گزارش

از جنگ در سوریه تا کارگری در کابل؛ زندگی پر فراز و نشیب یک عضو لشکر فاطمیون

۴ مهر ۱۳۹۷
شما در ایران وایر
خواندن در ۶ دقیقه
«محمدامین» نام مستعار یکی از اعضای سابق لشکر «فاطمیون» است؛ جوانی که چهار بار از طرف ایران و به عنوان یک عضو این لشکر در جنگ سوریه شرکت کرده است.
«محمدامین» نام مستعار یکی از اعضای سابق لشکر «فاطمیون» است؛ جوانی که چهار بار از طرف ایران و به عنوان یک عضو این لشکر در جنگ سوریه شرکت کرده است.
20 روز بعد از ثبت‌نام، از سوی سپاه «قدس» پاسداران با او تماس گرفته می‌شود  و می‌گویند که باید برای رفتن به آموزش نظامی آماده شود.
20 روز بعد از ثبت‌نام، از سوی سپاه «قدس» پاسداران با او تماس گرفته می‌شود  و می‌گویند که باید برای رفتن به آموزش نظامی آماده شود.
فرمانده‌هان وابسته به سپاه پاسداران به آن‌ها تاکید کرده بودند که هنگام بازگشت به ایران و افغانستان، نباید وقایع جنگ سوریه را برای کسی بازگو کنند.
فرمانده‌هان وابسته به سپاه پاسداران به آن‌ها تاکید کرده بودند که هنگام بازگشت به ایران و افغانستان، نباید وقایع جنگ سوریه را برای کسی بازگو کنند.
به باور محمد امین، پس از شکل‌گیری لشکر فاطمیون که اعضای آن را مهاجران اهل تشیع افغانستانی تشکیل می‌دهند، دید مردم ایران نسبت به افغان‌ها بهتر شده است
به باور محمد امین، پس از شکل‌گیری لشکر فاطمیون که اعضای آن را مهاجران اهل تشیع افغانستانی تشکیل می‌دهند، دید مردم ایران نسبت به افغان‌ها بهتر شده است

راضیه بهرامی؛ شهروندخبرنگار

«محمدامین» نام مستعار یکی از اعضای سابق لشکر «فاطمیون» است؛ جوانی که چهار بار از طرف ایران و به عنوان یک عضو این لشکر در جنگ سوریه شرکت کرده است.
او حالا در کابل کارگر ساختمانی است؛ همان کاری که قبل از پیوستن به فاطمیون، در ایران انجام می‌داد. قرارمان در ساختمان نیمه‌کاره‌‌ای است که محمد امین در آن کار می‌کند. دغدغه دفاع از حرم مهم‎ترین دلیل رفتن او به سوریه بوده است. به همین دلیل، سه سال پیش وقتی به ایران سفر می‌کند، در اولین فرصت دنبال دفاتر جلب و جذب فاطمیون می‌گردد.
لشکر فاطمیون توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایجاد شده است و عمده نیروهای آن را افغانستانی‌های شیعه مقیم ایران تشکیل می‌دهند.

پیدا کردن دفاتر عضوگیری لشکر فاطمیون برای او دشوار نبوده است. دوستان زیادی داشته که پیش از او راهی لشکر فاطمیون شده بودند: «زمانی ‌که در افغانستان بودم، علاقه داشتم که برای دفاع از حرم، به جنگ سوریه بروم. وقتی ایران رفتم، شرایط مهیا شد. دوستان و آشنایان من زیاد بودند در صف فاطمیون.»

این عضو پیشین فاطمیون می‌گوید که داشتن رضایت‌نامه والدین، در صورت متاهل بودن نیز داشتن رضایت‌نامه همسر، تعیین یک فرد به عنوان وکیل و چندین قطعه عکس سه در چهار فرد متقاضی، از شرایط اصلی ثبت‌نام در لشکر فاطمیون بوده است:«البته سلامت جسمی فرد هم مهم بود. رضایت والدین، رضایت همسر لازم بود و چندین قطعه عکس. از لحاظ فیزیکی باید مشکل نمی‌داشتی؛ خیلی از اشخاص ثبت‌نام می‌کردند. یک‌بار که می‌رفتند سوریه و باز بر می‏گشتند ایران، مفت می‏خوردند. دولت ایران رزمنده‌ها را بیمه می‌کرد و همه تداوی برای رزمنده‌ها رایگان بود. بعضی‌ها دیسک کمر داشتند، بعضی‌ها مشکل خونی داشتند، عملیات‌های سنگین داشتند، یک بار می‌رفتند ثبت‌نام می کردند و یک دوره می‌رفتند سوریه، دو سه ماه تحمل می کردند، وقتی برمی گشتند ایران، کل تداویشان رایگان بود.»

محمدامین وقتی شرایط پیوستن به صف فاطمیون را با پدرش در جریان می‌گذارد تا با رضایت او، شرایط  پیوستن خود را در صف فاطمیون تکمیل کند، پدرش با رفتن او موافقت می‌کند: «با پدرم صحبت کردم، گفت کار خوبی می‏کنی؛ فقط مواظب خودت باش. پدرم خدا رحمتش کند، خیلی مذهبی بود.»

پس از گرفتن رضایت‌نامه از پدر، برادر خود را به عنوان وکیل تعیین می‌کند تا زمانی که او در جنگ است، برادرش حقوق او را در ایران تحویل بگیرد و از سوی دیگر، در صورت کشته یا زخمی شدن، جمهوری اسلامی این خبر را به او به عنوان وکیل فرد رزمنده برساند: «برادرم را وکیل گرفتم. وکیل به خاطر این بود که در اوایل حقوق فرد رزمنده را به حساب وکیل او ‌می‌ریختند. بعدها عابر کارت داده بودند و پول را به حساب خودمان  پرداخت می‌کردند. هم‏چنان اگر فرد رزمنده شهید می‌شد، خبرش را به وکیل می‌دادند که پیکرش را تحویل بگیرد.»

او که به خاطر تکمیل ثبت‌نام خود چندین بار به دفتر جلب و جذب فاطمیون رفت و آمد کرده بود،می‌گوید: «گاهی یک نفر و گاهی نیز دو فرد در دفتر بودند که کارهای ثبت‌نام و جذب فاطمیون را پیش می‌بردند. بر خلاف بعضی از اعضای دیگر فاطمیون، به محمد امین در مورد احتمال کشته شدنش در جنگ سوریه، هنگام ثبت‌نام چیزی گفته نشده است: «به ما توضیح داده بودند که جنگ است و فلان. ما با تمایل خودمان می‌رفتیم. کسی در این مورد صحبت نمی‌کرد که کشته می شوید. اما خُب، آدم وقتی به چنین جایی می‌رود، حتمأ با خودش سه تا چهارتا می‌کند.»

20 روز بعد از ثبت‌نام، از سوی سپاه «قدس» پاسداران با او تماس گرفته می‌شود  و می‌گویند که باید برای رفتن به آموزش نظامی آماده شود. او از قم به یزد می‌رود و در یکی از مراکز آموزش نظامی، مشغول یادگیری تاکتیک‌های جنگی می‌شود:«تقریبأ ۲۰ روز در یزد آموزش نظامی دیدم. کار با سلاح یک نفری، پیشروی در جنگ و فرار کردن را برای ما آموزش دادند. اگر کسی سواد می‌داشت و می‌خواست سلاح ثقیله بخواند یا کارهای تخصصی کند، حسابش جدا بود. آن هایی که توانایی داشتند را برای کارهای مشکل تر می‌بردند.»

او نزدیک بهار سال 1395 به همراه گروهی از فاطمیون توسط هواپیما به سوریه منتقل می‌شود. از آن جایی که بحث اعتقادی و دفاع از حرم «بی بی زینب» از اهداف اصلی محمد امین بوده است، او به گروه‌هایی که در اطراف حرم می‌جنگیدند، می‌پیوندد. اما به گفته او، افراد دیگری نیز بوده‌اند که حضورشان در لشکر فاطمیون فقط دلیل اقتصادی داشته است و حاضر بوده اند در تمام نقاط سوریه بجنگند.

فرمانده‌هان وابسته به سپاه پاسداران به آن‌ها تاکید کرده بودند که هنگام بازگشت به ایران و افغانستان، نباید وقایع جنگ سوریه را برای کسی بازگو کنند. زیرا در صورت افشاشدن هویت‌شان، از سوی امنیت ملی افغانستان در این کشور بازداشت و به ۱۰ تا ۱۵ سال حبس محکوم خواهند شد. جمهوری اسلامی هم هیچ مسوولیتی برای آزادی آن‌ها بر عهده نمی‌گیرد.  به همین دلیل هم محمد امین از گفتن جزییات بیش تر در مورد نقش و وظیفه‌اش در زیر پرچم زرد رنگ لشکر فاطمیون در سوریه خود داری می‌کند.

به گفته او، تعدادی از کماندو‌های سابق ارتش افغانستان نیز در لشکر فاطمیون حضور داشته‌اند: «خیلی از بچه‌های کماندو و "اسپیشل فورس" ارتش ملی افغانستان از ارتش کشور خودمان جدا می‌شدند و می آمدند به لشکر فاطمیون می‌پیوستند. آن ها می‌گفتند در افغانستان وضع خراب و در نظام، تعصب است. می گفتند بچه‌های ارتش افغانستان در جنگ علیه "طالبان" و دیگر گروه‏های تروریستی، خون‌شان بیهوده هدر می رود و زحمتی که نیروهای ارتش کشورمان برای افغانستان می‌کشند، بی فایده است. یکی از بچه‌ها می گفت وضعیت در اردوی ملی افغانستان قابل تحمل نیست.»

 محمد امین می گوید تلفات اعضای فاطمیون در جنگ سوریه زیاد بوده ولی در قبال آن، دولت ایران نیز امتیازاتی خوبی برای خانواده های کسانی که در جنگ سوریه کشته می‌شدند، در نظر گرفته بود. پرداخت پول نقد به عنوان پول خون رزمنده، اعطای شناسنامه و تابعیت ایرانی برای خانواده های کشته‌شدگان، امتیازاتی بودند که محمدامین از آن صحبت می‌کند:«اعضای فاطمیون زیاد شهید می شدند. آن ها به ایران منتقل و دفن می‌شدند. ۱۵۰ میلیون تومان پول خون آن ها می‌شد که به صورت اقساط به خانواده‌اش می‌دادند. غیر از این، قرار بود که به خانواده شهدا شناسنامه بدهند. ولی من که افغانستان آمدم، اطلاع ندارم داده اند یا خیر. مردم محل هم وقتی می فمهیدند یک نفر از خانواده ای شهید شده است، زیاد آن ها را تحویل  می‌گرفتند. دولت هم به وعده‌های خود تقریبأ عمل می کرد. در عید، از طرف دولت برای خانواده شهدا لباس و مواد خوراکی داده می شد.»

به باور محمد امین، پس از شکل‌گیری لشکر فاطمیون که اعضای آن را مهاجران اهل تشیع افغانستانی تشکیل می‌دهند، دید مردم ایران نسبت به افغان‌ها بهتر شده است و حالا افغان‌های مهاجر در این کشور نسبت به گذشته سختی‌های کم تری دارند.

او چهار دوره دو ماهه در جنگ سوریه شرکت کرده اما حالا دوباره به شغل سابق خود برگشته و در کابل مشغول کارهای ساختمانی است. از او می‌پرسیم چرا از لشکر فاطمیون جدا شدی؟ می‌گوید: «وظیفه خود را انجام دادم و بحث مالی برای من مهم نبود در این چهار دوره که رفتیم.»

 

مطالب مرتبط:

زندگی پر فراز و نشیب یک جنگ‌جوی لشکر فاطمیون

آموزش آمریکا در خدمت لشکر فاطمیون ایران

خون‌بهای شبه‌نظامیان فاطمیون

پول جنگ برکت ندارد؛ گام به گام با تربیت یک شبه‌نظامی لشکر فاطمیون

پادگان یزد، مرکز سری آموزش سربازان افغانستانی

تنور جنگ در سوریه دامن‌گیر شیعیان افغانستان

تلخ و شیرین؛ خاطرات جنگ لشکر فاطمیون

یک عضو لشکر فاطمیون: موقع ثبت نام گفتند احتمال کشته شدنت در این جنگ زیاد است

 

 

ثبت نظر

خبرنگاری جرم نیست

عکاسان خبری؛ راویان یک حمله‌ خونین

۴ مهر ۱۳۹۷
نیوشا صارمی
خواندن در ۶ دقیقه
از جنگ در سوریه تا کارگری در کابل؛ زندگی پر فراز و نشیب یک عضو لشکر فاطمیون