فرماندهان و سرداران، صحنه‌گردان‌های اصلی نهاد عریض و طویل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند. هر کدام از آن‌ها نقش اول یکی از زیر مجموعه‌های این لابیرنت بی انتها را به عهده دارند. از آن‌ها چه می‌دانیم؟ از کجا امده‌اند؟ چه کرده‌اند؟ مواضع‌شان چیست؟ زندگی شخصی‌شان چگونه است؟

در این مجموعه سعی کرده‌ایم نگاهی بیاندازیم به زندگی مهمترین سرداران سپاه پاسداران، از گذشته تا روزی که به سپاه پیوستند و جایگاهی که امروز در آن قرار دارند.

***

به عنوان سردار سپاه پاسداران اسلامی، دخالت آشکاری در مسایل سیاسی کشور داشته است. با دولت «محمد خاتمی» مخالف بود، از «محمود احمدی‌نژاد» و «ابراهیم رئیسی» به عنوان کاندیداهای ریاست جمهوری حمایت می‌کرد و با یک تشکل سیاسی که به جای حزب، «جبهه» نام گرفته است، رویکرد نظامی‎گری در سیاست را تقویت می‎کند.

او از جمله مقامات ایرانی است که بر اساس «قطع‎نامه ۱۷۴۷» شورای امنیت سازمان ملل متحد، به دلیل نقشی که در برنامه هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی داشته، از سفر به کشورهای عضو سازمان ملل منع شده است.

«محمدباقر ذوالقدر» در سال ۱۳۳۳ در شهر فسا (استان فارس) متولد شد. او در گروه اسلامی مسلحی به نام «منصورون»، به همراه «محسن رضایی» در استان خوزستان فعالیت سیاسی داشت. گفته می‎شود که این گروه در سال ۱۳۵۷ در ترور یک مهندس امریکایی و یکی از مدیران شرکت ملی نفت ایران در اهواز شرکت داشته است.

پس از انقلاب، عضو کمیته انقلاب اسلامی و سپس سپاه پاسداران شد. با ادغام گروه منصورون در «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی»، عضو این سازمان هم بود. پس از دستور روح‎الله خمینی مبنی بر کناره‎گیری سپاهیان از فعالیت‌های سیاسی، ذوالقدر هم‎چون سایر اعضای طیف راست سازمان مجاهدین، در سپاه ماند اما هم‎چنان در موضوعات سیاسی به نفع جریان مشهور به راست فعال بود.

آن گونه که «حسن فدایی»، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نوشته، ذوالقدر یکی از نیروهای امنیتی فعال در بند ۲۰۹ زندان «اوین» بوده و در مبارزه با گروه‎های مخالف حکومت نقش داشته است.

پس از احیای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۰ از سوی جناح چپ و افرادی هم‎چون «محمد سلامتی»، «بهزاد نبوی»، «محسن آرمین» و «مصطفی تاج‌زاده»، ذوالقدر از مخالفان آن‎ها به شمار می‎آمد.

فعالیت دوران جنگ؛ نقشی که بیشتر ستادی بود

محمدباقر ذوالقدر در دوران جنگ ایران و عراق بیش‎تر نقش ستادی ایفا کرده و کم‎تر در جنگ فعال بوده است. گفته می‌شود که در بین نیروهای سپاه، از محبوبیت چندانی برخوردار نبود.
او مدتی فرماندهی قرارگاه «رمضان» سپاه را نیز برعهده داشت و در عملیات «والفجر۱۰»، به عنوان یکی از فرماندهان هماهنگ کننده عملیات حضور داشت. 
قرارگاه، رمضان قرارگاه برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران جنگ ایران و عراق هم بوده است. این قرارگاه فعالیت‌های نامنظم در شمال عراق را هدایت می‎کرد. یگانهای این قرارگاه متشکل از لشکر ۹ «بدر» عراقی‌ها به فرماندهی «اسماعیل دقایقی» و «محمدرضا نقدی»، لشکر۶ ویژه پاسداران به فرماندهی «صادق محصولی»، تیپ هوابرد به فرماندهی «محسن شفق»، تیپ «ظفر» به فرماندهی «محمد مقدم» و تیپ «ابوذر» به فرماندهی «محمدرضا حکیم جوادی» بودند.

در سال ۱۳۶۵، قرارگاه رمضان مأموریت طراحی و اجرای سلسله عملیات‌های نامنظمی با عنوان «فتح» را برعهده گرفت. از تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۶۵ تا نیمه‌های شهریور ۱۳۶۶، تعداد ۱۰ عملیات فتح توسط این قرارگاه در خاک عراق انجام شد. «اکبر هاشمی رفسنجانی» در خاطراتش نوشته است که شمخانی، رضایی و ذوالقدر گزارش عملیات فتح یک را به آیت‌الله خمینی می‌دادند.

«محسن محمدی معین» در فصل‎نامه «نگین» نوشته است: «قبل از آغاز عملیات فتح۱، نیروهای اتحادیه‌ و فرمانده عملیات آنان، "کاک نوشیروان" به دلیل لو رفتن عملیات، در اجرای آن دچار تردید شدند و حتی طرح جایگزین، یعنی اجرای عملیات در "دوکان" در دستور کار نیروها قرار گرفت. با این حال، فرمانده قرارگاه رمضان– برادر ذوالقدر– که در باختران (کرمانشاه) مستقر بود، در ۱۳ مهر ۱۳۶۵ این پیام را خطاب به نیروهای ایرانی داخل عراق، به قرارگاه «مقدم رمضان» در «یاغسمر» ارسال کرد:«... مطمئن باشید دشمن متوجه نشده است. شما به خدا اعتماد کنید، تردید به خود راه ندهید. بدون فوت وقت و با سرعت و دقت و قاطعیت بر تمامی اهداف حمله برید و قلب امام و امت و روح شهدا را شاد کنید. همه منتظرند. مبادا که در اراده‌ خلل‌ناپذیر شما که متکی به اراده خدا است، سستی پیش آید. برادر رحیم صفوی [جانشین نیروی زمینی سپاه پاسداران] نزد ما است و پی‌گیر کار شما است.»

ذوالقدر به دلیل فعالیت در قرارگاه رمضان، در تصمیماتی که درباره گروه‎های کُرد عراقی گرفته می‎شد، نقش داشته است. هاشمی در خاطرات روز ۳۱ مرداد ۱۳۶۵ خود نوشته است «احمد وحیدی» معاون وقت اطلاعت سپاه، «عروج» و ذوالقدر برای مذاکره درباره کُردهای عراقی، مسایل حج و کنفرانس غیرمتعهدها نزد او رفته‎اند. او افزوده است:«هنوز هم ذوالقدر به عنوان فرمانده اسبق قرارگاه رمضان درباره مسایل کردستان اظهارنظر می‎کند.»

مخالفت با دولت خاتمی

پس از جنگ، به مدت هشت سال در دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، ذوالقدر رییس ستاد مشترک سپاه بود. کتاب‎های متعددی به نام او منتشر شده‎اند. کتاب‎های «سقوط اسراییل» و «هم‎گام با حسین» از جمله ترجمه‎ها و «رهیافتهای نوین پیش‎گیری از جرم»، «اصلاحات امریکایی: گفتاری پیرامون اصلاحات و امنیت ملی در ایران» و «قصهغربت غربی: گفتاری در مبانی فرهنگ و تمدن غرب» از تالیفات او هستند.

ذوالقدر پس از انتصاب یحیی رحیم صفوی به سمت فرمانده سپاه پاسداران در سال ۱۳۷۶، جانشین فرمانده کل سپاه شد و هشت سال در دولت محمد خاتمی در این سمت ماند. او از مخالفان دولت اصلاحات بود. از او در کنار «محمدرضا نقدی» به عنوان سازمان دهنده نیروهای لباس شخصی در دهه ۷۰ خورشیدی یاد می‎شود.

«فریدون قاسمی» در کتاب «جمهوری اسلامی؛از بازرگان تا روحانی» نوشته است: «در جریان حمله به کوی دانشگاه، کسانی مانند سردار "حسین نجات" فرمانده سپاه ولی امر به همراه سردار "محمدرضا نقدی"، سردار محمدباقر ذوالقدر و دیگران طرح سرکوب دانشجویان و حتی عزل سیدمحمد خاتمی، رییس جمهوری وقت را ریخته بودند.»

ذوالقدر در بهمن‌ماه ۱۳۸۷ در مصاحبه‌ای با ویژه‌نامه نشریه «حضور»، دوره هشت ساله ریاست جمهوری خاتمی را «دوره ساختارشکنی»، «تلاش برای تغییرات ساختاری» و «مخالفت با ولایت فقیه» خوانده بود.

او حتی مخالف به کار بردن واژه «دوران اصلاحات» برای دوره ریاست جمهوری خاتمی است و می‌گوید: «اصلاحات واژه درستی برای این دوران نیست بلکه باید نشست برای آن دوران یک واژه‌ای خلق کرد.»

 

زمینهسازی برای ریاست جمهوری احمدینژاد

از محمدباقر ذوالقدر به عنوان یکی از فرماندهانی یاد می‌شود که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴، مقدمات رسیدن محمود احمدی‌نژاد به قدرت را فراهم آورده بود. او تیرماه ۱۳۸۴ نیز در «همایش فرماندهان بسیج اداری و کارگری»، وجود یک برنامه چندلایه برای در اختیار گرفتن دولت را تایید کرده بود: «نيروهاى اصول‌گرا به حمدالله با طراحى درست و چندلايه توانستند در انتخابات پیروز شوند.»

در دولت محمود احمدی نژاد، معاون امنیتی، انتظامی وزارت کشور در دوره «مصطفی پورمحمدی» بود اما در سال ۱۳۸۶ برکنار شد.

ذوالقدر بعد از برکناری از وزارت کشور در سال ۱۳۸۶، به ستاد کل نیروهای مسلح انتقال یافت و با حکم علی خامنه ای، به سمت معاونت ستادکل نیروهای مسلح در امور بسیج منصوب شد. در سال ۱۳۸۸، رییس قوه قضاییه ذوالقدر را به عنوان مشاور خود و «معاون حفاظت اجتماعی و پیش‎گیری از وقوع جرم» قوه قضاییه برگزید. این نخستین بار بود که یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران به چنین سمتی در این قوه می‌رسید.

محمدباقر ذوالقدر در اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ هم از سوی «صادق آملی لاریجانی»، رییس سابق قوه قضاییه، به سمت معاون راهبردی این قوه منصوب شد. در حکم او آمده بود بر اساس برنامه پنج ساله پنجم توسعه، باید نسبت به پی‏گيری روند تشکيل اين معاونت و فعال‌سازي آن اقدام کند.

ذوالقدر در این جایگاه نسبت به «بازبینی و اصلاح ساختار دادستانی کل بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری» تاکید داشت. او در معاونت راهبردی به احصا و پالایش دادستان‎ها و چاپ کتاب «وظایف و اختیارات دادستان‌ها» اقدام کرد. هم‌چنین با توجه به تعداد بالای زندانیان، بر کاهش جمعیت کیفری و افزایش اقدامات تربیتی و فرهنگی در ندامتگاه‌ها تاکید داشت.

 

تشکیل یک جبهه به جای حزب سیاسی

 ذوالقدر در سال ۱۳۹۶ و با وجود سمت خود در قوه قضاییه، از سازمان دهندگان «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» (جمنا) بود. فعالیت او در جمنا در حالی ادامه دارد که ممنوعیت فعالیت سیاسی وی به عنوان یکی از مقامات قوه قضاییه مطرح بوده است.
روابط عمومی جمنا در سال ۱۳۹۵ به این بحث ها چنین پاسخ داده بود: «١- آقای ذوالقدر از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازنشسته شده و این امر به مدت‎ها قبل از اعلام موجودیت جبهه باز می‎گردد. ٢-ممنوعیت فعالیت سیاسی مورد اشاره در قانون، مربوط به قضات و مقام‎های دارای شان قضایی قوه قضاییه است در حالی که آقای ذوالقدر معاونت راهبردی  قوه قضاییه را برعهده دارد. این معاونت فاقد هرگونه ماموریت قضایی است.»

جمنا در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶، از ابراهیم رئیسی حمایت کرد. ذوالقدر از جمله افرادی بود که می‎گفت رئیسی در انتخابات ۱۶ میلیون رای حلال کسب کرده است.

او در طول فعالیت در سپاه پاسداران، کم‎تر به دلیل فعالیت‏های نظامی خود شناخته می‎شود و بیش‎تر به اقدامات سیاسی خود مشهور بوده است. ذوالقدر پس از حذف از سمت معاونت امنیتی وزارت کشور، عملا از فضای سیاسی نیز حذف شده است.

مطالب مرتبط:

قاسم سلیمانی، سردار افسانه‌ها

حسن طهرانی مقدم، افسانه‌های پدر موشکی ایران

محسن رضایی؛ بازنده جنگ و اقتصاد و سیاست

محمدعلی جعفری، معماری که سردار شد

چارت تشکیلاتی و شرح وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛ چارت تشکیلاتی و شرح وظایف

فرماندهی کل سپاه و چارت تشکیلاتی آن

علی شمخانی؛ طراح تغییرات ساختاری در سپاه

یحیی رحیم صفوی؛ فرمانده ای که در فهرست پیشنهادی محسن رضایی نبود

سردار سرکوب اعتراض ها در ایران و سوریه

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}