می داند و معتقد است که این موضوع جامعه و ارزش های خانواده را تهدید می کند. 

«زمانی که به دنبال خانه می گردم، وانمود می کنم که همسرم در سفر کاری است» این حرف رویا مادر یک پسر چهار است، او می گوید: «صاحبخانه ای داشتم که خیلی در کار من فضولی می کرد و علاقه داشت همسرم را ببیند. نمی دانم چطوری، ولی او متوجه شده بود که از همسرم جدا شدم. یک شب خواب بودم که صدای کلید انداختن را شنیدم، صاحبخانه ام بود که سعی می کرد وارد خانه ام شود، خدا رو شکر که قفل ها را تغییر داده بودم. خیلی ترسیده بودم و نمی دانستم چه باید بکنم… من او را تهدید کردم که به همسرش زنگ می زنم و بلاخره او رفت.» رویا مکثی می کند و ادامه می دهد:‌«در آن لحظه فقط به پسرم فکر می کردم، نگرانش بودم. خیلی از مواقع به این فکر می کنم که پیش همسر سابقم برگردم و با او زندگی کنم تا امنیتم تامین شود، در حالی که او به من خیانت کرد و باز هم اینکار را خواهد کرد». 

زنان ایرانی معتقد هستند که جامعه با آن ها ناعادلانه برخورد می کند، به ویژه با زنان مطلقه بسیار نامهربان است. «مردها من را فقط یک فرصت برای داشتن رابطه جنسی می دانند» این صحبت یک زن مطلقه ۳۳ ساله ساکن شهر یزد است. او می گوید:‌«خیلی از مردها فکر می کنند که باکره بودن برای زن ها مهم است و اگر باکره بودنش را از دست داد می تواند رابطه آزاد با همه داشته باشد.»

متاسفانه رسانه ها و مقامات ایرانی در دامن زدن به این طرز تفکر کوتاهی نمی کنند. به طوری که مشاور استاندار وقت تهران در سال ۸۷ گفته بود «یک سوم زنان مطلقه تنها ۹ ماه  بعد از جدایی دچار فساد اخلاقی می شوند».

هدی زن ۳۲ ساله ساکن تهران هم که با مشکلات تنها زندگی کردن روبرو شده می گوید:‌«من و همسرم مشکلات زیادی با هم داشتیم، و تصمیم گرفتیم که برای مدتی جدا زندگی کنیم. یک خانه در ساختمانی که برادرم هم در آن ساکن بود اجاره کردم. متوجه شدم که همسایه ها رفتاری متفاوت با من دارند. یک روز برادرم سرزده به خانه من آمد و پرسید که آیا مهمان داشتم یا نه! متوجه شدم این فکری است که همه در مورد من می کنند. آن خانه را پس دادم و با وجود مشکلاتی که با همسرم داشتم به خانه اش بازگشتم».

بسیاری از زنان ایرانی همانند هدی، ترجیح می دهند در یک ازدواج ناموفق و مشکل دار باقی بمانند و با سختی های طلاق و زندگی تنهایی روبرو نشوند. 

این طرز تفکر متاسفانه در جامعه ایران شکل گرفته و بسیاری از مسوولان ایرانی هم آن را بازگو می کنند، به طوری که مرتضی طلایی در حمایت از طرح تفکیک جنسیتی در شهرداری تهران گفت: «از خانمم سوال کردم خانم، من می خواهم بروم سرکار جایی که سه تا خانم هستند. از این سه تا خانم دوتایشان هم مطلقه هستند، من می خواهم با اینها کار کنم. شما راضی هستی؟ گفت قلم پایت را می شکنم اگر این کار را بکنی. من به عنوان یک زن می خواهم همسرم امنیت داشته باشد». 

تعداد افرادی که به طور مستقل و تنها زندگی می کنند به دلیل بالارفتن سن افرادی که مجرد هستند و افزایش طلاق در ایران  در حال رشد است. گزارش های مرکز ثبت احوال نشان می دهد که از هر پنج ازدواج، یکی به طلاق ختم می شود و بسیاری از زنان بعد از طلاق تمایل به بازگشت به خانه پدری خود را ندارند، از اینرو به نظر می رسد که جامعه ایران باید در نگرش خود نسبت به زندگی مجردی زنان تغییری ایجاد کند. همچنین رسانه ها نیز مسوول هستند تا آگاهی مردم را در این زمینه افزایش دهند. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}