دانشجویی که روز گذشته در جریان اعتراض به گرانی در مقابل ورودی «دانشگاه تهران»، در تجمع دانشجویان معترض مشارکت کرده است، می گوید دست کم 10 نفر را دستگیر کردند: «بعضی ها را بی هیچ دلیلی از صفوف پشت سر کشیدند و با خودشان بردند.»

روز شنبه، مردم حدفاصل میدان «انقلاب» تا خیابان «حافظ» و به ویژه جلوی درب ورودی دانشگاه تهران را مسدود کرده بودند. متروی نزدیک دانشگاه هم به خاطر شلوغی های چند روز اخیر تعطیل شده بود و بسیاری از دانشجویان که شب قبل با ارسال پیامک خبر داده بودند خودشان را به تجمع می رسانند، موفق به حضور نشدند.

«پردیس»، دانشجوی رشته مدیریت منابع انسانی می گوید: «شب قبل از آن به هم پیامک دادیم و قرار گذاشتیم جلوی دانشگاه هم‏دیگر را ببینیم. تاکیدمان بر اعتراض مدنی بدون توسل به خشونت بود؛ همان محدوده ای که قانون اساسی به ما اجازه داده است.»

به گفته پردیس، تا ساعت یک بعدازظهر خبری از معترضان نبوده است:«بعد از نهار بود که به تدریج بچه ها از گوشه و کنار جمع شدند. زمان زیادی نگذشت که یک باره جمعیت زیادی جمع شد. حدفاصل ورودی در اصلی دانشگاه و خیابان ایستاده بودیم که درگیری شروع شد. رییس دانشگاه و معاونش آمدند و اصرار کردند کمی عقب گرد کنیم تا آن ها گارد ویژه را از ما دور کنند. گفتند این کار را به خاطر امنیت ما می کنند اما در واقع می خواستند ما را داخل دانشگاه حبس کنند. ما دو قدم به عقب برگشتیم ولی نیروی انتظامی کنار نکشید بلکه همان چند قدم آمد جلو و ما را هل دادند داخل. بی رحمانه می زدند؛ با باتوم، با شوک الکتریکی، با هر چیزی که دست شان بود. بعد هم یک زنجیره انسانی تشکیل دادند و درب ورودی را مسدود کردند. بچه ها هم نشستند روی زمین و شروع کردند به سرود خواندن و شعار دادن.»

دانشجویان دانشگاه تهران روز نهم دی ماه در اعتراضات عمومی نسبت به گرانی شرکت کردند اما مشارکت مدنی آن ها توسط نیروی انتظامی حاضر در محل به خشونت کشیده شد: «یک نفرشان به سمت من حمله کرد و کوبید روی سینه ام. بعد هم با باتوم یک ضربه محکم به زانوی راستم وارد کرد. از درد نیم خیز شده بودم که ضربه دوم را حواله پهلویم کرد. مردم عادی که دورتر ایستاده بودند، سعی کردند واکنش نشان بدهند. یک عده خطاب به مامورها شعار دادند "بی شرف" و آن ها را هو کردند.»

«محمدامین» که در جریان ناآرامی های سال 88، دانشجوی کارشناسی بوده و در اعتراضات شرکت داشته است، در حال حاضر در همان دانشگاه در حال تحصیل دوره کارشناسی ارشد جامعه شناسی سیاسی است. او می گوید آرایش نیروهای سرکوب گر جلوی دانشگاه با آن چه در سال 88 بود، کاملا تفاوت داشته است: «سری قبل بیش تر مقابله کنندگان، نیروی لباس شخصی بودند اما دیروز تعداد سپاهی ها و لباس شخصی ها کم تر بود. اغلب آن ها نیروی انتظامی بودند و البته یک تعدادی هم بسیجی از مرکز "مقداد" با موتور بین یگان ویژه وول می خوردند و هر جا دست شان می رسید، کتکی می زدند یا ضربه ای وارد می کردند.»

محمد امین می گوید قبل از تجمع، آن ها هیچ هماهنگی در مورد شعارها انجام نداده بودند و آن چه گفته می شد، کاملا خودجوش بود: «هیچ معلوم نبود آن شعارها چه طور به ذهن بچه ها می رسید. یکی از دخترها داد زد تو "دانشگاه بیگاری، بعد از تحصیل بی‎کاری"، بقیه هم استقبال کردند. وقتی یکی از بچه ها داد زد "مرگ بر دیکتاتور"، پاسداری که آن حوالی بود، عصبانی شد و با شوک الکتریکی شروع کرد به ضربه زدن. خانم میان سالی وسط جمعیت داد می زد نزن بی شرف! بچه مردم را کشتی. مگر چه گفته؟»

تجمع آن ها تا دیر وقت طول کشیده است. محمدامین می گوید تقریبا همه افراد حاضر در این تجمع یک آسیب یا ضربه را تحمل کرده بودند: «نگرانی دیگری هم بود؛ اواخر ماه گذشته در اعتراض به کشتار کول‏برها، داخل دانشکده علوم تجمع کرده بودیم که بعد مجبور شدیم همان جا تعهد بدهیم دیگر اقدام به "تجمع غیرقانونی" نکنیم. من خودم یکی از کسانی بودم که در این مورد تعهد داده بودم. به همین دلیل هم نگران برخوردهای انضباطی بعدش بودیم.»

او که نمی تواند علت آن همه خشونت را درک کند، به سخنان وزیر کشور در مورد دریافت مجوز برای برگزاری تجمع اشاره می کند: «وزیر کشور گفته این تجمعات غیرقانونی است و نیروی انتظامی تلاش کرده است تجمعات را مدیریت کند تا برای خودشان و مردم مشکلی پیش نیاید. اما چه طور مدیریت کردند که خیلی از بچه ها سر و صورتشان زخمی و یا دست و پایشان شکسته بود و به سختی راه می رفتند؟»

محمد امین می گوید دستگیر شدن بیش از 10 نفر از دوستان هم دانشگاهی خود را به چشمانش دیده است: «باتوم یکی از سربازها خورد به چشم راست دوستم که دانشجوی رشته زیست شناسی است. تمام صورتش زخمی شده بود. یکی از مامورها بی خود و بی جهت آمد جلو و یکی از بچه هایی را که آن سمت نرده ها بود، کشید و برد داخل ماشین پلیس. یکی دیگر از بچه ها که مقاومت کرد، آن ها با باتوم زدند توی سرش و همان موقع بود که مردم هم مامورها را هو و تحقیر کردند.»

پردیس اما از لحظه ای می گوید که با دیدن یک مامور که با تفنگ پینت بال رو به دوستش شلیک کرده، قلبش در حال ایستادن بوده است: «لوله اسلحه را گرفته بود سمت دوستم. من بعد متوجه شدم تفنگ پینت بال است. دو بار هم که تجمع عمومی بچه هاغیرقابل کنترل شد و ماشین ها اوج گرفت، ماشین آب پاش آمد و جمعیت را با آب متفرق کرد.»

«مهدی» خودش دانشجو نیست اما با برادرش جلوی دانشگاه تهران بوده است. می گوید وقتی برخوردها تند شد، طرفین ماجرا شروع کردند به سنگ پرانی به هم: «سنگ پرانی از دو طرف شروع شد. آن ها خیلی بی رحمی به خرج دادند. بچه ها واقعا هیچ کار غیرقانونی یا بدی نمی کردند. داشتیم شعار می دادیم که با موتور و پیاده حمله کردند. یک عده افتادند، یک عده هم به داخل دانشگاه برگشتند. عده ای هم به سمت خیابان 16 آذر دویدند. موتور یکی از لباس شخصی ها از روی پای یک دختر دانشجو رد شد.»

به گفته مهدی، مامورها یک حایل درست کرده بودند بین مردم عادی و دانشجویان:«ولی دانشجویان دست بردار نبودند و شعار می دادند "نان، کار، آزادی" یا "زور نمی خوایم، پلیس مزدور نمی خوایم."»

دانشجویان که محاصره می شوند، از سر ناچاری می نشینند روی زمین. یک عده صورتشان را با ماسک یا دستمال پوشانده بودند. گارد ویژه هم به شکل و هیبت آدم های فضایی، با کلاه و تجهیزات و شوک الکتریکی و باتوم برقی، یک زنجیره انسانی درست کرده بودند تا کسی قادر به ورود و خروج نباشد:«نه کسی حق خارج شدن داشت، نه مردم می توانستند داخل شوند.»

محمد امین به حق آزادی تجمعات و اعتراضات اشاره می کند: «مطابق قانون اساسی، اگر کسی بدون حمل سلاح، در اعتراض به امری در جامعه تجمع کند و این تجمع مخل مبانی اسلام نباشد، کار خلاف قانونی انجام نداده است. اما نمی دانم چه طور دانشجویی که سلاح سرد و گرم ندارد و فقط در یک حرکت جمعی مدنی مشارکت کرده است را این طور زیر کتک و باتوم و مشت و لگد قلع و قمع می کنند؟»

با همه این ها، «رفیع» که عضو انجمن اسلامی دانشگاه است، معتقد است اقدام دانشجویان و شعار دادن و فحاشی به دولت و حاکمیت، قانونی نیست و آن ها مستحق برخورد بوده اند: «به نظر شما کدام حکومتی به شهروند و دانشجویش اجازه می دهد چینن شعارهایی بر علیه شان بدهند؟ نیروی انتظامی عملا جان دانشجویان را نجات داد. دانشجویان داشتند سنگ می پراندند به سمت سربازها. آن ها هم برای دفاع از خودشان به گاز اشک آور بسنده کردند تا از خودشان مراقبت کرده باشند. بچه های بسیج دانشجویی هم جلوی خروج دانشجویان را گرفتند تا از هم دانشگاهی هایشان مراقبت کرده باشند.»

مطالب مرتبط:

اعتراضات اقتصادی؛ توپ در زمین رهبری است

روایت شاهدان عینی از تجمع اعتراضی مردم مشهد

بازداشت پنجاه و دو نفر در تجمع نه به گرانی در مشهد

امام جمعه موقت اصفهان: یاد کردن از شاه تکان دهنده بود

قاسم شعله سعدی: مردم از مرز اصلاح طلبی عبور کرده اند

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}