close button
آیا می‌خواهید به نسخه سبک ایران‌وایر بروید؟
به نظر می‌رسد برای بارگذاری محتوای این صفحه مشکل دارید. برای رفع آن به نسخه سبک ایران‌وایر بروید.
گزارش

روند بازسازی منازل تخریب‌شده در جنگ؛ نیروهای مردمی در غیاب نهادهای رسمی

۲۴ خرداد ۱۴۰۵
پویان مکاری
خواندن در ۸ دقیقه
بنیاد مسکن ایران گزارش داده در جریان جنگ ۴۰ روزه دستکم ۱۲۲ هزار واحد مسکونی و تجاری آسیب دیده‌اند. سازمان مدیریت بحران تهران نیز  اعلام کرده ۴۴ هزار و ۷۵۰ واحد ساختمانی در پایتخت ایران آسیب دیده است.
بنیاد مسکن ایران گزارش داده در جریان جنگ ۴۰ روزه دستکم ۱۲۲ هزار واحد مسکونی و تجاری آسیب دیده‌اند. سازمان مدیریت بحران تهران نیز اعلام کرده ۴۴ هزار و ۷۵۰ واحد ساختمانی در پایتخت ایران آسیب دیده است.
«بعد از اصابت موشک، برق نداشتیم و آسانسور کار نمی‌کرد. مردم بالا آمدند و مادرم را کول کردند و از پله‌ها پایین بردند. دو نفر هم در پایین بردن گربه‌های من کمک کردند.»
«بعد از اصابت موشک، برق نداشتیم و آسانسور کار نمی‌کرد. مردم بالا آمدند و مادرم را کول کردند و از پله‌ها پایین بردند. دو نفر هم در پایین بردن گربه‌های من کمک کردند.»

«رفته بودم منزل مادرم که دوستم زنگ زد و گفت نزدیکی‌های منزلمان را زده‌اند و توصیه کرد به خانه‌ خودم سر بزنم. نفهمیدم چطور رانندگی کردم تا رسیدم و بعد چشمتان روز بد نبیند. با وجود این‌که کوچه‌ ما را نزده بودند، در ورودی ساختمان کامل از قاب در رفته بود و در پارکینگ شکسته بود. پنجره‌های یک اتاق پرتاب‌ شده بودند و به آینه و قاب عکس‌های دیوار خورده و همه را شکسته بودند. دیوارهای جلویی کامل ترک خورده‌ بودند. لوسترها خرد شده بود روی فرش‌ها. ما شانس آوردیم که لوله‌های آب نترکیده بود.»

ترانه ۴۶ ساله دارد و ساکن منطقه شش تهران است. خانه‌ ویلایی ترانه در نزدیکی یکی از مراکز نظامی مهمی بود که در روزهای ابتدایی حملات هوایی آمریکا و اسراییل به تهران آسیب جدی دید. بسیاری از رسانه‌های داخلی ایران از تخریب گسترده منازل مسکونی در شهرهای مختلف ایران خبر داده‌اند و تصاویر زیادی را از خسارات واردشده به شهروندان منتشر کرده‌اند. بنیاد مسکن ایران گزارش داده در جریان جنگ ۴۰ روزه دستکم ۱۲۲ هزار واحد مسکونی و تجاری آسیب دیده‌اند. سازمان مدیریت بحران تهران نیز  اعلام کرده ۴۴ هزار و ۷۵۰ واحد ساختمانی در پایتخت ایران آسیب دیده است. این سازمان مدعی شد: «علاوه بر اسکان افراد در هتل یا اجاره مسکن، حمایت‌هایی نظیر پرداخت هزینه تعمیر، ارائه رفاه‌ کارت 

ترانه با رد این ادعای مقامات به ایران‌وایر می‌گوید: «ما تمام تعمیرات را خودمان انجام دادیم. همسرم چندبار تلاش کرد با شهرداری تماس بگیرد، اما آن‌قدر پشت خط ماند که منصرف شد. از بقیه هم شنیدیم که باید ثبت‌‌نام کنیم و منتظر بمانیم تا کارشناس شهرداری بیاید و پرونده تشکیل بدهد. از طرفی وقتی گفتند که پولی که بابت تعمیرات می‌دهند، کفاف کل تعمیر را نمی‌دهد، خودمان دست به کار شدیم. البته خدا را شکر وضع مالی‌مان خوب است. ما در شمال هم ویلا داریم، من و بچه‌ها رفتیم شمال و همسرم تهران مانده و کارها را انجام می‌دهد.»

روایت دیگر شهروندان از فرایند کمک‌های دولت برای بازسازی، تضاد عمیقی را میان وعده‌های رسمی دولت و واقعیت زندگی مردم نشان می‌دهد. بر اساس گزارش‌های میدانی، اولین قدم برای دریافت کمک، ثبت‌نام و منتظر ماندن برای آمدن کارشناسان شهرداری است. شهروندانی که با ایران‌وایر گفت‌وگو کرده‌اند، این مرحله را «یک روند فرسایشی» توصیف کرده‌اند. این مساله به خصوص در مجتمع‌های چند واحدی حادتر است، زیرا صاحبان تمام واحدها باید با یکدیگر و با شهرداری و نهادهای مسوول هماهنگ باشند و با وجود بوروکراسی «طاقت‌فرسا» در شهرداری برای گرفتن مجوز تعمیرات، ساخت و سازهای جدید، بسیاری از شهروندان ساکن تهران مانند ترانه و خانواده‌اش خود برای جبران خسارات جنگی اقدام می‌کنند. 

مونا که ۳۵ سال دارد و در یکی از مجتمع‌های مرکز تهران زندگی می‌کند در این زمینه به ایران‌وایر می‌گوید: «من و خانواده بعد از این اتفاق همگام با همسایه‌ها مشغول تمیزکاری و ترمیم خانه شدیم، ولی با تأخیر وحشتناکی همراه بود، چون به عید خورده بود و همه جا بمباران بود. تازه با تصاویر موجود، آسیب به خانه‌ ما قابل مقایسه با این تصاویر آخرالزمانی که در رسانه‌ها می‌دیدیم، نبود. با این که منزل به محل بمباران بسیار نزدیک بود، ولی چون اطرافش ساختمان‌های بلندی وجود داشت، بطور کامل تخریب نشد.»

او در پاسخ به این سوال که نهادهای مسوول چه کمکی در این زمینه به آن‌ها کرده‌اند، می‌گوید: «ما خودمان کارها را انجام دادیم اما کسانی که سطح مالی پائین‌تری داشتند که در اکثریت هم هستند، گرفتار شهرداری ‌شدند. حتی برای اعلام اینکه به شهرداری بگویند آدرس منزل کجاست و چه اتفاقی افتاده است، باید ساعت‌های متمادی به اوپراتور شهرداری زنگ می‌زدند تا بالاخره شاید کسی نوبتی می‌داد و یادداشت می‌کرد که محل آسیب‌دیده کجاست. البته روزهای اول اوضاع به مراتب بدتر و کندتر بود و روزهای بعد کمی منظم‌تر شد. من که اعصابم نکشید و خواهرم همه کارها را انجام داد. با همسایه مدام می‌روند شهرداری و شورای شهر. نامه بردند و آن‌ها آمدند بازدید. راستش را بخواهید تا همین لحظه حتی یک قران پول هم بابت خسارت وارده نداده‌اند. به‌علاوه در کارهای این چنینی باید همه‌ همسایه‌ها حضور داشته باشند و هماهنگ باشند که خودش مسئله دردسرسازی است. شهرداری در روزهای عادی هم درست جواب نمی‌داد ،حالا تصور کنید که در جنگ و بحران اوضاع چقدر بدتر می‌شود.»

با این حال مونا از کمک‌هایی می‌گوید که برای او دلگرم کننده بوده است؛ گروه‌های مردمی و افراد داوطلبی که به کمک آن‌ها آمده بودند. به گفته او تنها نهادی که در این مدت به کمک آن‌ها آمده است، «هلال احمر» است: «درست است که شهرداری سیستم غلط همیشگی را داشت، ولی اگر از نیروهای هلال احمر و مردم عادی کمک می‌خواستی، سریع به کمک ما می‌آمدند. در مورد منزل ما بعد از اصابت موشک، برق نداشتیم و آسانسور کار نمی‌کرد. مردم بالا آمدند و مادرم را کول کردند و از پله‌ها پایین بردند. دو نفر هم در پایین بردن گربه‌های من کمک کردند. مشخص نبود آن‌ها از محله خودمان بودند یا نه یا از کجا آمده بودند. حتی بعضی‌ از داوطلبان از خانه‌های آسیب دیده مراقبت می‌کردند که مورد سرقت و آسیب بیشتر قرار نگیرد. این‌ها لباس معمولی داشتند. عده‌ای هم کمک کردند قاب‌های در و پنجره‌ها را تا جایی که می‌شد جا انداختند و دریل کردند. خط مقدم در خانه‌ ما حلقه‌ دوستان نزدیک بود و بعد از آن گروه‌های خودیار مردمی همراه هلال احمر.»

روایت‌های «ترانه» و «مونا» آینه‌ای از یک واقعیت در روزهای پس از جنگ ۴۰ روزه‌اند؛ جنگ برای این شهروندان، با قطع صدای آژیرها و موشک‌ها تمام نشده، بلکه با تعمیر دیوارهای ترک‌خورده، سقف‌های فروریخته، اسباب شکسته و زیرساخت خانه ادامه دارد. 

در چنین وضعیتی شهروندانی که پیش از جنگ نیز با مشکلات مالی فراوان دست به گریبان بودند، توان جبران خسارات را بدون کمک دولت و شهرداری ندارند. خانواده‌هایی با تمکن مالی بالاتر، توانسته‌اند آستین بالا بزنند، اما بخش عمده‌ای از جامعه توان جبران خسارات را به تنهایی ندارند. مهرزاد ۲۸ ساله که در کرج زندگی می‌کند، در این زمینه می‌گوید: «آپارتمان ما که آسیب دید، نزدیکی صبح بود. هوا خیلی سرد بود و با وضعیتی که خانه پیدا کرده بود، نمی‌توانستیم در خانه بمانیم. عده‌ زیادی از مردمی که نمی‌شناختم، به کمک ما آمدند. نمی‌دانم مردم عادی بودند یا نیروهای امنیتی و انتظامی بودند. از چند نفر هم پرسیدم. اهالی محله خودمان نبودند. ما را در هتل جا دادند. تازه سر و کله زدن با شهرداری و شورای شهر و محله شروع شد. بخشی از هزینه را هم تقبل کرده‌اند، ولی نه تمام آن را. بسیار آهسته در حال بازسازی خانه هستیم. شانس آوردیم که خانه‌ ما پودر نشد وگرنه واقعا نمی‌دانم چه به روزمان می‌آمد. برخی وسایل مثل یخچال و گاز سالم ماندند اما برخی دیگر از لوازم مثل ماشین لباس‌شویی عملاً از بین رفتند. یک روز ترک دیوار است، فردا موتورخانه است. کار لوله‌کش تمام شده، می‌بینی باید گچ‌کار بیاوری. قیمت مصالح هم ثانیه به ثانیه بالا می‌رود و هزینه‌ای که شهرداری تقبل کرده، مطابق با تورم نیست و باز هم پول ناکافی است. تا به حال ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان خرج شده، اما توان من بیش از این نیست. فقط پنجره‌هایی که قابل استفاده بود، و از قاب بیرون افتاده، تعمیر شده‌اند.»

مهرزاد نیز در گفت‌وگو با ایران‌وایر بر نقش گروه‌های مردمی و حلقه آشنایان و دوستان تأکید دارد و می‌گوید: «حضور چشمگیر زنان در تمام این ماجراها جالب بود. بعدتر هم در روایت‌های شفاهی شنیدم که فرهنگ حلقه‌های دوستانه در این جنگ جا افتاد. خانواده‌ها و دوستان در بمباران و شرایط قطع اینترنت توسط حکومت، به داد هم می‌رسیدند. دسته‌دسته گروه‌هایی داوطلب می‌شدند تا در شرایطی که هر روز اطرافشان بمباران می‌شد، همیاری کنند و وسایل مورد نیاز بخرند. اکثر دوستان من از همین تجربه مشترک از تشکیل حلقه‌های کمک‌رسانی می‌گفتند. به‌قول مادرم، سنت‌های قدیمی ایرانی‌ها احیا شده، چون ما مردمانی هستیم که در سختی به داد هم می‌رسیم. حتی برخی از آشنایان تمایل داشتند که به هلال احمر بپیوندند تا بتوانند به بقیه کمک کنند. برخی هم از زور استیصال فکر می‌کردند باید کاری انجام بدهند.»

این روایت‌ها از شهروندانی است که در مرکز ایران زندگی می‌کنند، با این حال بسیاری از شهرهای غرب و جنوب ایران هم شاهد حملات گسترده هوایی و تخریب منازل بودند. تهمینه ۴۰ ساله که در یکی از شهرهای غربی ایران زندگی می‌کند، در مورد ویران شدن منزل پدریش به ایران‌وایر می‌گوید: «خانه مادر من خراب شد. هیچ کمکی از هیچ‌جا نشد، نه از طرف نهادهای مردمی، نه از دولت که آواری بردارند. فقط شهرداری روز اول یک‌ساعت بعد از بمباران محوطه را تمیز کرد آن‌هم به احترام دختر عمه‌ام که در شهرداری سرمهندس است، با بیل مکانیکی  و جرثقیل کمک کردند و شیروانی پشت‌بام را برداشتند. دو روز بعد از بمباران هم از بنیاد مسکن آمدند و میزان خسارت را ارزیابی کردند ولی از کمک هیچ خبری نشد. به بعضی‌ از آشنایان که ماشین‌هایشان زیر آوار مانده بود، گفتند هزینه از بیمه ماشین کم می‌شود. یک نفر مغازه‌اش ۱۰۰ میلیون تومان آسیب دید، شهرداری تنها ۱۰ میلیون تومان به او داد. منزل ما بیش از ۲۵۰ میلیون تومان خسارت دید. درها از دیوار در آمده بودند و پنجره‌ها خراب شده بود. طبقه بالا بیشتر خسارت دید. بعضی‌ها هم مثل خانه دوست من یک خانه نوساز بود که در کل غیر قابل سکونت شد و حدود چهار میلیارد تومان خسارت دید. کسانی هم بودند که در شهر ما ۱۲ میلیارد خسارت دیدند. در مورد حلقه‌های همیاری و کمک انسان‌های معمولی در شهر ما هیچ خبری نبود.»

روایت‌های شهروندان از روند بازسازی منازل نشان می‌دهد که در غیاب نهادهای رسمی و نیروهای مردمی آن هم تنها در برخی از شهرها به کمک آسیب‌دیده آمده‌اند. با این حال بسیاری از شهروندان در میانه بحران اقتصادی در ایران توان بازسازی منازل خود را ندارند و سرپناه خود را در جنگی از دست داده‌اند، که نقشی در آن نداشته‌اند. 

از بخش پاسخگویی دیدن کنید

در این بخش ایران وایر می‌توانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راه‌اندازی کنید

صفحه پاسخگویی

ثبت نظر

اخبار

تایید حمله سایبری به چهار بانک ایران

۲۳ خرداد ۱۴۰۵
خواندن در ۱ دقیقه
تایید حمله سایبری به چهار بانک ایران