«ابراهیم رئیسی»، رییس جمهوری منتخب ایران در اولین کنفرانس خبری خود پس از اعلام پیروزی، پیامی واضح برای غرب فرستاد: «شرایط کشور تغییر کرده است.»

لحن و بیان رئیسی در پاسخ به سوال‌های خبرنگاران که مهم‌ترین آن‌ها درباره مسایل مرتبط با درخواست تحقیق در مورد نقش او در اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ و اتهام جنایت علیه بشریت درباره وی و آینده روابط خارجی جمهوری اسلامی بود، تاییدی بر اعلام تغییر شرایط کشور در آینده‌ای بسیار نزدیک است.

***

اظهارات رییس جمهوری منتخب ایران در پاسخ به سوال‌های خبرنگاران، هم‌سوترین بیان با دیدگاه آیت‌الله «علی خامنه‌ای» به نظر می‌رسد، هرچند رئیسی در بیان و کلام از توانایی رهبر جمهوری اسلامی بی‌بهره است اما سیاستی که اعلام کرد، همان چیزی است که آیت الله خامنه‌ای می‌پسندد.

انتقاد از کشورهای اروپایی، حمله لفظی به ایالات متحده، رد صریح، خشک و کوتاه احتمال دیدار با «جو بایدن»، رییس جمهوری امریکا با یک کلمه «خیر»، ابراز علاقه‌مندی به روابط بیشتر با چین و آمادگی برای مناسباتی بهتر با کشورهای منطقه با اشاره‌ای گذرا به عربستان سعودی و اعلام این‌که سرنوشت کشور را با «برجام» گره نمی‌زند، بیش از هرکس احتمالا آیت‌الله خامنه‌ای را خشنود می‌کند.

حکومت ایران در ماه‌های اخیر به خط شده است تا در مذاکرات غیرمستقیم با امریکا، تحریم‌های دوره «دونالد ترامپ»، به ویژه تحریم‌های اتمی پیش از آغاز ریاست جمهوری جانشین «حسن روحانی» رفع شده باشد.

جمهوری اسلامی علی‌رغم تهدید چهار سال پیش آیت‌الله خامنه‌ای که گفته بود در صورت خروج امریکا از برجام، توافق هسته‌ای را به آتش می‌کشد، در این توافق باقی ماند، یک سال به دقت آن را اجرا کرد و زمانی که از شکست ترامپ در انتخابات مطمئن شد، اعتماد به نفس نقض کامل آن را پیدا کرد تا با این کار، دولت بایدن را برای رفع تحریم‌ها تحت فشار بگذارد.

تردیدی نیست که جمهوری اسلامی تا چه حد برای توافق برجام برای اوضاع اقتصادی و امنیتی خود اهمیت قائل است. اما خامنه‌ای در تمام شش سالی که از این توافق می‌گذرد، تلاش کرده است آن را کم اهمیت و بی خاصیت نشان دهد.

حالا ابراهیم رئیسی هم درست همان مسیر را در پیش گرفته و برخلاف روحانی که هویت خود را با این توافق پیوند زد، گفته است که دولت خود را به سرنوشت برجام گره نمی‌زند اما از ایالات متحده بابت اجرا نکردن این توافق انتقاد کرده و همانند رهبر جمهوری اسلامی، گفته است پس از رفع تحریم‌ها، موضوع سیاست منطقه‌ای و موشکی ایران باز هم قابل مذاکره نخواهد بود.

 احتمال بهبود رابطه با ایالات متحده که خط قرمز اصلی خامنه‌ای در ۳۲ سال زمام‌داری او بوده است را رئیسی در اولین مواجهه بین‌المللی خود رد کرد و حتی از بیان عبارات کلیشه‌ای که در صورت تغییر رویکرد امریکا، جمهوری اسلامی از آن استقبال می‌کند هم خودداری کرد.

ممکن است که این رویکرد نشان دهنده نیت نهایی رئیسی در ارتباط با غرب یا ایالات متحده نباشد، هم‌چنان‌که «محمود احمدی‌نژاد» از آتشین‌ترین مواضع علیه امریکا و اروپا در روزهای اول ریاست جمهوری، به یکی از مدافعان برقراری رابطه با ایالات متحده در ماه‌های آخر ریاست جمهوری رسید و دست به تلاش‌های ناکامی هم در این زمینه زد.

رئیسی با ۴۰ سال حضور در مناصب قضایی، فردی آزمون پس داده و تضمین شده‌تر از احمدی‌نژاد برای آیت‌الله خامنه‌ای است و در صورت تمایل به برقراری رابطه با امریکا و روابطی گرم با اروپا، کمتر از دیگر روسای جمهور ایران با مخالفت خامنه‌ای روبه‌رو خواهد شد. اما او دارای پرونده‌ای است که احتمالا سرنوشت وی را از تمامی هفت رییس جمهوری قبلی ایران متفاوت خواهد کرد. رئیسی عضو «هیات مرگ» و قاضی پرونده‌ای است که در آن هزاران زندانی سیاسی که باید پس از پایان دوره محکومیت آزاد می‌شدند، به ناگاه به جوخه‌های اعدام سپرده و در گورهای دسته جمعی دفن شدند.

تاکنون هیچ کدام از روسای جمهوری ایران مظنون به اتهام «جنایت علیه بشریت» نبوده و هیچ‌کدام پیش از رسیدن به ریاست جمهوری، در فهرست ناقضان حقوق بشر امریکا، تحریم نشده‌اند. جنایت علیه بشریت یکی از چهار جرم بزرگ کیفری در جهان است. فردی که مظنون یا متهم به ارتکاب این جنایت است، نه تنها دشوار بتواند کشورهای توسعه یافته را برای ارتقای روابط با دولت خود ترغیب کند بلکه ممکن است از سوی دادگاه‌های محلی این کشورها تحت تعقیب قضایی قرار بگیرد.

رئیسی از این فضای سنگین بین‌المللی پیرامون خود مطلع است. در اولین کنفرانس خبری او، خبرنگاری درباره اتهام جنایت علیه بشریت در کشتار تابستان ۱۳۶۷ از رئیسی پرسید و وی با «جنایت‌کار» خواندن آن‌هایی که دست به اعدام‌شان زده بود، کارنامه خویش را شایسته تقدیر خواند. 
سوال خبرنگاری که به زبان انگلیسی از رئیسی پرسیده بود، با حذف عبارات جنایت علیه بشریت و اشاره به «اعدام‌ها» به جای «کشتار ۱۳۶۷»، به فارسی در تالار محل کنفرانس ترجمه شد. این وضعیتی است که رئیسی تا پایان دوره ریاست جمهوری خود در سفر‌های احتمالی به کشورهای غربی با آن مواجه خواهد بود و خودش هم به این وضعیت کاملا آگاهی دارد.

با اطلاع و اشراف از سنگینی کارنامه اعدام‌هایش، احتمالا رئیسی می‌داند حتی با پرداخت هزینه حیثیتی سنگین، شخصا قادر به بازسازی روابط با غرب نخواهد بود. بنابراین از روز اول نه تنها علامت و پیامی مثبت در این زمینه نمی‌فرستاد بلکه خود را مدعی درباره نقض حقوق بشر در غرب عنوان کرد؛ عبارت و رویکردی که در سال‌های اول انقلاب بر دولت جمهوری اسلامی حکم‌فرما بود.

پس از تلاش‌های ناکام چهار رییس جمهوری ایران، از «اکبر هاشمی رفسنجانی» تا حسن روحانی برای عادی سازی رابطه جمهوری اسلامی با غرب، ابراهیم رئیسی گفتمان حاکم بر دولت را به تنظیمات دهه ۶۰ بازگردانده است بدون این‌که متغیرهای دیگر، هم‌چون اراده و خواسته‌های ایرانیان و شرایط بین‌المللی نسبتی با ۴۰ سال پیش داشته باشند.

مطالب مرتبط:

انتخابات ۱۴۰۰ چقدر خرج روی دست مردم ایران گذاشت؟

ریاست‌جمهوری رئیسی؛ مقدمه رهبری آینده یا پوست خربزه؟

کنفرانس خبری رئیسی؛ بازگشت به دوره ناکامی خودکفایی

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}