در فضای امنیتی-سیاسی این روزها و احتمال برخورد حکومتی با عوامل سازنده فیلم «بیداد»، این فیلم در پنجاهونهمین جشنواره فیلم کارلوویواری جمهوری چک در بخش مسابقه اصلی به روی پرده رفت.
«بیداد» که تشویق و تحسین منتقدان و تماشاگران را به همراه داشت، در مراسم پایانی جایزه ویژه هیات داوران بخش مسابقه اصلی این جشنواره رده الف جهانی را از آن خود کرد.
فیلم «بیداد» که برای حفظ امنیت سازندگان و عواملش در زمانی نزدیک به آغاز جشنواره در فهرست آثار رقابتی اعلام شد، چهارمین ساخته سهیل بیرقی است که در چارچوبی خارج از عرف سینمای رسمی و دولتی، بدون رعایت حجاب اجباری و بهصورت زیرزمینی، یعنی بدون مجوز ساختهشده و به موضوع محوری ممنوعیت صدای زنان میپردازد.
چندی پیش برخی از عوامل این فیلم از سوی دادگاه به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «تولید محتوای مبتذل» و «تشویق به رفتارهای مغایر با عفت عمومی از طریق فضای مجازی» به محکومیتهای قضایی ازجمله مجازات زندان و جریمه نقدی محکوم شدند. امیر جدیدی، لیلی رشیدی و سروین ضابطیان ازجمله بازیگران اصلی و علی ملاقلیپور، پیمان شادفر و رکسانا نیکپور از جمله عوامل این فیلماند. آوازهای فیلم با صدای پرستو احمدی اجراشده و پخش فیلم را کمپانی الف پیکچرز (Alef Pictures) بر عهده دارد.
جشنواره فیلم کارلوویواری که امسال از ۱۳ تا ۲۱ تیر در جمهوری چک برگزار شد، همچنین میزبان فیلم «تهران کنارت» ساخته علی بهراد و «سینما جزیره» ساخته گوزده کورال (کارگردان ترکیهای) محصول ایران، ترکیه، بلغارستان و رومانی در بخش نمایشهای ویژه و «روحت را دست بگیر و برو» ساخته سپیده فارسی محصول فرانسه در بخش افقها بود.
***
ستی میخواهد تنها بخواند
«من میخواهم تنهایی بخوانم، فقط همین!»
این جواب «سِتی»، شخصیت اول فیلم «بیداد» است در جواب معلم موسیقیاش که میگوید صدای زن باید زیر صدای مرد باشد.
ستی، دختر جوانی است که نه دوست دارد بَک وُکال صدای مردانه باشد، نه در گروه کُر بخواند. او یکی از هزاران زنی است که میخواهد بهتنهایی صدایش را به گوشها برساند و آواز بخواند. این دختر جوان درراه رسیدن به آرزوهایش به موانع جدی برمیخورد و مورد توهین، تحقیر، سرکوب، حبس و سانسور قرار میگیرد، اما تسلیم نمیشود و با حمایت دوستانش در کنسرتی خیابانی صدایش را به گوش همه میرساند.
زنان الهامبخشاند
سهیل بیرقی، کارگردان فیلم در نخستین شب نمایش این اثر بر پرده نقرهای، خطاب به حاضران در سالن گفت: «من در فیلمم یک حرف ساده زدم. گفتم زنها در ایران باید بتوانند آواز بخوانند، چون صدای زن، عین زیبایی است. این خیلی ساده بود، ولی نمیشد.»
او در ادامه از سوختنی گفت که ضمن ساختن فیلم در دو سال اخیر برای او اتفاق افتاده؛ سوختنی که هم به معنی تحمل سختیها بوده و هم برایش روشنی و روشنگری و نور به همراه آورده و از او آدم محکمتر و نترستری ساخته است. بیرقی ضمن ابراز شادمانی از حضور در جشنواره و رونمایی از فیلم به همراه همسرش، رکسانا نیکپور که طراحی گریم و چهرهپردازی بازیگران فیلم را بر عهده داشته، نخستین نمایش فیلم را به تولد فرزندشان شبیه دانست و خود را خانوادهای خوشحال اعلام کرد.
کارگردان فیلم «بیداد» در مراسم پایانی جشنواره و به هنگام دریافت جایزه ویژه هیات داوران، ضمن تشکر از زنان ایرانی که الهامبخش او در ساختن فیلم بودند، گفت: «زنان و دختران ایران نیاز به دلسوزی و ترحم ندارند. باید از آنها قدردانی کرد و به آنان احترام گذاشت و برایشان ایستاده دست زد.»
نمایش واقعیت اجتماعی یا بازتولید دروغ بر پرده سینما؟
سهیل بیرقی چندی پیش با انتشار تصویری در حساب اینستاگرامش، از رأی دادگاه مبنی بر ۴سال و ۳ماه زندان و جریمههای نقدی برای کارگردان و دیگر عوامل فیلم «بیداد» خبر داد و نوشت: «برای اینکه بازتولید دروغ نکردم، همین.»
داستان این فیلم با لهجهای صریح، تهران امروز را به روایت جوانان نسل زِد، دختران بدون حجاب اجباری و با پوششهای دلخواه، سوار بر دوچرخه و موتور در معابر عمومی یا کافههای زیرزمینی، در حال اجرا یا تماشای موسیقی خیابانی، با دوستیهای عجیب و عادتهای ناآشنا به تصویر میکشد و ضمن تابوشکنی در روابط میان جنس مخالف و ارتباط نسلها، به تعریف دیگری از واقعیت زندگی فردی و اجتماعی دست میزند؛ واقعیتی که در متن زندگی آحاد جامعه جاری است، اما سرکوب میشود و بازنمایی آن با سانسور و توبیخ همراه میشود.
او در اجرای آوازهای فیلم از صدای پرستو احمدی بهره گرفتهشده است، خوانندهای جوان که سال گذشته به خاطر اجرای یک کنسرت فرضی بدون حجاب اجباری، دستگیر و پس از پرداخت وثیقهای سنگین آزاد شد.
سهیل بیرقی در آبان ۱۴۰۲ در زمان اکران فیلم قبلیاش «عامهپسند» نیز برای نصب پوستر تبلیغاتی فیلم، با مشکل مواجه شده بود: نمایش چهره باران کوثری و فاطمه معتمدآریا در تیزرها ممنوع شده بود و درنهایت با تصمیم کارگردان، پوستر فیلم «عامهپسند» در حالی بر سر در سینماها بالا رفت که نقش آن بهتمامی سپید بود و تنها عنوان فیلم و نام بازیگران بر روی آن نوشتهشده بود.
زن، زندگی، آزادی
شخصیت ستی درصحنههای مختلف فیلم بنا به حس و حالش ترانههایی از ایمی واینهاوس، تام اودل و موسیقی کردی و گیلکی را در کنار ترانههای فارسی ازجمله «مرا ببوس» میخوانَد که این امر موجب تنوع موسیقایی و تأثیرگذاری فرهنگی و عاطفی شده است. منتقدان بینالمللی و نشریات جهانی نیز در نقدها و ریویوهای خود به این موارد اشارهکردهاند:
اسکرین دیلی از «بیداد» به بیان قدرتمند یک صدای زنانه در تهران زیرزمینی یاد میکند.
هالیوود ریپورتر فیلم را روایتی زنانه، صدای یک نسل و فضایش را شهری و زیرزمینی معرفی کرده و سهیل بیرقی را ادامه فیلمسازانی ازجمله کیارستمی و پناهی و فرهادی میداند که تلاش کردهاند تصویری انسانی و متنوع از جامعه ایران ارائه دهند.
نشریه ورایتی فیلم را جسورانه و پرمخاطره مینامد و از مسیر زندگی یک زن میگوید که در سرزمین کارگردان فیلم (ایران)، کاملاً متفاوت از جاهای دیگر رقم میخورد. ورایتی مینویسد در بیداد ستارهای متولد میشود اما در گهواره، توسط نظام اسلامی خفه میشود؛ نظامی که عملا آواز خواندن زنان را ممنوع کرده است.
راجر اِبِرت، منتقد برجسته آمریکایی نیز «بیداد» را به جنبش «زن، زندگی، آزادی» شبیه میداند و حالوهوای فیلم را نزدیک به فضای زیرزمینی نسل زِد ارزیابی میکند.
علی شادمان، بازیگر ایرانی نیز که برای اکران فیلم «تهران، کنارت» ساخته علی بهراد در جشنواره کارلوویواری حضور داشت، پس از تماشای فیلم «بیداد»، ضمن تبریک به سهیل بیرقی و بازیگران فیلم در حساب اینستاگرامش نوشت: «اشک ما که بیامان جاری بود از تماشای بیداد... بهراستی چیزی در ما تغییر کرده که به قبل بازنمیگردد، چیزی مهم و اساسی.»
پایان باز
در جهانی که سینما زبان مشترک آزادی و حقیقت است، برخی از فیلمسازان ایرانی ازجمله جعفر پناهی، محمد رسولاف، بهتاش صناعیها و مریم مقدم در سالهای اخیر به خاطر تن ندادن به بازتولید دروغ و روایات فرمایشی، به ساختن آثار مستقل و اعتراضی روی آوردهاند؛ فیلمهایی که روند تولیدشان به خاطر بیبهره بودن از پروانهٔ ساخت با دشواری بسیار همراه بوده و عواملشان در طول کار از بیم جان و خطرات امنیتی با استرس و تنش دوچندان فعالیت کردهاند. در کمال شگفتی، این آثار در جشنوارههای جهانی درخشیدهاند و مورد تحسین و تشویق صاحبنظران قرارگرفتهاند؛ اما این درخششِ بیرون از مرزها بهمحض بازگشت سازندگانِ اثر به وطن، با سایه سنگین احکام قضایی، ممنوعیت و فشار امنیتی خاموش میشود. دردناکتر از همه آنجاست که این فیلمسازان نه از سر شهرت، بلکه از سر مسئولیت، به این مسیر پرخطر تن میدهند؛ تا شاید حقیقتی از جامعهای بیصدا را به گوش جهان برسانند. کمی پیشتر سهیل بیرقی در گفتوگو با نشریه ورایتی، ضمن اشاره به خطرات و دشواریهای ساخت فیلم «بیداد» گفته بود که چیزی جز این فیلم ندارد و صرفنظر از نتیجه و خطرات احتمالی، پس از شرکت در جشنواره و نمایش فیلم به ایران بازمیگردد. آیا وقت آن نرسیده که جسارت هنرمند، با تاوان سنگین پاسخ داده نشود؟ چه تلخ است که سینمای واقعیت، در خانهٔ خود، همچنان بیپناه بماند.
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر