یک هفته پیش، «جابر صخراوی»، زندانی سیاسی عرب اهوازی که از فروردین ۱۳۹۳ بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بوده، با علائم سکته مغزی به بیمارستان منتقل شد؛ او حالا دوباره به زندان بازگردانده شده است.
جابر بهاتهام عضویت در «حرکت النضال»، متهم به محاربه و محکوم به ۱۲ سال و ۵ ماه حبس شده است. یک منبع مطلع که پیشتر همبندی این جوان بوده به «ایرانوایر» میگوید که او پیش از بازداشت هم «اماس» داشته، ولی تحت کنترل بوده، اما با شکنجههای شدید دوران بازجویی، ۱۰ سال پیش وقتی به زندان «کارون» اهواز آورده شده، «مثل بچه کوچک چهار دست و پا میرفته» و توان ایستادن هم نداشته است.
حال جابر صخراوی چطور است؟ قوهقضاییه از جان این مهندس کامپیوتر چه میخواهد و چرا باوجود باقیماندن فقط یک سال از دوران محکومیت او، به او اجازه درمان در خارج از زندان را ندادهاند؟
***
جابر صخراوی کیست و چه بر سر او آمده است؟
روز ۱۵تیر۱۴۰۳، خبرگزاریهای حقوقبشری، از سکته مغزی جابر صخراوی، زندانی سیاسی عرب اهوازی که بهاتهام عضویت در حرکت النضال به ۱۲ سال و ۵ ماه حبس محکوم شده خبر دادند.
یک هفته بعد، یعنی روز ۲۲تیر، سازمان حقوقبشری «کارون»، در گزارشی تایید کرد که حال این زندانی سیاسی ۴۰ ساله وخیم است و بر پایه آزمایشات پزشکی، آقای صخراوی دچار سکته مغزی شده و با فشار خون بالای ۱۷، نیازمند درمان فوری و معالجه طولانیمدت است.
کارون با اعلام اینکه این زندانی باوجود وضعیت وخیم جسمی با دستبند به تخت بسته شده و اجازه ملاقات هم به نزدیکان او داده نشده، ابراز نگرانی کرده بود که این زندانی سیاسی از بیمارستان گلستان که در آن بستری شده، بدون دریافت خدمات درمانی مناسب، به زندان بازگردانده شود. کمتر از یک روز بعد از انتشار این گزارش، یعنی جمعه ۲۳تیر، سازمان حقوقبشری کارون از انتقال جابر به زندان شیبان اهواز خبر داد.
طبق این گزارش، آقای صخراوی به تشخیص پزشک معالجش دچار سکته مغزی شده و نیاز به بستری و مداوای طولانیمدت، ازجمله بیش از بیست جلسه فیزیوتراپی دارد. بااینحال، مقامات زندان به توصیههای پزشک توجهی نکرده و او را درحالیکه وضعیت وخیمی دارد، به زندان منتقل کردهاند.
سازمان حقوقبشری کارون ضمن ابراز «نگرانی عمیق» از این «اقدام ناعادلانه و بیتوجهی مقامات امنیتی» به وضعیت سلامت آقای صخراوی، خواستار «مداخله فوری جهت تضمین حقوق انسانی این زندانی سیاسی و ارائه درمانهای لازم به او شده است.»
جابر صخراوی مهندس کامپیوتر و اهل «کوی علوی» اهواز است که در ۴فروردین۱۳۹۳ در خیابان «خشایار» این شهر بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز، یکی از مخوفترین بازداشتگاههای امنیتی ایران منتقل شد.
او متهم به عضویت در «حرکت النضال العربی الاحوازی» شد و حدود سه ماه بعد از بازداشت، به زندان کارون اهواز منتقل شد. یک فرد مطلع که در زندان کارون با جابر هم بندی بوده به ایرانوایر میگوید که او باوجود بیماری اماس در بازداشتگاه اطلاعات اهواز بهشدت شکنجه شده بوده است: «در مدت بازداشت در اداره اطلاعات اهواز بیماری اماس جابر شدت گرفت و وقتی او را به زندان کارون آوردند، وضعیت خیلی بدی داشت. قادر به ایستادن نبود و مثل بچه کوچک چهار دست و پا راه میرفت. بینایی او هم مشکل پیدا کرده بود.»
این فرد نزدیک به آقای صخراوی تاکید میکند که پیش از بازداشت اماس او کنترل شده بوده و جابر زندگی طبیعی خود را داشته است.
اماس یا «اسکلروز متعدد»، نوعی بیماری خودایمنی است که در آن دستگاه ایمنی بدن سلولهای عصبی و نخاعی را بیگانه تلقی کرده و به آنها حمله میکنند. مبتلایان به اماس باید تحت درمان و مراقبتهای مرتب قرار بگیرند، وگرنه آسیبهای جبران ناپذیری به بدن آنها وارد میشود. گفته میشود که این بیماری جزو آندسته از بیماریهای خودایمنی است که با سطح استرسی که فرد آن در واقع شده، رابطه معناداری دارد.
براساس گزارش منتشر شده توسط «اطلس زندانهای ایران»، یک سازمان حقوقبشری که درباره قربانیان نقض حقوقبشر اطلاعرسانی میکند، در فروردین۱۳۹۳، جابر حتی در زمان بازداشت موقت و بازجویی پس دادن نیز سکته کرده و با علائم سکته به بیمارستان منتقل شده، اما دوباره برای بازجویی به بازداشتگاه وزارت اطلاعات اهواز بازگردانده شده است. در آن گزارش آمده که یک سمت بدن او «فلج» شده بوده است.
منبع مطلعی که با ایرانوایر گفتوگو کرده و بهدلایل امنیتی نام او نزد ما محفوظ است، میگوید که جابر در بیش از ۱۰ سال گذشته که در زندان بوده، حتی یک روز هم مرخصی نداشته است. او تاکید میکند: «باوجود بیماری و نیاز به مداوا خارج از زندان طی این ۱۰ سال، فقط همین چند روز پیش به بیمارستان اعزام شد.»
به گفته این شخص مطلع، باوجود بیماری اماس و حالا سکته مغزی و مشکلاتی چون «ورم بیضهها»، «درد کلیوی و مجاری ادرار»، مسوولان زندان و ماموران امنیتی با مرخصی او مخالفت میکنند و زندان مسوولیت تهیه داروهای او را نمیپذیرد: «باتوجه به اینکه خانواده داروهایش را تهیه میکردند، زندان بارها زندان سنگاندازی کرده و مانع ورد داروها شده.»
به گفته این فرد نزدیک به آقای صخراوی، او «در یک برههای هم متوجه شد که بهداری داروهای او را عوض میکند و به او داروهای آرامبخش یا همان خوابآور میدهند. این موضوع آسیب زیادی به او زد و بعد از رویارویی، چند بار باوجود بیماری و مشکلات حرکتی مورد ضربوشتم قرار گرفت.»
درباره پرونده جابر صخراوی چه میدانیم؟
جابر صخروای، اواخر اردیبهشت۱۳۹۴ درحالیکه هنوز در زندان کارون در بازداشت موقت بود، از سوی شعبه ۴ دادگاه انقلاب اهواز، به ریاست «قاضی (شعبونی)» به ۱۴ سال و شش ماه زندان محکوم شد. اتهام او «محاربه» یا براساس گزارشهای دیگری «بغی» از طریق عضويت در جنبش عربی آزادیبخش الاحواز (حركة النضال العربي التحرير الاحواز)» عنوان شده بود. این حکم بعدا در شعبه ۱۶ دادگاه تجدیدنظر خوزستان به ریاست «سعید کوشا» کاهش یافت و به ۱۲ سال و ۵ ماه حبس تبدیل شد.
با احتساب ایام انفرادی که «علی خامنهای»، رهبر جمهوری اسلامی سال ها پیش توصیه کرده و مجلس نیز بعد از اعتراضات سال ۱۳۸۸ از قوهقضاییه خواسته بود هر روز آن معادل ۱۰ روز محاسبه شود، تاکنون جابر دوران محکومیت خود را گذرانده است، اما همچنان حتی باوجود سکته مغزی و از دست دادن توان تکلم واضح، دوباره به زندان بازگردانده شده است.
محاربه و بغی با اغماض براساس قانون مجازات اسلامی به معنای قیام مسلحانه یک گروه علیه حکومت اسلامی هستند.
حرکت النضال، همان سازمانی است که یکی از رهبران آن «حبیب فرجالله چعب»، معروف به «حبیب اسیود»، شهروند دوتابعیتی ایرانی-سوئدی، روز ۱۶اردیبهشت۱۴۰۲ اعدام شد. یکی از اتهامات آقای اسیود که توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از ترکیه ربوده و به ایران منتقل شد، حمله به رژه نیروهای نظامی در روز ۳۱شهریور۱۳۹۷ عنوان شده بود. پیشتر اما «مهدی هاشمی»، فعال سیاسی اهوازی به ایرانوایر گفته بود که در زمان این حمله، از حرکت النضال جز یک شبکه تلویزیونی چیزی باقی نمانده بوده است. بااینحال جمهوری اسلامی میگوید که حرکت النضال در چندین عملیات مسلحانه نقش داشته، ازجمله زنجیرهای از بمبگذاریها در مراکز دولتی و عمومی در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴).
مشخص نیست که جابر صخراوی بهاتهام انجام کدام عملیات حرکت النضال بازداشت و به محاربه یا بغی محکوم شده، اما گزارشها حاکی از این است که او تحت شکنجه شدید بوده تا علیه خود اعتراف کند.
ایرانوایر پیشتر در گزارشهایی درباره دو اتهام سنگین و قابل مجازات با اعدام، بغی و محاربه توضیح داده است. پیشاز این، «موسی برزین»، مشاور حقوقی ایرانوایر، درباره اتهام بغی گفته بود که به این سادگیها نمیتوان به کسی این اتهام را وارد کرد. آقای برزین تاکید کرده بود که صرف ارتباط یا عضویت در یک گروه مسلحانه مصداق بغی یا محاربه نیست و برای محکومیت براساس چنین اتهامی، باید «اقدام عملی» مسلحانه صورت گرفته باشد.
یک فرد مطلع دیگر که در جریان پرونده آقای صخراوی است، به ایرانوایر میگوید که هم پروندهایهای جابر برادرزاده و عمو بودهاند: «مهدی خانیپور(حلفی) و محمد خانیپور، عموی مهدی هم پروندهایهای او بودند. مهدی به ۱۷ سال حبس محکوم شد، اما عمویش بعد از چند ماه بازداشت با وثیقه آزاد شد و بعدا هم در دادگاه انقلاب اهواز تبرئه شد.»
اشاره این شخص مطلع به «مهدی خانیپور»، زندانی سیاسی عرب اهوازی است که براساس گزارش «هرانا»، دستکم تا سال ۱۳۹۷ به او مرخصی داده نشده بوده تا حتی بتواند در مراسم تدفین پدرش شرکت کند و او به همین دلیل، اعتصاب غذا کرده بود.
جابر گیتار میزد؛ عاشق موسیقی است
فرد آگاهی که به آقای صخراوی نزدیک است درباره او و خانوادهاش به ایرانوایر میگوید: «پدرش فوت شده و مادرش هم مسن است. یک برادر و سه خواهر دارد و خودش تاکنون ازدواج نکرده است.»
به گفته این شخص مطلع، وضع مالی او و خانوادهاش چندان تعریفی ندارد و شوهر خواهر جابر او را حمایت میکند. این فرد میافزاید: «جابر بهخاطر مشکل اماس، قبل از بازداشت بیکار بود. شرایط جسمانی او اجازه کار نمیداد، وگرنه تحصیلات دانشگاهی خوبی داشت.»
این فرد مطلع ادامه میدهد: «قبل از اینکه دستگیرش کنند، جابر گیتار میزد، همین حالا هم عاشق موسیقی است و باوجود بیماری و مشکلات سلامتیاش، سعی میکند با هنر و موسیقی زندگی را پیش ببرد.»
حقوق شما
موسی برزین، حقوقدان و مشاور حقوقی ایرانوایر میگوید که مطابق آییننامه اجرایی سازمان زندانها، درمان زندانیان برعهده زندان و سازمان زندانهاست و این سازمان صددرصد مسوولیت هر اتفاقی که برای زندانیان بیفتد را دارد.
آقای برزین توضیح میدهد: «اگر درمان داخل زندان قابل انجام باشد که انجام میشود، ولی اگر نشد، زندانی باید به بیمارستان خارج از زندان منتقل شود.» به گفته این وکیل حقوقبشری، اگر بیماری بهحدی باشد «شخص در حین تحمل حبس نتواند این بیماری را درمان کند، باید به او مرخصی داده شود.»
آقای برزین با اشاره به سکته مغزی جابر صخراوی، میگوید: «باتوجه به اینکه ایشان سکته مغزی کرده و بیماری خطرناکی دارد، درمانش در داخل زندان و با اعزام به بیمارستان خارج از زندان امکان ندارد. بنابراین لازم است که به ایشان عدم تحمل کیفر بدهند و پزشکی قانونی باید تایید کند که ایشان نمیتواند کیفر را تحمل کند و باید آزادش کنند.»
این حقوقدان همچنین به آزادی مشروط که در قوانین ایران مدنظر قرار گرفته شده، اشاره کرده و میافزاید:«خیلی راحت میتوانند به او آزادی مشروط بدهند. اصولا بعد از گذراندن یک دوم از مجازاتش، میتوانستند به ایشان آزادی مشروط بدهند، اما بهدلایلی اینکار را نکردند.»
آقای برزین تاکید میکند: «البته این آزادی مشروط اجباری نیست، ولی معمولا اینکار انجام میشود. حالا که ایشان چنین وضعیتی پیدا کرده و با چنین بیماری مواجه است، اصولا بهترین کار این است که با آزادی مشروط او را آزاد کنند.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر