گزارش

یکی از اعضای لشکر فاطمیون: فقط خدا خدا می‌کردیم یکی ما را ببرد سوریه

۵ مهر ۱۳۹۷
شما در ایران وایر
خواندن در ۴ دقیقه
می‌گوید که زمان عضوگیری، مسوولان فاطمیون درباره اعتقادات و دین چند سوال از او پرسیده‌اند.
می‌گوید که زمان عضوگیری، مسوولان فاطمیون درباره اعتقادات و دین چند سوال از او پرسیده‌اند.
او جزو اولین کسانی بوده که در سال ۱۳۹۲ به عضویت لشکر «فاطمیون» درآمده.
او جزو اولین کسانی بوده که در سال ۱۳۹۲ به عضویت لشکر «فاطمیون» درآمده.
هشت دوره در جنگ سوریه شرکت کرده است اما حالا در ایران کارگری می‌کند.
هشت دوره در جنگ سوریه شرکت کرده است اما حالا در ایران کارگری می‌کند.
تاکتیک‌های جنگی، استفاده از سلاح، جنگ شهری و جنگ‌های چریکی جزیی از آموزش‌های او و دیگرهم‏رزمانش بوده است.
تاکتیک‌های جنگی، استفاده از سلاح، جنگ شهری و جنگ‌های چریکی جزیی از آموزش‌های او و دیگرهم‏رزمانش بوده است.

بهنام زیبایی؛شهروندخبرنگار

او جزو اولین کسانی بوده که در سال ۱۳۹۲ به عضویت لشکر «فاطمیون» درآمده. هشت دوره در جنگ سوریه شرکت کرده است اما حالا در ایران کارگری می‌کند. می‌گوید برای دفاع از مکان‌های مقدس اهل تشیع، به ویژه مقبره حضرت «زینب»، خواهر امام حسین، امام سوم شعیان حاضر بوده است حتی با هزینه شخصی‌ خود به این کشور برود و در مقابل گروه «داعش» بجنگد.

می گوید زمانی که راهی این جنگ شد، انتخاب اعضای فاطمیون گزینشی بود: «در زمانی که من می خواستم بروم، انتخاب افراد به صورت گزینشی بود؛ یعنی شخص رزمنده حتما باید از طرف یک شخص مطمئن تایید می‌شد. فرقی نمی‌کرد که این شخص شهروند افغان باشد یا ایرانی. پروسه استخدام من حدود یک ‌ماه طول کشید. دلیل طولانی شدنش هم به خاطر شرایط سخت آن زمان بود.»

او یک وکیل برای گرفتن حقوقش انتخاب کرده بود. وکیلی که اعضای لشکر فاطمیون انتخاب می‌کنند، کسی است که اگر کشته شوند هم می‌تواند پیکر آن‌ها را تحویل بگیرد و حقوق رزمنده را دریافت کند.

رضایت‌نامه والدین و همسر جزو شرایط اصلی جذب در لشکر فاطمیون بوده است و البته گزینش اعتقادی و مذهبی. می‌گوید که زمان عضوگیری، مسوولان فاطمیون درباره اعتقادات و دین چند سوال از او پرسیده‌اند. او حالا این سوال‌ها را به درستی به یاد نمی‌آورد اما تاکید می‌کند که بیش تر به خاطر اعتقادش راهی جنگ شده است: «حقیقتا، ما آن موقع بی هیچ وعده‌ و امتیازی رفتیم.، ما فقط دوست داشتیم ما را ببرند تا از حرم دفاع کنیم. مقدار معاش در آن زمان ماهی یک‌ونیم میلیون تومان بود.»

او پس از تکمیل کردن پروسه ثبت‌نام، حدود یک ماه در داخل خاک ایران، در یکی از پادگان‌های نظامی به صورت فشرده آموزش‌ نظامی می‌بیند. تاکتیک‌های جنگی، استفاده از سلاح، جنگ شهری و جنگ‌های چریکی جزیی از آموزش‌های او و دیگرهم‏رزمانش بوده است.

دوره آموزشی آن‌ها یک‌ماه طول می‌کشد و شهریور سال 1392 همراه 100 عضو دیگر به دمشق منتقل می‌شود: «وقتی‌که ما اعزام شدیم، چون فاطمیون تازه تاسیس شده بود، تعداد نفرات خیلی کم بود؛ چیزی در حدود ۳۰۰ نفر. آن زمان به دلیل تعداد کم نیروها، همه در دمشق و اطراف حرم بودیم.»

به گفته او، درمیدان نبرد با داعش، فقط جوان‌های افغان حضور داشته‌اند و مشاوران ایرانی وابسته به سپاه پاسداران در کنار لشکر فاطمیون به آن‌ها مشاوره می‌داده‌اند: «جبهه جهادی و چریکی با جنگ منظم و کلاسیک فرق می‏کند. در جبهه جهادی، کار بر اساس مهارت ها و لیاقت ها است ولی یک نیروی رسمی ارتشی و سازمانی براساس سلسله مراتب کار می کند.»

او وقتی از موفقیت‌های گروه فاطمیون که با یک دوره آموزش کوتاه راهی منطقه جنگی شده بودند می‌گوید، چشمانش برق می‌زند. وقتی هم یاد خاطرات تلخش می‌افتد، چشمانش پر از اشک می‌شود؛ درست مثل وقتی که از کشته شدن «رضا اسماعیلی» حرف می‌زند.

رضا اسماعیلی نخستین قربانی لشکر فاطمیون در جنگ سوریه بود که  در دمشق و در منطقه‌ای به نام «قیسا»، توسط گروه داعش کشته می‌شود:«من آن روز در مقر بودم و داشتم برای مرخصی و برگشت به خانه آماده می‌شدم که در بیسیم شنیدم رضا گم شده است. ما چون رضا را می‌شناختیم، می‌دانستیم که او به این راحتی گیر نمی افتد. همه منتظر برگشتش بودیم ولی متاسفانه فردای آن روز خبر شهادتش را از بیسیم شنیدیم. رضا اسماعیلی اولین شهید فاطمیون بود که بدون سر به خانه برگشت.»

او در اولین ماموریت، بعد از 45 روز به ایران برمی‌گردد. یک ماه در ایران می‌ماند و در این مدت هم حقوق او از سوی فاطمیون پرداخت می‌شود: «زمانی‌که من آمدم مرخصی، چند روز بعد دشمن از مرز اردن وارد شده و تا نزدیک فرودگاه دمشق رسیده بود. به همین خاطر جنگ خیلی شدید شده بود. البته پیروزی‌های ما هم بیش تر از قبل بود.»

او هشت بار به سوریه رفته و هربار با خاطرات تلخ و شیرین به خانه برگشته بودند؛ خاطراتی که خیلی‌ از آن ها از ذهن او پاک نمی‌شوند. اما حالا چند وقتی است که از لشکر فاطمیون جدا شده و به شغل قبلی‌ خود، یعنی کارگری برگشته است.

از او درباره دادن هویت و شناسنامه ایرانی به اعضای لشکر فاطمیون و خانواده‌هایشان می‌پرسیم. او این گفته‌ها را رد می‌کند و می‌گوید: «از همان اول هم قرار به دادن هویت ایرانی نبود. این حرف ها را هم کسانی که با این تفکر مشکل دارند، ساختند. ما آن زمان فقط خدا خدا می‌کردیم یکی ما را ببرد سوریه، حتی اگر شده با هزینه خودمان.»

***

شما هم می‌توانید خاطرات، مشاهدات و تجربیات خود از قاچاق انسان، پناهندگی و مهاجرت به اشتراک بگذارید. اگر از مسئولان دولتی یا افراد حقیقی و حقوقی که حق شما را ضایع کرده‌اند و یا مرتکب خلاف شده‌اند شکایت دارید، لطفاً شکایت‌های خود را با بخش حقوقی ایران وایر با این ایمیل به اشتراک بگذارید: [email protected]

مطالب مرتبط:

زندگی پر فراز و نشیب یک جنگ‌جوی لشکر فاطمیون

آموزش آمریکا در خدمت لشکر فاطمیون ایران

خون‌بهای شبه‌نظامیان فاطمیون

پول جنگ برکت ندارد؛ گام به گام با تربیت یک شبه‌نظامی لشکر فاطمیون

پادگان یزد، مرکز سری آموزش سربازان افغانستانی

تنور جنگ در سوریه دامن‌گیر شیعیان افغانستان

تلخ و شیرین؛ خاطرات جنگ لشکر فاطمیون

یک عضو لشکر فاطمیون: موقع ثبت نام گفتند احتمال کشته شدنت در این جنگ زیاد است

از جنگ در سوریه تا کارگری در کابل؛ زندگی پر فراز و نیشیب یک عضو لشکر فاطمیون

ثبت نظر

ویدیو

گوشه چشم یا نوک پستان؟ مسئله این است

۵ مهر ۱۳۹۷
خواندن در ۱ دقیقه
یکی از اعضای لشکر فاطمیون: فقط خدا خدا می‌کردیم یکی ما را ببرد سوریه