کاربران شبکه‌های اجتماعی «جواد ظریف»، وزیر امور خارجه دولت روحانی را به استفاده از این شبکه‌ها برای انتشار اطلاعات غلط در توجیه تصمیمات حکومت می‌شناسند. این سیاستمدار تحصیل کرده در آمریکا با اظهار‌نظرهایی مانند، «در ایران زندانی سیاسی نداریم»، یا «خامنه‌ای، مخالف دروغ نامیدن هولوکاست است»، به سرعت از جایگاه امیرکبیر ایران که اصلاح‌طلبان پس از امضای قرارداد برجام به او داده بودند سقوط کرد و دیگر به عنوان توجیه‌گر سیاست خارجی نظام شناخته می‌شود.

اگر جواد ظریف توییتر را تبدیل به ابزاری برای تبلیغ نظام در خارج از ایران کرده، به نظر می‌رسد یک نفر از اردوگاه مقابل در حال ادامه راه او اما برای مخاطبان داخل کشور است: عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان.

دست‌کش مخملی بر مشت آهنین

شورای نگهبان ناظر انحصاری انتخابات در نظام جمهوری اسلامی است و وظیفه آن تصفیه نهادهای انتخابی از جمله مجلس شورای اسلامی از افرادی است که به گفته  «احمد علم الهدی»، ممکن است زاویه ای ولو اندک، با مقام رهبری داشته باشند.

ابزار شورای نگهبان برای جلوگیری از حضور مخالفان در نهاد مجلس نظارت استصوابی است که مطابق آن تنها کسانی می‌توانند در انتخابات نامزد شوند که اعتقاد قلبی و التزام عملی آن ها به «نظام مقدس جمهوری اسلامی» و «اصل مترقی ولایت فقیه» برای شورای نگهبان احراز شده باشد. بیان اعتقاد عملی و التزام به نظام از سوی کاندیداها کافی نیست و اعضای شورای نگهبان باید در مورد این اعتقاد اطمینان حاصل کنند.

 تعدادی از داوطلبان رد‌صلاحیت شده انتخابات مجلس یازدهم در برگه‌های شکایت خود، خاضعانه اعلام کردند که سرباز نظام هستند اما باز هم توسط این شورا تایید صلاحیت نشدند. 

رد‌صلاحیت داوطلبان توسط شورای نگهبان به ویژه در انتخابات مجلس یازدهم که تا کمتر از چهار روز دیگر در دوم اسفند برگزار می‌شود، بی‌سابقه بوده است. از بیش از ۱۶ هزار ثبت‌نام کننده این انتخابات، بیش از ۷ هزار نفر رد‌صلاحیت شده و نزدیک به دو هزار نفر نیز انصراف داده‌اند. به گفته جواد حق شناس، عضو حزب اعتماد ملی، بسیاری از انصراف‌ها پس از تماس وابستگان به شورای نگهبان با داوطلبان و تهدید آن‌ها به رد‌صلاحیت انجام شده‌است.

در تمام مدتی که شورای نگهبان در حال قلع و قمع داوطلبان انتخابات مجلس یازدهم بود، عباسعلی کدخدایی، سخنگوی این شورا با انتشار پیام‌‌هایی در توییتر از ملاقات صمیمانه اعضای این شورا با داوطلبان رد‌صلاحیت شده سخن می‌گفت و از بی‌خوابی کارشناسان شورای نگهبان برای جلوگیری از تضییع حقوق داوطلبان، برای مخاطبانش توییت می‌کرد.

پس از پایان بررسی صلاحیت‌ها، کدخدایی که از وظیفه قلع و قمع داوطلبان انتخابات مجلس یازدهم فارغ شده، اکنون ماموریت تازه‌ای را در توییتر در پیش گرفته است: اثبات نمایشی بودن انتخابات در آمریکا!

سرپوش توییتری بر نمایش انتخاباتی

کدخدایی دو توییت آخر خود را به انتخابات در آمریکا اختصاص داده است. در یکی از این توییت‌ها، او با اشاره به نرخ مشارکت آمریکایی‌ها در انتخابات کنگره نوشته: «بالاترین نرخ مشارکت در انتخابات مجلس نمایندگان آمریکا ۵۰.۴٪ و مربوط به سال ۱۹۱۴ بوده! مردم ایران نیازی به املای دموکراسی آمریکایی ندارند.»

در یک توییت دیگر، کدخدایی با انتشار نموداری از میزان اعتماد مردم به نهاد انتخابات در کشورهای توسعه یافته، نوشته: «در حالی که ۶۰درصد آمریکایی‌ها به انتخابات در کشورشان بی اعتماد هستند، مقامات رژیم متقلب و رو به افول آمریکا، با خیال سلطه و دخالت در امور دیگر ملتها شب و روز می‌گذراند!»

او ادامه نوشته: « انتخابات در آمریکا یعنی نمایش دموکراسی!»

کدخدایی  پایین بودن نرخ مشارکت در انتخابات مجلس نمایندگان آمریکا را برجسته می‌کند  اما  میزان مشارکت در یک نظام دموکراتیک که انتخابات آزاد و شفاف برگزار می‌کند، ارتباط خاصی با مسئله مشروعیت نظام ندارد و فقط به عنوان شاخصی از مشارکت سیاسی مورد توجه قرار می گیرد.

 در واقع، تنها در نظام‌های استبدادی است که مشارکت در انتخابات به امری حیثیتی برای حکومت تبدیل شده و به عنوان نشانه مشروعیت نظام تبلیغ می‌شود. در چارچوب چنین طرز فکر استبدادی است که جواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز گفته بود: اگر ما مردم را سرکوب می کنیم، چرا ۷۵ درصد آن‌ها هر بار در انتخابات شرکت می‌کنند؟

گذشته از این، نرخ مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا همواره حدود ۶۰ درصد بوده که کدخدایی تعمدا در توییت‌های خود به آن اشاره نمی‌کند. 

اشاره کدخدایی در توییت دیگرش به بی اعتمادی مردم آمریکا به فرایند انتخابات در این کشور در شرایطی صورت می‌گیرد که در نظرسنجی که توسط مرکز افکار سنجی ایران در دی ماه ۱۳۹۸ انجام داده بود ۵۵ درصد پاسخ‌دهندگان اعلام کرده بودند که به سلامت انتخابات در جمهوری اسلامی اعتماد ندارند. 

اما نمایشی نامیدن انتخابات آمریکا توسط سخنگوی شورای نگهبان زمانی مضحک‌تر جلوه می‌کند که نگاهی به وضعیت دموکراسی در جمهوری اسلامی در مقایسه با سایر کشورها انداخته شود.

جایگاه ۱۵۱ بین ۱۶۷ کشور 

سازمان‌های متفاوتی در سراسر دنیا به بررسی میزان دموکراتیک بودن نظام‌های سیاسی کشورها بر اساس معیارهای مختلف می پردازند. یکی از معتبرترین این سازمان‌ها، «واحد اطلاعات اکونومیست» است که از سال ۲۰۰۶ میزان سلامت دموکراسی در ۱۶۷ کشور جهان را بر اساس پنج شاخص؛ فرایند انتخابات و میزان تکثرگرایی، آزادی‌های مدنی، کارآمدی حکومت، مشارکت سیاسی، و فرهنگ سیاسی مورد بررسی قرار می‌دهد. 

شاخص اکونومیست، حکومت‌های این ۱۶۷ کشور را به چهار دسته تقسیم می کند: کاملا دموکراتیک، دموکراسی ناقص، حکومت‌های ترکیبی، و حکومت‌های اقتدارگرا. در گزارش اکونومیست در سال ۲۰۱۹ جمهوری اسلامی جزو حکومت‌های به شدت اقتدارگرا طبقه‌بندی شده و رتبه این نظام از نظر شاخص‌های دموکراتیک ۱۵۱ عنوان شده است. بیشتر دولت‌هایی که از نظر این شاخص پس از جمهوری اسلامی قرار می‌گیرند حکومت‌هایی مانند سوریه، لیبی و یمن هستند که با جنگ داخلی دست و پنجه نرم می‌کنند.

کره شمالی در انتهای این لیست قرار دارد و کشور افغانستان که چندی پیش حسن روحانی با تمسخر از الکترونیکی بودن انتخابات در این کشور یاد کرده بود ۱۰ رتبه بالاتر از جمهوری اسلامی قرار دارد.

 ایالات متحده آمریکا نیز در این شاخص در جایگاه ۲۵ قرار گرفته است.  

  

سرنوشت ظریف در انتظار کدخدایی

جمهوری اسلامی یکی از سرکوبگر‌ترین رژیم‌های سیاسی حال حاضر جهان است که از انتخابات به عنوان ابزاری برای نمایش مشروعیت استفاده می‌کند. نهادهای انتخابی در این نظام، مانند مجلس شورای اسلامی، از یک سو فاقد توانایی لازم برای تاثیرگذاری بر تصمیمات سیاسی کلان هستند و از سوی دیگر به واسطه وجود نظارت استصوابی در عمل تنها در اختیار وفاداران به مقام رهبری قرار می‌گیرند.

به نظر می‌رسد تلاش‌های  کدخدایی برای سرپوش گذاشتن بر این واقعیات در توییتر همان قدر موفق خواهد بود که تلاش‌های ظریف برای متعارف نشان دادن نظام جمهوری اسلامی در جامعه جهانی موفق بود. تنها تفاوت ظریف و کدخدایی  این است که ظریف نقش چندانی در تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ندارد و تنها به توجیه آن اشتغال دارد، اما کدخدایی، در مقام یکی از ۱۲ عضو شورای نگهبان، نقش مستقیمی در سرکوب آزادی انتخابات مردم ایران ایفا می‌کند. 

{[ breaking.title ]}

{[ breaking.title ]}