حکومت «بشار اسد»، دیکتاتور حاکم بر سوریه و یار دیرین جمهوری اسلامی در ۱۸ آذر ۱۴۰۲ توسط شورشیان اسلامگرا فروپاشید؛ آنهم پس از تحمیل هزینههای انسانی هنگفت به جامعه معترض سوریه با هزاران هزار کشته، ناپدید شده، شکنجه شده در زندانها و تبعید شدهها. دو هفته پیش از سقوط «بشار اسد»، با «مازن درویش» درباره تجربه او از مستندسازی جنایتهای رژیم اسد و به دادگاه کشاندن عاملان این جنایتها در کشورهای اروپایی صحبت کردیم. مازن درویش، وکیل، کنشگر حقوق بشر و از همکاران سابق «سازمان گزارشگران بدون مرز» سوری است که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ در زندان بشار اسد حبس بود و شکنجه شد. او پس از آزادی، مسیر تبعید را برگزید اما ساکت نماند و توانست مدیریت «مرکز سوری برای رسانه و آزادی بیان» را برعهده بگیرد.
درویش پس از سقوط حکومت بشار اسد، در توییتر خود نوشت: «سقوط بشار اسد در جهت مصلحت سرزمین سوریه است؛ مصلحتی که حتی بیشتر به نفع هوادارانش است تا مخالفان. بدون شک برای رسیدن به امنیت، چالشهای بسیاری مقابل ما است. بیایید انگشتانمان را از روی ماشه برداریم. هر گلولهای که از امروز شلیک شود، قتلی بیهوده است. با هم است که میتوانیم.»
***
«بدون دستیابی به دموکراسی در ایران، به آزادی در سوریه دست پیدا نمیکنیم.» این جملهای است که مازن درویش در گفتوگو با «ایرانوایر» بیان کرد. به باور او، با توجه به اهداف و منافع مشترک اپوزیسیون ایرانی و سوری، بدون همکاری مشترک میان نیروهای کنشگر هر دو کشور در کنار یکدیگر، نمیتوان صلح را به منطقه و سرزمینهای ایران و سوریه آورد.
همانطور که او در این گفتوگو میگوید، همکاری میان حکومت سابق سوریه و جمهوری اسلامی باعث شده است که مردمان دو سرزمین قربانیان یک سیاست مشترک توسط دو دیکتاتوری شوند و در رنج و عذاب باشند.
این گفتوگو در حاشیه نشست «کمیسیون حقیقتیاب» سازمان ملل متحد با دستکم ۵۰ آسیبدیده جنبش «زن، زندگی، آزادی» انجام شده است. مازن درویش در این نشست، یکی از سخنرانها بود تا از تجربه اهمیت روایتگری و مستندسازی جنایت توسط قربانیان بگوید.
این حقوقدان پس از مواجهه با آسیبدیدگان جنبش زن، زندگی، آزادی گفت: «وقتی مقابل قربانیان ایرانی نشستم، احساس کردم دیواری بین ما هست اما وقتی که قربانیان ایرانی شروع به روایت کردند و مادران و برادرها از رنجهای سرکوبهای رژیم ایران گفتند، متوجه شدم که اگر تفاوت زبان را کنار بگذارم، روایتهای ما دقیقا همان هستند؛ همان روایتهای مادران و برادرهای سوری. برای همین هدف ما یکی است. ایران و سوریه به هم متصل هستند و برای همین نیاز داریم که کنار یکدیگر کار کنیم. ما به عنوان انسان و شهروند رنجها و اهداف مشترک داریم و بدون این همکاری نمیتوانیم نجات یابیم.»
تمرکز بر اهداف مشترک میان قربانیان و کنشگران
سالها است که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، نیروهای اپوزیسیون ایرانی و کنشگران در تبعید نتوانستهاند به توافق و اتحاد دست پیدا کنند. این تفاوت دیدگاهها و اختلافها را میتوان در جامعه قربانیان طی بیش از چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی نیز مشاهده کرد.
همین مساله به وضوح در میان کنشگران و جامعه قربانیان سوری پس از جنگ و آوارگی نزدیک به نیمی از جمعیت این کشور هم مشاهده میشد.
مازن درویش در این باره معتقد است تمرکز فعالیتهای او و بسیاری دیگر از کنشگران حقوق بشری، بیش از سیاستمداران، بر قربانیان بوده است. اگرچه میگوید: «دیکتاتوری و جنگ اجازه نداد که ما جامعه سالمی با روابط سالم حتی دور از وطن داشته باشیم. ما هم مثل ایرانیها، مشکلات و اختلافهای بسیاری داریم ولی میتوانم بگویم که بر هدف خود تمرکز کردیم. همه ما به دنبال عدالت، دموکراسی و آیندهای بهتر هستیم و همه ما به حقوق بشر و آزادی احتیاج داریم. ما از تمرکز بر علایق و اهداف مشترک آغاز کردیم و به این اندیشیدیم که چهطور میتوانیم با دیدگاههای متفاوت، کنار یکدیگر کار کنیم.»
به گفته مازن درویش، یکی از نخستین توافقها همین بود که تمامی سوریها قربانی دیکتاتوری و جنگ هستند و پس از آن بود که به این اندیشیدند چه طور میتوان ضمن تمرکز بر هدف مشترک، به منافع و علایق دیگری هم توجه کرد: «صادق باشم، اصلا آسان نبود. ما هر روز با چالش مواجه هستیم اما باور دارم که اگر نتوانیم با یکدیگر کار کنیم، نمیتوانیم به صلح و دموکراسی دست پیدا کنیم و هیچوقت نمیتوانیم از دیکتاتوری خلاص شویم.»
این کنشگر حقوق بشر باور دارد: «دیکتاتورها همیشه سعی میکنند که بین ما تفرقه بیندازند و ما را متفرق کنند تا درگیر مشکلات بین خودمان شویم. دیکتاتور از این مساله نفع میبرد. آنها همواره میخواهند که ما درگیر نتیجه باشیم بدون آنکه به دلایل بیاندیشیم.»
نقش اساسی نیروهای در تبعید در استفاده از امکانات بینالمللی
در تمامی رژیمهای دیکتاتوری میتوان مساله «تبعید» را پررنگ دید؛ چه آنهایی که تبعید را به زندان و شکنجه و مرگ ترجیح دادهاند و چه آنهایی که مقاومت را در زندان و زیر تهدیدهای امنیتی برگزیدهاند ولی به آنها از سوی نهادهای امنیتی پیشنهاد ترک وطن داده میشود. در چنین رژیمهایی، تبعید برای دیکتاتورها به معنای غیرفعال کردن نیروهای موثر و فعال است.
اما آنچه تجربه سوریه نشان میدهد، به دادگاه کشیدن برخی از عاملان و مستندسازی جنایت در جهت استفاده از امکانات بینالمللی و ملی کشورهای میزبان است. با وجود چنین امکاناتی، به گفته مازن درویش، نیروهای دیاسپورا میتوانند نقشی اساسی در تغییر داشته باشند: «شاید بتوان به تبعید به عنوان یک شانس هم نگریست. باید به این نکته توجه کرد که چهطور از این شانس استفاده کنیم. سوریهایی که حالا خارج از سوریه هستند، فضا و امکانات بیشتری برای فعالیت دارند. باید از این امکان در جهت منافع آنهایی که داخل کشور هستند، استفاده کرد. در عینحال نسل جدید مهاجرت از آگاهی بیشتری هم برخوردارند. وقتی همه ما با هم کار کنیم و تمرکز را بر هدف خود بگذاریم، دیاسپورا میتواند نقش اساسی داشته باشد.»
مازن درویش یادآور میشود که وقتی در پی جنگ داخلی سوریه بسیاری از سوریها به اروپا رفتند، بسیاری از آنها قربانیان شکنجه و ناپدیدسازی اجباری بودند: «ما باید توجه داشته باشیم که چهطور میتوانیم از قوانین اروپایی [در جهت دستیابی به عدالت] استفاده کنیم. بسیاری از کشورها صلاحیت قضایی جهانی دارند اما اگر این راه هم بسته باشد، میتوان از قوانین کیفری داخلی کشورهای اروپایی استفاده کرد. ما این شانس را داریم که با استفاده از این امکانات، به نفع عدالت و دادخواهی برای قربانیان بهره ببریم.»
این وکیل حقوق بشری همچنین بر تجربه همکاری حقوقی با دوتابعیتیهای سوری تاکید دارد که بسیاری از آنها هم قربانی رژیم سوریه شدهاند اما به عنوان نمونه، توانستهاند از دادگاههای کیفری فرانسه استفاده کنند و شکایت خود را به ثبت برسانند: «ما باید متوجه باشیم که دیکتاتورها از ما چه میخواهند! آنها میخواهند که ما فراموش کنیم چرا وطن و خانه خود را ترک کرده و پناهنده شدهایم تا سرگردان یادگیری زبان و ادغام در جامعه میزبان شویم. ولی ما باید به یاد بسپاریم که چرا اینجا [در تبعید] هستیم.»
اهمیت مدارک و روایتها در پیشبرد دادخواهی عدالتمحور
اما سوریها از کجا آغاز کردند؟ بیش از چهار دهه است که تبعید بخشی از زندگی مخالفان جمهوری اسلامی شده است. در تاریخ این تبعید، تنها نمونه آشکار به دادگاه کشانده شدن عاملان جنایت، محاکمه «حمید نوری» در دادگاه استکهلم سوئد است. اگرچه حمید نوری را در نهایت با زندانیان دیگر مبادله کردند اما او در دادگاهی بینالمللی به «جنایت جنگی» و «قتل عمد» هزاران زندانی سیاسی محکوم شد.
مازن درویش که در ثبت شکایت در دادگاههای اروپایی نقش داشته است، بر اهمیت روایت قربانیان تاکید دارد: «وقتی ما سازمانمان را بنا کردیم، فکر نمیکردیم که این مدارک چه قدر مهم هستند. در حالی که تمامی مستندات و حتی نامهنگاریها هم مهم هستند. در حال حاضر ایرانیها مدارک بسیاری را [به اروپا] آوردهاند اما باید متوجه باشیم که این پروسه عدالتمحور ممکن است چندین سال به طول بیانجامد.»
به گفته این وکیل حقوق بشری، آنها پروسه دادخواهی را در اروپا پرونده به پرونده پیش بردهاند: «پرونده به پرونده، با قربانیان نشستیم و روایتهای آنها را شنیدیم. باید یاد میگرفتیم که دادگاهها چه طور کار میکنند و چه نوع مدارکی در کدام دادگاهها به کار خواهند آمد. ما از وکلای حقوق بشری کشورهای مختلف بسیار آموختیم. این مثل یک کارآموزی باز بود. اینطور نبود که ما مستقیم از سوریه بیاییم و با دادگاههای اروپایی کار کنیم. من در سوریه وکیل هستم و نه در فرانسه و آلمان.»
او ادامه داد: «ما اشتباهات بسیاری داشتیم اما حمایتهای بسیاری هم از طرف وکلای حقوق بشری و سازمانهای حقوق بشری داشتیم. قدم به قدم پیش رفتیم تا به امروز رسیدیم که پروندههایی در دادگاههای اروپایی داریم که از صفر تا ۱۰۰ آن را خودمان بنا کردهایم. پنج یا شش سال پیش نمیتوانستیم چنین کنیم. ما مستندسازی حقوق بشر را به مرحلهای بالاتر، یعنی حقوقی و قضایی کشاندیم.»
مازن درویش در پایان گفتوگو خبر داد ارتباطگیری برای انجام کار مشترک با وکلا و کنشگران حقوق بشری ایرانی را مدتی است که آغاز کرده است: «دو رژیم با هم کار کردند. ما هم باید با هم کار کنیم.»
از بخش پاسخگویی دیدن کنید
در این بخش ایران وایر میتوانید با مسوولان تماس بگیرید و کارزار خود را برای مشکلات مختلف راهاندازی کنید
ثبت نظر